قدرت دلالان در جمهوری اسلامی

بنده نیز نای درازگویی ندارم و می خواهم در حد چند جمله به سوال اساسی آن مقاله که پرسیده بود چرا چنین ظلمی را بر مردم و سهامداران میلیونی روا داشته اند پاسخ بدهم که در صورت صلاحدید مزید امتنان است منتشر کنید. پاسخ آن دوست مان این است که ما از یک جمهوری اسلامی که امام خمینی وعده نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر داده بود، سالیان درازی است عبور کرده ایم.
 
 
اخیرا مقاله ای مختصر درباب ظلم به مردم در ماجرای سقوط عمدی بورس، بخوانید تنبیه و مجازات کسانی که به نظام لبیک گفتند و وارد بازار سرمایه شدند، به نقل از یک سهامدار غارت شده منتشر کردید.
در آن مقاله از ظلم به سهامداران که شنیدنش دردناک است چه آنکه تجربه شده باشد، گفته شد.
بنده نیز نای درازگویی ندارم و می خواهم در حد چند جمله به سوال اساسی آن مقاله که پرسیده بود چرا چنین ظلمی را بر مردم و سهامداران میلیونی روا داشته اند پاسخ بدهم که در صورت صلاحدید مزید امتنان است منتشر کنید.
پاسخ آن دوست مان این است که ما از یک جمهوری اسلامی که امام خمینی وعده نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر داده بود، سالیان درازی است عبور کرده ایم.
من به چند و چون کدام جمهوری و کدام اسلامی فعلا کاری ندارم اما با گوشت و پوست و استخوانم دریافته ام که نظامات حاکم بر کشور و حتی قانون اساسی کشور و لو اینکه عبارات زیبا و متعارف حقوقی دارند اما در عمل در خدمت یا محمل سواستفاده دلالان در تمام حوزه ها هستند.
حداقل در حوزه اقتصادی به دلیل تناقضات قانونی از جمله روشن نبودن مدل حکمرانی اقتصادی و مخلوط بودن همه رویکردهای سوسیالیستی، کاپیتالیستی با دریافت های اسلامی از اقتصاد و ضعف های اجرایی و نظارتی در غیاب یک بوروکراسی کارآمد، ما با جمهوری دلالان مواجه ایم؛ طبقه ای که سر سفره حاضر و آماده می نشیند بدون مالیات دهی و ... خون دیگران را در شیشه می کند تولید و تجارت شفاف را به سخره می گیرد.
این طبقه در دهه های اخیر از قبل ضعف های حکمرانی در سیاست گذاری های داخلی و خارجی و تحریم ها و ... چنان فربه شده که قوی تر از هر دولتی است. این طبقه اکنون در قالب یک شبکه پیچیده و مرموز چنان در مویرگ های نظام سیاست گذاری نفوذ کرده که هیچ دولتی و جریانی قادر به مقابله با آن نیست.
شما ببینید در هر واقعه ای مثل تحریم و تحولات داخلی حوزه سیاست و اقتصاد این جریان منتفع است و روزبروز مانند ساعت شنی دارایی های عموم مردم با ابزار تورم و ... به جیب آنها سرازیر است. پشت ادبیات حمایت از نظام و مبارزه با شیطان مخفی شده و با یارگیری از افراد صاحب نفوذ اجازه نمی دهند نظام اقتصادی دچار شفافیت و بهره وری شده و در مسیر توسعه و رفاه عموم قرار گیرد .
شکاف طبقاتی وحشتناک از تبعات فربگی حاکمیت اشکار و پنهان دلالان حوزه اقتصادی و سیاسی است‌.
کسانی که هیچ گونه پاسخگویی و هیج گونه منفعت برای جامعه ندارند، هیج گونه مالیاتی نمی پردازند اما بر اکثریت شاهرگ های تامین ثروت و قدرت سوار هستند و چون اختاپوس ریشه دوانیده اند و با تعریف منافع مشترک سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی مذهبی همه ارکان نظام را به خدمت گرفته اند.
هر جا بوی پول و قدرت باشد حضور دارند.
بدیهی است این تفکر و رویکرد توجهی به عاقبت رفتارهای خود ندارد چرا که بقایش مشروط به مکیدن خون مردم و ایجاد تنش اقتصادی و سیاسی و ... است بنابراین جای تعجب ندارد که بتوانند با ابزارها و بازوهای مختلف خود مانع از هرگونه شفافیت سازی در اقتصاد کشور و بازار سرمایه و ... بشوند.
خلاصه آنکه در هر اتفاقی در کشور دلالان برنده اند و این برنده بودن آنها اتفاقی نیست بلکه ماحصل پیوند پیچیده نظامات تصمیم سازی با منافع بی حدوحصر آنهاست. همان طور که در حوزه دیپلماسی تحریم به نفع آنهاست یا در دوره رفع تحریم بخاطر دسترسی به امضاهای طلایی برای واردات و ... بیش از دیگران منتفع می شوند در بازار سرمایه نیز نوسانات شدید و سقوط تاریخی بورس ایران در خدمت چندبرابری شدن سرمایه آنهاست حال آنکه هر گونه ثبات و رشد منطقی اقتصاد و شاخص ها و بازار های مالی مانع از منفعت طلبی بادآورده آنان می شود .
از نظر اینجانب راز سقوط بورس و عدم احیای آن در دولت فعلی ، در نکته مذکور نهفته است

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: