گزارش قرن 21 از اسرائیل: ترکیه بزرگترین مانع است

تحلیل، نتیجه گیری و توصیه متخصصینی که گزارش را تهیه کرده اند به اختصار چنین است:

- ترکیه در حال دور شدن از غرب می باشد و این روند حتی در صورت تغییر حکومت در ترکیه ادامه خواهد داشت.
- اسرائیل، ترکیه را مانعی در راه منافع خود در منطقه می بیند.
- به حکومت اسرائیل توصیه می شود که ساختار نظامی و اطلاعاتی اسرائیل را بر علیه ترکیه سازماندهی کرده و تدابیر لازم برای مقابله با نیروی دریائی ترکیه را اتخاذ نماید.

 

توضیح مترجم:

 

بالا گرفتن تنش بین کشورمان ایران و جمهوری آذربایجان و میدان دار شدن موقتی فرصت طلبان و دشمنان دوستی ایران با همسایگان، بخصوص جمهوری آذربایجان و ترکیه و متعاقب آن فروکش کردن تنش بدنبال تماس وزرای خارجه دو کشور، که امیدواریم گذرا نباشد، فرصتی فراهم کرد تا  این گزارش بسیار مهم را (تهیه شده در زمان ریاست جمهوری ترامپ در آمریکا و نخست وزیری بنیامین نتانیاهو در اسرائیل – سپتامبر 2020)  ترجمه کنم .هدف گزارش بررسی جهت گیری های سیاسی ترکیه در داخل و خارج می باشد.  تحلیل، نتیجه گیری و توصیه گزارش به  حکومت اسرائیل  در رابطه  با ترکیه، درست در نقطه مقابل پروپاگاندا و جار و جنجالی است که از طرف رسانه های حقوق بگیر و یا توسط افراد و جریانهای ناآگاه، مغرض، متعصب و ضد ترک، با محوریت سایت "پیک نت"  وابسته به جناحی از حزب توده ایران  و طیف های رنگارنگ سلطنت طلبان و برخی "اساتید" خود خوانده تبلیغ می شوند. مبنای این تبلیغات دامن زدن به اختلافات و ایجاد دشمنی بین کشورهای منطقه بخصوص کشور های همسایه هست.  آنان با تمام قوا تلاش می کنند که جمهوری آذربایجان و ترکیه را متحد استراتژیک اسرائیل و دشمن ایران نشان داده و از اتحاد مثلث جمهوری آذربایجان، ترکیه و اسرائیل برعلیه ایران سخن به گویند.

این فکر از طرف افراد و محافلی در داخل حاکمیت و نیز طیف وسیعی از مخالفان رنگارنگ جمهوری اسلامی در داخل و  خارج از کشور که هنوز  نتوانسته اند پیروزی جمهوری آذربایجان بر اشغالگران ارمنی و آزاد سازی سرزمین های اشغالی را هضم کرده و پیامد های طبیعی و اجتناب ناپذیر این تحول بزرگ و پیروزی تاریخی را درک نموده، به آن احترام گذاشته و به نتایج آن تمکین کنند، وسیعا تبلیغ می شود.

تحلیل، نتیجه گیری و توصیه متخصصینی که گزارش را تهیه کرده اند به اختصار چنین است:

 

-  ترکیه در حال دور شدن از غرب می باشد و این روند حتی در صورت تغییر حکومت در ترکیه ادامه خواهد داشت.

-  اسرائیل، ترکیه را مانعی در راه منافع خود  در منطقه می بیند.

-  به حکومت اسرائیل  توصیه می شود که ساختار نظامی و اطلاعاتی اسرائیل را بر علیه ترکیه سازماندهی کرده  و تدابیر لازم برای  مقابله با نیروی دریائی ترکیه را اتخاذ نماید.

 

در روزهائی که با استناد به اصلِ "دولت ها، دوستی ها و دشمنی های دائمی نداشته، بلکه منافع دائمی دارند"، از عادی سازی روابط با حکومت تل آویو دفاع می شود، پرداختن به گزارش " ترکیه، بزرگترین مانع  برای اسرائیل ( و همسایه هایش)، در قرن 21"  که توسط "اندیشکده انستیتوی اورشلیم برای استراتژی و امنیت"(JISS)     Jerusalem Institute for Strategy & Security در 16 سپتامبر منتشر شد، حائز اهمیت است.

قبل از پرداختن به جزئیات گزارش توجه داشته باشیم که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، انتشار دهنده گزارش را "عنصر مهم قدرتمند کردن اسرائیل" معرفی کرده است.

اکیپ سه نفره ائی که گزارش را تهیه کرده است، از افراد مهمی تشکیل شده است:

-  پروفسور افرائم اینبار(Efraim Inbar)،  در کنار وظیفه در دانشگاه بارایلان، به ارتش اسرائیل مشاوره می دهد، و از اعضای "چاتام هاوس" (Chatham House) می باشد.

-  سرهنگ بازنشسته ارمان لرمن  (Erman Lerman)، معاون بازنشسته رئیس شورای امنیت ملی اسرائیل.

-  دکتر ائیتان کوهن (Eitan Cohen)،  متخصص "مسئله کرد" در اندیشکده ائی به نام "مرکز موشه دایان برای مطالعات خاور میانه و آفریقا".

 

هدف گزارش بررسی جهت گیری های سیاسی ترکیه در داخل و خارج می باشد.

 

در این نوشته به بررسی  بخش هائی از گزارش تحت عنوان "توصیه هائی در رابطه با سیاست های اسرائیل" و همچنین "توصیه های عمومی در مورد سیاست های اسرائیل" برای مقابله با اقدامات ترکیه در سیاست خارجی و در راس آن مدیترانه شرقی می پردازیم.

 

" تغییرات در ترکیه، بعد از اردوغان نیز، ادامه خواهند داشت."

 

قبل از هر چیز لازم است که بر روی عنوان گزارش قویاً تاکید کنیم: " ترکیه، بزرگترین تهدید برای اسرائیل ( و همسایه هایش ) در قرن 21".

گزارش با این جمله شروع می شود: "ترکیهُ تحت رهبری اردوغان، ثبات منطقه و اسرائیل را تهدید می کند."

به اعتقاد کارشناسان اسرائیلی، با پایان جنگ سرد، سیاست خارجی ترکیه میدان عمل وسیعتری پیدا کرده و سیاست های انزوا طلبانه اخیر آمریکا نیز در فراهم کردن این فرصت برای ترکیه موثر بوده است.

 

گزارش، تاسیس پایگاه های نظامی ترکیه در عراق، سوریه، قطر، و سومالی، همچنین فعالیت های ترکیه در بالکان را، تهدیدی برای ثبات منطقه ارزیابی نموده و امضای توافقنامه "منطقه اقتصادی انحصاری" (Exclusive Economic Zone) بین ترکیه و لیبی، و در ضمن، مقابله با یونان را، مانعی در راه برنامه انتقال گاز مصر و قبرس جنوبی به اروپا ارزیابی می کند.  (1)

دیدگاه اصلی گزارش این است که تغییرات سیاسی و جهت گیری های جدید در سیاست خارجی ترکیه "حتی بعد از اتمام دوران اردوغان از بین نخواهند رفت و طولانی مدت" خواهد بود.

 

فتح الله گولن میانه رو

 

در مقدمه گزارش، این ارزیایی که ترکیه با وجود عضویت در ناتو، در حال دور شدن از غرب است، جلب توجه می کند.

گزارش با بررسی بحران لایحه 2003 عراق  و ارائه نمونه های مختلف و در راس آنها نزدیکی ترکیه - روسیه، دور شدن ترکیه از پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را مورد ارزیابی دقیق قرار می دهد.  (2)

در بخش سیاست داخلی به تضاد های "آ.ک.پ"، ( حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان) و کمالیست ها متمرکز می شود. آ.ک.پ را نسخه ترکیه ائی اخوان المسلمین تعریف کرده، مناسبات آن با حماس را در این رابطه ارزیابی می کند. 

در ارتباط با بررسی همه جانبه سیاست داخلی ترکیه، ، تاکید کردن به این اظهارنظر های متخصصین اسرائیلی بسیار مفید است.:

 

-  "حکومت در حق جنبش میانه رو فتح الله گولن، که آن را رقیب خود می دانست، ظلم کرد."  (3)

-  "پاشنه آشیل اردوغان و آ.ک.پ، اقتصاد است."

-  "رژیم مدام در حال اقتدارگراتر شدن است."

-  در مورد شکست آ.ک.پ در انتخابات محلی و جدا شدن جریان های مخالف از این حزب، تاکید میکند: "این تحولات نشان دهنده قابل تغییر بودن هژمونی آ.ک.پ میباشد."  (4) 

-  در انتخابات آینده، "ترجیح اول رای دهندگان ترک، اقتصاد خواهد بود."

در ادامه از فتح الله گولن به عنوان جنبش میانه رو، و متحد بالقوه اسرائیل یاد شده است.

 

"سلاح های هسته ای از پایگاه اینجیرلیک منتقل خواهند شد."

 

در بخش بررسی سیاست خارجی ترکیه گفته می شود که پروسه دور شدن ترکیه از غرب با رد کردن لایحه عراق در سال 2003 شروع شده است.  گزارش پس از اشاره به تداوم فزاینده پروسه جدایی، ادعا می کند که، حتی با ادامه موجودیت پایگاه "اینجیرلیک"، سلاح های هسته ائی در آینده نزدیک، به بهانه " مراقبت و نگهداری"، از این پایگاه منتقل خواهند شد.

یاد آوری می کنیم که ادعای انتقال سلاح های اتمی از "اینجیرلیک"، نشان از گسستی عمیق در روابط آمریکا - ترکیه می باشد.

گزارش با این ارزیابی که متحد آمریکا در سوریه و عراق، ترکیه نبوده، بلکه، پ.ی.د. (حزب اتحاد دموکراتیک - شاخه پ.ک.ک در سوریه)  می باشد، صریحا اعلام می دارد که، آمریکا نسبت به ترکیه بی اعتماد است.  گزارش علیرغم این استنباط که کانون سیاست خارجی ترکیه مدیترانه شرقی است، امضای موافقتنامه "منطقه اقتصادی انحصاری"بین ترکیه و لیبی را برعلیه منافع اسرائیل ارزیابی نموده، معتقد است که این موافقتنامه کار انتقال گاز اسرائیل به اروپا را مشکل تر خواهد کرد.

از نکات جالب گزارش این است که در آمریکا در برخورد با ترکیه دو گرایش وجود دارد. "بین بوروکرات های طرفدار ترکیه، بعلاوه کنگره (که مخالفت با ترکیه در حال افزایش است،) از یک طرف، و اسامی نزدیک به اسرائیل، مصر، و امارات متحده عربی که در اطراف ترامپ هستند،  از طرف دیگر، تضاد وجود دارد.

متخصصان اسرائیلی ضمن اعلام لزوم سوق دادن آمریکا به اتخاذ مواضع تند برعلیه ترکیه، در موضوع مدیترانه شرقی، معتقد هستند که ریسک جنگ در منطقه هر روز در حال افزایش است.

 

اسرائیل چگونه باید چاره جویی کند؟

 

در بخش توصیه ها به اسرائیل گفته می شود که ترکیه تا به حال در مقابل اسرائیل سیاستی پراگماتیستی داشته و به حکومت اسرائیل توصیه می شود که به همان نسبت در رابطه با ترکیه پراگماتیستی عمل نموده و سیاست هائی اتخاذ کند که "ترکیه را تبدیل به دشمن فعال نکند".

برای عملی کردن این سیاست پیشنهاد می کند، اسرائیل باید گفتمانی را به کار گیرد که موجب عمیق تر شدن " گسست بین رهبرفعلی و جامعه ترک" گردد.  مکرون، رئیس جمهور فرانسه نیز، شبیه مواردی که در گزارش ذکر شده اند، ضمن تقبیح اردوغان، سعی در فرستادن پیام های مثبت در مورد ملت ترک کرده بود. (5)

یکی دیگر از ارزیابی های جالب گزارش این استنباط هست که، سکولار ها و طرفداران فتح الله گولن مدافع داشتن مناسبات خوب با اسرائیل هستند.  موضوع فتح الله گولن قابل فهم است اما، این که منظور از سکولار ها کدام گروه و یا چه افرادی هستند، به صورت معما باقی می ماند.

در مورد مدیترانه شرقی، توصیه  گزارش بر ادامه این پروپاگاندای اسرائیل است که، توافقات بین بخش یونانی قبرس، یونان و اسرائیل، "در صورت همکاری رهبر (اروغان)، ترکیه  را منزوی نمی کند." واضح است که هدف این گفتمان ایجاد این تصور در افکار عمومی ترکیه است که اسرائیل با ترکیه دشمنی ندارد.

 

اقتصاد، پاشنه آشیل اردوغان 

 

گزارش به موضوع ابزاری که اسرائیل برای "مهار" ترکیه به کار خواهد برد، نیز، می پردازد.  اقتصاد در راس این ابزار قرار دارد.  متخصصین اسرائیلی، اقتصاد را "پاشنه آشیل اردوغان" ارزیابی کرده، بخصوص تغییر منفی داده های اقتصادی ترکیه در دوران پسا کووید 19 را بطور دقیق مورد بررسی قرار می دهند.   نویسندگان گزارش که معتقد هستند که می توان با لابیگری حکومت ترامپ را به اتخاذ مواضع تند تری برعلیه ترکیه سوق داد، دعوت به تلاش در این راستا می کنند.

 

موضع گیری های  اسرائیل در مدیترانه شرقی و در راس آن "خط لوله مدیترانه شرقی" (East Med) نشان می دهد که اجرای توصیه های گزارش از مدت ها قبل شروع شده است.  (6)

این فکر، که اسرائیل می تواند با مصر، امارات، یونان و فرانسه برعلیه ترکیه عمل بکند و از طرف دیگر برای شکستن تاثیر ترکیه در بالکان می شود از رومانی، بلغارستان، صربستان و کوزوو نیزاستفاده کرد، مورد بررسی قرارمی گیرد. 

 

در این گزارش، به حکومت اسرائیل توصیه می شود که ساختار نظامی و اطلاعاتی اسرائیل برعلیه ترکیه سازماندهی شود. همچنین  بر لزوم اتخاذ تدابیری در مقابله با نیروی دریائی ترکیه نیز تاکید می شود.

 

تغییر در ترکیه دائمی است.

 

با بررسی گزارش در کلیت آن، که توسط متخصصان نزدیک به دولت اسرائیل تهیه شده، چنانکه عنوان گزارش

هم نشان میدهد، به وضوح استنباط می شود که، اسرائیل، آشکارا ترکیه را مانعی در راه منافع منطقه ای خویش ارزیابی میکند.

واضح است که در موقع لزوم، ابزار سیاسی، نظامی، و اقتصادی تعیین شده در این راستا، نه تنها حکومت ترکیه، بلکه، کلیت ترکیه را هدف خواهند گرفت.  فکر مرکزی گزارش، مبنی بر ادامه پرشتاب فاصله گرفتن ترکیه از غرب، حتی در صورت تغییر حکومت در ترکیه، می باشد.

 

فردا، پس از انتشار جزئیات این گزارش، افرادی پیدا شده و خواهند گفت، " گزارش یک اندیشکده، به تنهائی نمیتواند بازتاب دهنده سیاست های دولت اسرائیل باشد."

به آنها توصیه می کنیم که اقدامات اسرائیل از شمال سوریه تا لیبی را بررسی کرده، و از طرف دیگر، این گفته "یوسی کوهن" (Yossi Cohen)، رئیس موساد را در حافظه خود حک کنند :  "برای اسرائیل، ترکیه تهدیدی بزرگتر از ایران است."

گزارش مورد بحث، خلاصه ی منسجمی از إعمال سیاست های تا به امروزی اسرائیل در قبال ترکیه می باشد.  چیزی که تازگی دارد، فهم این واقعیت در خارج ترکیه است که، جهت گیری ضدغربی ترکیه در نتیجه انتخاب اردوغان و حزب آ.ک.پ نبوده، بلکه نشات گرفته از دینامیک های ترکیه می باشند.

امیدوارم هم دولت، و هم مخالفین دولت، در مقابل این نوع  گزارش ها و اقدامات ضد ترکیه، واکنش لازم را از خود نشان دهند.  دوباره یادآوری می کنیم که نزدیکی به اسرایئل به معنی ورود مجدد به قفس ناتو خواهد بود.

 

توضیحات:

 

(1)    منطقه اقتصادی انحصاری (ٍExclusive Economic Zone)

منطقه اقتصادی انحصاری با شروع از آبهای ساحلی یک کشور به وسعت 200 میل دریایی است که به کشورهای ساحلی اجازه میدهد تا حقوق استفاده اقتصادی از منابع جاندار و غیر جاندار را دارا باشند.  مفهوم منطقه اقتصادی انحصاری شامل حقوق فلات قاره نیز میشود.  طبق ماده 75 این قرار داد، یک کشور ساحلی موظف است تا لیست نقشه ها و مختصات جغرافیایی این مناطق را به اطلاع سازمان ملل برساند.  در حالی که، "فلات قاره"  (Continental Shelf) یک حق طبیعی بوده و احتیاجی به اعلام ندارد، منطقه اقتصادی انحصاری به شکلی مقتضی باید به اطلاع سازمان ملل رسانده شود.  فلات قاره مربوط به حقوق منابع بی جان در سطح دریا و زیر دریاست.  ولی منطقه اقتصادی انحصاری علاوه بر آن به کشورهای ساحلی اجازه میدهد تا بتوانند در محدوده فلات قاره به اکتشاف، کاربرد و حفظ منابع جاندار، و استفاده اقتصادی از آن بپردازند.

 

(2)   لایحه 2003 حکومت آ-ک-پ در آستانه اشغال عراق

برای روشن شدن ریشه های مسئله در این زمینه، لازم است این واقعیت را در نظر بگیریم که، آمریکا در آستانه حمله به عراق، ضروری می دانست، که بایستی به هر نحوی، حمایت ترکیه از اشغال عراق را جلب کند، و یا مخالفت ترکیه در این زمینه را به حداقل برساند.  زیرا هدف از اشغال عراق برپایی یک حکومت  دست نشانده به اصطلاح کردی و نهایتا تجزیه عراق  بود، که قدم اول در مسیر تاسیس "کردستان بزرگ" آمریکا محسوب می شد.  این موضوع بطور طبیعی نه تنها امنیت و وحدت سیاسی ترکیه، بلکه امنیت و تمامیت کل کشورهای خاورمیانه را بخطر می انداخت.  بدین دلیل بود که آمریکا تمام تلاش خود را برای پیروزی "حزب عدالت و توسعه" (AKP) در انتخابات 2002 بکار بست.  زیرا، عمده رهبران آ ک پ، از جمله اردوغان، در این زمینه با طرح های آمریکا هماهنگ بودند.  اردوغان پس از رسیدن به نخست وزیری ترکیه به نقش خود در اجرای "پروژه خاورمیانه بزرگ" آمریکا، که در گام اول می بایستی با ایجاد "کردستان بزرگ" از طریق تجزیه چهار کشور سوریه، عراق، ترکیه و ایران عملی می شد، اعتراف و به  آن افتخار کرده بود.  با اینحال آمریکا در اولین قدم عملی  خود در شکل قانونی  دادن به حمایت ترکیه، دچار شکست غیرمنتظره ای شد.   لایحه ای که به پیشنهاد آمریکا، بوسیله وزیر خارجه وقت ترکیه "عبدالله گول" دایر بر اجازه عبور ارتش آمریکا از خاک ترکیه به شمال عراق به مجلس آورده شد،  در مجلس رد شد.  این لایحه اجازه میداد تا 62 هزار سربازآمریکایی بمدت 6 ماه در ترکیه مستقر شوند.

آ-ک-پ علی رغم داشتن اکثریت در مجلس، بعلت مخالفت نزدیک به یک سوم نمایندگان خود با لایحه، در این اقدام خود ناکام ماند.  در رای گیری مجلس "حزب جمهوریخواه خلق" با لایحه شدیدا مخالفت نموده و به آن رای مخالف داد. مخالفت رهبر حزب "دنیز بایکال" با لایحه بدون مجازات نماند. او به دنبال ادامه مخالفت با سیاست های آمریکا و حزب حاکم، بالاخره  با توطئه حریف مجبور به استعفا شده، از میدان سیاست ترکیه کنار رفت. ( می -2010) او پس از انتشار ویدئویی که رابطه اش با یکی از نمایندگان زن مجلس را برملاء میکرد، مجبور به کناره گیری از رهبری حزب شد و رهبر فعلی، " کمال قلیچداراوغلو"،  که در وفاداری اش به آمریکا شبهه ای نبود به جایش نشانده شد.  بعدها ثابت شد که این توطئه توسط  گلادیوی فتح الله گولن سازماندهی شده بود.

آ ک پ،  بر خلاف تصور بسیاری نه یک حزب صرفا مذهبی، بلکه ترکیبی از عناصر و طیف های مذهبی، محافظه کار، لیبرال، ملی گرا، و حتی "چپ" است.  این ترکیب در مجموع  لایحه را رد کرد.  یعنی نتوانست به حداقل 267 رای که برای قبول لایحه ضرورت داشت دست یابد.   سر سپرده ترین جناح آ ک پ تحت رهبری عبدالله گول وزیر خارجه وقت و رئیس جمهور بعدی ترکیه، قرارداد مخفیانه ای با "کالین پاول" وزیر خارجه وقت آمریکا، مبنی بر تعهد، و وفا داری به برنامه های آمریکا در منطقه و اشغال عراق امضاء کرد (دوم آوریل 2003 – یک ماه پس از رد لایحه اشغال عراق توسط آمریکا از طریق ترکیه)  این جناح که ارتباط ارگانیکی با گلادیو آمریکا در ترکیه داشت، تا زمانی که قدرت داشت از یک طرف  FETÖ را بر قوه قضائیه، ارتش، شهربانی، سازمان اطلاعات و وزارت کشورمسلط کرد و از طرف دیگر، رویکرد های "جدید"  موسوم به "آچیلبم - گشایش" (Açılım) در ارتباط با مسئله ارمنی، کرد، یونانی را در ترکیه پیش برد  که نتیجه آن دوباره جان گرفتن پ ک ک، و دوباره مطرح  شدن "مطالبات" ارمنستان و یونان .. از ترکیه بود.  این همه در تضاد تمام عیار با سیاست های سنتی و جا افتاده داخلی و  خارجی ترکیه بود.  تا جائی که  برای اولین بار یک رئیس جمهور ترکیه، بدون کوچکترین تغییری در ادعا ها و سیاست های ضد ترک ارمنستان، برای تماشای مسابقه فوتبال به ایروان رفت. 

مخالفت شدید جامعه ترکیه با این سیاست ها با تو طئه "ارگنه کن" جواب داده شد.  این توطئه با مشارکت مستقیم سیا و گلادیوی آمریکا در ترکیه عملی گردید. هدف توطئه پاکسازی نیروهای مسلح، دولت و جامعه ترکیه از عناصر مخالف آمریکا بود.  چرا که آمریکا با وجود این موانع قادر به پیش بردن طرح های خود در منطقه نبود.  با اجرای این توطئه افسران و ژنرال های میهن پرست و مخالف آمریکا، از جمله رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و جمع کثیری از افسران ارتش، بخصوص ژنرال ها و افسران نیروی دریائی، همراه با سیاسیون و روزنامه نگاران مخالف، با اتهامات ساختگی به اسارت گرفته شدند.  به این ترتیب آمریکا موفق شد بدون شلیک حتی یک گلوله، ارتش ترکیه را توسط عوامل داخلی خود به اسارت بگیرد.  این توطئه آمریکا، با مقاومت چندین ساله قربانیان این توطئه در زندانها (اولین دستگیری ها در تابستان 2007 شروع شد) و مردم ترکیه در بیرون زندانها، به  شکست انجامید و در بهار سال 2014 منجر به آزادی زندانیان گردید.  این پیروزی تاریخی، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ترکیه بشمار میرود، که سرآغاز تسویه حساب عملی با گلادیوی ترکیه و در مرکز آن سازمان ترور فتح الله گولن  ( FETÖ ) و سرکوب  تشکیلات تروریستی "پ.ک.ک" (تابستان 2015)، که دولت آمریکا از آنان بعنوان نیروی زمینی آمریکا در منطقه یاد می کرد، میباشد.  و نیز، آغاز دوران رویاروئی مستقیم و مسلحانه ترکیه  با عوامل  آمریکا، در داخل و خارج از ترکیه (عراق و سوریه) میباشد که هنوز هم  با شدت تمام ادامه دارد.

پس از در هم شکستن این توطئه، این بار خود توطئه گران و حامیان آنها زیر ضرب رفتند و  تصفیه های وسیع در تمامی سطوح دولت و ارتش و نهاد های دولتی و غیردولتی آغاز شد.  آمریکا برای متوقف کردن روند تصفیه ها، با دست گلادیوی فتح الله گولن به آخرین حربه خود کودتا متوسل شد. (15 جولای 2016)  در این کودتا فرماندهی ستاد ارتش، مرکز رادیو - تلویزیون دولتی "ت آر تی" اشغال، و مجلس ترکیه بمب باران شد.  در ساعات اولیه کودتا بیش از 250 نفر کشته شدند.  ولی کودتا با مقاومت نیروهای مسلح و پلیس و سرازیر شدن میلیون ها نفر به خیابانها و حمایت مردم از ارتش و دولت،  شکست خورده و سریعا سرکوب گردید. در سرکوب کودتا، ژنرال ها و افسران میهن پرست اسیری که پس از شکست توطئه "ارگنه کن" به سر وظایفشان برگشته بودند، نقش موثری بازی کردند.

 

(3)  گلادیوی ترکیه و سازمان ترور فتح الله گولن

 گلادیو از سال 1949 در کشورهای عضو ناتو به بهانه سازماندهی "مقاومت مردمی" علیه اشغال احتمالی نیروهای اتحاد شوروی، سازماندهی شد.  ولی هدف، کنترل کشورهای عضو ناتو در چارچوب منافع استراتژیک آمریکا بود.  در دوران جنگ سرد این سازمان برعلیه جنبش های استقلال طلبانه شدیدا فعال بود.  این سازمان بسیاری از رهبران ملی - چپ را در کشورهای جهان سوم با سؤقصد و توطئه از میان برداشت.  گلادیو در سرتاسر جهان دست به کودتاهای زیادی زده و مرتکب جنایات بیشماری شد.  یکی از کشورهایی که گلادیو در آن بسیار فعال بود، ترکیه بود.   فقط در دو سال آخر منتهی به کودتای 12 سپتامبر 1980 برای هموار کردن راه کودتا، 5 هزار 263 شهروند ترک به قتل رسیدند.

سازمان ترور فتح الله گولن  فقط یک سازمان ترور وابسته به آمریکا نیست، بلکه سازمانی است که از بدو ورود ترکیه به ناتو به بخشی از گلادیوی آمریکا تبدیل شد.  (قبلا با نام "انجمن مبارزه با کمونیسم" فعالیت می کرد)، و در این راستا دست به آشوب های اجتماعی و قتل های سیاسی بیشماری زده و کودتاها را سازماندهی کرد.  ترکیه متعاقب شکست توطئه "ارگنه کن"، از سال 2014 بتدریج از کنترل آمریکا خارج شد. آمریکا با کودتای 15 جولای 2016 به این روند پاسخ داد.  ولی، برای اولین بار، با اتحاد مردم و نیروهای مسلح ترک شکست خورده و سرکوب شد.  در طول 5 سال بعد از کودتا، 5 هزار کودتاگر محاکمه شدند، 22 هزار نفر از کادر ارتش تصفیه و 130 هزار نفر از نهادهای دولتی اخراج گردیدند.  از میان 8 هزار و 800 نفر که در جریان کودتا شرکت فعال داشتند، 5600 نفر آنها افسران و درجه داران وابسته به "FETÖ" بودند.

سازمان ترور فتح الله گولن نه تنها در میان ارتش، نیروهای امنیتی و بوروکراسی ترکیه بلکه در تمامی شئون زندگی ترکیه از دانشگاهها گرفته تا رسانه ها نفوذ داده شده و جا سازی شده بود.  وظیفه مرکزی آنان  نگه داشتن ترکیه در چارچوب منافع استراتزیک آمریکا در منطقه بود.

 

(4)  جدا شدن مخالفین اردوغان از آ.ک.پ را باید در واقع یک نوع پاک سازی عوامل آمریکا از آ.ک.پ خواند.  بعنوان مثال، وقتی داود اوغلو (وزیر خارجه سابق و نخست وزیر بعدی پس از رئیس جمهور شدن اردوغان) کنار گذاشته شد، نیویورک تایمز نوشت، "آمریکا عامل خود در ترکیه را از دست داد".  او معمار انتقال جهادی ها به سوریه برای سرنگونی حکومت بشاراسد بود.  برای پیش برد سیاست های آمریکا در منطقه به هر کاری دست می زد.  علی باباجان، که بیش از 13 سال وزیر اقتصاد و مدت کوتاهی وزیر خارجه ترکیه بود، ادامه دهنده سیاست نئولیبرال تورگوت اوزال، و از معماران خصوصی سازی بود. سیاست های اقتصادی وی بسیار مورد پسند آمریکا و اروپا بود.  سیاست هایی که منجر به نابودی تولیدات ملی و کشاورزی ترکیه شده و ترکیه را غرق در قرض های خارجی کرده و آن را بیش تر از پیش وابسته به غرب نمود.  این دو پس از جدا شدن (و در واقع تصفیه شدن) از آ.ک.پ هر کدام حزب جدیدی تشکیل داده و با جدیت به انجام وظایف قبلی شان ادامه می دهند.  این دو حزب که از طرف عبدالله گول نیز حمایت می شوند، تا به امروز در رسیدن به اهداف خود ناکام مانده و موفق به جلب پایه های آ.ک.پ و ایجاد انشعاب در آن نشده اند.

  

(5)  این یکی از تاکتیک های سازمانهای اطلاعاتی و جنگ روانی علیه کشورهای مورد هدف است.  چنانکه در تبلیغات جنگ روانی علیه معمر قذافی، صدام حسین، و بشار اسد .. نیز چنین تبلیغ می شد که آمریکا فقط با رهبران "دیکتاتور" این کشورها مخالف است و اگر آنها کنار بروند و یا کنار گذاشته شوند دیگر مشکلی باقی نخواهد ماند. در حالیکه هدف نه فقط رهبران این کشورها بلکه خود کشورها بودند.  شاهد بودیم که چه جنایات و فجایعی را بعد از سرنگونی رهبران این کشورها بر سر مردم ان کشورها آوردند. همان تاکتیک ها و جنگ روانی امروز در ترکیه و علیه حکومت ترکیه و شخص اردوغان نیز پیش برده میشود.  چرا ؟  زیرا بطورساده حکومت ترکیه، که در حال خارج شدن از زیر سلطه آمریکا و ناتو و نزدیکی به روسیه، چین و کشور های آسیائی و آفریقائی است، مانع تحقق طرح ها و برنامه های آمریکا و اسرائیل در منطقه است.

   

(6)  "خط لوله مدیترانه شرقی" (East Med) پروژه صدور گاز از طریق قبرس جنوبی به یونان و از آنجا به ایتالیا و مقصد اروپاست.  در شرق مدیترانه،  قطعات باصطلاح  1-2-8-9  واقع در محدوده مناطق دریایی قبرس جنوبی  با تعیین محدوده مناطق دریایی ترکیه – قبرس شمالی تلاقی میکنند.  اخیرا دولت یونان همراه آمریکا، انگلیس، فرانسه، اسرائیل، ایتالیا ، مصر، قبرس جنوبی دست به یک مانور نظامی با نام "انتقام" (NEMESIS) زدند.  در این مانور، نمایندگان 6 شرکت بزرگ نفتی جهان (اکسون موبیل، شورون، نوبل از آمریکا، توتال فرانسه، ائنی ایتالیا، بیریتش پترولیوم انگلیس) نیز حضور داشتند.  ظاهرا هدف، تامین امنیت پلاتفرم های حفاری اعلام شد، که قرار است تا پایان امسال آغاز شود.  ولی آشکار است که هدف مقابله با ترکیه است.   قبرس جنوبی در سال  2007 بشکل یکطرفه،  شروع به دادن اجازه اکتشاف و حفاری

به شرکت های بزرگ نفتی جهان کرد.  قبرس شمالی نیز در سال 2011 به شرکت نفت ترکیه ( TPAO)  اجازه اکتشاف نفت و گاز در حوزه  آبهای قبرس شمالی داد.  برخی حوزه هائی که قبرس جنوبی به شرکت های خارجی داده با حوزه های قبرس شمالی تلاقی میکنند.  لازم به یادآوری است که از سال 2006 تا به امروز، ترکیه  در 15 مورد مانع انجام  هر گونه حفاری در آبهای قبرس شمالی شده است. 

                       

 https://www.aydinlik.com.tr/koseyazisi/israil-den-21-yuzyil-raporu-en-buyuk-engel-turkiye-218881-1

https://unitedworldint.com/14004-21st-century-repo...

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: