مریم طوسی دختر قهرمان دو ایرانی در مسابقات آسیائی

اگر برای چند لحظه ای هم شده باید از عرق میهن دوستی و هم نوع دوستی و تشویق در همه امور برای جوانان مملکت کوتاه نیامد. این برای من مهم نیست مریم قهرمان از کدام ملیت در ایران است، چه عقیده سیاسی دارد و چگونه می اندیشد، راست است، چپ یا سوسیال دمکرات. برای من این مهم است که هم میهن است و دختری ازتبار زنان قهرمانان ایرانی. ازنام خانوادگی بر می آید که اهل طوس خراسان است اما ازچهره نازنین وقهرمانش برمی آید که جنوبی بایدباشد...

امروز مطلبی از ایران در مورد ورزش دختران برایم ارسال شده بود که من هفتاد ساله را بسیار تحت تأثیر قرار داد و در واقع این جمله که گویا ازمصاحبه این دختر قهرمان بود، مرا به گریه انداخت: "مدال‌هايم به چشم نيامد! در مسابقات جايزه بزرگ آسيا يك طلا و دو نقره گرفتم، اما باز تابي نداشت!" در جامعه ای که برای زنان هیچ نقشی به غیر از بچه داری و آشپزخانه و خدمت به شوهر قایل نیستند، انتظاری بیش ازاین ازمسئولین، به قول یک هم میهن، بی مسئولیت مملکت نباید داشت. درهر صورت جملات زیر از هم میهنان ورزش دوست با وصف محلی بودن و احساسی برخورد کردن، کمی به من آرامش بخشید و امید بیشتری داد که حداقل، مردمان ملتهای ایران هوای همدیگررا دارند و جوانان مارا به هنر و ورزش اینگونه تشویق می کنند ودلداری می دهند: "وظیفه ی ماست عزیز/خودمون بازتاب میدیم/ملتتو دست کم نگیربانو. همانقدر که شرکت کردی ودویدی، من اشک شوق برایت ریختم. تو شاید به چشم مسئولین بی مسئولیت نیامده باشی، اما همه هموطنان به دیده تشویق به تو نگریستند! فیلم دویدنت به سرعت در اینترنت پخش شد، و لحظه قهرمانی تو برای همیشه در یاد ما ثبت شد! ایران دخت سرزمین من، مریم"! این جملات مرا بیش از آن تشویق کرد که سری به فه یسبوک بزنم و بیوگرافی این دختر قهرمانم را بیشتر بخوانم.

اگر برای چند لحظه ای هم شده باید از عرق میهن دوستی و هم نوع دوستی و تشویق در همه امور برای جوانان مملکت کوتاه نیامد. این برای من مهم نیست مریم قهرمان از کدام ملیت در ایران است، چه عقیده سیاسی دارد و چگونه می اندیشد، راست است، چپ یا سوسیال دمکرات. برای من این مهم است که هم میهن است و دختری ازتبار زنان قهرمانان ایرانی. ازنام خانوادگی بر می آید که اهل طوس خراسان است اما ازچهره نازنین وقهرمانش برمی آید که جنوبی بایدباشد، عرب، لر، کرد، بلوچ، فارس، آذری و ترکمن، فرق نمی کند ازچه ملیتی است، اما اوایرانی است وافتخار همه ملیتهای سرزمین اش. چیزی که برای من مهم است این سه نکته اند: که اولا، دختری است درجامعه اسلامی با تمام موانع ومحدودیتها. او ازجامعه ای می آید، بقول یک دختر عزیز خارج نشین که گفته است: "اسطوره مقاومت نه گاندی است نه چه گوارا، اسطوره مقاومت دختران کشورمن هستند که همه چیز برای شان جرم است، ولی باز مقاومت می کنند!" بله این هم میهن درست گفته است. این دختران عزیز هم میهن اسطوره مقاومت هستند. دوما، هم میهن بودن او وباعث افتخار سرزمین اش و سوما، دخترم این افتخاررا دارد که هم نام او است و او مانند مریم من پدرش را دوست دارد. این جملات مریم عزیز وقهرمان که مدال افتخارش را بگردن پدرش انداخته است، مرا بیش از حد بوجد آورد و نشان داد که واقعا دختران پدرانشان را دوست دارند.

 

 او می گوید: "دخـتر که باشی میدونی اولین عشق زندگیت, پـدرتِ
                       دخـتر که باشی میدونی محکم ترین پناهگاه دنیا, آغوش گرمِ پـدرتِ  

                       دختر که باشی میدونی مردانه ترین دستی که میتونی تو دستات بگیری و

                       بعدش دیگه از هیچی نترسی, دستای مهربون و گرم پـدرتِ

                       دختر که باشی میدونی همه دنیا پـدرتِ 
                       دختر که باشی میدونی هرجای دنیا که باشی، چه کنارت باشه یا نباشه,

                       قویترین فرشته ی نگهبان زندگیت پـدرتِ"

این تعریفی است که مریم طوسی عزیز از پدر مهربانش کرده است. من تازه ازخواب بیدار شدم یا بقول ما ایرانی ها دوزاریم افتاد که چرا دخترم مریم برای تولدم کتابی هدیه کرده بود که تیترش این بود: "پدر و دختر"، دخترتان چه چیزی می خواهد از شما یاد بگیرد که من تیتر ترجمه را "پا توی کفش پدر کردن یا پدر را الگوی زندگی قرار دادن" نام نهاده ام. بهر حال کتابچه با یک عکس دختر کوچولوئی که کفش و لباس پدرش را پوشیده است و کلاه شاپوی پدرش را سر گذاشته، تزئین شده است. من خیلی وقت پیش شروع کردم این کتاب را به فارسی ترجمه کنم، اما به دلیل کار زیاد تا کنون موفق نشده ام آن را تمام کنم و به چاپ بفرستم. برگردیم به اصل مطلب، خوب، حسابش را بکنید که این مریم عزیز اگر یک دهم امکانات ورزشی را با آن دختری که هم پایش می دود، می داشت، چندمدال طلا می گرفت؟ تازه اینهم مهم نیست، مهم آن است که درجامعه محدود ما چند نمونه از مریمهارا می توان یافت که حتا این امکانات محدودی که مریم طوسی ماداشته، آنها از آن محروم بوده و هستند و حکومت زن ستیز ایران جلو هر امکان رشد فیزیکی جوانان و بویژ دختران جامعه مارا می گیرد. تنها از یک چیز نمی تواند جلوگیری کند وآن فکر کردن است. بهمین دلیل دختران ما سد کنکورهای مراکز آموزشی ودانشگاههارا شکسته و کلاسهای درس پر است از دختران. اگر چه رژیم می کوشد با طرحهای جدا سازی دختران از پسران و محدودیت های تحصیلی در رشته های ویژه ای، اما دیده و می بینیم که سیستم های دیکتاتوری همیشه شکست خورده اند و جوانان غیور ما، راههای قانونی دگری می یابند. بسیاری از دختران که واقعا شیوه تمرین برای برخی از رشته های ورزشی را ناممکن می بینند، مانند شنا که نمی شود با لباس بلند و مقنعه تمرین شنا کرد. حالا دختران قهرمان و مبتکر ما برای والیبال و تیراندازی و قایق رانی و دو و نظیر اینها راهی پیدا کرده اند و با سختی تمرین کرده و می کنند و چه بسا درکسب مدالها نیز ازخود گذشتگی نشان می دهند. در این روزها درلندن مسابقات تابستانی المپیک 2012 است و من جای ورزشکاران قهرمان دخترمان را و بویژه جای مریم طوسی عزیز پاطلائی در این المپیک را خالی می بینم. پرچمدار المپیک ورزشکاران ایران مشت زن قهرمان کرماشانی، علی مظاهری است که به دلایلی، حق کشی یا چیز دیگر او را در مسابقه بازنده اعلام کردند. بهر حال دیشب یکی از مسابقات شنارا در تلویزیون نگاه می کردم، فرق زمانی بین مدال طلا با نقره یک صدم ثانیه بود که شناگر آمریکائی از دیگر شناگر رقیب اش با یک صدم اختلاف برنده مدال طلا شد و به دیگری نقره دادند. حالا اگر این مریم طوسی ما که باشلوار بلند و پلیور بر تن می دوید، همانند رقیب آسیائی خود در عکس لباس ورزشی درست حسابی می داشت و در مسابقه دو، شرکت می نمود، چند تا یک صدم ثانیه می توانست جلو باشد که همه مدالهای نقره اش را به طلا تبدیل کند؟ اینجا است که انسان به گریه می افتد. من چند سال پیش مقاله ای نوشتم و عکس یکدختر والیبالیست ایرانی که گویا او هم بالباس بلند و روسری قهرمان آسیا بود، درمقاله آورده بودم. مقاله در رابطه با روسری بود وهیچ ربطی به ورزش نداشت، اما نشان می داد که دختران قهرمان مابرای نشان دادن نبوغ خود درهر رشته ای چه ورزشی باشد که عملی است چه تحصیلی باشد که فکری است با تمام محدودیتهائیکه برایشان بوجود می آورند، خودرا ازنظرجسمی و فکری تربیت کرده و نشان می دهند. بنا بر این نمی توان جلو آنهارا گرفت و این خود لایق ستایش است.

من از همین جا به مریم عزیز و قهرمانم و همه دختران قهرمان میهنم فارس و آذری و کرد و لر و بلوچ و عرب و ترکمن و گیل پیروزی شان در رشته های خود را چه تحصیل باشد و چه ورزش و دیگر کارهای فرهنگی صمیمانه تبریک می گویم و بدانید که بعنوان پدر می خواهم که شماها درتمام مراحل زندگی تحصیلی، ورزشی، اجتماعی وغیره پیروز باشید.

هایدلبرگ، آلمان فدرال 4. 8. 2012 - دکتر گلمراد مرادی

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.