تنفس گرگها

به خود می گویم: نه!

مَه را نگاه کن

پوشانده همه را در کلافهای پشمیش

تنفس گرگها

طاهره بارئی

 

چند پرنده روی آنتن پشت بام، در مَه

تیز، گوئی از جنس میله ها

بَر پس زمینه

نمای جهانی که یکروز شکوفه می فشاند در باد

امروز، همچنان در مَه

سیخ تر از نُک پرندگان

 

گوئی دندان تیز کرده اند،  روی ِهر ذّره

 که لطافت می کشد به لانه، بی آزار

و تنفس گرگهاست

بخارِ ِ نقش بسته بر پنجره ها

 

به خود می گویم: نه!

مَه را نگاه کن

پوشانده همه را در کلافهای پشمیش

ومی کشاندمان آرام

تا آب شدن

چکیدن

در مزرعه ی نور و دریا

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: