اقای شاملی حق تعیین سرنوشت باید به مردم ایران واگذار شود

ـ عدم تمرکز به معنی تقسیم اختیارات میان حکومت مرکزی و حکومتهای محلی برای کارائی و دمکراسی بیشتر ضرورت دارد. تصمیم گیری امور محلی در هر محل باید تا پائین ترین واحد تقسیمات کشوری توسط مردم محل انجام گیرد. حزب ما در ادامه سنت انجمنهای ایالتی و ولایتی قانون اساسی مشروطه، حکومتهای محلی را در سطح استان و شهرستان و دهستان و روستا پیشنهاد می‌کند.
اشاره:چند روز پیش مقاله ایی را منتشر نمودم .تحت عنوان حاکمیت ملی راهگشا اتحاد اپوزیسیون که نبود اتحاد و اختلاف های سیاسی را در انجا بررسی نمودم و حاکمیت ملی را راهگشاهی برای نجات ایران دانستم.اما مقاله اقای شاملی را دیدم تحت عنوان تاکید به حق تعیین سرنوشت افراط گرایی است با باکید به حفظ تمامیت ارضی?

که به نکاتی اشاره می نمایند که گویی اصلا حاکمیت ملی برای ایشان مطرح نیست و مثل گذشته به نکاتی اشاره می نماید که گویی فارس ها باعث این همه تبعیض بر علیه اقوام ایرانی از کرد و بلوچ و

عرب و ترک و ترکمن ها شده اند و وارد مبحث خطرناکی بنام جدا شدن ایران و به خطر انداختن تمامیت ارضی ایران می شوند.مجددا اشاره ایی کوتاه به حاکمیت ملی می نمایم.و در ادامه به چند پرده اشاره می نمایم.

 

پرده اول : در قرارداد وستفاليايی 1648 كه در اروپا بين امپراتوري هاي بزرگ اتفاق مي افتد و با شكل گيري جنبش آزادي خواهي ودفاع ازحقوق مردم اين مسئله مطرح مي شود كه قرار نيست تصميم گیرنده نهايی، شاه يا يك طبقه خاص باشد؛ بلكه این مردم هستند که تصميم گیرنده نهايی اند؛ و از اینجا به بعد با مفهوم حاكميت ملي روبه رو مي شويم.

 
قدرت فائقه و برتري كه فرمان مي دهد و از هيچ كس فرمان نمي برد؛ نه شاه است و نه طبقه یا مجموعه خاص؛ بلكه ملت و مردم هستند. از اين تاريخ به بعد مفهوم حاكميت ملي به وجود می آید. بنابراين در قرارداد وستفاليا است كه اولين جرقه هاي شكل گیري دولت ملت ( دولت مدرن ) به وجود مي آيد. و تا قبل ازآن؛ دولت يا دولت امپراتوري، يا دولت شهر، يا دولت قبيله است.
 
درجوامع پس مانده ای (که می توان به جامعه امروزایران اشاره داشت)؛ شايد امپراتوري يا دولت شهر صادق نباشد. اما  وجود دولت ملت هم هنوز آنچنان كه بايد و شايد قابل دفاع نیست. هنوز فرهنگ سياسي ما بيشتر تمايل به دولت قبيله دارد تا دولت شهر، واين يكي از جنبه هاي منفي ساختار اجتماعي وقبيله اي وسنتي جامعه ایران است.نبود احزاب کلاسیک و نبود ازادی احزاب و مطبوعات ازاد و سندیکاهای کارگری و معلمین هم معضلی است که از زمان مشروطه تا النون به این مشکلات اضافه شده است.
 
حاكميت ملي به معناي برترين قدرت تصميم گیرنده كه فرمان مي دهد و ازكسي فرمان نمي برد در دو بُعد قابل بيان است؛
 
1.حاكميت در عرصه داخلي.
 
2.حاكميت در عرصه بين المللي.
 
حاكميت درعرصه داخلي يعني آزادي و حكومت اراده مردم و شهروندان. حاكميت درعرصه بين المللي يعني داشتن استقلال و خوداِرادي در تنظيم روابط ديپلماتيك وسياسي با دنياي بيروني. البته باید اشاره داشت که جوامعی موفق می باشند که در دنیای امروزی استقلال داشته باشند نه اینکه از دنیا مستقل باشند.
 
وقتي سخن ازحاكميت ملي به ميان مي آيد طبعاً به اين معنا است كه يك دولت ملت وجود دارد. در دولت مدرن حداقل باید چند عنصر وجود داشته باشد: سرزمين، جمعيت، حكومت و حاكميت.
 

هردولت مدرن اين چهار عنصر را از نظر حقوقي داراخواهد بود. حكومت، سازمان سياسي است كه حاكميت ملي را كه همان اراده وقدرت فائقه است و درحكومت هاي دموكراتيك به مردم تعلق دارد، تمثيل و اعمال مي كند.پس میتوان نتیجه گرفت که اصولا حاکمیت ملی یعنی حاکمیت مردم.اما در این سی و سه سال و حتی در دوران پس از انقلاب 57 .مشکلات عدیده ایی وجود داشته است.البته من انقلاب 57 را ضد انقلاب میدانم چرا که یک سیستم مذهبی و واپسگرا را به جامعه ما تحمیل نمود.اشتباه اقای شاملی اینست که مردم ایران را با این همه تفاوت فرهنگی که سالیان درازی است که در کنار هم زیسته اند را با حکومت جبار ولایت فقیه که تبعیض را در سراسر ایران رواج داده تفکیک نمی کند و فارس ها را مسبب این همه تبعیض  می داندایشان در ادامه مینویسد
ترکها، کردها، بلوچها و عربها و ترکمن ها و... را نمیتوان صرفا به خاطر حفظ تمامیت ارضی ایران که امروز با یک دولتمداری تک اتنیکی (فارس) و در عین حال استبداد (دینی) اداره میشود، راضی ساخت. بایستی به تکرار و تکرار این واقعیت تلخ را مطرح کنیم که "حفظ تمامیت ارضی" شعار جامعه سیاسی فارس و یا نمایندگان سیاسی ملیت فارس در ایران است. این شعار از آن جهت برای این گروه اهمیت دارد که "دولتمداری فارسی" موجود در کشور را همچنان حفظ کند. این شعار برای ملیتهای غیرفارس هیچ جذبیتی ندارد، چون منافع آنان را تامین نمیکند. هر گروه و یا انسان غیرفارسی که به شعار "حفظ تمامیت ارضی" با دولتمداری (اتنیکی) فارسی مهر تایید بزند، یا نادان و فریب خورده است و یا منافعی دارد. وگرنه یک انسان سیاسی متعلق به ملیتهای غیرفارس باید مغزش معیوب باشد که سیطره دولتمداری اتنیکی غیر (فارسی) را که همانا پذیرفتن اسارت سیاسی خلق خویش است، بپذیرد.
باید از ایشان پرسید ایا این نقطه نظر همه این ملیت ها است یا اینکه نقطه نظر امثال اقای شاملی است که در کنگره ملیت ها به نام فدرالیسم به دنبال یک حکومت مستقل و تجزیه ایران است?چه امار دقیقی وجود دارد که گفته های اقای شاملی را ثابن نماید?ایا همه در کنگره ملیت ها چنین نگرشی دارند ?ایا نقطه نظرات اقای شاملی را تایید مینمایند?ایا مواضع حزب دموکرات کردستان و کومله و حزب مردم بلوچستان هم تفکر اقای شاملی را دارد که به جنگ داخلی و فرقه ایی دامن میزند?ایا با چنین تفکری به غایت افراطی این اعتماد را بین مردم از بین نمیبرد?ایا اقای مهتدی دبیر کل حزب کومله و اقای هجری دبیرکل حزب دموکرات کردستان هم چنین مواضعی دارند?. هر چند هم که من میدانم اقای شاملی در کنگره ملیت ها با موانعی برای چنین افکاری مواجهه میباشد اما این بی اعتمادی را این سازمانها باید با یک بیانیه مشخص کنند که خط ما از چنین افرادی که میخواهند تمامیت ارضی ایران را به خطر بیندازند جدا است و سکوت در قبال ان یعنی تایید گفته های ایشان ?.اینکه فردی بگوید که همه این ملیت ها خواستار جدایی میباشند یک توهم سیاسی است و هیچ کس نمیتواند از طرف همه مردم صحبت نماید و به اعتقاد من اگر ملیت ها نخواهند مواضعی را در قبال این تفکر خطرناک اعمال نمایند تاییدی است بر گفته های اقای شاملی ?براستی که ایران در یک موقعیت تاریخی است.

پرده دوم:

 

اقای شاملی در ادامه راهکار ارائه میدهد و ادرس صربها را میدهد ودر  ادامه میگوید: در عین حال و برای همگان روشن است که اندیشه سیاسی استقلال طلبی در بطن خود تحقیر، اهانت و یا تبعیض علیه کس و یا کسانی (ملتی) را مد نظر ندارد، بلکه بخشی از پیشروان یک ملت یا ملیت برای رهایی از اسارت دولت استعمار (چه خارجی و چه داخلی) استراتژی استقلال سیاسی را برای سعادت ملت خویش برمیگزینند. 

اندیشهء استقلال طلبی تجربه بسیار گرانی را در دهه های اخیر از سر گذرانده است، استقلال ملتهایی که در اسارت استعماری اتحاد شوروی سابق بودند، استقلال ملتها در یوگسلاوی سابق که در اسارت ملت حاکم صرب بودند، همگی حاکی از آنست که ملتها (گروهای انسانی که دارای زبان، سرزمین، تاریخ، فرهنگ، گاه دین و فرهنگ و در نهایت شعور ملی مشترک هستند ملت تلقی میشوند) بر اساس قوانین بین المللی و حق تعیین سرنوشت و حق اداره خود، حق دارند و میتوانند بر سرنوشت سیاسی خود تصمیم بگیرند. 
میدهد
.

امروز، از آنجا که تیپولوژی اتنیکی دولتمداری در ایران بر پاشنه اتنیسیتیت (قومیت) فارسی میچرخد و شوربختانه تمامی نیروهای سیاسی متعلق به خلق فارس (تمامی احزاب و سازمانها و شخصتهایی سیاسی که خود را سراسری میخوانند) نیز هدفشان جز استمرار دولتمداری فارسی در ایران نیست، تاکید به شعار "حفظ تمامیت ارضی" در ایران، معنی دیگری جز حفظ و ا ستمرار "دولتمداری فارسی" بعد از جمهوری اسلامی را ندارد. این شعار مطلقا منافع خلقهای غیرفارس را که هشتاد سال است خود را در اسارت دولتمداری فارسی می بییند، تامین نمیکند. این شعار تنها گرایش افراطی (از جنبه نژادپرستانه و استعماری) جامعه سیاسی فارسی را تامین میکند. اما به دلیل جاافتادن برتری سیاسی و تفوّق دولتمداری فارسی بر دیگر ملیتهای ساکن ایران، احزاب و شخصیتهای سیاسی جامعه فارس در ایران، فرصت عادلانه اندیشیدن و واقعگرا بودن را از کف داده اند. و به احتمال زیاد، اگر گردش سیاست بر این پاشنه بچرخد، این گرایش سیاسی در ایران همان نقشی را ایفا کند که ناسیونالیسم شونیسم صرب در یوگسلاوی سابق بازی کرد. به عبارت دیگر اگر تغییری در دیدگاه جنبش سیاسی خلق فارس در ایران صورت نگیرد و از آنجا که اهرم قدرت دولتی نیز امروز در دست این نیروی سیاسی است، واقعا ممکن است فاجعه یوگسلاوی در ایران تکرار گردد.سوال اینجاست که که ایشان به جای راه گفتمان سیاسی تهدید را پیشه نموده که حتی اشاره ایی به ویرانی و کشتاراز دو طرف در  دوران یوگسلاوی نمیکند.که در نتیجه با دخات ناتو این بحران به پایان میرسد.و هنوز هم اثرات مخرب این تجزیه را برای بهتر استعمار نمودن میبینم.و حتی اشاره ایی به بهره برداری استعمارگران نمی نماید.اگر شما چنین تصوری دارید مطمین باشید تجزیه ایران منجر به کشتار و نسل کشی در ایران خواهد شد.چنین تفکر فاشیستی میتواند ایران را به پرتگاه بفرستداقای شاملی ساید در این تصور است که بحران منطقه و حتی شاید نقشه راه در خاورمیانه از این مسیر می گذرد و تا زمانی که تهدید و حمله نظامی به ایران در دستور کار است چنین تفکری هم بر همه مصیبت های ایران سایه می اندازد.از انجایی که من عضو شورای هماهنگی سکولارهای سبز برای ایجاد یک الترناتیو سکولار و دموکرات می باشم ,با این نقطه نظرات اشنایی کامل دارم.از انجا که تمامیت ارضی برای ما اهمیت دارد اما مصوبه ایی هم داریم که ما با کسانی که به دنبال فدرالیزم هستند وارد مذاکره می شویم و نقطه نظرات ملیت ها برای ما هم برای  رفع تبعیض از اهمیت بالایی برخوردار است.  اما معتقد هستم این تفکرات اقای شاملی خط قرمز می باشد و نه باعث توسعه; بلکه باعث جنگ داخلی و بحرانهای بیشتری می شود.پرده سوم:می خواهم در اینجا  هم به مصوبه شبکه سکولارهای سبز اشاره ایی نمایم تا اقای شاملی و همفکرانش بیشتر متوجه شوند.ب ـ ما همه جا خود را بصراحت با عنوان «سکولار ـ دموکرات های سبز انحلال طلب و آلترناتيوساز» معرفی می کنيم و در راستای رسيدن به هدف اصلی خود، که «ايجاد يک آلترناتيو سکولار ـ دموکرات در برابر حکومت اسلامی در خارج کشور و برای تسهيل انحلال آن حکومت» می کوشيم.پ ـ ما برای همراهی با ديگر گروه های سکولار ـ دموکرات و انحلال طلب برای ايجاد يک «نهاد هماهنگ کننده» که بتواند اعضاء خود را، برای حصول به يک مفاهمهء سازنده، روبروی هم نشانده و به طرح های پيشنهادی آنان برای تسهيل انحلال حکومت اسلامی رسيدگی کرده و چند طرح را بصورت های اصلی و پشتيبان برای اجرا انتخاب نمايد، آماده ايم.ت ـ ما در هر گونه نهاد هماهنگ کننده ای که از اين طريق بوجود آيد ارائه دهندهء طرح شبکه در مورد «ايجاد يک کنگرهء ملی انتخابی در خارج کشور و برساختن يک آلترناتيو سکولار دموکرات بوسيلهء کنگرهء مزبور» خواهيم بود.

ث ـ ما بايد هرچه زودتر مشغول آماده سازی قبلی خود برای ارائهء راه های اجرای اين طرح، در صورتی که نهاد هماهنگی طرح ما را انتخاب نمايد، بشويم.مادهء دو ـ شرايط مذاکره الف ـ شرط اصلی ما برای مذاکره با ديگران سکولار دموکرات و انحلال طلب بودن آنها و پذيرش اعلاميه حقوق بشر، تماميت ارضی ايران و اعتقاد به ادارهء غيرمتمرکز کشور است.پ ـ ما احزاب، گروه ها و شخصيت های برآمده از گروه های اتنيکی کشورمان را پايه های اصلی مذاکره شناخته و نهايت تمايل را به حضور آنان در نهاد هماهنگ کنندهءمورد نظر داريم و، لذا، مذاکره نکردن با آنها را بخاطر آنچه در گذشته پيش آمده و اعلام شده بعنوان شرط مذاکره با ديگر گروه ها نمی پذيريم.ت ـ همين مسئله در مورد گروه های دينی و مذهبی صادق است و ما آماده ايم بانمايندگان هر گروه دينی و مذهبی که سکولاريسم را (به معنی جدائی کامل حکومت از مذهب) بپذيرند مذاکره کنيم و خواهان پيوستن آنها به نهاد هماهنگی مورد نظر خواهيم بود.ث ـ از آنجا که «حفظ يکپارچگی و تماميت ارضی ايران، همراه با اعتقاد به اصل عدم تبعيض و عدم تمرکز» از اعتقادات اصلی ما محسوب می شوند و يکی از صورت های عدم تمرکز هم «فدراليسم» نام دارد، ما آماده ايم تا در راستای رسيدن به تعريفی جامع و مانع از فدراليسم و حکومت فدرال، که متضمن حفظ يکپارچگی و تماميت ارضی کشور در حال و آينده باشد، به بحث و مذاکره بنشينيم. بعبارت ديگر،  ، ما آماده ايم هر معتقد به اصل «حکومت فدرال» که اصل «حفظ يکپارچگی و تماميت ارضی کشور در حال و آينده» را تأييد و تضمين کند به مذاکره بنشينيم
  بعبارت ديگر، ما آماده ايم هر معتقد به اصل «حکومت فدرال» که اصل «حفظ يکپارچگی و تماميت ارضی کشور در حال و آينده» را تأييد و تضمين کند به مذاکره بنشينيم. ـ ما از عبارت «مليت های ايرانی» نيز هراسی نداريم و واژهء «مليت» را يکی از ترجمه ها و برابرنهاده ها برای اصطلاح sub-nation  که از جانب سازمان ملل متحد به تصويب رسيده تلقی می کنيم.
چ ـ ما اما بکار بردن تعبير «ملت های ايران» را در مذاکرات از جانب ديگران به نوعی زمينه سازی کلامی برای تجزيه طلبی تلقی کرده و کار برد آن را خط قرمز خود می دانيم.
ح ـ ما در پيرامون مسائلی که تصميم گيری در موردشان در خارج کشور ممکن نيست با کسی يا گروهی وارد مذاکره نمی شويم. اموری همچون تعيين نوع حکومت آيندهء ايران از اين دست محسوب می شوند.
خ ـ ما حکومتی را که در ايران بر سر کار است «جمهوری» نمی ناميم و آن را «جمهوری اسلامی» نمی خوانيم و معتقد نيستيم که چون اين حکومت با اين نام شناخته می شود از نظر حقوقی لازم است ما هم آن را به اين نام بخوانيم. در عين حال، در مواقعی که بکار بردن اين نام ضروری باشد از تعبير «حکومت موسوم به جمهوری اسلامی» استفاده می کنيم.و همچنین قطعنامه کنگره پنجم حزب مشروطه ایران قطعنامه در عدم تمرکز و حقوق اقوام و مذاهب ايران این چنین است آنجا که دمکراسی یا مردمسالاری و حقوق بشر به یکدیگر بسته‌اند و یکی بی دیگری معنی ندارد؛
از آنجا که رعایت حقوق مدنی و فرهنگی اقوام و مذاهب گوناگون، در مقوله دمکراسی و حقوق بشر هردو می‌گنجد؛ و از آنجا که حزب مشروطه ایران مردمسالاری و اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای حقوق اقوام و مذاهب پیوست آن را (که در سالهای پیش از انقلاب به امضای دولت ایران رسید) پایه برنامه سیاسی خود قرار داده است، کنگره پنجم، کنگره همبستگی ملی، اصول زیر را به عنوان پیوست منشور حزب تصویب می‌کند:
۱ ــ ما مردمسالاری را به معنی حق برابر همه ایرانیان در حکومت بر خود توسط نهادهای انتخابی آنان می‌دانیم. هیچ تبعیض جنسیتی یا مذهبی یا قومی در میان ایرانیان نیست. همه ساختار حکومتی و سازمان بندی اجتماعی باید به اراده و در خدمت مردم و برای دفاع از حقوق افراد جامعه باشد. ما هیچ اقلیتی جز در رای گیری نمی‌شناسیم. اقلیت به معنی تمایز و تبعیض می‌باید از قاموس سیاسی ایران حذف شود.
۲ ــ ملت ایران از اقوام و مذاهب گوناگون تشکیل شده است که در طول هزاره‌ها با هم زیسته و از سرزمین ملی با خون خود نگهداری کرده‌اند. نیرومندی ملی و غنای فرهنگی ایران از این تنوع قومی و مذهبی بوده است و نگهداری ویژگی‌های اقوام و مذاهب گوناگون جامعه ایرانی نه تنها یک حق دمکراتیک بلکه یک ضرورت ملی است. ملت ایران بهر بها و مانند همیشه در یک تاریخ هزاران ساله، از استقلال و یکپارچگی سرزمین ملی دفاع خواهد کرد و سیاست ایران بر پایه احترام به حقوق مدنی و فرهنگی شهروندان یک جامعه دمکراتیک خواهد بود.
۳ ــ حقوق اقوام و مذاهب در یک نظام مردمسالار مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای آن با اصل یک کشور، یک ملت منافاتی ندارد و همه اقوام و مذاهب ایران می‌توانند زیر یک حکومت مرکزی با یک قانون غیر مذهبی و عرفیگرا بسر برند و فرهنگ و هویت ویژه خود را نیز در پناه همان قانون نگهداری کنند. زبان رسمی ایران زبان ملی یعنی فارسی است ولی مردم در هرجا می‌توانند به زبان مادری خود آموزش ببینند و سخن بگویند و رسانه‌های همگانی داشته باشند؛ رسوم خود را نگهدارند و از هر مذهبی پیروی کنند .
۴ ـ عدم تمرکز به معنی تقسیم اختیارات میان حکومت مرکزی و حکومتهای محلی برای کارائی و دمکراسی بیشتر ضرورت دارد. تصمیم گیری امور محلی در هر محل باید تا پائین ترین واحد تقسیمات کشوری توسط مردم محل انجام گیرد. حزب ما در ادامه سنت انجمنهای ایالتی و ولایتی قانون اساسی مشروطه، حکومتهای محلی را در سطح استان و شهرستان و دهستان و روستا پیشنهاد می‌کند.
حکومتهای محلی بر اصل تجزیه ناپذیر بودن حاکمیت sovereignty و تقسیم پذیر بودن حکومت government استوار است. کشور ایران یکپارچه خواهد ماند و مردم ایران زیر یک قانون خواهند زیست. اما ایران از یک مرکز اداره نخواهد شد و واحدهای تقسیمات کشوری، امور محلی را از اجرای قانون تا خدمات اجتماعی مانند آموزش و بهداری و امور شهری و اجرای طرحهای توسعه و مانندهای آن که در صلاحیت حکومت مرکزی نیست با ارگانهای انتخابی خود اداره خواهند کرد.
۵ ــ در تقسیم بندی استانهای ایران که بطور سنتی جنبه جغرافیائی داشته است علاوه بر نظر مردم هر محل، ملاحظات مربوط به توسعه اقتصادی باید در نظر گرفته شود. ایرانیان و کسانی که اجازه اقامت در ایران دارند می‌توانند آزادانه در هر جای کشور سکونت کنند. در تخصیص منابع ملی میان استانها به آنها که از امکانات کمتری برخوردارند باید بیشتر داده شود تا به میانگین ملی برسند. در ادامه سیاست عدم تمرکز، یک مجلس سنا با نمایندگان برابر از همه استانها در کنار مجلس ملی در قانونگزاری شریک خواهد بود.یگانگی ملی در یک جامعه آزاد و همسود، با نظام دمکراتیک و غیر متمرکز، به ما امکان خواهد داد که با بهره گیری از ظرفیت اقتصادی و فرهنگی بزرگ ایران بهترین سطح زندگی را برای همه مردم ایران فراهم آوریم. 

این قطعنامه به تصویب کنگره پنجم حزب مشروطه ایران به منشورحزب پیوست شد.به این دلیل اشاره ایی به مصوبه شبکه سکولارهای سبز و منشور حزب مشروطه نمودم تا مشخص شود که این مباحث در جریان است. نتیجه:با توجه به مباحث فوق میخواهم چند نکته متذکر شوم.اول اینکه ما از طرف همه مردم صحبت نکنیم و اتحاد بین اقوام و ملیت ها را از فارس گرفته تا کرد و بلوچ و عرب و ترک را خدشه دار ننماییم.دوم اینکه مردم ایران با هر عقیده و اندیشه هیچ مشکلی با هم ندارند و این حکومت جبار و توتالیتر ولایت فقیه است که بدنبال ایجاد تفرقه است و تنها کسی که باعث این همه تبعیض شده حکومت ولایت فقیه است نه مردم.سوم اینکه ما باید در کنار هم به حاکمیت ملی برسیم و بتوانیم از طریق گفتگو مسایل خود را حل نماییم.از اینکه بخواهیم فارس ها را مقصر بدانیم این بهانه ایی برای اهداف شوم است.چهارم مگر فارس ها هم در زندان بزرگ جمهوری اسلامی نیستند من هم فارس هستم اما مورد تبعیض این حکومت قرار گرفته ام.ما باید به دنبال رفع تبعیض در قالب یک سیستم مدیریتی نامتمرکز باشیم و برای تمام مردم ایران خواستار حقوق شهروندی باشیم.و دموکراسی و پیشرفت ایران را هدف خود قرار دهیم.چهارم منطقه ایی فکر نکنیم ملی فکر کنیم .و حتی تا انجایی که من اطلاع دارم اکثرا احزاب یک سیستم غیر متمرکز را که به باز تولید استبداد در تمرگز قدرت می انجامد پذیرفته اند.به اعتقاد من کمیته تدارکارت برای ایجاد یک کنگره ملی به همین دلیل مهم است که بتوانیم به حاکمیت ملی و رفع تبعیض در همه نقاط ایران بپردازیم.امروز کرد و فارس و بلوچ و لر و ترک و عرب چنان در هم امیخته شده اند که چنین مباحثی برای جدایی این مردم حرکتی ناپسند است.بجای این مباحث انحرافی چاره ایی برای نجات کل مردم ایران از دست این حکومت ضد ملی و ضد ایرانی باشیم.عدم تمرکز قدرت و حاکمیت ملی راهگشای این موضوعات است.من به کل ایران تعلق دارم و با همه دوست و مهربانم اما دشمن ما یک حکومت تمامیت خواه بنام جمهوری اسلامی است.بیاییم دست در دست هم دهیم و برای ایرانی ازاد و سکولار و نامتمرکز کوشش نماییم و تمامیت ارضی ایران را ارج نهائیم.
محمد زمانی روزنامه نگار و فعال سیاسی

مقاله قبلی من  تحت عنوان حاکمیت ملی راهگشای اتحاد اپوزیسیون
http://parsdailynews.com/104046.htm
http://iranglobal.info/node/9423
 مقاله اقای شاملی در ایران گلوبال

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باری تمامیت ارضی ایران کاملا باید حفظ شود اما به نظر دوستان یک راه حل کاملا دمکراتیک و بی تبعیضی را پیشنهاد میکنم و آن اینکه زبان ترکی آذربایجانی در ایران بایستی رسمی شود و دیگر اقلیتها مثل ملت بزرگوار فارس هم میتوانند در یک ایران دمکراتیک و در مناطق خود زبان محلی منطقه ای فارسی خود را حفظ و در کنار زبان رسمی و ملی ترکی آذربایجانی حفظ کنند و در مدارس به تدریس آن بپردارند .ما هیچ مشکلی با این سیستم کاملا برابری طلبانه و دمکراتیک نداریم.
این راه حل عین برابری حقوقی ملی اتنیکی بوده و کاملا منطقی وقابل اجراست ونیزمیبینید که هیچ تبعیضی در این شیوه نیست ونیز طرفداران بسیاری در بین اعراب-کردها-بلوچها-ترکمن ها -طالشی ها که 70 درصد جمعیت ایران را تشکیل میدهند دارد .این راه حل را بارها روشنفکران به اپوزیسیون ارائه داده بودند اما نمی دانم به چه علت نا معلوم پذیرفته نمیشود...؟؟؟!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به اعتقاد من با یک سیتم عدم تمرکز قدرت میتوان همه مشکلات را بررسی نمود ..هم اقوام ایران به خواسته خودشان میرسند هم تمامیت ارضضی ایران حفظ مشود..اما ما وقتی بخواهیم ملت سازی کنیم این بعنی تجزیه ایران...ابران متعلق به همه ایرانیان است ..حتی اقای زمانی اشاره کردند به حکومتهای محلی و تمام اختیاراتی که اقوام میتوانند داشته باشند...به هر روی لر و ترک و فارس و بلوچ و کرد و عرب همه ملت ایران هستند ..اما همه باید برای رفع تبعیض تلاش نمایند و همه به حقوق شهروندی خود برسند...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من با بخش زيادی از نظرات آقای شاملی موافقم و آن را در اساس با فرمايشات آقای زمانی در تناقض نمی‌دانم. يکی اين وجه‌ را عمده‌ می‌داند و ديگری وجه‌ ديگری را. به‌ هر حال نقاط مشترک کمی در آنها قابل يافت نيست. چرا بايد هميشه‌ بر تمايزات تأکيد کنيم؟ اگر آقای شاملی می‌گويند که‌ نظام سياسی ايران بر اساس يک اتنيک و يک مذهب برقرار شده‌، اين به‌ هيچ وجه‌ به‌ اين معنا نمی‌تواند باشد که‌ وی تعارضی بين خود و مردم فارس کشورمان می‌بينند. اگر وی ـ از نظر من کاملا به‌ درستی ـ بر حق تعيين سرنوشت تأکيد دارند، اين مطلقا به‌ معنای جدايی‌طلبی نيست. حق تعيين سرنوشت همچنين می‌تواند رأی به‌ ماندن در چهارچوب ايران باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب جواد موسوی این همه کامنت نوشتی کسی حاضر به جواب نشد دلیل را خودت بررسی کن اما من به عنوان شاید یک همنوع آخرین مورد را جواب می دهم گفتی مثلا خامنه ای ترک است به پای ترکها بنویسیم یا لاریجانی عرب است به پای عرب بنویسیم نه دوست عزیز به پای هیچ کدام ننویس فقط به پای سیستمی بنویس که برای زندگی نمودن و تنفس نمودن مجبوری قبول بکنی بپای سیستم نژاد پرست آریایی بنویس که مجبوری برای درس خواندن از فیلتر آن عبور بکنی به پای سیستم ایرانی بنویس که در داخل بنام همه مردم می نویسند ولی در تبلیغات خارجی به نام پرشین یا پارسیان می نویسند خامنه ای بیچاره یک انسان مومنی است که اگر با ایدئولوژی اسلامی منتج شده آذربایجان رهبری می نمود مطمئنا یک کشوری اسلامی در حد تورکیه و یا تونس بود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
واقعا جای تاسف است که عده ایی بدون حتی نوشتن اسم خودشان بخواهند به نفرت و جنگ داخلی دامن بزنند..به اعتقاد من بحث فارس نیست بحث این است که عد ه ایی با این بهانه میخواهند به منافع شخصی خودشان برسند..مهم مردم ایران است که همه در یک ایران اباد و دموکرات به خوشبختی میرسند..مثلا همین خامنه ایی ترک است پس این را به پای ترک ها بنویسیم..یا برادران لاریجانی همه عرب هستند پس به پای عربها بنویسیم..یک عده به اسم گروه و حزب که معاوم نیست در ایران چقدر مشروعیت دارند از طرف همه حرف میزنند..امروز قرن دیپماسی است نه اسحله نه زور...کمی هم منطقی باشید..

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای محسن کردی فرموده ای سیاسی حرف بزنم و علاوه بر آن فرمودی که اگر حاضر باشند جوانها خون خودشان را بریزند آن وقت می توانند ادعای استقلال بکنند
ابتدا وضعیت ایران و سپس وضعیت آذربایجان را خلاصه تشریح می کنم بعد نتیجه گیری
ایران تا به امروز برخلاف کشور ترکیه هیچ یک از مشکل قومی و ملی را حل ننموده است و فقط با ارعاب و سرکوب تا به امروز نگه داشته است ولی کم کم سر وصدای کشورهای اطراف من جمله حمله به ایران و دخالت در امور شروع شده و کار در مراحل بعد به جایی خواهد رسید که تمام نیروها در تهران متمرکز خواهند شد حداقل برای حفظ خود.هر چقدر مشکلات لاینحل بیشتر باشد اپوزیسیون نیز در موقع خلا بیشتر خواهد شد در زمانی که در مرکز نژادپرستان به دنبال حفظ خود خواهند بود ملت های ساکن ایران با کوچکترین جرقه ای موجی عظیم نیروی مردمی درست خواهند کرد که نوبت تسویه حساب نیز خواهد بود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای محسن: در یکی از نظراتت آورده ای که ترکمنها حاضر نیستند در راه آزادی خود خون جوانانشان بریزد!
هموطن گرامی: دقیقا بر خلاف نظر شما این بار بر خلاف وقایع سال های اول انقلاب مردم ترکمن صحراحاضرند که تا اخرین نفر در راه آرمان های خود فداکاری کنند. جان و روح جوانان به خصوص قشر تحصیل کرده مملو از اندیشه های آزادی خواهی می باشد!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب کردی گرامی، حضرتعالی همانند اقای زمانی با تناقض گویی ،کوته بینی خویش را به نمایش گذاشته اید.جنابعالی نیز گاه ازدر التماس وگاه با تهدید به تته بته گویی افتاده اید بعنوان مثال نوشته اید :ما همانند ملت چک و اسلواکی متمدن نیستیم که با بفرمایید یخ ها را وا کنیم.معنی جملات شما نوعی اعتراف به عقب ماندگی و نژادپرستی عاریایی می باشد.می فرمایید چنانکه شما ها( ملل تحت ستم )در ایران دم از حق تعیین سرنوشت ویا استقلال بزنید توسط فارس ها ویا دولت فارس قتل وعام خواهید شد.در جای دیگری گفته اید که شما پان ترکها اگر از حق تعیین سرنوشت صحبت کنید راه خونینی در پیش دارید.در این بخش نیز شما نشان می دهید که هنوز معنی لغوی پان تورک و مفهوم استقلال طلبی را نمی دانید. با ذهن معیوبتان بین پان تورک واستقلال طلبی رابطه بر قرار نفرمایید که هر کدام مبحثی جداگانه است.به حضرتعالی باید عرض کنم در تاریخ

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سوالی داشتم از اقای شاملی ...وقتی شما در یک سیستم مدیریتی نامتمرکز که باز تواید استبدادنشود..و اقوام ایرانی حکومت های محلی خود را داشته باشند ..زبان ملی ایران فارسی باشد اما همه اقوام بتوانند به زبان و گویش و فرهنگ خودشان صحبت کنند و زیست کنند ..اما ایران یکپارچه بماند و همه حقوق شهروندی داسته باشند بد است ...ایا فدارال المان که یک نمونه است بد است ...وقتی شما فارس ها را مقصر مدانید این خود تبعیض است ...بعد میگویید مامیخواهیم بر علیه تبعیض مبارزه کنیم...مواظب باشید ابرقدرت ها از کنگره ملیت ها بر علیه منافع ملی استفاده نکنند...با تجزبه میتوتن بیشتر نقوذ کرد و کشورها را کوچک میکنن برای منافع خودشان...چرا ما نتوانیم یک ایران مقتدر در کنار خم با حقوق مساوی باشیم ..باور کنید ما مردم هیچ مشکلی با هم نداریم.....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان ما مردم همه با هم دوست هستیم ..شما ببنید در همین سوریه جنگ فرقه ایی را میاندازند برای اهداف خودشان ...چرا شیعه باید با سنی بد باشد این ما هستیم که باید به منافع ملی فکر کنیم ..و این حکومتهای غاصب هستند که ایجاد تفرقه برای حکومت میکنند..جمهوری اسلامی مسبب این همه تبعیض است ..ما باید مردم را از حکومتها جدا کنیم و منطقی فکر کنیم...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان کمی منطقی باشید ..امروز المان هم فدرال است و یا امریکا هم فدرال است ..ایا 5 یا 6 زبان دارند ..اکثر این کشورها در غالب فدرال به هم پیوسته اند بعنی جدا بودند..حال ما ایران یکپارچه را بیاییم جدا کنیم..اما همه میتوانند در یک سیستم عدم تمرگز قدرت به منافع خود برسند ..هنوز هیچ چیز نشده میخواهیم به هم حمله کنیم ..باید منطقی باشیم و حقوق خودمان را در کنار هم و با هم بگیریم..وقتی در یک سیستم عدم تمرکز قدرت همه میتوانند حکومت های محلی ..زبان ..فرهنگ ..خودشان را داشته باشند چه اشکالی بوجود میاورد...امروز همه ما در جمهوری اسلامی سرکوب میشویم ولی من و مردم از کرد تا بلوچ و لر و ترک و عرب با هم مشگلی ندارند ..

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود
این دوستان باید چند بار دیگر مقاله اقای زمانی را بخوانند .ایشان به تعیین سرنوشت احترام گذاشته اما ان را موکول به مردم ایران نموده..در ضمن تعریف دوستان از فدرالیزیم استانی است یا اینکه قومی و زبانی است ..اگر استانی باشد میتوانند همه گروها در کنار هم به عدم تمرکز قدرت به نتیجه برسند..مثلا در همین مقاله اقای زمانی اشاره شده که اقوام ایران میتوانند حکومتهای محلی با تمام اختیارات داشته باشند...بحث برخی دوستان یکپارچگی ایران نیست تجزیه ایران است..به فرض اینکه کردستان و بلوچستان جدا شد کجا میخواهند بروند ..ایران کشور ثروتمندی است که به همه ایرانیان تعلق دارد..
تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب زمانی، بحث با این گروه ها بی فایده است. اینها به چیزی بجز جدایی از ایران فکرنمیکنند. من سالها قبل مواضع حزب مشروطه را برای شان در همین سایت مطرح کردم. اهمیتی هم به آنها نباید داد. آنها خود را نماینده خودخوانده مردم آذربایجان و بلوچستان و غیره مینامند در حالی که در آن خطه ها کسی اصلا اینها را نمیشناسد و از وجود شان خبری ندارد. چند نفری هستند در دنیای مجازی که خیلی زیادی زیر بال خودشان می دمند درحالیکه بادکنک های کوچکی بیش نیستند و حیف وقت که صرف نوشتن مقاله و برقراری کنسوس با اینها بشود. حزب کردستان ایران که هوادارانی در میان مردم شان دارند نیز مواضعی ندارند که اینها دارند.
تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب شمال بلوچ. قضیه فقط در رضاخان و پسرش خلاصه نمیشود. دولت مرکزی در ایران حتا اگر بدست ستارخان و باقرخان برقرار شود این سیاست را پیاده میکند که حاضر نیست نگاه فعلی را تغییر دهد. یعنی آموزش به زبان مادری غیر از فارسی، حق تعیین سرنوشت و این مطالبات را پاسخ نخواهد داد. اگر فکر میکنید که این ها حق شماست باید بگویم که حق گرفتنی است نه دادنی. نگاهی به جوان و نوجوان عزیزتان بکنید. او را نصیحت بکنید که برود به گروههای مسلح بپیوندد و جانش را بر سر این مطالبات بگذارد. اگر چنین کردید واقعا معلوم است که این مطالبات برای شما حیاتی است. و اگر نکردید و هنر جنگ تان تنها در این ایران گلوبال با نام ناشناس است و با نام حقیقی تان به ایران میروید و در تهران خانه دارید و در فکر خواستگاری برای پسرتان در ایران هستید باید گفت .. یعنی به همه شماهایی که اینجوری هستید باید گفت برو کنار بابا بذار باد بیاد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان محسن کردی حرف راست میزند و به جای دروغ گویی و دم زدن از حقوق بشر و دمکراسی حرف دل سلطنت طلبان -پان ایرانیست ها و سبز ها و تفکرات یک انسان فارس زبان و نگرش وی را به نمایش میگذارد لذا حرف قلبش را بی هیچ سیاست بازی و فریب میگوید . وی میگوید که اصلا به رفراندوم و همه پرسی اعتقاد ندارد .فارس های آریایی ابدا حرف حق یا حق تعیین سرنوشت سرشان نمیشود و تنها سلاح و زور زبانشان است و دقیقا بلوچها و کردها سالهاست به این مطلب پی برده و سلاح برداشته اند و کاملا بر حق بوده اند.کردها گول دمکراسی و شعار حقوق بشر و آزادی را که روشنفکران فارس مرکز نشین را که دائما سر میدهند را باور ندارد. لذا همه به جای نقد وی به اصل و حقیقت مسئله توجه نمائید . لذا همه 35 میلیون ترک-7 میلیون کرد-3 میلیون بلوچ-1 میلیون عرب و ترکمن بایستی سلاح بدست گیرند و مثل لیبی و سوریه ولبنان با زور به حقوق انسانی اولیه خود برسند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ميگویند، تا وقتیکه رییس گروه کوچک خودی هستی، پای هر قول و حرفت در میان گروه یا سازمانت می ایستی. زیرا در اشتیاقات،زبان،فرهنگ، باور، سرمایه، زمین و خیلی چیزها شریک هستید. در چنین موقعیتی اول اانگیزه و لزومی برای بد قولی و فریب در شخص ایجاد نمیشود. ثانیا اگر خطا کردی گروه سریعا منصبت را گرفته و به بهتری از خودیها میسپارد.
رضا خان و پسرش قسم و قول دموکراسی را یاد میکردند اما فقط برای خودیها. خمینی و دار و دسته آخوندی هم مثل رضاخان. در هر دو حکومت، ملل غیر خودی هیچ ارزشی نداشتند و با کشتار سر بر تنشان نمیخواستند. زیرا فقط زمینها، منابع و معادن شان را میخواستند. غیر خودیها درمیان خود دارای حکومت و قول و قرارهای خودی داشتند و هنوز از احزاب و آرزوهای خود برخوردارند. زمان و دموکراسی به موازات یکدیگر پیشرفت کرده و به قرن بیست و یک رسیده است. به دموکراسی و حق تعیین سرنوشت ملل دیگر احترام بگذارید
تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ایمان.. من حوصله کرکری و رجز خواندن ندارم. تخته نرد که نیست برادر. حرف سیاسی بزن. مسائل استراتژیک، نیروها و توان ها را به میان بیار اگر هم بلد نیستی قاطی دعوا نشو
تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب هموطن، آنچه که من آورده ام موضعی است که بطور کلی در ایران شایع است. دولت مرکزی چنین موضعی خواهد داشت. آنچه شما مطرح میکنید مثلا 6 زبان رسمی یا شناختن حق تعیین سرنوشت با شناختن جدایی تفاوتی ندارد. در اندک مدت سردمداران چنین افکاری در ایران فردا گرفتار و سرکوب خواهند شد و یا دوباره تبعید و فراری. اختیار این هم دست من و شما نیست. رسم اش چنین است. در جهان چنین بوده. هر دولت مرکزی گوشه گوشه خاکش را با چنگ و دندان نگه میدارد. ششش زبان رسمی در یک کشور مثل ایران اعلان جنگ هست. مطمئن باشید که کسی ناز شماها را هم نخواهد خرید. بجز سرکوب چیزی دیگر منتظرتان نیست. اگر تصویر میکنید که مردم آذربایجان و یا ترکمن حا حاضرند برای این حرفها جوانهای شان را به کشتن بدهند اشتباه میکنید. شماها ( و بنده) یک مشت پیر و پاتال هستید که حاضر نیستید فرزندان خودتان در این فعالیت های سیاسی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کردی
1-اگر پدران شما برای آذربایجان خون دادخ اند، جزو بخشی از ارتش پدران ما بوده اند.
2- پدران ما هم اگر بیشتر نباشد حداقل به اندازه پدران شما برای همه سرزمینهایی که امروزه ایران نامیده می شود خون داده اند.
3- امروزه آن پدرانی که با مساوات و برادری این کشور را نگهداشته بوده اند مرده اند و متاسفانه بسیاری از میراثداران آنها افرادی مثل شماها هستند که شب و روز شعار می کشم سر میدهند.
4- وارثان، فقط در صورت تفاهم با هم می توانند به یکپارچگی میراث باقی مانده از پدران امیدوار باشند وگرنه هر یک از وراث حق دارد سهم خود را مطالبه کرده و حسابش را جدا بکند
5- حداقل شرایط برای یکپارچه ماندن این سرزمین عبارت است از:
الف- عدم انتخاب زبان رسمی برای کشور و یا انتخاب خداقل 6 زبان رسمی با شرایط مساوی
ب- به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت هر بخش از کشور با مراجعه با آرای مردم آن بخش

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب محسن کردی
آذربایجان راه خود را انتخاب کرده است و این راه را به کردها عربها بلوچها ترکمنها و ... نشان داده است هر وقت توانستی تهران را نگه داری آنوقت به طرف آذربایجان هم راه بیفت تا ..............
.........................

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این داستان ها را فراموش کنید. تصمیم را کسی یا گروهی میگیرد که حقوقش زیر پا گذاشته شده است , نه گروهی که زیر پا گذارنده است. در ایران حقوق ملتهای غیر فارس به وسیله حکومتی پایمال میشود که از الیته اتنیگ فارس اداره میشود و برای منافع اتنیک فارس کار میکند. شما فارسها با چنگ ودندان از حکومت اتنیک فارسی زیر نام تمامیت ارضی ایران دفاع میکنید.
تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب همدانلی.. یک کلام به شما و امثال شماها بگویم خیال تان تخت شود. ما مثل مردم چک و اسلواکی متمدن نیستیم که با بفرمایید و مخصلم یخ ها را وا بکنیم. ما همینجا در محیط مجازی داریم شکم یکدیگر رامیدریم. پس تعارف به کنار من همیشه واقعیت را گفته ام. آذربایجان ارث پدری من بچه تهران است که اجدام کرد و خرسانی و حتا ترکمن بوده اند. اجداد من برای آنکه همه آذربایجان را روسها نبعلند در مرزهای این کشور جنگیده و کشته شده اند. در همه مرزهای ایران اجداد ما ایرانیان تحت رهبری پادشاهان ترک جنگیده اند. همه ملک ایران ملک همه ما ایرانیان است و هرکس از جمله شما پان ترکها بخواهید حرف تعیین سرنوشت بزنید باید از راه خونینی بگذرید. این گوی و این میدان. بفرمایید راه کوسوو را بروید و استقلال بگیرید. هزینه اش را بدهید. کسی مشکلی ندارد. مردم آذربایجان همان بلایی که به سر پیشوری آوردند سر شما هم خواهند آورد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سر تا پا مغلطه گویی است،ملت ایران نمی تواند برای ملت آزه ربایجان تعیین سر نوشت بکند. تنها ملت آزه ربایجان جنوبی می تواند در مورد اداره امور ویا استقلال خویش تصمیم نهایی را بگیرد.چنانکه صربها برای کوزوو و سودانیها برای سودان جنوبی نتوانستند تصمیم بگیرند فارسها نیز فاقد مشروعیت در این امر می باشند.استقلال با همه هزینه ها و پیامد هایی که خواهد داشت تنها گزینه ملت آزه ربایجان جنوبی می باشد تاریخ یکصد ساله اخیر نشان داده که پان ایرانیزم و پان فارسیزم از هر طیفش(مذهبی و غیر مذهبی-روشنفکر و سیاستمدارش) قابل اصلاح نبوده و خطر این تفکرات راسیستی از دشمن خارجی نیز بیشتر بوده است.تجربه سرنگونی حکومت زنده یاد پیشه وری و قتل وعام ملت آزه ربایجان توسط ارتش عاریا مهری تنها یک نمونه از این جنایات است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای محمد زمانی روزنامه نگار و فعال سیاسی این نوشتجات بی سر و ته که ارایه کرده اید را بدون اینکه خود را طرفدار عقیده ایی خاص تصور کنید دوباره و سه باره بخوانید و ببینید که سر تا پای این نوشتجات فقط ترفندی است برای تسلط یک زبان و یک نژاد و آن هم فارسها. چرا که خودتان مگوید که ؛ زبان رسمی ایران زبان ملی یعنی فارسی است. آیا این گفته شما را تمامی ملل غیر فارس قبول دارند که شما به آقای شاملی ایراد میگیرید؟ با کمال تاسف باید بگم که شما ها نه دمکرات و نه اینکه قایل به حق تعیین سرنوشت نیستید و این مسله به وضوح در برنامه ارایه شده به اصطلاح سکولارهای سبز هم که شما عضوی از آن هستید دیده میشود. به طور یقین این را بدانید که این با گونه سفسطه ها دیگر به هیچ ملتی از ملل غیر فارس نمی توانید حکم برانید و بهتر این است که با یک اندیشه نو به فکر ملت خود باشید بدون
زبان رسمی ایران زبان ملی یعنی فارسی است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای محمد زمانی سوالاتی از خود پرسیده اید و جوابهایی که گویا نمیدانند. اما اگرشما به عمد نمیدانید من با قاطعیت و آگاهی از برنامه های احزاب و سازمانهای کرد -عرب -بلوچ و ترک به شما بگویم که چه حزب دمکرات کردستان چه کومله و چه سازمانهای هویت طلب ترک آذربایجانی همه بر وجود نود سال سیستم حاکمیتی سلطه گرفاشیستی تک ملیتی آن هم تنها یک ملت با یک زبان" فارس" و تبعیض و تحقیرو استثمار مناطق و سرزمینهای غیر فارس آن هم از روی سیاست گذاری های عامدانه و آگاهانه اذعان دارند و کمال خود فریبی امثال شما و همفکران شماست که بخشنامه ها و مکتوبات محرمانه و دستورالعملهای وزارت خانه های آموزش و پرورش و اقتصاد و فرهنگ از دوره رضا شاه تا دولت اسلامی حاضر را که هم اینک در دسترس محققین و دانش پژوهان بوده ونیز بارها انتشار یافته را بر گردن ندانم کاری یا براساس عدم وجود دموکراسی و استبداد همگانی بر همه آحاد