برخورد متناقض ایرانیان به « پیروزیهای ورزشکاران و کشورش»

همین ناتوانی ما از این که بتوانیم در چنین لحظاتی کنار یکدیگر بایستیم و مثل کشورهای دیگر زنده باد ایران و کشورمان بگوییم و سپس بازیها و چشم اندازهای مختلف آن را نقد و بررسی بکنیم، نشان می دهد که چقدر ما احتیاج به «هویت ملی مدرن و مشترک، به ملت واحد ایرانی و رنگارنگ»داریم. چقدر احتیاج به ساختارهای مدرن در برخورد به دیگری و یکدیگر چون توانایی تفکیک حوزهها، توانایی به همدلی ملی از یک سو و از سوی دیگر توانایی نقد و غیره داریم.

 

داریوش برادری روانشناس/ روان درمانگر

دیشب در المپیک 2012 یک شب خوب برای ایران و ورزشکاران ایرانی و قهرمانانش از جمله احسان حدادی در ورزش پرتاب دیسک و یا در وزنه برداری بود، تبریک به همه ایرانیان و به این ورزشکاران ایرانی. اما چرا حتی این پیروزیهای اندک ورزشی با شادی همگانی روبرو نمی شود؟ یا سریع با حالات منفی بافی و غیره  همراه می شود؟ چرا فکر اینکه بخواهیم «زنده باد ایران» بگوییم، سریع این فکر را به ذهن هر ایرانی در اپوزیسیون یا خواهان تحول می آورد  که با اینکار از رقیب اصول گرا یا از حکومت سرکوب گر دفاع کرده است و این پیروزی اوست؟ این مباحث و هراس از بدست گرفتن «پرچم کنونی حکومت ما» توسط هواداران مسابقات ورزشی ملی، یا گاه حضور چند پرچم متفاوت در کنار یکدیگر در این مسابقات، تبدیل شدن این مسابقات ورزشی به یک عرصه مخالفت سیاسی و عقیدتی با یکدیگر و یا هراس از سوء استفاده های حکومت از این پیروزیها، نشان می دهد که چقدر مفهوم «ملت ایرانی» هنوز  بحرانی، آسیب پذیر و ناتوان از تحول نهایی به یک «ملت مدرن» است. زیرا در چنین لحظاتی مثل مسابقات ورزشی است که می توان همدلی درون یک ملت را یا گسست درون یک ملت را بهتر حس و درک کرد. وقتی که مردم یا تودهها سراپا احساس می شوند و  همدلیها یا دشمنی های خویش، توانایی شان به یکی شدن در لحظه مسابقه و سپس نقد کردن و چندگانه شدن پس از بازی را نشان می دهند.  توانایی به اینکه با هم بگویند زنده باد کشورم و یا نتوانند.

 

همین ناتوانی ما، به خاطر فجایع سیاسی و حکومتی از یک سو، چندپارگی و نبود ساختارهای مدرن هویتی از سوی دیگر، که بتوانیم در چنین لحظاتی کنار یکدیگر بایستیم و مثل کشورهای دیگر زنده  باد ایران و کشورمان بگوییم و سپس بازیها را نقد بکنیم، نشان می دهد که چقدر ما احتیاج به این «هویت ملی مدرن و مشترک» و ساختارهای مدرن در رابطه با دیگری چون توانایی به تفکیک حوزهها، توانایی به همدلی ملی از یک سو و از سوی دیگر نقد یکدیگر و غیره  داریم. وگرنه اگر از قبل بخواهیم این «روحیه و شادی جمعی و ملی» را به خاطر سوء استفاده رقیب نفی بکنیم، یا این یا آن قهرمان را  نفی و لعنت بکنیم، چون «یا ابوالفضل» می گوید، یا چون او جایزه اش را قبلا یا حالا به احمدی نژاد هدیه داده یا می دهد، آنگاه ما در نهایت دقیقا دچار و اعمال گر همان سیستم ضد ورزشی و ضد مدرن « پاکسازی و ارشاد و تصفیه و تفکیک حکومتی» شده ایم که نفی اش می کنیم. یعنی آن چیزی را در نهایت بازتولید می کنیم که با آن مخالفیم. زیرا دچار همان حالت سیاه/سفیدی شده ایم و ناتوان از نگاه و برخورد پارادوکس و بر اساس رواداری مدرن و نقد مدرن. به شیوه خویش دچار  همان «ناتوانی از تفکیک حوزهها» و ناتوانی از «نقد مدرن دیگری بر پایه رواداری، بر پایه قبول تفاوت دیگری» شده ایم که در رقیب دیکتاتور یا اصول گرا می بینیم و  در واقع خواهان پایان آن هستیم. یعنی می خواهیم «با جای بد بچه، خود بچه را هم دور بیاندازیم» به جای اینکه هم قدرت و پیروزی این یا آن قهرمان را برسمیت بشناسیم و ازش مغرور باشیم و هم نقدش بکنیم و ضعفهایش را نشان بدهیم، آنگاه که این ورزشکار به هر دلیلی پیروزی خویش را در خدمت سرکوب قرار می دهد.

 

 ملت مدرن یک «وحدت در کثرت» است و اینگونه یک ملت مدرن ایرانی بایستی بتواند مثل همه کشورهای مدرن و یا شرکت کننده در مسابقات المپیک برای قهرمانانش شادی بکند و شکست یا معضلاتش را بحث و از چشم اندازهای مختلف نقد بکند تا دفعه بعد بهتر شوند. اینکه حاکمیت ما این توانایی مدرن را ندارد،  بایستی برعکس دلیلی باشد که دقیقا نیروهای مدرن و جامعه مدنی دست به این حرکات و برخورد مدرن بزنند و اینگونه آفریننده و حامل «گفتمان نو» و  زمینه ساز تفاوت سازی در گفتمان کهن باشند.  همانطور که دست یابی به این «وحدت در کثرت» درونی به عنوان فرد یا به عنوان یک ملت و توانایی به این «حس مشترک و همزمان متفاوت»،  توانایی عبور از برخورد سیاه/سفیدی و دستیابی به نقد مدرن بر بستر رواداری مدرن، باعث می شود که ما دقیقا نه تنها به آن چیزی دست یابیم که نیاز و ضرورت جامعه ما و تحول مدرن ماست بلکه  اساس المپیک نیز هست.  یعنی   به شیوه خویش به « بازی و چالش صادقانه» و به عنوان « حلقه های در هم، نیازمند به یکدیگر و وحدت در کثرت» دست می یابیم. تا با این دگردیسی  هر چه بیشتر بتوانیم در عین رقابت با دیگران و دنیا جزوی از دنیا شویم و از پیروزیهای برحق کشورهای دیگر نیز لذت ببریم. از انسان بودن و قدرت انسانی لذت ببریم و از طرف دیگر زوایای تاریک و یا دیگر المپیک و یکایک این مباحث را نقد بکنیم. نقدی سازنده و در جهت ایجاد وحدت در کثرتی ملی یا جهانی و متفاوت.

 

ازینرو پیشنهاد می کنم در این جشن ورزشی جمعی و جهانی، هم از  پیروزهای ملیمان لذت ببریم  و متوجه باشیم که وقتی ما این پیروزها را «ملی نمی کنیم»، مشترک نمی کنیم، دقیقا به خواست رقیب اصول گرایی تن می دهیم که خواهان «تفرقه و تضاد» است و یا اینکه فقط به شیوه او متحد شویم.  همزمان  لعنت به همه کسانی  بگوییم که بخواهند از این پیروزیها برای سرکوب مردم استفاده بکنند. به این خاطر از این لحظه مشترک لذت ببریم. همانطور که از پیروزی و زحمت کشورهای دیگه خوشحال میشیم و به کسانی که می خواهند سوءاستفاده بکنند مشترکا نشان بدهیم که این به سادگی گذشته نیست یا دیگر ناممکن است. بگذارید ما لااقل جزو کسانی باشیم که با هر ایده و نظری به عنوان «ایرانی مدرن» کنار هم می ایستیم و از یک پیروزی ورزشی لذت می بریم( البته اگر به مسابقات ورزشی علاقه داریم)، می گوییم « زنده باد ایران» و بعد هم درباره اش بحث می کنیم و مباحث مختلف این رویداد ورزشی،از مباحث سیاسی تا غیره را بحث می کنیم. این را می گویند توانایی تغییر دیسکورس و شروع تغییر  واقعی و اصیل. توانایی ایجاد حالتی از آنچه ملت ایران بایستی باشد، در همین فضای اینترنتی و یا در فضای المپیک و به عنوان یک «ملت واحد و رنگارنگ» در یک جهان واحد انسانی و رنگارنگ. به عنوان گروهی کوچک از این ملت نمادین که می تواند از زحمت ورزشکارش خوشحال باشد، با پیروزیش شاد شود و با شکستش غمگین و با اینحال از یاد نبرد که این یک بازی است و پیروزی دیگر و ملت بهتر را تبریک بگوید و از این شکست یاد بگیرد.

 

همانطور که حال این  ملت نو می تواند «نقد بکند و صحنه چالش را تعیین بکند». یعنی هم ازین پیروزیها خوشحال باشد و به ورزشکار و مسئولان تبریک بگوید و هم  از دولت و سیستم «طلبکار» باشد و با نشان دادن نابسامانیهای ورزشی و ساختاری و مقایسه با کشورهای دیگر نشان دهد که چرا حق ما بیش از این چندتا طلا است و مسئولان این شکست و  مقام نامناسب چه کسانی هستند و چه چیزهایی باید در عرصه های مختلف تغییر بکنند. زیرا با توجه به شرایط وحشتناک ورزشی و ساختار ورزشی پوسیده در ایران، این پیرزویها یک اعجاز و تلاش عمدتا فردی توسط ورزشکار یا گروه ورزشی است که توانسته است به این پیروزی دست بیابد. اینگونه این ملت مدرن و مدنی هم متحد می می ماند و هم کمتر اجازه سوء استفاده می دهد  و چالش ایجاد می کند. هم شرایط و وضعیتی را می فهمد و تشریح می کند که ورزشکاران در آن قرار می گیرند و مورد سوء استفاده تبلیغی قرار می گیرند و هم از «حق انتخاب و مسئولیت هر چند محدود» ورزشکاران درباره اینکه به ابزار تبلیغات دیگران تبدیل بشوند یا نشوند سخن می گوید.. اینها علائم یک تغییر ساختاری و رشد ساختار مدرن و ملت مدرن ایرانی است و ازینرو توانایی به «واکنش  و چالش نو و متفاوت». یعنی آن تحولی است که یکایک ما می طلبیم. آرزوی یکایک ماست. فقط گاه فراموش می گنیم که « هر کار بزرگ با گامهای کوچک شروع می شود».

یا در معنای روانشناختی هر تغییر بزرگ با «تغییر آرام جا و مکان خویش در ساختار و سناریوی رابطه ی فرد/دیگری» شروع می شود. با تغییر اینکه از حالت  و نقش سیاه/سفیدی حکومتی یا اپوزیسیون ضد حکومت بیرون بیاییم، دو نقشی که یکدیگر را بازتولید می کنند، و به نقش جدید و مدرن « نقد مدرن بر اساس رواداری مدرن»، یه به حالت سمبولیک و پارادوکس همراه با علاقه/نقد با دیگری دست یابیم و اینگونه دیگری و رقیب را، ساختار را محکوم به تغییر بکنیم. زیرا روبرویش رقیبی است که قادر به این «وحدت در کثرت» و عشق به یکدیگر همراه با نقد یکدیگر و برای رشد بهتر است.. کسانی که می توانند با شادی در کنار یکدیگر برای قهرمانانشان هورا بکشند و «زنده باد ایران» بگویند و فردا با یکدیگر بحث بکنند که چه ایرانی می طلبند و پرچمشان یا پرچم سه رنگشان در آینده چگونه می خواهد باشد. از چنین ملت و مردم قدرتمند و رنگارنگی هیچ دیکتاتوری نمی تواند ببرد یا به سادگی در آنها تفرقه و دشمنی خونین به یکدیگر ایجاد بکند. زیرا اینجا وحدت و عشق به یکدیگر به عنوان هموطن ایرانی زمینه ساز قبول تفاوتهای یکدیگر است، همانطور که زمینه ساز نقد متقابل یکدیگر است و این نقد بر بستر قبول تفاوتها زمینه ساز «وحدتی بهتر و بعدی» است. اینگونه وحدت مرتب کثرت می آفریند و کثرت زمینه ساز وحدتی نو و عشقی نو به یکدیگر به عنوان ملت واحد و رنگارنگ می شود. این آن چیزی است که ما بایستی حتما به آن برسیم و راه رسیدن به آن دقیقا همین گامهای کوچک و تغییر جای خویش در» ساختار رابطه فرد/ دیگری»،  تغییر مدرن در «کهن الگوهای رفتاری و واکنشی» به دیگری، به یکدیگر، به مباحث یا به رخدادهای مختلف است.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.