زمینه‌های همکاری‌های طالبان و جمهوری اسلامی


ذبیح‌الله مجاهد، سخنگو و معاون سرپرست وزارت اطلاع‌رسانی حکومت طالبان، به خبرگزاری اسپوتنیک روسیه گفته است: «در حال حاضر اختلافی با تهران نداریم و تلاش می‌کنیم روابط خود را با ایران توسعه دهیم.» روابط این دو رژیم در چه زمینه‌هایی قابل توسعه است؟ چه چشم‌اندازی از این روابط در آینده تصورشدنی است؟

سیاست‌های مشابه دو رژیم

طالبان و جمهوری اسلامی در سیاست داخلی (فرقه‌گرایی، سرکوب حقوق زنان، سبعیت برای ارعاب شهروندان و شریعت‌گرایی) و خارجی (نگاه به شرق، راهزنی و گروگانگیری، نقض مقررات بین‌المللی) بسیار شبیه به یکدیگرند. این‌گونه رژیم‌ها حتی اگر تفاوت‌هایی داشته باشند (که این دو از آغاز نداشتند) در دراز‌مدت شبیه به هم می‌شوند.

طالبان و جمهوری اسلامی به هم نیاز دارند چون هر دو به‌رغم داشتن نسبتی با بخشی از سنت‌های دیرین و ضد انسانی جوامع خود نسبتی با روال‌های دنیای امروز ندارند. از این جهت شاهد همکاری میان این دو رژیم بوده و خواهیم بود. این دو به دلیل تصور دشمن مشترک ناچار از همکاری‌اند و به همین دلیل بازگشت طالبان به قدرت با استقبال نهادها و بوق‌های تبلیغاتی جمهوری اسلامی همراه شد. تنها رقابت دو امیرالمومنین در کسب رهبری جهان اسلام موجب نگرانی بخشی از اسلام‌گرایان شیعه در ایران شده است. در این نوشته به برخی از زمینه‌های همکاری این دو رژیم اسلامی اشاره می‌کنم.

ترانزیت مواد مخدر

به گزارش رویترز مقام‌های هندی در ۳۰ شهریور ۱۴۰۰ از کشف و ضبط یک محموله تقریبا ۳ تنی هروئین خبر دادند که از افغانستان و از راه بندرعباس به این کشور منتقل شده است. بنا بر اعلام این مقام‌ها ارزش این محموله حدود ۲.۷۲ میلیارد دلار است. این محموله تحت عنوان یک محموله از سنگ‌های فرآوری‌شده طلق و به واسطه یک شرکت تجاری هندی وارد هند شد و قصد حرکت به سمت دهلی را داشته است. قاچاق چنین محموله‌ای به این ارزش پس از تسلط طالبان که مجاری ورود و خروج کالا از آن کشور را در دست دارد نشان می‌دهد که امکان همکاری‌های سطح بالا میان مقامات جمهوری اسلامی و طالبان در این حوزه بسیار زیاد است. ایران بزرگ‌ترین گذرگاه ترانزیت مواد مخدر در جهان است و تداوم کار این گذرگاه منوط است به همکاری طالبان و سپاه‌‌ـ‌نیروی انتظامی.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

هر دو طرف در معتادکردن جوانان هندی و اروپایی و آمریکایی (کفار) مشکلی ندارند. هر دو در این شرایط به درآمدهای چند میلیاردی ترانزیت مواد مخدر نیاز دارند و هر دو در سطوح بالا از این تجارت نفع می‌برند. مرتضی رضایی در بیت خامنه‌ای مسئول تجارت مواد مخدر در مقیاس‌های میلیارد دلاری در دنیاست و بدون تردید در این تجارت در این مقیاس‌ها بین دفاتر دو امیرالمومنین در تهران و قندهار هماهنگی‌های لازم صورت می‌گیرد.

 

صادرات مواد مخدر

ایران دارای یک بازار دست‌کم پنج میلیارد دلاری توزیع و مصرف مواد مخدر است که افغانستان کارخانه‌های تولید مواد آن را در اختیار دارد. طالبان پیش از تسخیر کابل تنها به بخشی از این بازار دسترسی داشت و از آن منتفع می‌شد اما اکنون که قوای مسلح و دستگاه‌های امنیتی را در اختیار گرفته است خواهان سهمی بزرگ‌تر در این تجارت خواهد شد. گلوگاه‌های اصلی این تجارت در مقیاس‌های بزرگ در ایران فرماندهان نیروی انتظامی و سپاه قدس‌اند که هم سهم امام را در این زمینه می‌پردازند و هم بخشی از هزینه‌های حزب‌الله و حوثی‌ها و حشد‌الشعبی را. از همین جهت همکاری غیررسمی میان دولت پنهان و فرماندهان سپاه قدس از یک سو و مافیای افغانی مواد مخدر که طالبان سرنخ‌هایش را به دست خواهد گرفت محتمل خواهد بود.

همکاری‌های نفتی

صدور سوخت از ایران به افغانستان پس از چند روز وقفه ناشی از تسخیر افغانستان از سر گرفته شد. طالبان حتی تعرفه واردات سوخت از ایران را ۷۰ درصد کاهش داد. افغانستان تنها یک پالایشگاه کوچک در هرات دارد و محتاج سوخت است، و ایران نیز با گران کردن سوخت در داخل و فشار بر مردم به دنبال کسب درآمد است. تنها مشکل در اینده این است که افغانستان با کاهش دلار مواجه شده و نتواند به میزانی که حزب‌الله و حوثی‌ها دلار و یورو می‌خواهند سوخت وارد کند. تا زمانی که امیرالمومنین طالبان با ولی فقیه در تهران بیعت نکند سوخت مجانی به امارت اسلامی تعلق نخواهد گرفت.

همکاری‌ در حوزه‌‌های امنیتی و تروریسم علیه مخالفان و غرب

طالبان و جمهوری اسلامی تازه یکدیگر را چنان که باید یافته‌اند و طالبان دریافته است که در سیاست خارجی و داخلی باید شبیه به «نظام» شود تا بماند. از همین جهت این دو رژیم در سرکوب و ترور مخالفان با یکدیگر همکاری خواهند کرد. همچنین برای ترور و گروگانگیری شهروندان غربی این دو زمینه‌ همکاری اطلاعاتی و امنیتی دارند و همان همکاری‌ای که میان دولت عراق و جمهوری اسلامی در حوزه‌های امنیتی و نظامی در جریان بوده و به ترور و قتل صدها عراقی مخالف و ایرانی مخالف انجامیده در افغانستان تحت طالبان تصورشدنی است. دیدارهای مقامات طالبان با مقامات ایرانی پیش از رسیدن به قدرت عمدتا میان مقامات امنیتی و نظامی بوده است و بعد از این هم این‌گونه ارتباطات ادامه خواهد یافت.

همکاری در ساختن دولت اسلامی

طالبان پس از روی کار آمدن به شدت با کمبود نیروی انسانی قابل عرضه برای مقامات تخصصی و کادر اداری دولت خود مواجه است و برای تداوم بخشیدن به حکومتش به نهادسازی نیاز دارد. جمهوری اسلامی می‌تواند بهترین مشاوره و آموزش‌دهنده در این زمینه باشد. افرادی از دانشگاه تربیت مدرس و دانشگاه امام حسین می‌توانند به طالبان در حوزه‌ کادرسازی مشاوره بدهند، اعضای شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت و مجلس خبرگان نیز می‌توانند به طالبان در نهادسازی کمک کنند و مشاوران خامنه‌ای نیز می‌توانند دوره‌های کادرسازی برای اداره‌ دفتر امیرالمومنین طالبان برگزار کنند.

همکاری در اسلامی‌سازی جامعه

از سوی دیگر طالبان می‌خواهد همه‌ امور در افغانستان را اسلامی کند که در این زمینه نیاز به یادگیری از جمهوری اسلامی دارد. اعضای ادوار مجلس، قضات بازنشسته، اعضای هسته‌های گزینش، روسا و مدیران پیشین صدا و سیما و وزارت ارشاد، مسئولان فیلترینگ و پارازیت، مدیران موسسه‌ اوج و مسئولان ستادهای برگزاری نماز جمعه، امر به معروف و نهی از منکر و زکات می‌توانند به طالبان بیاموزند که چگونه مقررات را اسلامی کند، فرهنگ و هنر و آموزش و ادبیات را به تبلیغات سیاسی تقلیل دهد، سانسور و فیلترینگ و پارازیت را به جریان بیاندازد، نیروهای طالب را با سهمیه و گزینش و دانشگاه طالبانی (مثل جامعه الصادق) به مدارک عالی مزین کرده و در مقاماتی مثل رئیس دانشگاه کابل یا وزارتخانه‌ بهداشت یا وزارت مخابرات یا برق بگمارد.

موضوعی در این میان نیست که مقامات جمهوری اسلامی بتوانند از طالبان بیاموزند چون آن‌ها پیشگام گروه‌هایی مثل طالبان بوده‌اند. طالبان اگر بخواهد چند دهه مردم افغانستان را تحت سیطره‌ خود قرار دهد تا سال‌ها نیازمند یادگیری و انتقال تجربه‌ جمهوری اسلامی است. در دو دهه‌ اخیر آن‌ها از جمهوری اسلامی آموخته‌اند که ظواهر امور را درست کنند اما به نظرشان عمل کنند. طالبان دختران را از رفتن به دبیرستان محروم می‌کند و در عین حال می‌گوید: «حقوق مساوی زنان و مردان را در آموزش تامین می‌کنیم.» طالبان برای استفاده‌ به‌جا و به موقع از نظریه‌ توطئه، مدیریت رسانه‌های خارجی، جوسازی، برچسب‌زنی اسلامی، کشتار جمعی در زندان‌ها، خودکُشاندن زندانیان و بسط ارتباطات با مافیاهای اروپایی به جمهوری اسلامی نیاز دارد.

منبع: 
ایندیپندنت فارسی
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: