باز هم صادرات تجهیزات پیشرفته از اسرائیل به ایران!

نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسرائیل

نفشه نقاب زیتون

اخبار باز از لو رفتن صادرات تجهیزات پیشرفته اسرائیلی به ایران می گویند؛ تجهیزات که با کمک DNA بتوان مردم معترض به رژیم ایران را شناسایی و دستگیر کرد. سیل این نوع کمک ها با فشار به حکومت ایران افزایش یافته و تو گویی همزمان که اسرائیل دیگر کشورها را از صادرات به ایران منع می کند، بر صادرات خویش به رژیم افزوده است! این ها تازه فقط ارقامی است که لو رفته اند، و رقم های واقعی بسیار بالاتر از این هاست. حتی نوع تجهیزات با سیاست های غیررسمی اسرائیل هماهنگی کامل دارد. یعنی در عین حال که موساد خط مونتاژ موشک های دوربرد به همراه تیم متخصص اش را منفجر کرده و فرستاده است به هوا، همزمان موشک های برد کوتاه با قابلیت نقطه زنی در اختیار ایران قرار داده است. اما چرا؟ چون مهندسی جنگی که قرار است توسط موساد در منطقه شکل گیرد، متناسب با برنامه هاست. یعنی عدم توانایی ایران در هدف گیری مراکز حساس در اسرائیل که تعداد بسیاری از موشک ها بدون این که آسیبی برسانند، آن موج رسانه ای را ایجاد می کنند که آمریکا و متحدان شان را در منطقه به جنگ بکشانند و آن گاه نابودی مراکز حساس کشورهای منطقه توسط موشک های برد کوتاه با قابلیت نقطه زنی. وقتی می گویم حتی در انهدام مراکز حساس ایران موساد یک مهندسی بسیار ظریف و پیچیده و البته کثیف و ریاکارانه را دنبال می کند، یعنی این. تمامی عملیات های تروریستی رژیم بر علیه مقام های امنیتی اسرائیل در منطقه در همین چند ساله اخیر نه تنها موفق نبود، بلکه عوامل عملیات لو رفته و دستگیر شدند، آن هم با اطلاعاتی که موساد در اختیار مقام های امنیتی این رژیم ها گذاشته بود؛ اطلاعاتی چنان دقیق که حتی نوع و تعدادی سلاح ها را بیان می کرد. به عبارت واضح تر، عملیاتی که تیم های امنیتی رژیم که توسط موساد برنامه ریزی می شدند، طرح ریزی می کردند، خود لو می دادند (این دودوزه بازی موجب کمک گیری سرویس های امنیت کشورهای دیگر از موساد و نفوذ در سیستم های امنیتی کشورهای دیگر نیز می شود و نفوذ جهانی موساد را گسترش می بخشد)! البته اقدامات تروریستی رژیم علیه شهروندان عادی اسرائیل را لو نمی دهند تا رژیم احساس کند، هنوز کارایی دارند. یعنی رژیمی را که خود به عنوان لولو سر کار آورده اند، حالا به سوی جنگی می کشاند که خود می خواهد تا تمامی رقبای منطقه ای اسرائیل با جنگی که توسط این رژیم راه می افتد، ویران شوند و اسرائیل با تلفاتی کمتر از 500 نفر پیروز از میدان برخیزد. حتی به آمریکا هم رحم نمی کنند. سقوط شاه ایران توسط تیم فردوست و صدور انقلاب با نقاب ملاهای ایران و حالا جنگی چنان ویرانگر که حتی بازیگران و قربانیان اصلی اش در آن کاره ای نباشند و چه بهتر که آمریکا نیز ضربه ای کاری بخورد و اسرائیل را به عنوان قدرتی نوظهور بپذیرد و ناگزیر باشد که مواضع اش را با اسرائیل هماهنگ کند! بزرگترین فتنه قرن که حتی به فکر شیطان هم نمی رسد!؟

چگونه موساد شاه را سرنگون کرد

متأسفانه تمامی کسانی که در مورد رژیم سابق و سیستم امیتی آن سخن می گویند، تنها از ساواک حرف می زنند، در حالی که سیستم های امنیتی در زمان شاه متعدد بودند و چون همه کشورهای متحد بلوک غرب و شرق برای این که به دامن بلوک دیگر نیافتند، از سیستم های امنیتی و به خصوص ضد امنیتی متنوعی استفاده می کردند. ضد اطلاعات کارش چون شناسایی جاسوسان کشورهای رقیب و نفوذی های شان در سیستم های اطلاعاتی خودی است، بر سیستم های اطلاعاتی دیگر احاطه و اشراف دارد. بسیار پیش می آمد که شخصی را ساواک دستگیر می کرد، اما پس از مدت کوتاهی ضد اطلاعات فردوست به ساواک دستور می داد که از خودمان است، آزادش کنید. ساواک از کار ضد اطلاعات نه سر در می آورد و نه از نظر وظایف سازمانی اجازه داشت، سر بیرون آورد و دقیقاً برعکس این ضد اطلاعات بود که می بایست از نظر وظایف تعریف شده سازمانی بر ساواک و برنامه هایش احاطه و کنترل دائم داشته باشد. ساواک از این گروه های خودی که توسط ضد اطلاعات فردوست برنامه ریزی و سازماندهی می شدند، اگر با اطلاع می شد، چون توسط ضد اطلاعات به عنوان نفوذی معرفی شده بود، آزاد می شد، و هیچ راهی وجود نداشت تا ساواک بتواند مانع شان شود و طبعاً گروه های مذهبی تندرو زیر چتر حمایت ضد اطلاعات رشد کردند و به قدرت رسیدند (که اسناد مربوط به این نفوذی های تحت فرمان ضد اطلاعات فردوست پس از انقلاب از آرشیو ساواک بیرون کشیده شد و هر از گاهی که دعواهای حکومتی بالا می گیرد، همدیگر را تهدید به افشاسازی می کنند). حتی اگر شاه نیز از فردوست بازخواست می کرد، فردوست توضیح می داد که در راستای طرح کمربند سبز برژنیسکی است برای مقابله با نفوذ کمونیست ها در ایران و منطقه. بنا بر تمامی اسناد موجود، مدت ها بود که ضد اطلاعات رژیم ایران زیر نظر فردوست شکل گرفته و دوره های شان را در اسرائیل دیده بودند و از زمانی که تسلط و احاطه امنیتی این تیم فردوست بر کشور کامل شد، ساواک را کاملاً بیکاره کرد. عدم درک تناقضات رفتاری آن ها منجر به گرفتن نتایجی کاملاً سردرگم کننده می شود و تنها درک برنامه های متفاوتی که این سیستم ها داشتند و از جاهای متفاوت دستور می گرفتند، ما را قادر می سازد تا تمامی وقایع به ظاهر متناقض آن سال ها تاکنون را توضیح دهیم و معنادار بیابیم.

چرا و چگونه موساد در ایران نفوذ کرد

موساد در زمان شاه سابق ایران به کمک تیم ضد اطلاعاتی که زیر نظر فردوست سازماندهی کرد، توانست ساواک شاه را بی کاره سازد و انقلاب 57 را به نفع تندروترین مذهبیان مهندسی کند. موساد در حالی که وانمود می کرد در ایران نفوذهایی دارد و اطلاعات باارزشی را برای غرب می آورد، کاملاً حساب شده ملاهای ایران را مهندسی می کرد؛ آنانی که باید زنده بمانند و آنانی که باید می مردند و آنانی که باید کنار زده می شدند و آنانی که باید به قدرت می رسیدند و بر مسندها تکیه می زدند. آنان از طریق خرابکاری های رژیم از آمریکا و غرب باج می گرفتند و وانمود می کردند که برای قدرت گرفتن میانه روها کار می کنند، در حالی دقیقاً برعکس تندروها را تقویت می کردند. در ماجراهای گروگان گیری در لبنان که اینک فاش شده، واسطه ها اسرائیلی بودند و معامله آزادسازی شان در ازای فروش سلاح توسط آمریکا به ایران را ترتیب دادند، آن هم با وعده تقویت میانه روها. اهداف اسرائیل درست برعکس اهداف آمریکا بود و اگر آمریکا بدنبال حفظ دیکتاتوری های نظامی منطقه بود، موساد بدنبال به قدرت رسیدن گروه های تندرو مذهبی بود. چون موساد می خواست، نخست یک دشمن و لولوی دیگر به جای خودش برای اعراب بسازد که بر علیه آن بجنگند، نه چون گذشته جملگی متحد بر علیه اسرائیل. دوم می خواست با مدیریت های موازی اقتصادی از طریق گروه های امنیتی که در کار اقتصادی وارد می شوند، ثروت سرشار یک کشور نفت خیز (ایران) را برای رفع کسری بودجه اش بالا بکشد و در حالی که اسرائیل دست اش از نظر مالی تنگ بود، از طریق درآمدهای نفتی این کشور ثالث می توانست حمایت از گروه های همسو را در جهان عملی سازد و گرنه قابل رقابت با سرویس های امنیتی بلوک شرق و غرب نبود و سوم می خواست با نفوذ امنیتی در کشورهایی که در مقابل خرابکاری های ملاهای ایران دست نیاز امنیتی به سوی غرب دراز می کنند، هژمونی پنهان اش را عملی سازد؛ یعنی تقویت گروه های سلفی عربی توسط رژیم های عرب با این تصور که مقابل نفوذ امنیتی ایران اقدام می کنند. این موجب می شد که تندروهایی در کشورهای عربی به قدرت رسند که برای حکومت هایشان چنان مشکل ساز شوند، که این رژیم ها نتوانند دوباره در مقابل اسرائیل صف آرایی کنند و در مشکلات داخلی شان وابمانند، که دیدیم چنین نیز شد. البته آمریکا پس از افتضاحی که انقلاب ایران به بار آورد، بقیه طرح کمربند سبز را دیگر عملی نکرد و دیکتاتوری های تحت حمایت اش را در منطقه حفظ نمود تا یازده سپتامبر، و اسرائیل نیز با نفوذ در مهره های امنیتی کشورهای عربی در زمان جنگ سرد و پس از آن، آنان را بر علیه آمریکا تهییج کرد تا به فکر منافع خود باشند که آن تقویت گروه های سلفی بود و اعراب نیز فریب این دودوزه بازی موساد را خوردند. چهارم، شروع جنگی ویرانگر در منطقه که اسرائیل به ظاهر در آن قربانی باشد، اما چنان کشورهای منطقه را درگیر آن کند که همچون جنگ جهانی دوم که تمامی قدرت های بزرگ اروپایی و رقبای سابق کنار رفتند و قدرتی جدید به نام آمریکا ظهور کرد، یک ابرقدرت جدید را به جهان معرفی کند: اسرائیل. تمامی این نقشه زمانی عملی می شد که بر روی این نقشه یک نقاب کشیده شود: انقلاب ضد اسرائیلی ایران. شعار پشت نقاب این بود: نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسرائیل. این آن توطئه بزرگ اسرائیل است که در یک قدمی پایان تحقق آن در منطقه قرار داریم و اگر حالا کشورهای منطقه و آمریکا هوشیاری شان را حفظ کنند، می توانند منطقه و جهان را از این توطئه جنگ به دور بدارند و جنگ طلبان را در تله خودشان بیاندازند. آن دو را در کنار هم بگذارید، خواهید دید که از پس هم بر می آیند و نقشه کثیف موساد که از آستین ملاهای هالوی ایرانی بیرون آمده نقش بر آب می شود.

بماند که تا حالا در بهار عربی موساد موفق نبوده و نتوانسته با کمک ملاهای ایرانی، تندروهای مذهبی را در همه جا به قدرت برساند و با اقدامات حساب شده ای که در منطقه صورت گرفته، مردم منطقه و سیاستمداران ترکیه و برخی از کشورهای عربی، انقلاب ها را از دست تندروها و دزدان به دور نگه داشته اند.

 

 

دكتر كاوه احمدي علي آبادي

عضو هئيت علمي دانشگاه آبردين با رتبه پروفسوري

عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.