فرجام خرد ستیزی

فرض کنیم در خانواده ای شامل مادر، پدر، دو دختر و دو پسر، دختر کوچک خانواده در سن هجده سالگی به جای ادامه تحصیل و به فکر آینده بودن ، عاشق جوانی شود و روزی هم در پارک هنگام ملاقات با پسر جوان توسط یکی از اعضای خانواده دیده شود.

با این اتفاق طبیعی که اقتضای جوانی هر دختر و پسری است دو نوع می شود برخورد کرد.

فرض کنیم در خانواده ای شامل مادر، پدر، دو دختر و دو پسر، دختر کوچک خانواده در سن هجده سالگی به جای ادامه تحصیل و به فکر آینده بودن ، عاشق جوانی شود و روزی هم در پارک هنگام ملاقات با پسر جوان توسط یکی از اعضای خانواده دیده شود.
 
با این اتفاق طبیعی که اقتضای جوانی هر دختر و پسری است دو نوع می شود برخورد کرد.
 
 برخورد اول که حاصل پیوند توامان خرد و دلسوزی است این است که یکی از اعضای خانواده که به دختر جوان نزدیک تر است با او صحبت کند، از کم و کیف رابطه ی بین آن دو بپرسد و از پسر و خانواده پسر جستجو کند...اگر پسر و خانواده اش عاقل و اهل انسانیت تشخیص داده شدند، یک نامزدی مختصر بین آن دو قرار داده شود و تاکید شود که پس از پایان تحصیلات دختر و پسر و یافتن شغل مناسب، زمینه ی ازدواج فراهم شود. اگر پسر و خانواده اش هم عاقل و  اهل نبودند که دختر جوان را با ارایه دلیل و مدرک قانع کنند که ادامه این رابطه به نفعش نیست و آینده ی سیاهی در انتظارش است. گوش پسر راهم بپیچانند که راهش را کج کند و برود.
 
برخورد دوم که حاصل ایدئولوژی ، عرف، سنت و عقاید غلط کهنه و عدم تسلط بر خویشتن و کم خردی است این است که اعضای خانواده دختر جوان را به باد کتک بگیرند و برای اینکه از شر او ( در خیال بیمار خودشان دختر را شر می پندارند) راحت شوند، او را مجبور می کنند که به اولین خواستگار خود علیرغم اهلیت نداشتن جواب مثبت بدهد و دختر خود را با ادعای دلسوزی برای او یک عمر سیاه بخت کنند. این خانواده به مرور و در نتیجه انباشت نتایج حاصل از اقدامات و تصمیم های غیر عقلانی در همه امور زندگی ضعیف شده، پیوند عاطفی بین اعضای آن از هم می پاشد و در نهایت سرانجام آن فروپاشی است و در جامعه نمونه های این خانواده ها کم نیستند.
 
این نمونه های تراژیک و اغراق شده که البته نمونه دوم متاسفانه در مملکت ما کم نیز  اتفاق نمی افتد حاصل دو نوع برخورد با مشکل است. برخورد عقلانی یا برخورد جاهلانه...
 
غرض ازین همه صغرا و کبرا چیدن این است که شما از راهی که عقلانی نیست و تصمیمی که بر اساس پایه های  عقلانی گرفته نشده نمی توانید انتظار داشته باشید به نتیجه درست و مطلوب منتهی شود. امکان عقلانی ندارد. اداره یک کشور هم از همین ظوابط و شرایط منتها در مقیاسی بسیار بسیار وسیعتر پیروی می کند. 
 
داستان حکومت برخاسته از انقلاب پنجاه و هفت و دولتهای پی در پی ایران با شعارهای گوناگون نیز هم همین است. حتا اگر قبول کنیم که نیت تصمیم گیران خیر بوده باشد ( که در آن نیز جای تردید فراوان است) چون اساس تصمیم گیری های این حکومت و دولتهای برخواسته از آن عقلانی و علمی نبوده و نیست، اساسن امکان رسیدن به نتیجه مطلوب وجود نداشته است‌. 
 
ازین رو تلاش برای فهم عقلانی و علمی اعمال و رفتارهای حکومت ایران در تمامیت خود و دولتهای آن نیز تلاشی باطل و بی ثمر است. همچنان که امید برای به ثمر نشستن تلاشهای برخواسته ازین سیستم حکومتی هم ( حتا در سطح محلی و استانی و هر چقدر هم که بعضن صادقانه و خیر خواهانه باشند) امیدی باطل است چون تصمیم‌های کلان در این سیستم حکومتی برپایه عقل ، خرد و علم  گرفته نمی شوند...نتیجه این نوع حکومت ورزی هدر رفتن استعدادها و امکانات انسانی، کشوری و سرزمینی این خاک زرخیز است و به حسرت نشستن دل مردمانش از دیدن پیشرفت کشورهای همسایه و هم رتبه ایران و پسرفت روز افزون کشور....
 
این وضعیت بی نتیجه ماندن یا نتیجه مطلوب نداشتن اقدامات حکومتی و دولتی چنان وخیم است که حکومت حتا از آنچه که نقطه افتخار و قوت خود هم می پندارد نمی تواند استفاده ای به نفع خود و مردم ایران کند کما اینکه نتیجه حجم عظیم سرمایه انسانی و اقتصادی ایران  که صرف حفظ حکومت بشار اسد در سوریه شد ( فارغ از درستی یا نادرستی دخالت ایران در این کشور) به جای اینکه به صورت امکان فعالیت اقتصادی گسترده برای صنعت گران، تولید کنندگان و پیمانکاران ایرانی در سوریه جلوه گر شود زمینه ای شده برای اینکه ترکیه و سوریه و چین بهترین شرایط را برای فعالیت اقتصادی در سوریه دارا باشند و اقتصاد ایران سهمی در بازسازی سوریه نداشته باشد...
 
تا زمانی که تصمیمات کلان کشوری و حکومتی نه بر پایه خرد جمعی و نظریات متخصصان دانشمند و مطرح کشور، بلکه بر پایه تفکرات ایديولوژیک و در جمع بسته سیاستمداران کم دانش گرفته می شود این بازی دو سر باخت همچنان ادامه خواهد داشت. 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: