حمید نوری و مرتضی رویایی
09.03.2022 - 10:13
 
در آخرین روزهای زندگیش ،بعد از انکار همه چیز دست به دروغ پردازی زده است،و کار از پرت و پلا گویی گذشته است و حتی دورغ هایش هم بواسطه پرت و پلا گویی هایش کاملا آشکار است.در اولین روزهای محاکمه اش که اصلا بلد نبود با مبیل تلفن کار کند و حتی جی میلش را هم پسرش درست کرده بود و اصلا از آدم های لیست تلفنش هم خبر نداشت ،در اواسط محاکمه اش که شاهدین یکی یکی او را با انگشت نشان دادند و قسم حقیقت گویی را اعلام کردند و گفتند این همان جلاد و شکنجه گر همدست لشکری و ناصریان و نیری و رئیسی و هیئت مرگ بوده است،حتی وکلای نوری نتوانستند شاهدین را به انحراف بکشانند و سوال پیچ کنند،هر چند نوری خودش با لودگی و سر و صدا کردن واز تولد دخترش و مرخصی گفتنش سعی میکر خود را پدری مسول و مظلوم نشان دهد آما این پرت و پلا گویی هایش در روند دادگاه اثر نکرد و حتی دادگاه را بیشتر مصمم کرد که از او سوالات بی شماری را مجددا کنند.تا این اواخر محاکمه و باز حضور شاهدان و گفته های بیشمار در ثابت کردن اینکه نوری همیشه در صحنه شکنجه و اعدام و دار زدن ها حضور داشته است،ناگهان لحظه پاسخ دادن نوری میشود ،و دوباره شروع به دروغگویی میکند و مصاحبه های کاوه موسوی و تلویزیون های متفاوت و قضاوت های سازمانی و گفته های دیگران را طوطی وار تکرار می‌کند و برای بر هم زدن جو دادگاهو جو فکری قاضی ها و وکلا کولی بازی در میاورد،کنت لوئیز وکیل شاهدین سازمان مجاهدین خلق او را سوال پیچ کرد و او با جلاد پیشگی و رفتارهای زننده دائمی به کنت لوئیز میگفت ،من عاشق تو هستم،باز هم سوال کن با لحنی شیعه وار،و باز طفره میرفت و انکار میکرد با تمام مدارک چه صوتی و چه تصویری و چه مستند باز سعی در مخدوش کردن وضعیت داشت، اما غافل از این است که این رفتارهایش هرگز به تبرئه اش نمی انجامد،این جلاد کار را به جایی رسانده بود که به کنت لوئیز وکیل میگفت تو با این سوالهایت مرا به آزادیم نزدیکتر میکنی،اما به همین خیال باش البته دوزار هم بده آش قبل از آن...بعد نوبت وکیل بنگت وستبری شد که وکیل شاهدین چپ بود،وقتی از اسامی لیست در تلفنش برای مثال از فرج گفت،که طبق گفته شاهدین فرج پاسداری بد دهن لمپن و جلاد بوده است او با سرعت و برای اینکه انتقا مش را از محمود رویایی بگیرد ،گفت نه اون فرج نامش مرتضی رویایی بوده است که من اصلا خبر ندارم کجاست و این فرج،فرجی دیگر است...بعد باز از او سوال شد تو خودت گفتی یک کارمند ساده بودی و کاری به چیزی نداشتی و اصلا از این اعدام ها خبر نداری:و او پاسخ داد آقای وکیل تو سوئدی هستی تو برو ایران و ایرانی را بشناس تو برو کشور عزیز دلبند قشنگ ایران را بشناس که هر کس یکبار فردی را دید شماره اش را دارد،تو نمی فهمی و خلاصه از پرت گویی های همیشگی ،وباز دروغ و انکار،وکیل بنگت باز سوال کرد که تمام شماره های روسای زندان گوهر دشت و دو تا رئیس جمهور در لیست تلفن تو هست دلیلش چیست و باز لودگی و دروغ و دروع،خوب آین کسی که نه کار با تلفن را بلد بود نه از جی میل خبر داشت نه از اعدام ها و دار زدن ها خبر دارد و نه در زندان گوهر دشت بوده است ناگهان متخصص فتوی و حکم میشود منتظری دروغگو میشود، صدای رازینی صدای دیگریست،و در لیست تلفنش صد آدم می‌توانند باشند زیرا در ایران هر کس با هر کس سلام و علیک کند،او را در لیست تلفنش قرار میدهد،البته می‌دانیم مثلا خامنه ای یکبار که با سعید طوسی سلام و علیک می‌کند فردایش حتما شماره اش در تلفن خامنه ای باید باشد زیرا بدون سعید طوسی نمی‌شود در ایران زندگی کرد،یا روحانیون و آخوندهای علمیه قم حتما باید شماره های همدیگر را برای روزهای مهم داشته باشند، و شکنجه گران هم از این قاعده مستثنی نیستند، پس چه جالب که در ایران عزیز تو قوانین همه شیعه است و خیلی خوب هم اجرا میشود،ماه مارچ که بگذرد،آپریل هم که طی شود،سوم مای روز اصلی ماجراست و گرفتن حکمت میباشد.عجله نکن..حتما آزاد خواهی شد
 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما