تتلو و شلواری که مسئولین از پایش درآوردند!

چند روزی از سوژه و سر تیتر خبرها شدن چندباره «تتلو» نمی گذرد. به دلیل تکرار رفتارهای نامتعارف در کنسرت اخیرش و البته استقبال بالای طرفدارانش مجدد به سوژه ای برای تحلیل و پرداخت تبدیل شده است. در این چند روز عده ای که کم نیستند، با تاختن به سبک موسیقی و رفتارهای نامتعارفش، چون همیشه او را عامل اصلی این کژ رفتارهای نوجوانان و جوانان طرفدار او قلمداد کرده و اینگونه سطحی از موضوع گذشته و صورت مسأله را پاک کرده اند!
 
 
چند روزی از سوژه و سر تیتر خبرها شدن چندباره «تتلو» نمی گذرد. به دلیل تکرار رفتارهای نامتعارف در کنسرت اخیرش و البته استقبال بالای طرفدارانش مجدد به سوژه ای برای تحلیل و پرداخت تبدیل شده است. در این چند روز عده ای که کم نیستند، با تاختن به سبک موسیقی و رفتارهای نامتعارفش، چون همیشه او را عامل اصلی این کژ رفتارهای نوجوانان و جوانان طرفدار او قلمداد کرده و اینگونه سطحی از موضوع گذشته و صورت مسأله را پاک کرده اند!
اما به واقع، آیا مشکل شخص «تتلو» هست که با سنت شکنی این انحراف و همراهی را خلق کرده است؟
در جواب بایستی متذکر شد؛ اگر نیک به اوضاع اجتماعی و فرهنگی این سال های رفته بر کشور بنگریم، متوجه خواهیم شد که مسأله بسیار پیچیده تر از میدان داری و تأثیرگذاری یک فرد است. به نظر نگارنده تمام آن هفت هزار طرفداری که در آن کنسرت شرکت کرده و استقبال کنندگانی که حسرت عدم حضور را خوردند، هر یک خود قابلیت یک «تتلو» شدن در خود دارند.
سال ها سرکوب علایق و خواسته های معقول و منطقی، در کنار اجبار به پیگیری سبک و مسیر خاصی که بر اساس ایدئولوژی حاکم توسط آقایان به جوانان و نوجوانان دیکته شد، باعث گردید با نسلی مواجه باشیم که تمام عقده های فروخورده خود را با هر چیزی که جریان موجود را به چالش بکشد، همراهی و استقبال کند. وقتی موسیقی سنتی و سبک های متعارف در کشور را از خواننده تا طرفدار سال ها در کشاکش کسب مجوز، پشت درهای وزارت ارشاد معطل کردیم. وقتی نمایش تصویر یک ساز را در صداوسیما سانسور کرده و برای اجرا و بیرون دادن یک کلیپ موزیک توسط چند جوان، آنگونه آن ها را در کسری از ساعت دستگیر و مقابل دوربین ها آن ها را به اعتراف وادار کردیم. وقتی به خاطر تنگ نظری ها، هنرمندان واقعی را از ارائه موسیقی اصیل و مردم پسند منع کرده و به بیرون فراری دادیم، وقتی برای یک بزم شادی پای هنرمندان مردمی، هزاران ایرانی را در حسرت شرکت در یک کنسرت آرزو به دل گذاشتیم، و خلاصه؛ وقتی راه درست شادی کردن را از جوان و نوجوان ستاندیم، بایستی منتظر چنین روزهایی می بودیم.
مسئولینی که خود به پای داشتن تعهد، برای بقا و ارتقا در سیستم، تا توانستند مانع شدند و طرد کردند، امروز بایستی نتیجه آن عملکرد خود را ببینند. به نوجوانان و جوانانی بیاندیشند که تفاوت نسلی در آن ها بی داد می کند. نسلی که دیگر نمی خواهد در زیر این دیکته شدگی فرهنگی و اجتماعی نقش بازی کند. نسلی که متفاوت از دهه شصتی ها بر ساختار یاغی شده و هر چیزی را که نشانی از مخالفت مدنی و مبارزه منفی باشد، استقبال می کنند.
آری «تتلو» به همراه دیگرانی، افراد باهوشی بودند که صرفا بر این موضوع و بلاتکلیفی این نسل واقف شدند. منتها تفاوت تتلو با آن دیگران در این بود که به لحاظ شخصیتی توان بروز این تابو شکنی را داشت. او صرفا بر جریانی که ایجاد شده بود و بر علایقی که ناشی از آن گسست فرهنگی و اجتماعی بود سوار شد و مطابق خواست این طرفداران هنر خود را ارائه کرد و برجسته شد.
پس بعد از اینهمه سال و تجربه زیستن و تعامل با این نسل ها، تاختن و مسأله دانستن خود «تتلو» همان پاک کردن صورت مسأله است که چون بسیاری از امور تکرار می شود. امروز نیاز هست این استقبال و همراهی های نامتعارف که چندین بار به شیوه های مختلف تکرار شده، آقایان را از خواب غفلت بیدار کند. به آن ها بفهماند که سال ها اعمال قوانین سختگیرانه و رفتارهای خشک و متعصبانه باعث شد که امروز شلوار از پای دیگری درآید و هوادارنی اینگونه به وجد بیایند!
 
 
 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر نظرات رسیده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اینها همه فراورده های 43 «ارشاد» حکومت جمهوری اسلامی است. شما انرا با خوانندگان و کنسرت های ترکیه مقایسه کنید.