دکلمه شعر "با من و میهنم" از مجموعه شعر "ضمیر اول شخص مفرد" نش آفتاب . نروژ
16.12.2021 - 20:15

 

با من و میهنم

با من و میهنم چه رفته است ای ستاره از هنوز

با من و میهنم چه می رود ای ستاره از پارُ و از امسال و از مرگ

 

این هراس را  از من و میهنم فرو شوی

که خیر قدم هایش ارزانی گورهاست و گورستان ها

قبرهاست و کفن ها

بر من میهنم چه رفته است ای ستاره از هنوز

که این قحط ِ دیر ـ سال ِ دیرتر

دیریست گلو بر گمانم گرفته است

با من و میهنم چه رفته است

با من و میهنم چه می رود

که این ابلهان از بهار و دریا چه می دانند

و چه می دانند از شقایق ها

که هیهات مُردنشان در سر نیست 

ما شاهدان این همه زمستانیم

و این خواب بلند

آبستن ِ طفلی از سلاله ی طوفان است

و غم کهن

سینه نمی داند از کیست

می آید و در آن پهلو می گیرد

تو غمخوار بی خدشه ی شورها

کجای جنون را گرفته ای

که خواهش ِ رنج را لفظی شگفت به درمان دردمان آید

گریبان خدا و خرقه ی باد را ؟

این سرزمین ستاره خیز

خیزاب هیچ جنونی ویرانش نخواهد کرد

که ما و آن ها را طناب و دار و چرثقیل و درخت

ما و آن ها را تحمل درد و خون ِ جگر

و روییدن از خاک

خاک گلگون به مثابه ی دشتی از شقایق ها

 

با من و میهنم چه رفته است ای ستاره از هنوز

با من و میهنم چه می رود ای ستاره از پارُ و از امسال و از مرگ

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما