اصعر فرهادی هنرمندی بزرگ با دغدغه مسئله انسان و انسانیت بخش آخر

مسئله شخص آقای فرهادی نیست مسئله چگونگی نگاه ما به یک امر هنری و هنرمند است .نگاهی بذات هنر ودنیائی که هنرمند از درون یک مکاشفه هنری ببهای نه تنها استعداد وخلاقیت های خود بل ببهای سال ها رنح تعمق در ریز ترین مسائل وپدیده های پیرامون خود بدست آورده است. بایدپشت هر اثر بزرگ هنری عرق نشسته بر حبین هنرمند را و خلاقیت اورا دید . عرقی حاصل از سال ها دویدن، رنج کشیدن برای دریافت آن چه که در بطن طبیعت ، در بطن جامعه در رابطه انسان ها می گذرد. چنین هنری عمیق است وچند لایه.
 
مسئله شخص آقای فرهادی نیست مسئله چگونگی نگاه ما به یک امر هنری و هنرمند است .نگاهی بذات هنر ودنیائی که هنرمند از درون یک مکاشفه هنری ببهای نه تنها استعداد وخلاقیت های خود بل ببهای سال ها رنح تعمق در ریز ترین مسائل وپدیده های پیرامون خود بدست آورده است. بایدپشت هر اثر بزرگ هنری عرق نشسته بر حبین هنرمند را و خلاقیت اورا دید . عرقی حاصل از سال ها دویدن، رنج کشیدن برای دریافت آن چه که در بطن طبیعت ، در بطن جامعه در رابطه انسان ها می گذرد. چنین هنری عمیق است وچند لایه.
" من طرح های محرمانه جهان را دیدم .کوه ها را دیدم که از آب ها پدیدار می شدند. من اولین انسان را دیدم که از جنس درختان بود. "خورخه بورخس
دیدن این طرح محرمانه آیا همان کد داوینچی نیست ؟ دیدن وحشت خوابیده در گرانیگای پیکاسو وگردش دوار تمامی حیات در مزرعه وان گوک؟ نگاه انسان به هستی وابدیت ؟ همان که قرن ها قبل داوینچی در سیمای مونالیزادر لبخندی که هنوز قادر نیستیم راز آن را درک نمائیم به تصویر کشیده است ؟
براستی راز ماندگاری این اثر چیست ؟
مونالیزا تصویری است اندیشگون از عظمت انسان! خیره شده به ابدیتی راز آلود که از راز گون بودن حیات سرچشمه می گیرد .شکوه انسان است قرار گرفته در بطن ومرکز حیات که همه چیز از او آغاز می شود. عشق ،اندوه ،شادی ، تلاش ، ساختن،پرسیدن ،جستجو کردن برای رسیدن به سرچشمه زندگی و نوشیدن "کفی افیون از آن دریای بی پایان "
هنر عظیم شکسپیر نشان دادن انسان است در موقعیت هائی که زندگی در برابر او می گذارد .کند وکاو ی است در دهلیز های پر وپیچ خم روح آدمی زمانی که جسم وروح در کشمکش "بودن یا نبودن" یا بقول برشت چگونه بودن قرار می گیرد. موقعیتی که مکبث را برای گرفتن قدرت به کشتن مهمان می کشاند! وهاملت شریف رادر پای بندی به حقیقت وکشف آن به چشم پوشی از قدرت وقبول مرگ.
هنراصیل آئینه تمام نمای حقیقت و واقعیت است که توسط هنرمند با تکیه بر فلسفه شناخت حسی ،زیبا شناختی واصالت نهفته در ذات هنرمند که از زندگی انسان وروابط حاکم بر جامعه نشات می گیرد بتصویر کشیده می شود. اصالت وبزرگی هنرمند در میزان نفوذ اوست به فضا های تاریک روح آدمی، طبیعت پیرامون آن! جائی که تنها به مدد حس ،خلاقیت و دنیای ذهنی هنرمنذ میتوان قدم نهاد و بقدرت هنر آن را باز آفرینی کرد. در منظر دید و قضاوت همگان نهاد.
بهر میزان که درک هنری هنرمند ،احاطه او بر ساختار و روابط عمیق انسانی بیشتر باشد توانائی او در انتقال مفاهیم وترکیب آن با زیباشناسی ولذت بخش بودن آن برروی مخاطبان بیشتر خواهد بود.اقبال عمومی ،بحث در مورد اثر ،نشستن بتفکر توام با لذت نشانه تاثیر گذاری و ماندگاری یک اثر هنری است .
اقبال عمومی مخاطبان نشانه انعکاس درست ،عمیق وباور پذبر بودن اثرارائه شده توسط هنرمند است .بهر میزان که هنرمند قادر به نشان دادن ابعادپیچیده شخصیت انسان، پیچیدگی روابط انسانی در ابعاد جهان شمول باشد.اثر خلق شده توسط او با اقبال جامعه جهانی بخصوص کانون های هنری و نقد منتقدانی در سطح جهان روبرو خواهد شد .
"هر چند که بسیاری از ما ایرانی ها خود را بالاتر از منتقدان جهانی میدانیم که نقدشان از نظر مابر اساس وابستگی به قدرت ها ومدیای جهانی نوشته می شود لذاچون از نظر ما مورد تائید نمی باشند پس اثر خلق شده نیز فاقد وجاهت هنری است .داستانی نه تازه !از برخوردمان به جشن وهنر شیراز تانخستین کنسرت شجریان در خارج ،تا کنفرانس برلین ونهایت برنده شدن جایزه اسکارتوسط اصغر فرهادی ."
من بشخصه کار هنرمندانی چون رسول اف ،جعفر پناهی ،رخشانه بنی اعتماد را تحسین می کنم وآن ها را درخدمت به مبارزه ضد استبدادی مردم می دانم .این یک وجه از هنر درخدمت مبارزه آزادیخواهانه است .اما قرار نیست که تمام هنرمندان درگیری ذهن خلاق هنریشان در گیری با جمهوری اسلامی باشد. هر هنرمندی بشیوه خود کار هنری را در ابعاد مختلف دنبال می کند .هرکدام جایگاه خود دارند.
مسلما چه ما بخواهیم وچه نخواهیم اصغر فرهادی هنرمندی است در سطح جهان با منتقدانی حرفه ای وصاحب نام در نقدهنر.
جان پاورز، فیلم "جدایی نادر از سیمین" را تمثیلی از اوضاع و شرایط فعلی ایران و اختلاف دیدگاه‌های مردم با حکومت و گروهی از مردم ایران با گروه دیگری می‌داند و می‌نویسد: " این فیلم تمثیلی از داستان ملتی است که هر روز از یکدیگر و حاکمیت‌شان و جامعه‌ی جهانی جدا شده و جدایی را در همه‌شکل تجربه می‌کنند. فیلم فرهادی، داستان جدایی قلب‌ها، تفکرها و باورها در ایران پرتناقض امروز است."
هنر اصغر فرهادی بیرون کشیدن تناقضات شخصیت انسان ایرانی است که با وجود تمام ادعاهایش در بر خورد با مسئله حقیقت پای از رفتار می کشد چشم بر می بندد واز برابر آن میگریزد .انسانی خرد شده در طول تاریخ علی الخصوص توسط حکومت اسلامی ،با درون وبیرونی سخت متفاوت دو رو ،سود جو ،سست عنصر در برابر وسوسه نفس سیری ناپذیرخود. انسانی که در اوج آزادی خواهی وعدالت جوئی تن به بردگی استبداد می سپارد.استبدادی که تنها ساخته دست مستبدان حاکم نیست ! ناشی از جهل، عقب ماندگی ،سنت ها ،مذهب ،عادت ،نرمی یا خشونت طبیعت ،جنگ ،کشت وکشتار ،مقاومت کردن ،تسلیم شدن،همراهی کردن با غاصبان پیروزشدن و خود بر جای مستبد قبلی نشستن نیز هست .
مجموعه حوادثی تلخ که درگذرانسان ایرانی از یک مسیر تاریخی طولانی از پیچ ها وگذرگاه های سخت بر او رفته است.حوادثی که در شکل گیری این کاراکتر تاریخی وملی نقشی اساسی بازی کرده و می کند. هنر فرهادی نشان دادن این تناقض است. تناقضی نه تنها در رابطه با جامعه ایران بل فراتر از آن ! و این اورا شایسته تمجید و احترام می نماید .
احترامی جهانی در این روزهای خوارشدن جامعه ایرانی بدلیل عملکرد شبه داعشی حکومت اسلامی! زمانی که افکار عمومی جهان تصویری بغایت وحشی و فاقد فرهنگ از جامعه ما دارد.چنین جوایزی مسلما در تجدید نظر ودیده شدن انسان ایرانی نقشی جدی ایفا می کند.از سیاهی گسترده بر فراز سر ما کم می سازدو اندکی ازغرورگم شده ما را از احیا می نماید. چه ما بخواهیم چه نخواهیم فرهادی هنرمندی بزرگ ودر سطح جهانی است .بدون نیاز به حمایت حکومت اسلامی ابوالفضل محققیسازد.
 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: