پیشنهادهایی برای مذاکره کنندگان هسته ای ؛سرنوشت مذاکرات جلیلی در انتظار باقری کنی

تیم ۴۰ نفره مذاکره کننده ایران به وین رسیده است تا اولین دور از مذاکرات هسته ای دولت رئیسی را آغاز کند. باقری کنی کسی است که او را می توان بازمانده و ادامه دهنده راه سعید جلیلی در مذاکرات هسته ای دانست و از همین بابت است که نسبت به نوع این نگاه نگرانی عمیقی احساس می شود. نگرانی در مورد عدم حصول توافق. آنچنان که کیهان هم امروز آب پاکی را روی دست همه ریخت و نوشت: «توافقی صورت نمی گیرد، منتظر سال آینده میلادی باشیم.»
 
 
تیم ۴۰ نفره مذاکره کننده ایران به وین رسیده است تا اولین دور از مذاکرات هسته ای دولت رئیسی را آغاز کند. باقری کنی کسی است که او را می توان بازمانده و ادامه دهنده راه سعید جلیلی در مذاکرات هسته ای دانست و از همین بابت است که نسبت به نوع این نگاه نگرانی عمیقی احساس می شود. نگرانی در مورد عدم حصول توافق. آنچنان که کیهان هم امروز آب پاکی را روی دست همه ریخت و نوشت: «توافقی صورت نمی گیرد، منتظر سال آینده میلادی باشیم.»
به باور من کیهان با شناختی که از تیم مذاکره کننده دارد تقریبا درست گفته است. اما ما برای آنکه در میان ملت زندگی می کنیم و هر نتیجه ای که از وین حاصل شود بر روی زندگی همه ما و حتی نسل های آینده ما تاثیرگذار است، و فارغ از اینکه اساسا حرفهای ما را تیم مذاکره کننده می شنود یا نه، ناگزیر هستیم راه برون رفت از این مسیر را به آنها توصیه کنیم. و یا دستکم ملت را از آن آگاه کنیم که در صورت عدم توافق بدانند چه راه هایی وجود داشت.
از همین رو از آنجا که مدل تفکر تیم فعلی مذاکره کننده را یکی از موانع اصلی حصول توافق می دانم مشفقانه توصیه می کنم که اگر تیم مذاکره کننده دو نکته کلیدی را در تفکر خود برطرف نکند هیچ توافقی حاصل نمیشود.
اول: رفتن به سمت بازی برد و باخت و بازی با حاصل جمع صفر که در آن یک طرف برنده است و طرف دیگر بازنده.
دوم: عدم تفکیک سطح مختلف تحلیل میان سطح گفتگوی ملی و سطح بین المللی
۱⃣ شناخت مدل تصمیم گیری و نحوه تفکر آمریکایی:�ظریف در نامه‌ای که به مجلس در آخرین گزارش به کمیسیون امنیت ملی نوشته بود جمله کلیدی مهمی داشت که گفته بود «تلاش هر یک از کنشگران برای پیروزی به هزینه شکست طرف مقابل ــ بازی با حاصل جمع صفرــ به ناکامی هر دو طرف ــ بازی با حاصل جمع منفی می‌انجامد»
مذاکره کنندگان ما باید به این نکته کلیدی واقف باشند که اگر طرف آمریکایی احساس «بازنده بودن» داشته باشد، هیچ توافقی صورت نخواهد گرفت. آنها ابتدا برای برنده بودن وارد مذاکره می شوند. ما هم باید با همین شکل آغاز کنیم. اما آمریکایی ها حاضر هستند در عین حال تا جایی کوتاه بیایند که طرف مقابل هم احساس برنده بودن داشته باشد. لذا لازم است ما بدانیم چگونه میشود به خواسته‌های خودمان برسیم.
برای اینکه مدل تفکر آمریکایی را بشناسیم مثال ساده و روشنی وجود دارد که باید تیم مذاکره کننده آن را بداند. دکترحسین دهشیار استاد دانشگاه علامه در کتاب «مبانی تئوری و عملی نظام انتخاباتی آمریکا» روایت می کند زمانی که قانون اساسی آمریکا و قوانین مربوط به انتخابات آن را می‌نوشتند، تصمیم گرفتند بر مبنای اینکه هر ایالت چه تعداد جمعیت دارد، تعداد نماینده های آن را در کنگره مشخص کنند.
ایالت‌های جنوبی که برده‌دار بودند و اساسا برده‌ها را عضوی از جامعه و دارای حق رای نمی‌دانستند، اعتراض می‌کنند که بیشتر جمعیت ایالت‌هایشان، از سیاهان تشکیل شده است. لذا اگر آنها به حساب نیایند تعداد نمایندگان آنها در کنگره کم خواهد بود.
در طرف مقابل شمالی ها مخالف بودند. بعد از بحث و بررسی زیاد توافق می کنند که هم سیاهان را شمارش کنند و هم اینکه حرف جنوبی ها به کرسی ننشسته باشد. براین اساس قرار میشود سیاهان شمارش شوند اما به ازای هر ۵ سیاه ۳ نفر جمعیت محاسبه شود. به این ترتیب هر دو طرف احساس برنده بودن داشتند.
این مهم است که تیم مذاکره کننده ما بداند «گرایش حداکثری» در مذاکره در واقع تبدیل کردن آن به مذاکرات فرسایشی و بی حاصل دوران جلیلی است و در زمانی که آمریکایی ها قدمی عقب رفتتند (و به خواسته ما توجه کردند) فرصت را باید غنیمت بدانند.
۲⃣ مذاکره کنندگان باید از اینکه رقیب سیاست داخلی آنها چگونه با این توافق روبه رو میشوند عبور کنند. به عبارت روشنتر نباید نگران باشند که جریان رقیب داخلی بگوید: می توانستم به این توافق زودتر و بهتر برسیم.
این مساله می تواند در معادلات داخلی مهم باشد، اما آنها می توانند همچنان که در داخل با نقد روبه رو هستند، در خارج از ایران بعد از حصول توافق اعلام پیروزی کنند و این همان کاری است که تیم جان کری در توافق برجام انجام داد. در صورتی که این دو منطق در تیم مذاکره کننده وجود نداشته باشد هیچ توافق حاصل نخواهد شد.
Kan være et billede af tekst
 
 
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: