دین، رهبر و حکومت مرگبار اسلامی

بایسته و شایسته خردورزی تجربی، انسانی و تاریخ طبقاتی ماست که باهم در برابر بربریت، خودکامگی، تبهکاری و چپاول کاخ نشینان ولایت اسلامی بپاخیزیم

بایسته و شایسته خردورزی تجربی، انسانی و تاریخ طبقاتی ماست که باهم در برابر بربریت، خودکامگی، تبهکاری و  چپاول کاخ نشینان ولایت اسلامی بپاخیزیم و علیه شان سازش ناپذیر و همبسته بایستیم و یکبار برای همیشه این واقعیت آشکار را بپذیریم که ما در کمین و کنام دشمنان ضدبشریم و اگر دیرتر بجنبیم، هرکداممان می تواند روزی زیر چرخ دنده های مرگ رژیم له شود و با ماندگاری این بساط اعدام، ترور و نسل کشی های اسلامی، روزی نچندان دور دامی و جلادی از سوی آنها برای کشتارمان خواهدآمد. مگرنه که با آغاز حکومت اسلامی مرگ نابهنگام نیز زاده شد و با شتاب در سراسر کشور ریشه دواند، و سپس مرگ و جلاد و اعدام همه جا روئید و سخن روز شد و کشتارها بنام خدا پابرجا و هویت آسمانی یافت؛ و دیدیم که در هر کوی و برزن سوگوار، فریادهای شیون و زاری مادران برای جگرگوشگان سر بر آسمان کشید گریه و عزاداری ها ماندگار و عادی و روزمره شدند.

 

بهررو از زمین و زمان اسلامی ـ ولائی مرگ می بارد، حالا چه با جنگ 8 ساله ی پیش از کرونا باشد و چه با دشمنی افکنی و دیگران ستیز مذهبی و... درین زمانه حکومت الهی زدن، کشتن و مردن به زندگی نونهالان و جوانان هم پیوندخورده است. اگر دستگاه دین و ملاها و مکلاها همچنان حکومت سرمایه سالاری ضدبشری خود را تحکیم کند که تاکنون با هزاران نیرنگ و دسیسه کرده است! همچنان اخلاق ستیزی ها، فسادها، مرگ ها، ترورها، قتلعام ها، جنگ های فرقه ای و برتریجویانه فاشیستی هم برجامی مانند و قربانی می گیرند. چون گریه و غم و مرگ و اسلام باهم گره خورده اند چه در دوران نسل کشی خمینی باشد که او می خواست مردم کربلا و قدس را با "جنگ رحمانی" خود شیعی کند و چه همینک خامنه ای که با خودسری مالیخولیائی روزانه اش صدها بیدادرس را با ویروس کرونا روانه گورهای الهی ـ آخوندی می کند. راستی چرا ما بیدار و بیزار ازین نظام ضدبشری نمی شویم؟

 

اینک ما پاکباختگانیم و تلنبار دروغ ها، فسادها، چپاول ها، مرگباری ها، خودکامگی ها، زن ستیزی ها و بیدادرسی های حکومت دینی ـ ولائی 43 ساله شده است. آیا رهبر و کلیت این رژیم بی آبرو کور و کر است که دادخواهی های کارگران، مزدبگیران، زنان، جوانان و فریادهای ستم ستیزانه و روزانه ی مادران داغدار را نمی بیند و نمی شنود؟ آیا مرگکاری رهبر و رژیم دروغ و گزافه گوئی ست؟ از خودمان پرسیدنی ست! آیا این روند بدفرجام تباهی های معنوی و ویرانگری های بدخیم مادی برای مبارزه سرنوشت سازمان کافی نیست؟ مگر یکی از ویژگی های پلید و زشت دین دولتی، دستوری نمودن نوع زندگی برای نوع انسان مستقل و آزاداندیش 43 ساله نیست؟ همچنین آیا: مگر اجرائی ساختن و جبر اعمال نمودهای اسلام شیعی در زندگی جاری انسان های رنگین فرهنگ، امری الهی، فرقه ای و خودکامانه و تنها بسود کاست مذهبی جاهل نیست که همه می باید به آن تن در دهند؟ ما چه سودی از بقای دین دولتی داریم؟ آنهم در شرایطی که بهر حال از دید گردنکشان اسلامی خود مقصریم که آنها را برگزیده و به تبع آن بازنده ی این قماریم. یک فرقه شیعی یا یک حکومت مافیائی ولائی در ایران خدائی می کند، آنهم بر انسان هائی که هریک دارای دلبستگی ها و وابستگی های و جهان بینی های بسیار متفاوتی به ارزش های تاریخی دیگران دارند، چه رسد به شاخه شیعی اسلام که عهد بوقی ست و همو می خواهد سنت مستقل و دلبخواه خویش را بقیمت کشتار ما پاسداری کنند و چرانکند؟ اگر ما در برابرشان نایستیم!

 

در این 43 سال رژیم هولناک و مرگکار اسلامی برای جوامع رنگین اتنیک ایران جز یک راه و آن تبعیت بی چون و چرا از یک شیوه بنیادگرائی فناتیستی راهی و روشی و گذرگاهی دیگر برای انتخاب نگذاشته است و این خودمحوری فاشیستی نیز برای پوشاندن حقارت خویش در برابر دیگر جهان بینی ها و دیدگاه های عقیدتی و نگرش های رنگین کمانی و پیشرفته امروزی ست که اغلب انسانمدارند و نه دینمدار، آنهم دینی که جز فرمان سرکوب و کشتار، پاسخی بهر نافرمانی مدنی نداده و نمی شناسد. رژیم ولائی برای گریز از تن دادن به خواست ناچیز حق زندگی آزاد و دلبخواه ملت ها تنها، به زور کور روی آورده و چنین که می بینیم به ویرانگری دارائی های هنگفت کشور و برباددادن همه ارزش های انسانی آن نیز بنام خدا و دین چنگ زده و می زند. و زندگی تهی و بی بر و بار بنیادگرائی 1400 ساله اسلامی را به اشکال سیستماتیک به تک تک ما و آنهم با خشونت مرگبار تحمیل کرد و می کند. این دکان دین و بساط کپک زده و نادان و نادان پرور آن، پیوسته به هر دروغ، ترفند و نیرنگی دست می برد تا مگر نشان دهد که از موهبت پوچ آسمانی و از پشتیبانی غیبی ـ الهی بی اساس بهره منداست. و با چماق امام زورکی می گوید که تنها آنهائی می توانند راه رفاه، رستگاری و بهشت فردا را بیابند که بایسته و شایسته بندگی، مومنی و باورمندی به نظام آخوندی ـ الهی هستند و همیشه فرمانبردار نماینده خدا بر روی زمین می باشند و باورمند می مانند.

 

ایران اسلامی برای کارگران و زحمتکشان و همه مزدبگیران و تنگدستان جام شکننده مرگ بوده و اینک بیشتر از پیش مرگبار شده است. کشتار کرونا در چنین هیر و ویر رهبر نامتعادل و خردستیز از یکسو و کلیت مافیای نظام تروریست اش از دیگرسو بی هیچگونه سپر دفاعی ست و روزانه صدها بیدادرس بخاطر هجوم دلتا و نبود واکسن پیشگیری کشته می شود. چرا؟ زیرا رهبر کبیر اجازه خرید واکسن را نداده است و ما درین جار و جنجال های عدالت پناهی الهی می خوانیم و می بینیم که در گزارش ثروتمندان جهانی که شرکت مشاوره اقتصادی " کاپ جمینی" ارائه داده نشان می دهد که ایران با داشتن دستکم 250 هزار میلیونر در جایگاه چهاردهم جهانی قراردارد. و بیشترین میزان رشد افراد ثروتمند در جهان رابنام ننگ خود ثبت و برای همیشه تاریخی کرده است! بر پایه ی این گزارش ایران هماکنون میلیونر‌های بیشتری نسبت به اسپانیا، روسیه، برزیل و حتی خانواده انگل عربستان سعودی و دشمن و رقیب خود دارد. آنهم ساختاری که پیوسته از برابری و الگوی عدل علی سخن می گوید و مرتضی بختیاری رییس کمیته امداداش، خبر داده که خط فقر به 10 میلیون تومان رسیده و 33 درصد جمعیت کشور زیر خط فقر چند بعدی قرار دارند. بختیاری گفته: جمعیت زیر خط فقر مطلق در فاصله سال ‌های 92 تا 96 به 15% درصد رشد رسیده بود که از سال 96 تا 98 به 30% درصد افزایش شتابان یافته است. این گزارش نماینده دولتی برای کارگران و کارمزدان بیکار و تنگدستان گرسنه به معنای چرند بودن همه دعاوی عدل اسلامی ست و بیانگر مبتذل بودن قول های سران دین دولتی و همچنین بیگانگی کلیت حکومتیان با خواست ناچیز انسان کار و تلاش می باشد. آنهائی که درین نظام دله دزد و تبهکار با همه ی کار، زحمت و نقش مفیدی که در اقتصاد کشور دارند، اغلب آنها خود از مواهب تولیدهای شان بی بهره مانده و تازه دار و ندار کشورشان نیز به تاراج سرمایه سالاران انگل و آخوندهای مفتخور و هموند آنها رفته است و می رود.

 

سرمایه و دین یاور و همگام یکدیگر در برابر نیروی کارند. عصر نادان پروری ست، دوران بدخیم گرائی دینی و هراس پراکنی های واپسگرائی هاست که نشانه و پشتوانه اش هم بازگشت طالبان ها بفرمان امپریالیسم آمریکا و یاران ناتوئی اوست. عصر خودکامگان زورگو و فریبکار است. زیرا: در همین ایران خودمان سرکردگی بی چون و چرای یک واماندهِ خودکامه بنام ولی فقیه مطلق و مافیای بیت اش بر زندگی 85 میلیون انسان حاکم است. زور کور و عریان و پتک ویرانگر قوانین عصر شترچرانی بر سر اندیشه ورزی پویا و جستجوگر سیستماتیک و پیاپی کوبیده شده و می شود. شیوه زندگی ظالمانه شیعی جز فرقه ای نیست و روش و رسوم قبیله گرایی مذهبی ملاها و مکلاها را وحشیانه و حقیرانه نمایندگی می کند؛ نماد و نمود ابتذالی و انحطاطی ایکه برابر راه فردای آدمیان امروزی و نوگرا صدها سد و مانع ایجاد کرده است. در نگاه تنگ و سکتاریستی اسلام همیشه "دیگر و دیگرانی" هستند که به واسطه زبانش، فرهنگ، عقاید و دلبستگی های شان دشمن و کافر و ضد خدا نامیده و شناخته شده اند و اغلب آنان از حقوق بشر ابتدائی هم محروم شده و همچنان می شوند.

 

دین این نظام و امام عصراش در ایران( بسان همتباران حزب اللهی، بوکوحرام، آلقاعده، طالبان، داعش و... ) با زمانه ما بیگانه و رودررو و در ستیزند. و ناسازگاری همگی با تفاوت های اندکی در ریشه، چه سنی باشد یا شیعی از یک هویت و قماشند. آنها در ایران، منطقه و جهان به ما بارها گفته و همچنان می گویند یا " با ما باش و یکی شو" یا " با ما نیستی و دشمنی، پس خفه شو و برو گمشو و بهتر که نیست و نابودشوی و عملا هم خیزش ها و دادخواهی های پیگیر و بحق 88، 96، 98 بسیارانی را بسادگی قتلعام کردند و هماکنون نیز سرکوب اعتراض ها و اعتصاب های سراسری بخاطر نبود کار، آب و نان و برق و داروی همچنان ادامه دارد و کرونا هم بیاری رژیم سفاک درآمده است. آیا این دین، رهبر و دینمداران حاکم اش در ایران، منطقه و جهان سزاوار محاکمه عاجل، مستعد شنیدن بدترین توهین ها و تحقیرها نیستند؟ ساختاری که جز سرکوب و جزای مرگ، توهین و تحقیر برای استقلال خردورزی انسانی به موجودیت کارگران و زحمتکشان و زنان و جوانان نکرده است. امروز دوشنبه 25 مرداد درست سی و پنجمین روز اعتصاب کارگران هفت تپه سپری شده است که برای دادخواهی های حقوقی شان ادامه دارد و شگفتا که این اعتراض مسالمت آمیز همچنان بی پاسخ مانده است و چرا؟

 

و در پایان (( نگاهی بیندازیم به این گفته پادشاه عربستان که یک ریشخند واقعی و همزمان جوک جگرخراشی ست برای رهبر ایران اسلامی و ما قربانیان نظام شیعی که نکته ی واقعی آن و بیانش جنجال آفریده است. آیا با این اظهار نظر صریح سعودی های سنی حاکم در برابر دکل و دکان ولائی های خودکامه شیعی! این کنایه، ادامه همان جنگ مذهبی و چندش ابلهانه ای نیست که مصاف پوچ اش عمری بدرازای 1400 سال دارد.

پادشاه عربستان به خامنه ای چنین می گوید:

علی و حسین فرزندان آب و خاک عربستان بودند. آنها نیازی به گریه و عزاداری ایرانیان ندارند و در راه خلافت کشته شدند. مسخره بازی کافی ست. شما بهتر است فرزندان ایران را دریابید که در قرن بیست یکم بخاطر آب کشته می شوند و یا در زندان های خوزستان، سیستان و بلوچستان گرفتار و اسیر هستند! آیا این گفته ی پادشاه  مرتجع عربستان و نقدش روشن اش به رژیم شیعی ولائی واقعی نیست؟ البته که هست و رژیم را گریزی از آن نیست. ما باید کلیت بساط تزویر و بنای حاکمیت دینی خردکشان سرمایه سالاری دینی را درهم فروریزیم و سرنگون کنیم.

بهنام چنگائی 25 مرداد 1400

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: