چه کسانی بر جامعه ایران چند ملیتی حکومت می کنند؟!

بر طبق سخني که از پیامبر خدا نقل شده، 70 به توان 4 حوري يعني رقمي معادل 24,010,000 (24 ميليون) حوري بهشتي فقط در انتظار يک شهيد اسلامي هستند. با فرض اين كه هر كدام از فرشها 6 متر مربع باشد (که جای حوری ها حتا ایستادن هم نمی شود)، مساحت كل فرش ها مي شود 2,058,000 مترمربع با در نظر گرفتن 20% راه روها و راه پله و فضاهاي بدون فرش، مساحت كاخ 2,469,600 متر مربع به دست مي آيد. كه مي شود عمارتي با زيربناي 20000 متردر 20000 مترو 62 طبقه به ارتفاع 186 متر پر از حوري فقط براي يك شهيد اسلامي

تازه مفهوم برخی از واژه های سیاسی برایم روشن می شد و من به مسایل و مشکلات مملکتی و مردم علاقه نشان می دادم که روزی یک جمله ای را از یکی از دوستان نزدیکم شنیدم، مبنی براین که شاه گفته است "برجامعه 18 میلیونی ایران پادشاهی کردن زیاد افتخاری ندارد"، نقل به معنی. البته مرحوم محمد رضاشاه نگفته است، چرا افتخاری نمی کرده که پادشاه ایران باشد؟! بنده این را می گویم، زیرا اکثر مردم از نظر مادی و معنوی فقیر بودند. چرا مردم هم ازنظر مادی وهم معنوی فقیر بودند؟ این پرسشی است که علم و دانش آموزشی و تربیتی به آن پاسخ گفته است. در واقع اگر ما از نظر تعلیم و تربیتی، خوب بررسی کنیم، به این نتیجه خواهیم رسید که هیچ کسی نابغه از مادر به دنیا نمی آید و هیچ کسی اگر هم نادان بدنیا بیائیم، احمق زاده نمی شویم. این آموزش، تعلیم و تربیت، زیستن درمحیط سالم و درست رفتار کردن و سرمایه گذاری ثروت جامعه بسود و رفاه مردم است که نابغه هارا بوجود می آورد. این نکته برای مربیان جامعه نیز ثابت شده که دیکتاتورها و روحانیون در طول تاریخ آدم دانا و نا راضی را مطلقا نخواسته اند، بلکه دایم مطیع و سرسپرده را می طلبیدند و با هروسیله ای جلو علم و دانش و پیشرفت درجامعه را مستقیم و غیر مستقیم می گرفتند. این دیکتاتورها احتمالا نمی دانستند یکی ازعوامل اصلی این فقرو بدبختی و بیسوادی، آدمهای جاه طلب وخود خواه و مغز متحجری هستند که این امکان را بوجود آورده اند تا دیکتاتوران حاکم شوند وآنها منافع خودرا داشته باشند.

امروز همان جامعه ایران بیش از هفتاد میلیون جمعیت دارد و احتمالا 250 سال ازآن روزی که گویا شاه آن حرف را زده، عقب افتاده تر نگهداشته شده اند و این فاجعه و خسارتی بس بسختی جبران پذیر است. اگر شاه دیکتاتور بجای سرمایه گذاری بی حد و حصر در نظامی کردن مملکت، بطوریکه حتا ژنرال آیزنهاور نگرانی خود را، از پرداختن بیش‌ از حد شاه به بودجه نظامی، پنهان نکرد، او در یک تلگراف محرمانه، شاه را دارای «وسواس نظامی» توصیف کرده‌ است، نقل ازاینترنت، بعلاوه سرکوب روشنفکران و ناراضیان، به تعلیم و تربیت وآموزش بیشتر می رسید و به راهنمائی سازمان سیای آمریکا که گفته بودند: نا راضیان چپ را از سر راه بردار و در مساجد را باز بگذار، عمل نمی کرد، بدون تردید، ما جهان دیگری را می توانستیم داشته باشیم. اما امروز درقرن دجیتال این ضایعه دامنگیر جامعه هفتاد میلیونی ایران شده است و اکنون کسانی بر این جامعه با فرهنگ کهن حکم می رانند که واقعا شایسته ولایق حکم رانی براین مردمان با تاریخ و تمدن بسیار کهن، اما فقیر و در مانده، نیستند. مردمان ملتهای ایران نه اینکه مانند شاه که به پادشاهی خودبر 18 میلیون مردم افتخارنمی کرد، اکنون به این حکمرانان اصلا افتخار نمی کنند هیچی، بلکه درسطح جهان خودرا سر شکسته و خوار می بینند که احمدی نژاد رئیس جمهور ایران و ملاجوادی آملی مفسر قرآن و فیلسوف مملکت هستند. پس دریک جمله وصریح می توان گفت: که این رژیم فرزندخلف دیکتاتوری گذشته است.

از همه اینها که بگذریم، بیشتر مردمان ملتهای ایران ازچنگ این سیستم عاصی شده اند. از طرفی انسان نمی تواند ارزشی برای صحبتها و قول و قرارهای اینها قایل باشد، مانند قولهائی که اوایل انقلاب سال 1357 دادند که مثلا: "درجمهوری اسلامی دیکتاتوری وجود ندارد، روحانیون نباید رئیس جمهور شوند، رئیس کشور نخواهم شد"؛ امام خمینی، کیهان از 3 بهمن 1357 تا 9 دی ماه 1358 هجری خورشیدی.

"خانه نخرید، همه را صاحب خانه می کنیم"، آیت الله خسرو شاهی، کیهان 21 آذر 1358

"محتوای جمهوری اسلامی دمکراتیک است"، دکتر سنجابی 24 بهمن 1357 کیهان

"حکومت اسلامی حکومت عقیده است"، ابواحسن بنی صدر، 30 بهمن 1357 کیهان

"آب و برق مجانی می شود، برای کم در آمدها:، سخنگوی دولت، 18 اسفند1357 کیهان

"جمهوری اسلامی با حکومت مذهبی تفاوت دارد"، دکتر محمد مکری، 19 بهمن 1357

"شاه رفت مارکسیستها در ابراز عقیده آزادند"، کیهان 26 دی 1357

"حقوق ملت کرد فقط به خود او"، کیهان 21 آذر 1358 و قول و وعده هائی که بعدها داده شد، مانند نفت را سر سفره شهروندان می آوریم و غیره ....

اینها بخشی از قولهائی بودند که در زمان انقلاب و بعد از آن به مردم دادند و هیچ کدام اجراء نشد و اسلامی وار نه بر روی کاغذ، بلکه در سینه ها ماند. از طرف دیگر اکنون چه انتظاری داریم که اینها بغیر از این جملات قصارکه ذکرش خواهد رفت، چیز دیگری بگویند؟! فقط آه و ناله برای مردمان ملتهای ایران مانده است و بس. دریک مصاحبه تلویزیونی باتی. وی. یک، به مناسبت دهمین سال رأی دادگاه میکونوس، سارادهکردی دخترمبارز زنده یاد نورمحمد دهکردی یکی ازقربانیان فاجعه ترور دررستورانی به این نام در برلین، در پاسخ به پرسش خبر نگاربرنامه یک گفت: "بله، بعداز ده سال رأی دادگاه میکونوس هنوزباورم نمی شه که ما خانواده های قربانیان اینجوری پیروز شدیم. ... انتظار من از مردم ایران اینه. من نمی خوام پیام بدم، من دراینجا درخطر نیستم، ولی انتظاردارم مردم کوتاه نیاند وفراموش نکنند که این رژیم چقدر مارا آزار داده ...". بله، هم میهنان عزیز، این رژیم قرون وسطائی نه این که مردمان ملتهای داخل وخارج ایران را با دستگیری، زندان، شکنجه، ترور و کشتار آزار می دهد، بلکه گردانندگانش با جملات قصار خود درسطح جهان، جامعه ایرانی مخالف و حتا موافق را نیز آزار می دهند و در ملاء عام، شرمگین و سر افکنده می کنند.

اگر من همانطور که باطنز گفته ام 120 سال عمر کنم و مغزم هنوز آماده کار باشد و درباره این حضرات مطلب بنویسم، احتمالا 50 سال دیگر بقیه عمرم کفاف نکند که من حداقل به آرزوهایم برسم و خیلی چیزها را درباره اینها به روی کاغذ بیاورم!

قصدم ازنگاشتن این مطلب، مصاحبه های مکرر روزنامه نگار مبارز ومشهور و جوان، مسیح علی نژاد، با برخی از سران این رژیم است. اخیرا او مصاحبه ای تلفنی با حجت السلام جعفر شجونی، دبیر جامعه وعاظ تهران، داشته که خواندنش را به همه توصیه می کنم. این روحانی آدم زیاد پائینی نیست. او دبیرجامعه وعاظین تهران است. وعاظینی که مردم را شستشوی مغزی می دهند و جوانان نا آگاه را آماده انتحار می کنند. برای این که اصل مصاحبه طولانی را در اینجا نیاورم و درعین حال زحمت گشتن وجستجو را برای خوانندگان عزیز کم نمایم، آدرس اینترنتی مصاحبه را در زیر می آورم. خودتان بخوانید و عمق فاجعه را در جامعه ببینید. زنده باد خانم علی نژاد که با متانت و بردباری پرسشهای خود را مطرح کرده اند وپاسخ را برای خوانندگان محترم پیاده نموده اند. فکر می کنم که این آقای حجت السلام دیگر ازاین غلطها نکند. اما شما بکارتان ادامه دهید و موفق باشید. بطوری که من می دانم شما با وصف اینکه می خواستید در داخل مملکت بمانید، اما از چنگ این قرون وسطائیان فرار کرده اید و شما را بیرون نکرده اند، آن گونه که این آقا ادعا می کند.

http://soundcloud.com/frl-journalist/masi-alinejad...

در یکی از مقالات قبلی، من فقط به مرحوم ملا حسنی امام جمعه سابق ارومیه استناد کرده بودم، درمورد زنش و برابر دانستن او با الاغ از طرف ملاحسنی. یک دیوانه ای یا یک مأمور اطلاعاتی رژیم علنا مرا با ای میل تهدید کرده و اخطار نموده که دیگر به این چیز ها استناد نکنم و بابی تربیتی جملات زیر را نوشته است. من مطلب و آدرس ای میل دریافت شده را دراینجا می آورم که هم میهنان ارجمند بخوانند وخود قضاوت کنند که سطح سواد این مأموران تا چه اندازه است. پاسخ را می گذارم برای کسانی که در کامپیوتر تخصص و تبحر دارند که به این آقای نامحترم  بفهمانند که نمی شود بدین شیوه ازافکار عقب افتاده و قرون وسطائی دفاع کرد. تا آنجا که یک جوان تا حدی آگاه به امور کامپیوتر، به من گفت این آقای مزدور، دانشجو است. خاک برسر آن استادی که به این دانشجو درس می داده.

 از Von: fardin mohamadi <fardin_42@yahoo.com>

 بهAn: "g-moradi@t-online.de" <g-moradi@t-online.de>

 موضوعBetreff: ؟

 تاریخ دریافتDatum: Mon, 25 Jun 2012 20:50:59 +0200

"هرچندجواب ابلهان خاموشیست ولی برخود فرض میدانم که با جملاتی قصارجواب همچون تو ابلهی راکه خود بی وجودت را دکترمعرفی کردی بدهم. شما در المان می توانید با نرخ بسیار پایین زن و دختر خود را به حراج بگذار. هیچ کس با شما کاری ندارد

به هیچ ملیتی نباید اهانت کرد البته اگر کسی خود را جز الاغ نداند ازاد است

اکثریت دختران ایران که در خارج درس می خوانند بکارت ندارند

اگربی حجابی و عدم پوشش تمدن باشد پس ماده سگان از شما متمدن ترند

تو والاغانی مثل تو نمی تواند و وجودش را ندارد که در مورد زنان ایران تصمیم بگیرد

اگر خیلی احساس می کنی که رفتی تو المان ادم شدی فقط می تونی مواظب زنت باشی

توکه عرضه ی مواظبت اززن و دختر و خواهر خودت رو نداری فکر نکن که همه باید مثل اونا همیشه و پیش همه پاهاشون بالا باشه

در ضمن حسنی حرفی گفته که اگر صدتا دکترا هم بگیری نمی تونی درکش کنی در حالی که واقعیتی بیش نیست

مواظب خودتم باش که؟"

این نامه توهین و تهدید آمیز یک اسلامی است که بنده را اصلا نمی شناسد و این گونه در باره من و زن و خواهر و دختر من به قضاوت اسلامی نشسته است! به توصیه دوستان متخصص کامپیوتر پاسخی به این مأمور جمهوری اسلامی ننوشتم و توصیه می کنم شما هم با کامپیوتر خودتان ننویسید. اگر می شود، نمی دانم و می خواهید چیزی بنویسید از یک کامپیوتر دیگر استفاده کنید و فقط بپرسید که برچه مبنای اسلامی این چنین قضاوتی را کرده است؟ اولا، من خودم را هیچ جائی دکتر معرفی نکرده ام، بلکه این یک درجه وتیتر دانشگاهی است، هر کسی تحصیل کند و از تز علمی که ارائه می دهد بتواند دفاع کند، (نه مانند آقای احمدی نژاد با صلوات درجه دکترا بگیرد) به چنین آدمی این درجه را خواهند داد و استفاده از آن یک امر طبیعی است. دوما، خواهر و زن و دختر دراینجا جنس بحساب نمی آیند که حراج شوند. مانند ایران اسلامی و خانه های عفاف که یک آخوند به عنوان "دربان" آنجا بنشیند وعکس برخی ازخانمهای نگونبخت را به مشتریان عرضه کند و غیره! تا آخرش را بخوانید!! بعلاوه من با همت قدرت بیان و چیزی که یادگرفته ام، درست است فقیر زاده ام، اما خوشبختانه ضعف ریال هم ندارم، بنابر این هیچ نیازی نیست که زنم یا دخترم را به حراج بگذارم. خوب این مأمور مزدور بابی تربیتی جملات فوق را نوشته  است. که اگر عرضه دارم مواظبت از زن ودختر وخواهر خودم بکنم! و اضافه کرده که همه دختران ایرانی دانشجو درخارج باکره نیستند! و حسنی نیز حرف درستی گفته!! "اگر صد تا دکترا هم بگیری، نمی توانی درکش کنی"! این مزدور راست می گوید من و امثال، نمی توانیم درکش کنیم. اما فقط به ریش گردانندگان رژیم می خندیم. بهر حال گر چه خواهرانم یکی حدود 80 سال و دیگری 64 سال دارند و آنها فکر نمی کنم نیازی به مواظبت آنجوری که منظور این بچه پاسدار اسلام زده است، داشته باشند و درحراجی هم کسی به آنها نگاه نمی کند. من خودم نیز فعلا زن ندارم ودخترانم هم شوهر کرده اند. پس این توهینها هیچ کدام به من نمی توانند بچسبند و دلم می سوزد بحال چنین مزدوران بدبختی که جز این تهمتها و فحشهای رکیک چیز دیگری یاد نگرفته اند. البته توجهی به فحشهای درگاراژی او نکردم و ازتهدید اش هم نمی ترسم. با وصف این که یکی از دوستان نزدیک گفتند باید به پلیس آلمان رجوع کنم ولی من این کاررا هم نکردم. لذا این جریان را می گذارم در اختیار اذهان عمومی که خود قضاوت کنند و نیز برای آن انتحاریون بدبختی که به رفتن بهشت و به نقل قول ازپیامبر اسلام، به هزارها و میلیونها حوری دلخوش می کنند که درانتظار آنها بایستی نشسته باشند. من فقط یک چیز را باید بگویم، بی تردید اگر هزارها مانند بنده را بکشند، مطمئن باشند پایشان به در بهشت هم نمی خورد، تاچه رسد به حوری هایش. چون نه بهشتی وجود دارد و نه حوری در آن، پس یخود دل خوش نکنید، بقول خیام بزرگ چو رفتی، رفتی. اکنون من تأکید می کنم، بر آن که تهدید به کشتن هیچ دردی را درمان نمی کند، بلکه برتنفر نسبت به رژیمیکه آدمهای دیوانه را غیرمستقیم وادار به این توهینها می کند و آن را گسترش می دهد و حتا تحمل می کند، شدیدا می افزاید. با این توصیف، من مجدد مطلبی درافشای بیشتر این آقایان می نویسم که گفته هایشان به یقین سطح سواد و آگاهی آنها درهمه زمینه های اجتماعی و سیاسی است که برجامعه چند ملیتی ایران حکومت می کنند. البته اطمینان دارم اکثر مردمان ملتهای ایران ازنوع این بچه پاسدار سرنیزه بدست و تهدید کن نیستند. من می خواهم ماهیت و جنس این گردانندگان رژیم، هر چه بیش و بیشتر در معرض قضاوت هم میهنانم قرار گیرد. اگر چه به غیر از "توضیح المسائل خمینی" که اکثرا آن را خوانده اند و احتمالا زیاد هم در این باره مطلب نگاشته شده ولی شاید برخی فرصت نکرده باشند همه جملات قصار دیگر حضرات را خوانده یا شنیده باشند. به این دلیل من شمه ای از آنهارا که بیشترین گویندگانش هنوز زنده و کار بدست اند، به ترتیب می آورم: نخست آیت الله جوادی آملی که فیلسوف اسلامی وعضو مجلس خبرگان ومفسر قرآن است. این فرد از قماش جمهوری اسلامی درباره حجاب زنان چنین گفته است، خوب توجه فرمائید:

"فرمان الهی است که زن حق نداردتصمیم بگیردچه بپوشد.قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‏گوید می‏فرماید حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان اورا ازدید حیوانی ننگرند، لذا نظرکردن به زنان غیرمسلمان را، بدون قصد تباهی جایز می‏داند. راه حل این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملاً درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف ‏نظر کردم، حجاب زن مربوط به مردنیست تامرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند، بلکه حجاب زن، حقی الهی است. در اسلام حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش است.
همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‏الهی مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلم رقّت باشد و پیام عاطفه بیاورد، اگر جامعه‏ای این درس رقّت و عاطفه را ترک کردند و به دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادی مبتلا می‏شوند که درغرب ظهور کرده است. لذاکسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم، از اینکه قرآن کریم می‏گوید هرگروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر آلودگی اجرا کنید، معلوم می‏شود عصمت زن، حق‏الهی است و به هیچ کسی ارتباط ندارد".

بهرحال بنده کم سواد درمورد مذاهب، قرآن را ورق زدم، بجزسوره نور آیات 30 و 31 وسوره احزاب آیه 59 در مورد حجاب مردان و زنان چیزی پیدا نکردم و این جملات خود درآوردی آیت الله جوادی آملی هم در آن نبود. بنظر من آقای آملی ازخودش به قرآن در مورد زن افزوده و هیچ جمله ای در آن تا آنجا که بنده دیده ام، دراین مورد به این شیوه نوشته نشده است. از دختران باهوشم تقاضا دارم اگر آنان بغیر از این ها به نکات دیگری در مورد حجاب برخورد کرده اند مرا درجریان بگذارند. می گویم دختران هم میهن عزیزم، زیرا آنهادر 32 سال زور و اختناق احتمالا بیشتر قرآن راخوانده اند تا ما مردان. توصیه می کنم ترجمه قمشه ئی را.

در هر صورت هر زن مترقی و روشنفکری این جملات حضرت آیت الله آملی را بخواند از این الله و قرآن و گوینده آن نه این که متنفر می شود، بلکه دیگرنمی خواهد ترکیب چنین خدا و قرآن و آئینی را ببیند و یا قبول کند. فراموش نشود که این جملات از دهان یک فیلسوف مسلمان و عضو مجلس خبرگان قانون گذاری تراوش کرده است. این نشانه آن همه "رحم و مروت خداوندی" نسبت به بیش از نیمی ازمخلوقات خود است که اززبان آیت الله جوادی آملی مفسر قرآن بیرون آمده است! آیا اینها برای ماندن بر سر قدرت هرکاری نمی کنند؟!

 

همین مرحوم آیت الله غلامرضا حسني، امام جمعه سابق اروميه، در جائی گفته بود: "اگر فرد مشركي را وقتي فهميديم كه واقعاً مشرك شده، بايد او را بسوزانيم؛ اگر با گلوله هم بود اشكالي ندارد". این از دهان نماینده امام در آمده، پس یک فرد عادی نیست. بعلاوه تا یک پایه ای درست است که می گویند: مرحوم ملاحسنی کمی آدم دیوانه ای بود. دیوانه به این دلیل که براعدام پسرخود، رشید، صحه گذاشت و بعدهم پشیمان شد و می گویند که خیلی ساده لوح بوده، به این دلیل، چون بدون فکر کردن درباره عواقب کارجملاتی می گفت که در عالم سیاست فاجعه بار بود. مانند جمله فوق. فراموش نکنیم این ملا حسنی تا روز مرگ نماینده آیت الله خمینی وخامنه ای در آذربایجان ماند و هیچ در فکر عوض کردن او هم نبودند. زیرا او با تمام ساده لوحی اش یک موضع ضد کرد داشت وجنایت او دربرخی از دهکده های کردستان زبان زد عام و خاص است. لایق ذکر است آن چیزی که در مورد قتل کافران گفته است. او دقیق دستور قرآن 1400 سال پیش را مو بمو در آن مورد می خواسته اجرا کند که در سوره البقره آیه 191 آمده است. پس احتمالا هیچ تقصیری هم ندارد! تنها تقصیر ملا حسنی و هم کسوتان باز مانده او این است که مرز زمان و موقعیت را نمی شناسند و این را نمی دانند که ما در قرن دجیتال هستیم، نه در هزار و چهار صد سال پیش!!

یکی دیگر از آدمهای تصمیم گیرنده در جمهوری اسلامی سردار رادان، رئیس پلیس تهران بزرگ، است. من درباره طرحهای او برای جلوگیری از بدحجابی قبلا مطالبی نوشته ام. او اخیرا گفته است و من در مقاله دیگرم به آن استناد کرده ام که: "قرار گرفتن چكمه برروي شلوار به دليل نشان دادن بخشي از برجستگي بدن از مصاديق شرع است و تبرج (زینت) به حساب مي آيد". تبرج یعنی خودرا آراستن و زینت بخود دادن. من این رامجددا می آورم زیرا کسی آن را گفته است که 80 سال ندارد و مغز متحجر نیست، بلکه فقط 49 ساله است وبقول خودش دانشجوی ارشد دانشگاه است. اگر چه این آقای رادان، احتمالا بوئی از اسلام هم نبرده است اما موقعیت این گونه ایجاب می کند که بخواهد برجوانان بیشتر فشار بیاورد. در واقع این نوع افراد خواسته یا نا خواسته تیشه به ریشه این اسلام درایران می زنند. نفر بعدی خانم لاله افتخاری، نماینده مجلس اسلامی است که گفته است: "در سر زمين اسلامي نبايد يك مريض زن بدست نا محرم مداوا شود". یعنی این خانم نماینده مجلس ازخود نمی پرسد، اگرپزشک محرمی وجود نداشت که متأسفانه اغلب وجودندارد، چه باید کرد؟ آیا باید گذاشت که مریض بمیرد؟! خوب، این است سطح آگاهی یک نماینده مجلس. بیچاره به آن کسانی که به این خانم رأی داده اند. آيت الله خزعلي، عضو سابق شورای نگهبان و عضو مجلس خبرگان قانوگذاری، جملات قصاربسیار زیادی گفته است که ما فقط به چند نمونه آن بسنده می کنیم. در اینترنت می خوانیم که "آیت الله ابواقاسم خزعلی از تدوین کنندگان قانون اساسی این جمهوری اسلامی بوده است. او محرومیت زنان از ریاست جمهوری رابه توصیه آقای آیت الله خمینی می ‌داند" که اوخود برآن صحه گذاشته است. اوگفته است که "احمدی نژاد را خدا فرستاده است"! این خدای بزرگ چرا کسی دیگر را نفرستاد؟ نمی دانم!!

این آيت الله خزعلي در جای دیگر گفته است: "حجاب موجب بالا رفتن معدل دانشجويان ميشود". من نمی دانم چرا "سکینه کماندوها" (مأموران زن حفاظت دانشگاه)که بهترین حجاب اسلامی را دارند نتوانسته اند حتا دیپلم بگیرند تاچه رسد بمعدل بالا دردانشگاه؟ این واقعا از آن حرفهاست که فقط افرادی از جنس آیت الله خزعلی باید بفهمند!!

سيد حسين مرعشي، از فعّالانِ سیاسیِ اصلاح ‌طلب و سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی، گفته است: "احمدي نژاد نه فقط معجزه هزاره سوم، كه معجزه هزاره چهارم هم هست". این آیت الله تازه از قماش اصلاح طلب و مترقی روحانیون است. بیچاره برجامعه ای که این طرز تفکر بر آن حاکم است. من فکر می کنم اینها نکاتی هستند که این آقایان از یک دید فرصت طلبی نا خود آگاه بیان می کنند، همان گونه که خیلی از این آخوندها نا خود آگاه و فرصت طلبانه دست شاه و فرح دیبا را می بوسیدند. و گرنه خود آنها احتمالا به آن کار باور ندارند. آیت الله دستغیب شيرازي که از مترقی ترین آیت الله ها است درکتاب معاد ازپيامبر اسلام نقل قول مي کند که رسول خدا فرمود: "هر مؤمن که شهيد مي شود در بهشت قصري انتظارش را مي کشد که دران قصر 70 حجره است و هرحجره داراي 70 تخت است و بر هر تختي 70 فرش گسترانده اند و بر هر فرشي 70 حوري نشسته و انتظار ان شهيد کشته شده در راه اسلام را مي کشد". "با بررسي اين سخن و با يک ضرب ساده رياضي مي توان به اين نتيجه رسيد که بر طبق سخني که از پیامبر خدا نقل شده، 70 به توان 4 حوري يعني رقمي معادل 24,010,000 (24 ميليون) حوري بهشتي فقط در انتظار يک شهيد اسلامي هستند. با فرض اين كه هر كدام از فرشها 6 متر مربع باشد (که جای حوری ها حتا ایستادن هم نمی شود)، مساحت كل فرش ها مي شود 2,058,000 مترمربع با در نظر گرفتن 20% راه روها و راه پله و فضاهاي بدون فرش، مساحت كاخ 2,469,600 متر مربع به دست مي آيد. كه مي شود عمارتي با زيربناي 20000 متردر 20000 مترو 62 طبقه به ارتفاع 186 متر پر از حوري فقط براي يك شهيد اسلامي". ببینید چه وعده هائی از زبان پیامبر اسلام به مؤمنین وبویژه به کسانی که می خواهند درراه اسلام شهید شوند، داده شده. خوب احتمالا پیامبر اسلام فقط قصری را گفته است که 7 حجره و الی آخرداشته است و اغراق گویان یک صفر به آن افزوده اند. تازه اینهم بدون صفرش زیاد و اغراق آمیز است که می شود 2401 حوری برای هر شهید که این شهید بیچاره اگر هرشبانه روزی چهارحوری را راضی کند که نمی تواند، بعداز حدود 600 شبانه روز نوبت به آخرین حوری می رسد! اینان چه نکته ضعفی را از این انسان دوپا بدست آورده اند که همه چیز درزندگی انسانی بدست فراموشی سپرده می شود، فقط و فقط، حوری بهشتی وآن هم به تعداد غیرقابل باور وعده می دهند. تاکنون و تا آنجاکه بنده کم سواد می دانم کسی این اغراق گوئی را نقد و رد نکرده است. بدیگر سخن آن راصحیح می دانند و احتمالا به همین دلیل، ما تعداد انتحاریون درمیان جوانان پاک دل مسلمان زیاد داریم! لایق ذکر است، من بغیر از آن چه که خودم حساب کرده ام و ازاغراق گوئی کاسته ام بقیه مطالب حساب شده را که روایات و افسانه هائی بیش نمی تواند باشد، از اینترنت گرفته ام و حساب کننده نام خودش را ننوشته بوده، به همین دلیل من نامی را ننوشته ام. اگر زیر "جملات قصار" زده شود، این اطلاعات خواهد آمد. درهرصورت با این حساب ساده ریاضی همه چیز زیرعلامت سئوال خواهد رفت و افسانه بودن بیشتر و بیشتر نزدیک به حقیقت می شود. یکی دیگر از این حضرات که مدعی شناخت جهان است، بنام حجت الاسلام والمسلمین مهدی پور است که بگفته ایشان"رواج بی بند و باری دریک جامعه، باعث بروز زلزله می گردد". یعنی در ژاپن که زلزله فراوان است بنابه این گفته، باید بی بند و باری بیشتر از تمام دنیا باشد، در صورتیکه بی بند و باری در ژاپن به پنج درصد آلمان و فرانسه و بلژیک و آمریکا نمی رسد. و جالب است که کمترین زلزله در این کشورهای اخیر اتفاق می افتد. "در ایران 32 سال گذشته که جلو بی بند و باری گرفته می شود" و در جهان حد اقل بوده است، به مراتب خیلی بیشتر از بی بند بارترین کشورهای جهان زلزله آمده است. این که گفته می شود، اینها ساده لوحانه و بدون عواقب فاجعه بار سیاسی هرچه ازدهانشان می آید، از آیت الله سید روح الله خمینی گرفته تاملا حسنی وجوادی آملی و امثال گفته و می گویند، نشانه کم علاقگی مردم به مطالعه و مسایل سیاسی است وقبل ازهمه غیر سیاسی بار آوردن مردم بازور و اختناق است. در غیر آن، اینها شانس حتا یک هفته بر سر قدرت ماندن نمی توانستند داشته باشند. درپایان، مفسر قرآن و مدرس آن، حجت الاسلام قرائتی بدرستی گفته است: "ما آخوندها هميشه مثل گاز اشك آور عمل مي كنيم؛ فقط بلديم گريه مردم را درآوريم". این اصفهانی ناب و هم ولایتی رادان حداقل توی خال زده است و تنها کسی است در این دایره، یک جمله درست حسابی را بیان داشته است. در واقع کار آخوندی چیزی جز اشک مردم در آوردن نیست. آرزو دارم که پاسداران جهل سر عقل آیند و جامعه ایران روی خوش ببیند.

هایدلبرگ، آلمان فدرال 29. 7. 2012

ایمیل نویسنده: 
منبع: 
ایمیل رسیده از نویسنده
انتشار از: