گزارش دکتر محمد ملکی از نقض حقوق بشر به اجلاس غير متعهدها

دکتر ملکی طی نامه ای شجاعانه به سران شرکت کننده در اجلاس غير متعهد ها در تهران؛ پرده از بیدادگری های حکومت اسلامی برداشت و گفت:حال که در وطن من هستيد به نام يک ايرانی که از اعمال ضد انسانی اين حکومت زجرها برده و دردها کشيده و شاهد رنجهای مردمش بوده از شما استدعا دارم که به زندانهای سياسی ايران، که حکومت آنها را زندانهای امنيتی نام نهاده، سربزنيد و با وکلای دادگستري، دانشجويان، روزنامه نگاران، فعالان سياسی و مدنی که در اين زندانها در بدترين شرايط هستند ملاقات کنيد تا بر شما معلوم گردد رفتار

حکومتی که از شما دعوت به حضور در ايران نموده با دگرانديشان و منتقدانش چگونه است.
متن نامه چنین است:
*****

با نام خدا
عاليجنابان؛
سران محترم شرکت کننده در اجلاس کشورهای غيرمتعهد در تهران
به شما که بعنوان ميهمان پای به کشور مصيبت زده ی ايران نهاده ايد، کشوری که اين روزها در اندوه از دست دادن تعداد زيادی از هموطنانمان در زلزله شمال غرب کشور است، خوشامد ميگويم. از فرصت حضورتان بهره گرفته مطالبی را با شما در ميان ميگذارم.
يقينا مستحضر هستيد که کشور باستانی ايران، فرهنگی غنی و باسابقه دارد و خدمات ارزنده ای به غنای فرهنگ بشری نموده است. بسياری از پژوهشگران ايران را پايه گذار حقوق بشر ميدانند و خدمات کشور ما را به پيشرفت تمدن جهانی باور دارند.

عاليجنابان؛
شما اکنون پای به سرزمينی نهاده ايد که اين روزها بعلت بی کفايتی زمامدارانش، مردم در شرايط بسيار دردناکی بسر ميبرند. از سويی گرفتار فقر و فساد هستند و از سوی ديگر سايه ی جنگی ويرانگر بر سر آنها افتاده است. در مدت بيش از سی سال، حکومتگران دست به اعمال ضدبشری زده اند، از جمله کشتار ده ها هزار مرد و زن دگرانديش که جز آزادی و عدالت چيز ديگری را طلب نميکردند. از نمونه های بارز آن کشتارچندين هزار زندانی سياسی در سال ۱۳۶۷ که دوره ی محکوميت خود را در زندانها ميگذراندند به دستور آقای خمينی بوده است. اين گونه کشتارها در مجامع حقوق بين المللی به عنوان «جنايت عليه بشريت» شناخته ميشود. نمونه ديگر کشتار مردم در تظاهرات مسالمت آميز دراعتراض به تقلب در انتخابات سال ۱۳۸۸ می باشد.

جهت اطلاع شما عاليجنابان اجازه دهيد که نويسنده اين يادداشت خود را معرفی نمايد. بنده محمد ملکی استاد بازنشسته دانشگاه و اولين رييس دانشگاه تهران پس از پيروزی انقلاب هستم که مختصری از آنچه در اين نظام به سرش آمده را برای شما بازگو ميکنم تا بهتر آگاه شويد حکومتی که به دعوت آن به ايران آمده ايد چگونه حکومتی است و با مردمی که نخواستند زير بار ظلم و بيداد اين حکومت فاشيستی ـ مذهبی بروند چه رفتاری داشته و دارد.

حدود يک سال پس از بسته شدن دانشگاهها به بهانه انقلابی فرهنگی در سال ‍۱۳۵۹، نامه ای انتقادی در اعتراض به اين تصميم نوشتم که اين نامه بهانه ای شد تا تير ماه ۱۳۶۰ به خانه من هجوم آورده و مرا دستگير کنند. پنج سال در زندانهای مختلف و بدنام در ايران از جمله اوين و قزلحصار زير سخت ترين شکنجه ها قرار گرفتم که هنوز پس از سی سال آثار آن شکنجه بر روی بدنم باقی است.

در اسفند ۱۳۷۹ مجددا باتفاق جمعی از فعالان ملی ـ مذهبی از طرف سپاه پاسداران دستگير و حدود ۶ ماه در زندان مخوف عشرت آباد در سلولی به درازای ۱۸۰ سانتی متر و پهنای ۸۰ سانتی متر زندانی و بعد در يک دادگاه غير قانونی محاکمه و به ۷ سال زندان محکوم شدم. در سال ۱۳۸۸ و پس از تظاهرات تاريخی مردم تهران در اعتراض به تقلب در انتخابات رياست جمهوری آقای احمدی نژاد، که اکنون دعوت کننده ی شماست، درحاليکه در بستر بيماری بودم مجددا دستگير شده و ۱۹۱ روز که ۹۰ روز آن در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوين بود در شرايطی بسيار ناگوار زندانی شدم.

عاليجنابان؛ لازم به يادآوری است بنده در آستانه ۸۰ سالگی و مبتلا به بيماری های گوناگون از جمله سرطان پروستات و نارسايی قلبی هستم و بعلت وخامت وضع سلامتی ام بالاجبار من را به مرخصی فرستادند و در يک دادگاه فرمايشی و غيرقانونی محکوم به يک سال زندان شدم. اينکه در اين زندانها بر من بعنوان يکی از شاهدان زندانهای جمهوری اسلامی چه گذشت و چگونه زير انواع شکنجه ها قرار گرفتم داستانی است جداگانه که اگر امکانی فراهم شود جزييات آنرا شرح خواهم داد.

عاليجنابان؛
حال که در وطن من هستيد به نام يک ايرانی که از اعمال ضد انسانی اين حکومت زجرها برده و دردها کشيده و شاهد رنجهای مردمش بوده از شما استدعا دارم که به زندانهای سياسی ايران، که حکومت آنها را زندانهای امنيتی نام نهاده، سربزنيد و با وکلای دادگستري، دانشجويان، روزنامه نگاران، فعالان سياسی و مدنی که در اين زندانها در بدترين شرايط هستند ملاقات کنيد تا بر شما معلوم گردد رفتار حکومتی که از شما دعوت به حضور در ايران نموده با دگرانديشان و منتقدانش چگونه است.

ليست زندانيان سياسی ايران را ميتوانيد از جناب آقای دکتر احمد شهيد نماينده ويژه حقوق بشر سازمان ملل برای ايران که هرگز اجازه حضور در ايران را نيافته و يا ديگر سازمانهای حقوق بشر دريافت کنيد.

من تعدادی از اين زندانيان را جهت اطلاع شما در اينجا نام ميبرم:
وکلای زندانی: نسرين ستوده، عبدالفتاح سلطاني، محمد سيف زاده
روزنامه نگاران زندانی: احمد زيدآبادي، مسعود باستاني، مهسا امرآبادي، بهمن احمدی امويي، کيوان صميمي، عيسی سحرخيز، سيامک قادری
دانشجويان زندانی: مجيد توکلي، شبنم مددزاده، بهاره هدايت، عماد بهاور، فرزاد مددزاده، مجيد دري، ضيا نبوي، علی اکبر محمدزاده، حامد روحی نژاد، اميد کوکبي، مهدی خدايي، سما نوراني، آرش صادقي، سياوش حاتم، بابک داشاب
فعالان سياسی: مسعود پدرام، عليرضا رجايي، سعيد مدني، عبدالله مومني، حشمت الله طبرزدي، خسرو دليرثاني، محمد فريد طاهري، امير خرم، فريبرز رييس دانا، حسن اسدی زيدآبادي، مصطفی تاجزاده، بهزاد نبوي، ابوالفضل قدياني، علی معزي، مهدی محموديان، آرش سقر، فيض الله عرب سرخي، محسن امين زاده، ابوالفضل عابديني، محسن ميردامادي، محمد امين هادوي، محمد کاظمينی بروجردي، ارژنگ داوودي، محمد رضايی
فعالان سياسی در حصر خانگی: مهدی کروبي، ميرحسين موسوي، زهرا رهنورد
فعالان مدنی: محبوبه کرمي، محمد صديق کبودوند، رضا شهابي، افشين اسانلو، محمد داوري، مهدی خدايی
و دهها زندانی سياسی و عقيدتی ديگر
با احترام و آرزوی موفقيت

تهران ـ دکتر محمد ملکی ـ ۳ شهريور ۱۳۹۱
رونوشت:
ـ دبير کل سازمان ملل متحد آقای بان کی مون
ـ نمايندگی حقوق بشر سازمان ملل، ديده بان ويژه ايران جناب آقای دکتر احمد شهيد
ـ دبيرخانه اجلاس سران کشورهای غيرمتعهد

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.