ای علمای اسلام! رفت اسلام

می دانم بسیاری از ایرانیان، اسلام غیر سیاسی را عزیز می دارند اما شاید در میان آنها هم هستند کسانی که ترجیح می دهند «‌اگر اسلام اینست که موجب قوام وپایداری حکومتی تا این حد بی مسئولیت در برابر ایرانیان شده، پس بگذارد برود تا در زمانی دیگر، مسلمانان واقعی، اسلام را به خانه های خود ببرند تا به جای آنکه در خدمت سوء استفاده گران قرار گیرد آرامشی باشد برای زخم خوردگان از ایران ستیزان اسلام فروش.»

ای علمای اسلام! رفت اسلام! این جمله ای است که نیم قرن پیش با صدایی بغض آلود توسط آیت الله خمینی بیان شد و مردم ایران، هزاران بار شاهد پخش آن از رسانه های جمهوری اسلامی بوده اند. این سخنان که جرقه ای شد برای نهضت اسلامی در ایران، ناشی از دو سیاست شاه در عرصه داخلی و خارجی بود.

نخستین اقدامِ «‌اسلام سوز» شاه، اعطای حق رأی به بانوان بود. در آن زمان، برخی علمای شیعی ظاهراً «رأی دادن» را نوعی ‌«حق قضاوت» می دانستند که بنا بر فتوا و برداشت آنها از اسلام، خارج از حوزه صلاحیت بانوان بود.

دومین اقدام شاه که به باور آیت اله خمینی، باعث ازدست رفتن اسلام می شد اعطای حق قضاوت کنسولی ـ کاپیتولاسیون ـ به نظامیان امریکایی بود که به باور بسیاری از افراد موجب تحقیر ایرانیان بود. اما ورود ایت الله خمینی و سایر مراجع تقلید به این موضوع، مبتنی بر «قاعده نفی سبیل» بود. این قاعده که مستند به «آیه ۱۴۱ سوره نساء» می باشد هرگونه تسلط کافرین بر مسلمانان را «نفی» می کند. ( ولن یجعل اله للکافرین علی المسلمین سبیلا.(

کمتر از دودهه لازم بود تا مشخص شود برای فقهای سیاست پیشه ایران، حفظ نظام حکومتی که خود درآن ذی‌نفع هستند، «اصل» است و حفظ احکام و شعائر اسلامی، فرع بر «حفظ نظام». بر همین اساس، زمانی که آیت الله خمینی در اظهار نظری عجیب، «حفظ نظام» را از نماز واجب تر دانست هیچ یک از روحانیون ایرانی دم بر نیاوردند که «شاه کدام حکم شرعی واجب تر از نماز را تعطیل کرده بود که آیت الله خمینی فریاد "رفت اسلام" سر داد؟» پس از ان هم یک دهه صبر کافی بود تا مشخص شود کاپیتولاسیون اگر در خدمت حفظ حکومت ولایت فقیه باشد حتی اگر امنیت و سرمایه و عزت همه ایرانیان را لگد کوب کند، باعث از«رفتن اسلام» سیاسی نمی شود...

استفاده از قضاوت کنسولی توسط نظامیان امریکایی در ایران که قطعاً با غرور ملی ایرانی و عزت انسانی نیز تعارض داشت تنها یک احتمال بود در عین حال،روحانیون سیاسی ایران و در رأس ایشان، آیت الله خمینی را بر آشفته کرد که «ای علمای اسلام! به داد برسید، رفت اسلام ». اما در دهه سوم استقرار جمهوری اسلامی، مردم ایران شاهد بهره گیری مستمردو قدرت کمونیستی جهان ـ روسیه وچین ـ از کاپیتولاسیون اقتصادی و سیاسی در ایران بوده و هستند بدون آنکه قاعده «نفی سبیل» به یاد روحانیون ایرانی بیاید و کسی خطاب به جانشین آیت الله خمینی فریاد «رفت اسلام» ‌سر دهد.

به موجب کاپیتولاسیون جدید، چینی ها حق دارند شیر خشک مخلوط با ملامین، کامیون فاقد ترمز، انواع محصولات بی کیفیت و گران قیمت به ایران صادر کنند ودر برابر با امتیازات ویژه، نفت ایران را ببرند کسی هم حق توبیخ یا حتی اعتراض به انها ندارد. کاپیتولاسیونی که ارمغان جمهوری اسلامی برای ایران است به روس ها اجازه می دهد برای سیزدهمین سال متوالی، اجرای تعهدات خود در نیروگاه بوشهر را به تعویق بیندازند و قرار داد فروش موشک به جمهوری اسلامی را به صورت یکطرفه لغو نمایند. به موجب همین حق کاپیتولاسیون، کوچک ترین اعتراض جمهوری اسلامی نیز با این پاسخ روس ها مواجه می شود که «اگرشکایت خود را پیگیری نمایید شما را در بحران هسته ای تنها خواهیم گذاشت!»

اما آنچه که درحکومت ولایت فقیه بر سر اسلام آمده، تنها به کاپیتولاسیون و «زیر پا گذاشتن قاعده نفی سبیل» ختم نمی شود. در حکومت جانشین برحق آیت الله خمینی، سوژه های فراوانی وجود دارد و خلق می شود که برخی از آنها باور عوام الناس به آنچه صدها سال در میان شیعیان «حرمت» داشته را متزلزل می کند. صدها سال به ایرانیان شیعه باورانده بودند که «مساجد» دارای حرمت است و هرکس به آنها وارد شود، امنیت دارد.

اما در مسجدی که مزار تنها امام مدفون در ایران است فریاد و فحاشی راه می اندازند. بهانه این حرمت شکنی هم ابراز ارادت به « رهبر حکومت اسلامی »از طریق اعتراض به کسی است که در اجرای «فرمان رهبر برای مقابله با فتنه»‌ بی بصیرتی کرده است.صدها سال، به ایرانیان تلقین کرده بودند که «‌ماه رمضان، ماه کنار گذاشتن کینه ها است وشب قدر، زمان توبه از همه گناهان و کینه ورزی ها»‌. اما در شب قدر، اراذل مورد حمایت حکومت، مراسم «توبه کنان عده ای در حرم امن امام رضا» را بر هم می زنند تا نشان دهند در شب قدر، هیچ عبادتی را بالاتر از «ذوب شدن در ولایت» نمی دانند حتی اگر این عبادت، به قیمت اقداماتی باشد که تا قبل از انقلاب، بر فراز منابر مورد «نهی جدی » واقع می شد.

در سایه حکومت اسلامی، رئیس دولت، بی هیچ ملاحظه ای دروغ می گوید ـ بنا بر اذعان رئیس مجلس و عده دیگری از سران حاکمیت ـ و رهبر هم که به اشتباه،حفظ نظام حکومتی خویش را منوط به حمایت از همان رئیس دولت می داند خطاب به کسانی که دروغ های آشکار او را افشا می کنند می خروشد تا نشان دهد اگر آیت الله خمینی برای حفظ نظام، جواز تعطیلی مهم ترین حکم مذهبی ـ نماز ـ را صادر کرد جانشین او هم حق دارد «ارتکاب زشت ترین رذیله یعنی دروغ» را مجاز بشمارد. اما بازهم صدایی از روحانیون شیعه بر نمی خیزد.

در حکومتی که با شعار «رفت اسلام»، رقیب را از میدان به در کرده و خود بر سر کار آمده است رفتار سران حکومت به گونه ای است که گروهی از مردم هر روز بیشتر از دیروز به مظاهر دینی با نفرت می نگرند. کسانی که در دوروز گذشته، سری به شبکه های اجتماعی زده اند می دانند که بی توجهی محمود احمدی نژاد به موضوع زلزله و عزیمت او به عربستان، چه واکنشی هایی به دنبال داشته است.

«لباس احرام»‌ مظهری از پاکی ونشانه یکی از مهم ترین شعائر مذهبی ـ حج ـ است. اما بسیاری از ایرانیان در دوروز گذشته با مشاهده تصاویر احمدی نژاددر مکه، به لباس احرام با دیده تنفر نگریسته اند زیرا به یاد می آورند او بدون آنکه حتی کلامی در تسلیت به هموطنان داغدار و زلزله زده خود بگوید وظیفه خویش در رسیدگی به مصیبت دیدگان را وانهاده وبه همراه دهها تن از اعوان وانصار و خانواده هایشان به سفر زیارتی - سیاحتی حج رفته است اما باز هم کسی نیست که فریاد برآورد که «‌رفت اسلام»‌. حتی آن مرجع تقلید که به خاطر احتمال نمایش تصویر حضرت ابوالفضل العباس از تلویزیون، عنان از کف نهاده بود در این اسلام سوزی های واقعی دم بر نمی آورد.

می دانم بسیاری از ایرانیان، اسلام غیر سیاسی را عزیز می دارند اما شاید در میان آنها هم هستند کسانی که ترجیح می دهند «‌اگر اسلام اینست که موجب قوام وپایداری حکومتی تا این حد بی مسئولیت در برابر ایرانیان شده، پس بگذارد برود تا در زمانی دیگر، مسلمانان واقعی، اسلام را به خانه های خود ببرند تا به جای آنکه در خدمت سوء استفاده گران قرار گیرد آرامشی باشد برای زخم خوردگان از ایران ستیزان اسلام فروش.»

من به عنوان یک مسلمان به علمایی که مدتهاست به خاطر ترس از آخوندهای درباری یا همراهی های منفعت طلبانه با ایشان، سکوت پیشه ساخته اند می گویم: «این بار واقعا اسلام دارد از میان ایرانیان می رود. اگر احساس مسئولیتی دارید به داد اسلام برسید.»

* مجتبی واحدی روزنامه نگار و تحلیلگر مقیم آمریکاست.

برگرفته از: 
بی بی سی
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.