حکومت جمهوری یا پادشاهی

اگر سلطنت طلبان خواهان ایرانی مستقل ، آزاد و مردمسالاری هستند؛ باید بدانند ایران برای همه ایرانیان است و این مردم هستند باید حکومت کنند و گماشتگان یا ماموران یا خدمتگزارانی (دولت) را برای امور کشور،انتخاب کنند. و مخارج اضافی که باید برای شکل حکومت به شاه بپردازند، به رئیس جمهور، مثل آلمان یا...) خرج کنند؛ که اتحاد واقعی و عملی باشد. برای مدت محدود یک نفر را از یک قوم، بعنوان سنبل وحدت،انتخاب کنند. ا

بحث بر سر حکومت جمهوری و پادشاهی یا سلطنت ادامه دارد و سبب شده که انرژی و نیروی زیادی به هدر برود. بخاطر همین امر، ایرانیان در وضعیت کنونی که اکثرا متفق القولند که استبداد مذهبی حاکم، به بن بست رسیده و ریزش نیروها از درون آغاز شده و در دو حرکت اعتراضی در تیر 1378 و خرداد  1388 ونزدیک بود، از رژیم استبدادی مذهبی هم گذر کنیم؛ ولی به دلیل اختلافات نیروهای پیشتاز و نفوذ گروهای وابسته به بیگانه و به خشونت کشیدن آن و ترس  بازگشت دیکتاتوری در شکل دیگری و دلایل دیگر, به جنبش خود ادامه ندادند.

چرا مردم به مخالفین رژیم اعتماد ندارند؛ آیا، ترسشان بیمورد است یا براستی حق دارند زمانیکه گروها در گفتاری و کرداری شفاف نیستند؟

از زمان مشروطه تا کنون ,صد و شش سال میگذرد. سلطنت قاجار و پهلوی مشروطه سلطنتی را، زیر پا گذاشتند و بخصوص هر دو پهلویها  بکمک بیگانگان به سلطنت رسیدند و هر دو هم با کودتا بکمک بیگانگان حاکم شدند؛ هردوی آنها در خارج ایران فوت کردند. چرا بجایی اینکه از استبداد پادشاهی درس گرفته و از آنها  گذر کنیم؛ سعی در مشرعیت بخشیدن به آن و تسلسل و چرخش باطل  استبداد می پردازیم؟ از سرنوشت آنها که به مردم پشت کردند و به کشورهای خارجی دل بستند و هردو در غربت در گذشتند نمیآموزیم. نمیخواهیم قبول کنیم که بیگانگان هم تا آنجا که به منافع خود میدانند, از آنهااستفاده کرده، وقتی ببینند ورق برگشته ، دنبال فرد دیگری میروند و همین تجربه را در خوش خدمتی حسنی مبارک و بن علی دیدیم؛ تا آخرین لحظه از آنها بهره بردند بعد به آنها پشت کردند. شاهد بودیم و هستیم که غرب وقتی مردم برخاستند با همان اخوانالمسلمین ( یعنی دشمن خود ساختند ) حالا هم در سوریه علنا  گروه القاعده را مسلح کردند؛ یعنی همان کاری  که زمان جنگ سرد در مقابل شوروی کمونیستی کرده بودند! در ایران بعد از انقلاب 1357 هم شاهد اکتبر سرپرایز بودیم که روحانیت با جمهوریخواهان مخفیانه ضد و بند کردند ولی در ظاهر آنهای که میخواستند با احترام دو طرفه با همه کشورها، رابطه داشته باشند بعنوان خائن زندانی شدند.j 

با وجود این تجربه بزرگ آیا میشود باور کرد که پهلوی سوم ، راه پدر و پدر بزرگش نمیرود؟

اگر در رسانهای فارسی زبان مروری داشته باشیم؛ ایشان همیشه خود را یک شهروند مینامد و در رسانهای خارجی، خود را شاه که قسم خورده ، راه اجداد خود را ادامه خواهد داد!

اگرسیاستمداران برای رسیدن به قدرت از بیگانگان کمک نخواهند گرفت و اگر راست میگویند که به دموکراسی یا مردم سالاری باور دارند، دنبال مردم باشند نه بیگانگان و گرنه با غیر مردم به غیراز مردمسالاری(دیکتاتوری) میرسند 

سلطنت و پادشاهی ارثی است به این معنی است  که سلطان یا شاه تافته جدا بافته و با سایر مردم متفاوت است ؛ حتی اگر در حکومت هم دخالت نکند مثل سلطنت انگلستان و... ولی بعنوان یک خانواده بالاتر از سایر شهروندان با درآمدی بالا، بیشتر به خرج  مردم عادی اضافه میکنند.در کشورهای پادشاهی شاهد خرج هنکفت اضافی که بر دوش مردم سنگینی میکند، هستیم. و حتی ( چه سلطنتی و چه جمهوری) مجلس خواص یا اعیان در مقابل مجلس عوام  و مردمند! در واقع دموکراسی در غرب هم،  فقط به آن نخبه یا خواص 1% منفعت می رساند و اکثر مردم با درآمد ناچیز زندگی میکنند!  با این وجود ما در تاریخ ایران، سلطنت و پاشاهی که داشتیم،استبداد مطلقه بود؛  به سلطنت، اکتفا نمیکردند؛حکومت را هم قبضه میکردند و تمام مجلس و ارگانهای سیاسی، مالی،قضایی و رئیس ارتش و... را در اختیار میگرفتند. حتی اگر مردم نخست وزیر شاه (قوام)را با قیام 30 تیر 1331 بر کنار و نخست وزیر خود را جایگزین کردند؛ شخص شاه با کمک بیگانگان نخست وزیر منتخب مردم را با کودتا سرنگون ودولت نظامی سپهبد رزم آرا را رئیس دولت انتصاب کرد و سلطنت مطلقه استبدادی را دوباره جایگزین نمود !

مردم ایران با این تجربه وحشتناکی که از شاهان مستبد داشتند، در انقلاب 1357 همه اقشار مردم حتی ارتش شاه ، برای همیشه پادشاهی  را بر کنار کردند ولی بعلت نبود آزادی سیاسی  و رشد تبادل نظر در جامعه و نبود احزاب و گروهای سیاسی در زمان شاه ، روحانیان که در تاریخ همیشه توجیهگر حاکمان زورگو و پادشاهان بودند با همراه شدن با انقلابیون و با فریب مردم، حکومت جمهور مردم را، به حکومت ولایت مطلقه فقیه تبدیل و علنا شاه شدند و ایران، بجای سلطنت مطلقه شاهی به سلطنت مطلقه فقیه تبدیل شد.  مردم به مبارزه خود ادامه دادند و میدهند تا به حکومت خود برسندو دیگر فریب نخواهند خورد که دوباره کسی دیگر را قیم و آقا بالاسر خود کنند .

با وجود چنین تجربه سختی که حکومت مطلقه فقیه بر سر مردم آورده ، طرفداران رژیم گذشته روسفید شدند تا جایی که برای پاسخگویی به تحمیل دیکتاتوری فقها ، خواهان برگشت رژیم استبدادی گذشته هستند و فکر میکنند که مردم ایران باید در انتخاب دیکتاتورها یکی را انتخاب کنند و حق ندارند حکومت خود را بر قرار کنند؛ فکر نمیکنند مردم به این درایت رسیده اند که دیگر حکومت خود را بکسی واگذار نکنند بلکه خود حکومت میکنند و بجای حاکم و یا سوار کردن یکی بخود؛ مامور و یا خدمتگزار را، انتخاب و هر وقت خدمتگزار پای خود را از محدوده وظیفه اش بیرون گذاشت ، بتوانند خدمتگزار را تغییر و شخص دیگری را انتخاب کنند. یعنی مردمسالاری مشارکتی یا شورایی که هیچ کس حق ویژه ندارد.

درضمن، این سوال را مطرح میکنند که ما جمهوریهای داریم که مثل سلطنت ارثی هستند و دیکتاتوری هم هستند؟ درست است که نام و یا شکل حکومت را در ظاهر جمهوری دموکراتیک و یا دموکراتیک خلق و... مینامند و مثل همین حکومت کنونی ایران به اسم جمهوری است آیا در عمل هم کسی باور دارد این رژیم جمهوریست و حکومت مطلقه فقیها نیست ؟ چطور میشود حکومتی خود را جمهوری یا مردمسالاری بنامند که در آن هیچ حزب سیاسی آزاد نباشد و حتی نمایندگان را هم اول از فلتر شورای حکومتی انتصاب بعد به مردم بگویند به آنها رای دهند! این یک توهین بزرگ به جمهور مردم است. حتی اسلامی هم نیست که خیلی از مسلمان  روحانی و غیر روحانی بخاطر مخالفت با ولایت مطلقه فقیه در زندان یا بازداشتگاه خانگی بودند و هستند. و همین مردم مسلمان و غیر مسلمان بودند که در اعتراضات خرداد 1388 بخیابانها ریختند و به جهانیان اعلام کردند؛ که ما ولایت یا حکومت کسی را نمیخواهیم که قیم ما باشد ما با رای خود خدمتگزار انتخاب میکنیم؛ میزان رای مردم است نه شیخ نه شاه ... (رای من کو)؟

بنابر این، کشورهای که خود را ظاهرا جمهوری مینامند و  برگزیده جمهور مردم ، ولی مردم هیچ نقشی جز به تنها کاندیدای حزب حاکم رای بدهند، ندارند ؛ درست مثل کسی است که مو سر نداشته باشد به او بگویند زلف علی یا میدانی که هیچ سرسبزی و چمن ندارد بگویند سبز میدان.

ما  به محتوا و عمل آن باید در نظر داشته باشیم نه به ادعا و گفتار. درست بر همین محتوا و عمل  است که ادعا های سلطنت طلب ها با گفتار آنها در تناقض است . آقای رضا پهلوی در نشستهای با نمایندگان و لابیهای غرب از سرنگونی رژیم و سیاست تغیررژیم صحبت میکند(1). با فوکوس آنلاین خود را شازاده تاج گذاری کرده و... ولی در رسانهای فارسی زبان خود را بعنوان یک شهروند ساده مینامد و مدعی است، در رژیم آینده ایران هرچه مردم تصمیم بگیرند، من تسلیم رای مردم هستم! فورا، طرفداران پادشاهی، یادشان میرود و میگویند تنها گزینه ایشان هستند، جامعه بین الملل!!! ایشان را می شناسند.

یعنی آنها  مردمسالاری و حکومت  آینده ایران را که مردم باید حکومت کنند، خیلی ساده رد کرده و از حالا برای همه انتخاب میکنند که تنها گزینه آقا هستند!

با وجود این همه تناقض و نا شفاف گویی همانطور که آقای محمد امینی و سایر منتقدین از جمله خودم در گفتگو و مقالها مطرح میکنم که اگر همه این منتقدین بقول رهبر سکیولارهای سبز  میخواهند شخص خوشنام در اپوزیسیون را خراب کنند! چطور است که اگر ایشان مشروطه سلطنتی میخواهند نه سلطنت استبدادی ، چرا الگوی مشروطه سلطنتی ایشان الگو مستبدان می باشد؟! مگر رضا شاه و محمد رضا شاه علیه مشروطه کودتا نکردند آنهم بکمک بیگانگان؟! اگر ایشان در این مورد هم ابهامگویی نمیکردند و واضح و روشن  میگفتند مشروطه خواه هستند حد اقل مثل اکثر مردم ایران دنبال مصدق بودند که به شاه قول داد و روی قرآن نوشت من کودتا نمیکنم و به قانون مشروطه پایبندم که شاه شاهی کند و دولت دست نشانده مردم باشد و لی این محمد رضا شاه بود که به کمک بیگانگان در فکر سرنگونی مشروطه برآمد  و بعد از شکست کودتا 25 مرداد و فرار از کشور ، سه روز بعد کودتای 28 مرداد را بکمک سیا، انجام داد.  برخلاف ادعای آقای رضا پهلوی در فوکوس آنلاین مطره میکند که : پهلوی: پدرم براین باور بود که باید ابتدا به مردم تا حدی آموزش بدهد تا دمکراسی امکان پذیر شود. می خواست ابتدا جامعۀ مدنی ایجاد کند. نظامش اصلاح پذیر بود و درآخر هم با اصلاحات مؤافقت کرد.

آیا با بستن حتی احزاب خودی و بوجود آوردن تک حزبی رستاخیزمیشود آموزش دموکراسی داد؟! منهدس بازرگان در دادگاه شاه میگوید شماها به بما اجازه نمیدهید حرف بزنیم نسل بعدی راه دیگری در پیش خواهد گرفت؛ آیا مسبب اصلی، جوانان به ستوه آمده و جو بسته و منقبض شده وقتی همه راها بسته باشد،کشاندن کشور به پرتگاه سقوط و دست به اسلهه  بردن جوانان،مقصر مردمند یا دیکتاتور؟

سلطنت طلبان خارج از قدرت کنونی، عصیان و قیام مردم، در زمان شاه را محکوم ولی فقط ولایت مطلقه فقیه را تایید میکنندو علنا اعلام میکنند که مردم نمیبایست در مقابل ظلم شاهی قیام میکردند؛ باید پوزش بخواهند! تا جایی که آقای رضا پهلوی در فوکوس آنلاین میگوید: بسیاری از انقلابی های آنموقع امروز نزد من می آیند و می گویند: «بهتر بود پدرت ما را بازداشت و اعدام می کرد. ما که خبر نداشتیم چه پیش خواهد آمد»!

آقای رضا پهلوی میبینیم حتا شکنجه و کشتار آزادیخواخان و بستن دهان مردم سعی در توجیه کشتار پدرش است! یعنی مردم ایران غلط کردند انقلاب کردند!( یعنی چون روحانیت بیشتر کشته پدرم کمتر بنابراین راه پدرم درست بود) ایشان در پایبندی خود به سلطنت اجداد خود، حتی آنرا برای اتحاد اقوام مختلف ایران مطرح میکنند! در صورتی کیست که نداند خاندان پهلوی با تحقیر اقوام ایرانی ، تنها قوم آریا  را  قوم برتر  معرفی میکردند و برای بقیه اقوام جُک می ساختند و تحقیر میکردند و هنوز هم  سلطنت طلبان بدتر از جُک و تحقیر اقوام  میخواهند بزور دین مردم بقول خودشان دین تازی را تغییر و به دین ایرانی و خدای آریایی تبدیل کنند! این نمونه بارز دورنگی است که با این عمل به تفرقه و جدای بیشتر اقوام دیگر میانجامد و سلطنت طلبان با این عمل با نیروهی بیگانه که سعی میکنند بین اقوام تفرقه باندازند که راحت تر بتوانند به نقشه شوم خود یعنی نقشه کوچک کردن ایران را عملی کنند.

اگر سلطنت طلبان خواهان ایرانی مستقل ، آزاد و مردمسالاری هستند؛ باید بدانند ایران برای همه ایرانیان است و این  مردم هستند باید حکومت کنند و گماشتگان یا ماموران یا خدمتگزارانی (دولت) را برای امور کشور،انتخاب کنند. و مخارج اضافی که باید برای شکل حکومت به شاه  بپردازند، به رئیس جمهور، مثل آلمان یا...) خرج کنند؛  که اتحاد واقعی و عملی باشد. برای مدت محدود یک نفر را از یک قوم، بعنوان سنبل وحدت،انتخاب کنند. این روش نه حتی سبب همبستگی ملی بین اقوام خواهد شد؛ بلکه آن کشورهای که از نظر زبانی ، تاریخی, فرهنگی و دینی مشترک داریم که در گذشته با هم بودیم و حالا جدا هستند  به ما نزدیک و حتی همچون گذشته یکپارچه شوند.

آیا با افراد و گروهای که راهکارها یا استراتژی روشن و شفاف ندارند و از تاکتیکها و کاربردهای ابهام آور دست می یازند، به دموکراسی یا مردمسالاری رسید؟

حسن گلسفیدی

1 -  ترجمه تطبیقی مصاحبه فوکوس آنلاین با رضا پهلوی 

فوکوس آنلاین: بسیاری از کارشناسان معتقدند که هر اقدام غرب محکوم به شکست است و حکومت را بیشتر تقویت خواهد کرد.

پهلوی: خیلی این حرف درست نیست. بسیاری از ایرانی ها حتی برای خلاصی از حکومت طرف مهاجمان خارجی را خواهند گرفت. وقتی مردم بعد از انتخابات مخدوش سال۲۰۰۹ به خیابان رفتند و «اوباما – اوباما» سر دادند و پلاکاردهایی به زبان انگلیسی رو به دوربین گرفتند این کار را نکردند که تمرین زبان کنند: پیامی بود که به غرب فرستادند!

یعنی مردم ایران طرفدار مهاجمان خارجی هستند؟!

منظو از آن شعار این بود که آمریکا پشت پرده با رژیم ساخت و پاخت نکند  با آنها باشد یعنی پشتیبانی از حرکت دموکراسی خواهی آنها  نه بکمک آمریکا دموکراسی بیاورند یعنی مردم ایران نمیداند با خشونت و تجاوز مهاجمان خارجی به دموکراسی نمیشه رسید؟

http://www.khodnevis.org/persian

ایمیل نویسنده: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب حسن گلسفیدی گرامی / لطفا مطالب خود را در بخش دیدگاهها بگذارید