آیا اسرائیل به تاسیسات هسته ای تسلیحاتی ایران حمله میکند؟
07.03.2022 - 21:03

حکومت جمهوری اسلامی بعد از سرکار آمدن در چهار دهه پیش، همواره در جستجوی راه هایی برای حفظ ماندگاری خود و بیشتر کردن عمرش بوده است، از دخالت در امور کشورهای دیگر، گروگانگیری، اعمال تروریستی، بی ثبات کردن منطقه و حمله به منافع غربی همه در راستای این هدف بوده است. اما از دو دهه پیش یک قابلیت بسیار خطرناک را به این راهها اضافه کرده و آن تلاش در راستای دستیابی به جنگ افزار هسته ای و بمب اتم بوده است.

اگرچه حاکمیت جمهوری اسلامی از دهه هشتاد شمسی و در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی، فعالیتهای پنهانی هسته ایش دور ازچشم آژانس بین المللی انرژی هسته ای و بازرسان آن لو رفت، همواره سعی نموده تا فعالیتهای هسته ایش را صلح آمیز جلوه داده و آن را حق مشروع خود بداند، اما فعالیتهای پیدا و پنهان حکومت در طول این سالها هواره خلاف این مساله را اثبات کرده است که از جمله آنها میتوان به پنهان کردن سایتهای هسته ای، سازه های اتمی زیرزمینی، عدم اجازه دسترسی بازرسان آژانس در موارد متعدد، مشکل تراشی برای کار بازرسان سازمان، غنی سازی در سطح بسیار بالا، نصب نسل جدید سانتریفیوژها، پاک کردن فیلمهای دوربینهای نظارتی آژانس، درست کرده سایتهای هسته ای جدید دور از چشم آژانس و موارد متعدد اشاره کرد.

هرچند جمهوری اسلامی به عنوان یکی از اعضای آژانس، معاهده ان.پی.تی را امضا کرده است، اما همواره در پایبندی به آن سست عمل کرده و بسیاری از قوانین آژانس را نقض کرده است. جمهوری اسلامی که با کمک پاکستان و کره شمالی در دو دهه قبل فعالیتهای مخفی هسته ای خود را شروع کرد، از زمان فاش شدنشان به انحاء مختلف سعی در کارشکنی و اتلاف وقت نموده است، به نحوی که این مساله منجر به تصویب چندین قطعنامه در آژانس و همچنین شورای امنیت شده است، تا جایی که فشارهای اقتصادی و سیاسی ناشی از تحریمهای هسته ای در زمان ریاست جمهوری "باراک اوباما" نهایتها جمهوری اسلامی را مجبور کرد علی رغم میل باطنی با قدرتهای هسته ای و آمریکا سر میز مذاکره بنشیند که این  مذاکرات طولانی نهایتا منتهی به انعقاد معاهده موسوم به "برجام" در سال ٢٠١٥ شد.

اگرچه جمهوری اسلامی در زمانهای مختلف و به بهانه های مختلف همواره سعی کرده برنامه هسته ایش را صلح آمیز نشان دهد حتی در این راه متوسل به فتوای دینی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی شد، اما همانگونه که بعدا در گزارشهای مختلف آژانس و سرقت اسناد هسته ای ایران توسط اسرائیل فاش شد، ایران در تمام آن سالها نه تنها برنامه هسته ای خود را متوقف یا تعلیق نکرده بود، بله با شدت هرچه تمامتر آن را ادامه داده و حتی در این راه خیلی از تعهدات خود مندرج در برجام را هم نقض کرده بود که با مماشات دولت اوباما چشم پوشی میشد.

آنچه واقعیت است اینکه در تمام طول این سالها آنچه غرب در پی آن بود نه توقف برنامه هسته ای ایران، بلکه رسیدن به یک توافق هرچند نیم بند با ایران و گرفتن ژست دیپلماتیک جلو دوربینهای تلویزیونی بود که به همه نشان دهند برای اولین بار پس از انقلاب ایران، ایران به توافقی با كشورهای غربی رسیده که یکی از اهرمهای موثر آن کشور آمریکا و مذاکرات مستقیم بین کشور بوده است. برای صحت این مطلب عکسهای یادگاری مقامات ایران و آمریکا را جلو دوربینهای تلویزیونی به یاد بیاوریم در حالی که ظریف و کری دست در دست هم لبخند میزدند و انعقاد توافق را جشن میگرفتند.

‌هرچند که معاهده برجام باعث سرازیر شدن میلیاردها دلار به جیب حکومت جمهوری اسلامی شد و پس از چندین سال شرکتهای غربی و مخصوصا اروپایی به ایران بازگشتند، اما آمریکا کمترین نفع اقتصادی را دارا بود و بیشتر به فکر منافع سیاسی بود، هرچند که از ابتدا ناظران مستقل و تحلیلگران خبر دادند که این توافق هیچگاه جلو دستیابی جمهوری اسلامی به بمب اتم را نخواهد گرفت و فقط ممکن است اندکی آن را به تعویق بیندازد و هدف واقعی از آن فقط مسائل سیاسی بوده است، اما فضای هیجانی بعد از برجام در داخل ایران و غرب و سیاست بازی افرادی مثل ظریف که به عنوان وزیر خارجه ایران به بلندگوی تبلیغاتی رژیم در خارج از كشور شده بود و در مقابل دوربینهای تلویزیونی کشورهای مختلف به آسانی دروغ میگفت و افکار عمومی غربی را فریب میداد و همچنین کسانی در کسوت روزنامه نگار در کشورهای غربی که برای ایران لابی میکردند، باعث شده بود تا افکار عمومی تجسم صحیحی از آنچه که انجام شده بود نداشته باشند.

البته از همان اول کشورهایی مانند ناظران مستقل، کشورهایی مانند اسرائێل و بدنه حزب جمهوری خواه در آمریکا نسبت به این توافق بدبین بودند تا جایی که "دونالد ترامپ" نامزد حزب جمهوری خواه در انتخابات آمریکا در نطق های تبلیغاتی مداوم تاکید میکرد که در صورت رسیدن به مقام ریاست جمهوری از این معاهده خارج خواهد شد و در نهایت هم به همین امر منجر شد. آنچه که باعث تمایز بین تحلیلگران غربی و ناظران مستقل خارجی و ایرانی در باب مسئله هسته ای میشود، این واقعیت است که آنان این مساله را بر اساس رفتار جمهوری اسلامی در غرب و مطبوعات خودشان که منابع آن بیشتر لابی های حکومت هستند، تفسیر میکنند در حالیکه ناظران مستقل ایرانی و غربی به داخل کشور و واقعیتها بیشتر دقت میکنند و تناقض آشکار رفتار حکومت در داخل و خارج كشور را باهم مقایسه میکنند.

حال که دوباره دولت "بایدن" به مذاکرات پیوستن دوباره به برجام یا انعقاد یک معاهده جدید برگشته، دوباره لابی های رژیم و منابع غربی که از این امر سود میبرند، در بوق و کرنا کرده اند که این امر منجر به ثبات بیشتر و عدم دستیابی ایران به سلاح هسته ای میشود. اما آنچه این طیف از آن غافلند ماهیت ایدئولوژیک رژیم است. جمهوری اسلامی یک حکومت ایدئولوژیک مذهبی است که در آن به قول خمینی برای مصالح حکومت حتی میتوان نماز و روزه را هم تعطیل کرد. در قاموس چنین رژیمی تنها ماندگاری حاکمیت اصل اساسی است و بقیه مسائل در خدمت آن قرار میگیرند.

جمهوری اسلامی به علت فساد و ناکارآمدی روز به روز در داخل با زوال بیشتری مواجه میشود و نیازمند حفظ قدرت است. یکی از مهمترین ابزارها در این زمینه بحث هسته ای و دستیابی به بمب اتمی است تا با ظهور یک کره شمالی دیگر، دنیا را به گروگان بگیرد، وگرنه بسیاری از کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی تحت نظارت آژانس در حال بهره گیری از فناوری هسته ای برای اهداف صلح آمیز هستند. اما تلاش جمهوری اسلامی ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای میتواند ثبات منطقه و حتی صلح جهانی را به خطر بیندازد.

در همین رابطه لازم است کشورهای غربی و در راس آن آمریکا به طور قاطع در این زمینه تصمیم گیری کنند و چشم انداز روشنی در رابطه با این مساله داشته باشند. جمهوری اسلامی هیچگاه قابل اعتماد نبوده و همواره به افکار عمومی داخل و خارج دروغ گفته است. سناریوهای محتمل در این رابطه دستیابی ایران به سلاح اتمی و شناسایی آن به عنوان یک قدرت هسته ای یا حمله ائتلاف غربی یا دست کم اسرائیل به این تاسیسات است. با توجه به سابقه اسرائیل در حمله های آشکار و پنهان در مراکز هسته ای ایران و تاکید همواره این کشور برای ممانعت از دستیابی ایران به سلاح هسته ای، گزینه دوم محتمل تر به نظر میرسد.

از آنجا که جمهوری اسلامی همواره اسرائیل را تهدید به نابودی کرده و هم اکنون از طریق گروههای نیابتی در حال جنگ با اسرائیل است، یک حمله همه جانبه اسرائیل به تاسیسات هسته ای رژیم ایران دور از ذهن نیست، چرا که کشورهای غربی و مخصوصا آمریکا در فاصله دورتری قرار دارند، اما اسرائیل در تیررس ایران است، به ویژه که جمهوری اسلامی در طول چند سال اخیر موشکهای قاره پیما با قابلیت حمل کلاهک هسته ای آزمایش کرده است. باید منتظر نتیجه مذاکرات هسته ای در وین بود، اما نتیجه هرچه که باشد با انتخابات میاندوره ای کنگره آمریکا و پیروزی محتمل جمهوریخواهان ورق برخواهد گشت. به نظر میرسد روزهای خوش جمهوری اسلامی در حال اتمام است. باید دید این بازی موش و گربه ایران و غرب و این سیاست چماق و هویج کجا به انتهای خود خواهد رسید.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما