اوکراین صفحه بازی سیاست امپریالیستی
13.02.2022 - 22:51
برگردان
بابک احمدی

واشنگتن کمتر از روسیه به استقلال و حاکمیت اوکراین اهمیت می دهد. علاقه اصلی آمریکا به این قلمرو، موقعیت آن در هم مرز بودن با روسیه است. علاقمندی دیگر آمریکا به  منابع و بازارهایی است که اوکراین تحت نفوذ ایالات متحده در اختیار واشنگتن می گذارد. البته، این عامل دومی همچنین کمک می کند بفهمیم چرا روسیه اجازه نمی دهد اوکراین و پایتخت آن “کی یف” توسط ناتو آسیمیله بشود. اگر واشنگتن واقعاً به استقلال مردم اوکراین علاقه مند بود، خواستار قطعنامه ای برای اعطای خودمختاری به منطقه دونباس شرقی اوکراین می شد، جایی که جنگ برای جدایی این منطقه از اوکراین حداقل از سال ۲۰۱۴، در جریان است؛ زمانی که ایالات متحده / ناتو با پشتیبانی از “انقلاب مخملی” دولت منتخب کی یف را سرنگون کرد. حالا این گروه حاکم متمایل به ایالات متحده است که واشنگتن می خواهد آن را حفظ کند. دولتی که ابتدا توسط اقدامات سری ایالات متحده و ناتو نصب شد ممکن است نماینده آرزوهای از دست رفته ی اوکراین باشد، اما قطعاً نماینده استقلال اوکراین نیست.

آن نماینده را فقط مردم اوکراین می توانند تعیین کنند. ولی صدای مردم اوکراین ، هم فرونشانده و خفه و هم متفاوت و مختلط است: سوسیالیست های دموکرات، سرمایه داران بی شرم که چشم به اتحادیه اروپا دارند، خانواده هایی برخوردار از پول هایی که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از مردم دزدیده شده اند، فاشیست هایی که میراث آنها کشتن هزاران یهودی و همکاری نظامی با نازی ها است، و میلیون ها کارگر و کشاورز. اینها جمعیت اوکراین هستند. –  به نظر من این گروه اخیر جمعیت، کارگران و کشاورزان هستند که باید بیشترین حرف را در آینده ملت خود داشته باشند. با این حال، اگر برخورد بقیه جهان نشانه ای از توجه به این مردم باشد، صدای آنها آخرین صدایی است که شنیده می شود.

جهان شاهد داغ شدن نزاع بین آمریکا و روسیه است. روسیه نیروها را در اطراف قلمرو خود جابجا می کند. واشنگتن اصرار دارد که مسکو حق ندارد این نیروها را به نزدیکی مرز روسیه با اوکراین منتقل کند. پنتاگون برخی از نیروهای خود را به مرزهای روسیه نزدیک‌تر می‌کند: از جمله به لهستان، لتونی، لیتوانی.

در همین حال، کی یف همچنان دستورات خود را از واشنگتن دریافت می کند – که به ایجاد واقعیت سیاسی کنونی در آنجا کمک کرد، زمانی که غرب علناً در روند انتخابات در سال ۲۰۱۴ به عنوان بخشی از گسترش خود به شرق از طریق ناتو پس از انحلال اتحاد جماهیر شوروی مداخله کرد. ایالات متحده به راحتی اصرار دارد که مناطق تحت نفوذ به سبک جنگ سرد یادگاری از گذشته است و کشورها باید بتوانند اتحادهای خود را انتخاب کنند. به عبارت دیگر، ایالات متحده باید بتواند امپراتوری خود را هر کجا که بخواهد گسترش دهد. مسکو، به دلایل واضح، مخالف است.

بحث کنونی درباره اوکراین در مورد آزادی مردم این کشور نیست، بلکه در مورد گسترش نفوذ مسکو در اروپا در رقابت با واشنگتن است. نمونه بارز این مبارزه، خط گاز طبیعی نورد استریم Nordeast 2 است که به شرکت‌های انرژی روسیه امکان می‌دهد منابع خود را به آلمان و سایر کشورهای اروپایی با نرخی بسیار ارزان‌تر از آنچه شرکت‌های انرژی ایالات متحده می‌توانند محصول خود را در همان بازارها بفروشند، منتقل و بفروشند

سپس پیمان نظامی اتلانتیک شمالی (ناتو) است. واقعیت ادامه حیات این پیمان نظامی چیزهای زیادی را در مورد هدف واقعی آن آشکار می کند. ناتو ابزار امپراتوری ایالات متحده است. وسیله ای نظامی برای نگه داشتن ملت ها در اتحاد تحت سلطه ی واشنگتن. همانطور که دکترین مونرو به طور غیر رسمی برای آمریکای لاتین است، ناتو نیز برای اروپا است. هدف واقعی ناتو که در پوشش محافظ خیرخواه و اتحاد برابر ملت ها ظاهر می شود، درگیر کردن سایر کشورهای سرمایه داری در جهت پیگیری منافع و تامین هژمونی واشنگتن است. در حالی که واشنگتن همچنان وانمود می کند که وجود ناتو فقط برای دفاع از آزادی است و ایالات متحده می تواند از آن اجتناب کند، ولی عملا ناتو همچنان بال مسلح امپراتوری ایالات متحده می باشد. این حکم در حال حاضر بیشتر از هر زمان دیگری از دهه ۱۹۸۰، زمانی که کاخ سفید به رهبری ریگان علیرغم اعتراضات گسترده موشک های هسته ای را به اروپا منتقل کرد، صادق است

در دنیای سیاست امپریالیستی، روسیه دو نقطه بسیار مشروع دارد: ناتو باید به گسترش خود پایان دهد و روسیه حق دارد نیروهای خود را در سراسر قلمرو خود جابجا کند و میزبان مانور نظامی و بازی های جنگی در هر نقطه از قلمرو خود باشد. از این گذشته، نه تنها ایالات متحده ارتش خود را در صدها کشور در سراسر جهان مستقر کرده است، بلکه میزبان بازی های جنگی در کشورهایی است که با دو رقیب اصلی خود هم مرز هستند – روسیه و چین. علاوه بر این، بسیاری از نیروهای مستقر در اروپا تا حدی برای ارعاب روسیه در آنجا حضور دارند. از آنجایی که واشنگتن تاکنون از توقف گسترش ناتو یا عقب نشینی موشک ها و سایر تسلیحات خود از هدف قرار دادن روسیه امتناع کرده است، مسکو تهدید کرده است که برخی از موشک های خود را در کوبا و ونزوئلا قرار خواهد داد.

فقط یک کلمه برای توصیف این وضع وجود دارد. جنون. ناسیونالیسم مانند دین است؛ هویت می دهد و باعث تعارض می شود. همچنین یک اصطلاح بسیار گسترده است که شامل جناح های راست و چپ و فانتزی ها می شود. تاریخ اوکراین مملو از داستان های مبارزات ملی گرایانه آن است. بسیاری از این داستان ها، البته نه عمده ی آنها، حکایت های رؤیاهای ارتجاعی و سلطنت طلبی در یک نظام پادشاهی است که در آن فقط اوکراینی های اصیل زندگی می کنند، اما در بسیاری دیگر از این داستان ها از آرمانشهرهای آنارشیستی و کمونیستی در مورد صلح و حقوق برابر برای همه ساکنان و رهایی از سلطه خارجی صحبت می کنند. من در سال ۲۰۱۵ بعد از اینکه انقلاب مخملی در اوکراین طبق شرایطش موفق شد، یک مطلب نوشتم. آخرین پاراگراف آن قطعه امروز در سال ۲۰۲۲ صادق است:

«مردم اوکراین در نبردهایی می جنگند که در نهایت پیاده نظام آن هستند. تسلیح هر یک از طرفین بدبینانه و فریبنده است و راه را برای گسترش جنگ حتی فراتر از مرزهای اوکراین هموار می کند. باید با آتش بسی موافقت شود که در آن همه نیروها سر جای خود باقی بماند، در همان حال طرف های متخاصم و حامیان آنها برای پایان درگیری مسلحانه مذاکره کنند. انگیزه این جنگ تمایل به کنترل منابع و قلمرو، به طور مستقیم و غیر مستقیم است. آن دسته از اوکراینی هایی که خواهان استقلال از روسیه هستند، می بینند که این تمایل توسط واشنگتن و سیاستمداران محلی با طرح های خود دستکاری می شود. کسانی که خواهان استقلال از دولت جدید کی یف هستند، سناریوی مشابهی را تجربه می کنند. هر چه جنگ بیشتر ادامه یابد، بیشتر تحت تأثیر واشنگتن و مسکو قرار خواهد گرفت و خون بیشتری ریخته خواهد شد.»

نویسنده: Ron Jacobs

منبع: CounterPunch

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

مطالب مرتبط:

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما