حزب چپ فدائیان خلق نقش بر آب خواهد زد!


تا برگزاری کنگره دوم حزب چپ ایران – فدائیان خلق – { زین پس حزب چپ... } زمان چندانی نمانده است، کنگره ای که قرار است، برنامه سیاسی را تهیه و تدقیق و تکمیل اساسنامه را به سرانجام رساند. بدون اینکه وارد بحث‌های پر پیچ و خم و یا بعضا تکراری بشوم، دوباره نکاتی مرتبط با حزب چپ ... را مورد بررسی قرار داده و برای چندمین بار یادآور می شوم، اگر بزرگان حزب مزبور اقدام

 

بارها گفته ام و بار دگر می گویم حزب چپ فدائیان خلق نقش بر آب خواهد زد!

تا برگزاری کنگره دوم حزب چپ ایران – فدائیان خلق – { زین پس حزب چپ... } زمان چندانی نمانده است، کنگره ای که قرار است، برنامه سیاسی  را تهیه و تدقیق و تکمیل اساسنامه را به سرانجام رساند. بدون اینکه وارد بحث‌های  پر پیچ و خم  و یا بعضا تکراری بشوم، دوباره نکاتی مرتبط با حزب چپ ... را مورد بررسی قرار داده و برای چندمین بار یادآور می شوم، اگر بزرگان حزب مزبور اقدام به تصحیح و تجدیدنظر همه جانبه نکنند، قطعا به میدان پر مناقشه وارد خواهندشد.
1 – معتقدم که همچون گذشته، تقویت و توسعه هرچه بیشتر سازمان فدائیان خلق ایران – اکثریت – یک ضرورت تاریخی غیرقابل انکار است و واکاوی زوایای تاریک حزب چپ... نیز امری حتمی و ضرور ست، از اوان پروژه وحدت بطور پنهانی تاکنون آشکارا تاکید می شد که سازمان فدائیان خلق – اکثریت – در حزب بزرگ چپ جذب و ضبط شود، خوشبختانه پتانسیل خواهان حفظ سازمان، به طالبان حذف سازمان نشان داد که آنچه نامیرا خواهدبود سازمان فدائیان خلق – اکثریت – است، ولی نمی توانست بپذیرد که حزب چپ ... قادر به مصون نگهداشتن خود از ویروس میرایی نیست.
عملکرد حزب چپ ... در فاصله دوکنگره دلالت بر آن دارد که گویا تقدیر این حزب بر مداری تنظیم نشده تا به جائی رسد که نظر موسسان را تامین کرده باشد، شوربختانه هم رویکرد و هم عملکرد حزب چپ... به گونه ای بوده است که همواره گِرد دایره تردید چرخیده تا به جائی برسد؛ جائی که چون گذشته دیگر نمی تواند حرکت حداقلی رو به به جلو را تندتر دهد، و متقابلا حرکت حداکثری عقبگرد را کندتر کند. حزب چپ... در چشم انداز باید  اعلام نمایند که در تخقق آن چه می خواستند موفق نشدند، موفقیتی که به تقویت آن نیانجامید تا مانع رشد اضمحلال این حزب نوتاسیس شود.
در رابطه با عدم موفقیت منتهی به ناتوانی حزب چپ .. در ایفا نقش خود مقدمتا تاکید می کنم، یکی از دلائل ناتوانی حزب مزبور توجه نکردن و نپرداختن به سایر گروههای چپ از جمله راه کارگر و... و دیگر گروههای چپ بوده و این ادعا که آنها در زمین چپ ایران نقش اصلی ندارند، نظر پسندیده ای نیست و این عمل حزب نوتاسیس امری ضدوحدت است. شوربختانه حزب چپ... علیرغم  طی مسیر پرپیچ و خمی دارد به نقطه ای نزدیک و نزدیکتر می شود که قطعا با موج پاسیفیسم منحل کننده روبرو خواهد شد. علیرغم تمام مخالفتها با سازمان، باید بقا و حفظ آن را چراغی دانست که بهر روزهای تاریک چپ حفظ شد، که حتی با فراروئیدن موج پاسیفیسم به سونامی، وجود سازمان میعادگاه تجمع سونامی زدگان خواهدشد؛ حالیه با وجود انفعال منجر به انحلال حزب چپ.. و رشد زیرپوستی آن آیا این تشکل می تواند نقص خود را برطرف کند؟                                                                                                                        متاسفانه در حزب چپ... تصنیفی با هارمونی مشخص تنظیم نشده تا اعضا و هواداران، هر یک به سهم خویش، هماهنگ بنوازند نه اینکه هرکس ساز خود را بزند تا اتحاد را مقهور پراکندگی کنند، مثلا  هنوز درک متفاوت از حاکمیت ارائه می شود، حتی درک واحدی از ایران در تمام زمینه ها دیده نمی شود، همچنین تحلیل از منطقه و جهان متفاوت و بعضا متقابل هستند، یکی دیگر از دلائل شکنندگی اتحاد، نبود یک برداشت یکسان از جامعه ست. بنابراین تا مادامی که حزب چپ... تحلیل یکسان از جامعه به شمول اجزا آن ارانه نکند، قادر به اتحاد بین احزاب و سازمان های چپ و جمهوریخواه نخواهدشد. آیا  باوجود نشانه های کاستی می شود یا می توان از حزب چپ... به مثابه نماد اتحاد پایدار و ناشکننده دفاع نمود؟ آیا الان همه چپ های دمکرات زیرپرچم حزب چپ... متحد شده اند؟ آیا این حزب توانست جمهوری خواهان را تحت لوای بلوک اتحاد جمهوری خواهی درآورد و در امتداد بلوک مزبور یا قبل از آن چپ های رادیکال را در تشکل فراگیر جذب کند؟ آیا جواب پرسش های فوق آری است!
از سوی دیگر، آیا حزب چپ... می تواند نشانه هایی را اعلام کند که به یک جریان عمده در جامعه تبدل شده تا بتواند سازمان فدائیان را در خود مستحیل و یا مستتر کند یا نظیر سازمان قادر است با اقشارهای مختلف جامعه پیوند ارگانیک و تنگاتنگ برقرار کند، پیوندی که بر بستر آن برآحاد جامعه تاثیر بگذارد. به گواه واقعیت حزب چپ...

در مدت فعالیت خود قادر نشده حرکتی متناسب با اهداف راهبردی را رونمائی کرده و به منصه ظهور برساند تا نشان دهد در جامعه داخل کشور از وزن قابل ملاحظه ای برخوردار شده است، و در پرتو آن قادر به تاثیرگذاری بر اقشار مخاطب خود در جامعه می باشد.

از دوستان عازم کنگره می پرسم؛ چرا حزب چپ... هنوز نتوانسته اعلام کند چه سازمان هایی می توانند در ترکیب اتحاد چپ قرار گیرند و چرا این دایره چنان تنگ است که برای بعضی ها کرسی منظور نشده است؟ با این محصور و محدودیت سازی ها حزب چپ... در دایره اتحاد فراتر از جلب تشکل هموند فدائیان نرفته و  طبیعی است که تاکنون نتوانسته با هیچ گروه چپ سوسیالیستی اعم از راه کارگر و حتی حزب توده میثاق اتحاد ببندد.
2 -  حزب چپ ... کپی از حزب چپ آلمان است، این را متولیان اولیه پروژه وحدت اعلام کردند و تلویحا و آشکارا، تمایل به اقتباس از حزب چپ آلمان را بیان داشتند، چرا آلمان؟ چون بحران هویت ناشی از فروپاشی سوسیالیسم دولتی، و سکونت درغرب و آشنائی با احزاب زمینه کپی برداری از پارادایم تشکیلاتی از آلمان گردید. حال برای مقایسه حزب چپ... و حزب چپ آلمان شناسه هایی از آن را برمی شمرم ودر برابر حزب چپ... خودمان قرار می دهم. مگر نه اینکه حزب چپ آلمان (سابقاً حزب سوسیالیسم دموکراتیک یا چپ شرقی ) حزب سوسیالیستی آلمان است. این حزب حاصل ادغام « حزب سوسیالیسم دموکراتیک » و « حزب کار و عدالت اجتماعی » بوده که مرام سیاسی آن اعتقاد به سوسیالیسم دموکراتیک، ضد سرمایه‌داری و ضد نظامی‌گری است.
حزب چپ آلمان حزبی با 60 هزار عضو بوده که جزء استخوانبندی ائتلاف حزبی است و در اینجا حزبی که بعد از 4 دهه تفرقه توانسته تعدادی از رفتگان از سازمان را از راه رفته دوباره به خاستگاه خود بازگرداند و گمان نرود که اعضا آن به هزار عضو هم برسد و اینکه در موضوع ائتلاف برون بخشی و اتحاد بین چپ ها چه میزان نقش دارد، بماند که البته ناتوانی در تجمیع نیروهای چپ یکی از مظاهر بروز انفعال در حزب چپ... می باشد.
  اما پرسش من این است که طبعا در اقتباس ادغام دو « حزب سوسیالیسم دموکراتیک » و « حزب کار و عدالت اجتماعی » نکات مربوط به تجارب تشکیلات آنها رعایت شده، چون بعید به نظر می رسد که در روند گذار آن دو حزب آلمانی به حزب چپ آلمان موضوع دوعضویتی عنوان شده باشد؛ حال آنکه در روند تشکیل حزب چپ... کماکان بر موضوع دوعضویتی اصرار می شود و میل به کنار گذاشته آن نیست. این امر می تواند دو دلیل داشته باشد که یک دلیل عمده اش برای محکم کاری است که اگر حزب چپ... با انفعال مایل به انحلال روبرو شد از آن رویه کارت دو عضویتی استفاده کرد و به مبدا یا سازمان فدائیان اعم از اکثریت و لاغیر بازگردند. اما وجود گسل های حزب چپ... و ناتوانی آن در انجام ماموریت اتحاد نیروهای چپ سبب می شود که خواستار لغو دوعضویتی شده و اگر هم اصرار بر ادامه دوعضویتی در حزب چپ... یا تشکل بزرگ نچندان فعال است، چرا نبایستی سازمان فدائیان اکثریت فعالتر شود تا به ارزیابی رویدادها جهت ارائه تحلیل های سیاست ساز مبادرت ورزد. عامل دوم ناتوانی می تواند این باشد که برفرض محال حزب چپ... یک تشکل بزرگتر از خود را تشکیل داد، فکر می کنید چه اتفاقی می افتد؟ قاعدتا تا زمانی که حضور این حزب نوتاسیس نظیر سازمان فدائیان خلق – اکثریت - در جامعه داخل کشور احساس نشود تا خواست و نیاز مبرم مردم را به امر سیاسی تبدیل نکند، در حزب چپ...هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد.
مشکل امروز حزب چپ... مشکل نظری است، اندیشه ای که بتواند سیاستی را اتخاذ نماید تا در پرتو آن قادر به برقراری ارتباط با جامعه شود. حزب چپ... تا حدود بسیار زیادی از بُن و ریشه خود یعنی زحمتکشان جدا افتاده زیرا ویروس لیبرالی مدتهاست که اندام های حزب چپ... را تسخیر کرده است تا جائی که این حزب هنوز بر سر دوراهی نماینده مردم بودن یا اتکا به جامعەی جهانی به سر می برد.
3 – تاخیر در موضعگیری در قبال غلبه طالبان در افغانستان :
  نکته قابل یادآوری تاخیر حزب چپ... بخاطر غلبه طالبان بر افغانستان و تصرف این کشور است که به موقع بیانیه صادر نمی کند، ضمن اینکه بیانیه با تاخیر نیز، از خطای ارزیابی مبرا نیست. وقتی در لابلای سطرهای بیانیه جستجو می کنی، نکات مورد نقد آشکار می شود که حزب می توانست نقش مولفه های قدرتی جهان، منطقه و داخلی را درمعادلات سیاسی افغانستان نشان دهد که انجام نداده تا خلاء و پاشنه آشیل بیانیه آشکار شود.

بیانیه از تلاش آمریکا مبنی بر خارج کردن کادر غیرنظامی سخن می راند و به مذاکرات میان نمایندگان سطح بالای افغانستان و مقامات دولت مرکزی فروپاشیده وارد می شود بی آنکه از نقش چندوجهی و اساسی آمریکا در حمایت از طالبان از یکسو و از سوی
دیگر تبانی پشت پرده با دولت مثلا دمکرات آمریکاساخته اشرف غنی نام ببرد.

مهرزاد وطن آبادی

منبع: 
امیل رسیده
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر نظرات رسیده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه کامنت منصور ک.:

نویسنده در پایان این بخش تکرار می‌کند که "حزب چپ... تا حدود بسیار زیادی از بن و ریشه خود یعنی زحمتکشان جدا افتاده زیرا ویروس لیبرالی مدتهاست که اندام های حزب چپ... را تسخیر کرده است..."
تصویر نظرات رسیده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نظر رسیده از منصور ک.
نویسنده مطلب، که کمر بر نابودی حزب چپ بسته و بیشتر نیروی خود را به جای مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی، برای مبارزه با حزب چپ به کار می‌برد، نه تنها ادعاهای خود را مستند نمی‌کند، بلکه در مواردی، آنچه را
تصویر نظرات رسیده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من موافقت و مخالفتهایی با بخشهایی از نوشته شما دارم. یک نقطه ضعف این است که شما در باره ادعاهایی که نسبت به اهداف و دیدگاههای حزب آورده اید، هیچ مثال و نمونه ای نمی آورید جز مورد