هر چند تا کتاب که ترجمه کنم، پرنده ی شب همچنان سوگلی خواهد ماند
07.11.2021 - 16:01
هر قدر هم که کار کنم، هر چند تا کتاب که ترجمه کنم، پرنده ی شب همچنان سوگلی خواهد ماند. نمی‌دانم چرا؛ شاید به این دلیل که دوستی عزیز در تمام مدت ترجمه همراهم بود. از راه دور ولی با من از هر صفحه‌اش لذت می‌برد، نظر می‌داد، بحث می‌کرد و بخش‌هایی که دوست داشت دوباره برایم می‌فرستاد. می خواستیم با هم سرهر چند تا کتاب دیگر که شد کار کنیم. او را پس از این کتاب از دست دادم و جایش را سر هر کار جدید در کنارم خالی احساس می کنم.
شاید دلیلش موضوع کتاب باشد. زنی مترجم و ناشر که اولین کتاب را برای زنان به زبان آلمانی منتشر می کند و با این که تمام زندگی کار کرده، ارثیه ی مادرش را سر این کار می‌گذارد.
شاید هم دلیلش شهری باشد که کتاب در آن جریان دارد؛ کلن با آن خیابان های باریک و کوچه های تو در توو بخشی از دیوار به جا مانده از دوران پرنده ی شب، شهری است که من هر چند در آن زندگی نمی کنم ولی به هزار دلیل همیشه بیش از هر جای دیگر در تبعید دوستش داشته ام.
دیروز که محموله ی کتاب ها به دستم رسید، برای اولین بار چاپ سوم پرنده ی شب را دیدم و طرح جدید روی جلد آن را. به یاد شبی افتادم که بلا و بواس در یکی از همین خانه های باریک در یکی از همین کوچه های تنگ و تاریک کنار هم نشستند تا بخشی از صفحات پاک شده ی دست نویسی قدیمی را با کمک مواد شیمیایی برگردانند. آنچه آن ها را به هم پیوند می داد با تمام تفاوت هاشان عشق به ادبیات و امید به بردن آن میان مردم بود.
انتشارجلد اول پرنده‌ی شب با شروع فعالیت‌های نشر مهری هم زمان است. کتاب کمی کلفت، کمی سنگین و کمی با اشکال در آمد. ولی با هر بار نازنشر بهتر شد و این جلد سوم عالی است. جمع و جوربا صحافی عالی و کاغذی سبک. دست ناشر وهمراهانش را به گرمی می‌فشارم که به اندازه ی من این کتاب را دوست دارند.
حالا چند جلد از کتاب در کافه شالپلاته ی کلن منتظر مخاطبان است.
در ضمن وزن واژه را در نشر فروغ هم می توانید تهیه کنید.
برای همه ی کتاب فروشی‌ها، کافه‌ها، دست فروش‌ها و نمایشگاه‌هایی که به کتاب های ما جایی برای عرضه می‌دهند، آرزوی موفقیت دارم و دستشان را به گرمی می‌فشارم
 
 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما