چرا همبستگی نیازِ امروزِ ماست

وجود باورهای مختلف و متفاوت در میان اپوزیسیون جمهوری اسلامی، که گاهی به غلط برخی از صاحبان این باورها، خود را به تنهایی نماینده اصلی و منعکس کننده خواسته های مردم درون کشور معرفی می کنند، عاملی بزرگ در عدم موفقیت حرکت های بزرگ و کوچک اپوزیسیون برای وارد شدن به مرحله عملی مبارزه با جمهوری اسلامی در سال های گذشته بوده است. جای سئوال است که با نبود امکان انتخابات آزاد و نبود شرایط دمکراتیک، برای حضور مردم پای صندوق رای، این وزن کشی ها در کجا انجام گرفته و...

‌در نگاهی به مسائل روز بین المللی و شرایط روز کشور، لزوم گفتمان مشترک با همه نحله های سیاسی، پس از انتشار منشورپیشنهادی برای تشکیل شورای ملی(1) از سوی گروهی از سازمان های سیاسی و افراد کنشگر مستقل، بیشتر از پیش به چشم می خورد.

وجود باورهای مختلف و متفاوت در میان اپوزیسیون جمهوری اسلامی، که گاهی به غلط برخی از صاحبان این باورها، خود را به تنهایی نماینده اصلی و منعکس کننده خواسته های مردم درون کشور معرفی می کنند، عاملی بزرگ در عدم موفقیت حرکت های بزرگ و کوچک اپوزیسیون برای وارد شدن به مرحله عملی مبارزه با جمهوری اسلامی در سال های گذشته بوده است. جای سئوال است که با نبود امکان انتخابات آزاد و نبود شرایط دمکراتیک، برای حضور مردم پای صندوق رای، این وزن کشی ها در کجا انجام گرفته و چه زمان و از طرف چه کسی، مهر تایید دریافت نموده است؟!

با نگاهی به منشورپیشنهادی برای تشکیل شورای ملی، که شخصا از روز اول در جریان نوشتار و ویرایش های متعدد آن بودم و به عنوان عضوی از کمیته موقت هماهنگی شورای ملی، بیش از یک سال است که در کنار دیگر دوستان این مجموعه هستم، می توان این منشور را کاملاشفاف و فرا جناحی و نمایانگر نظر بیشترین مردم ایران دانست؛ شاید سئوال شود چرا این ادعا مطرح می شود که این منشور آینه تمام نمایی از خواسته های ملت ایران است؟ در پاسخ باید بگویم زیرا نظرات تمامی افراد و گروه ها از طیف راست تا چپ و مذهبی و غیرمذهبی و حتا کسانی که دستی در ویرایش این منشور داشتند ولی به عللی که بعدا بایستی خودشان در این مورد توضیح دهند از حمایت آن دریغ کردند،  در این منشور لحاظ و به گونه ای اعمال شده است.

و اما سخنی دارم با همه کنشگران برای دعوت به همبستگی و تاکید بر ضرورت بیش از پیش آن در شرایط کنونی:

 نخست، روی سخنم با گروه ها و افرادی است که تا به امروز دعوت «به هم بپیوندیم» را نپذیرفته و یا در رایزنی ها و جلسات مختلف هنوز به متن این منشورباور ندارند و به جای توجه به متن قوی و قابل دفاع منشور، بیشتر به جوانی و بی تجربگی تهیه کنندگان متن و منتشر کنندگان آن خُرده می گیرند.

 بایستی به این دوستان با تجربه پاسخ داد که نخست، جبر طبیعت باعث شده که من و دیگر دوستان جوانمان مانند شما عزیزان، افتخار مبارزه سی ساله با جمهوری اسلامی نداشته باشیم و در ثمرات بزرگ آن سهیم نباشیم! و دوم، انتظار می رفت بلوغ سیاسی در جامعۀ با تجربه کنشگران سیاسی تا به امروز به حدی رسیده باشد که ملاک تصمیم گیری در مورد دفاع یا انتقاد از یک برآیند سیاسی را، که همین منشور پیش رو است، محتوای آن باشد نه سن و سال و موقعیت افرادی که آن را تهیه کرده اند. البته شایان ذکر است که افراد با تجربه که سن و سالی از آنها گذشته است نیز در این مجموعه فعال هستند و تجربیات خود را برای تهیه این منشور در اختیار نهاده اند.

 گروهی نیز هستند که به سرنگونی نظام حاضر در ایران باور ندارند و به دنبال «اصلاح» آن هستند و گاه در این «اصلاح» نیز با یکدیگرمشکل اساسی در روش و میزان «اصلاح» دارند! در اینجا روی سخنم با این هموطنان طرفدار اصلاح طلبان است: قبول کنید که انتظار شما از سردمداران این جریان که در دایره نظام قرار گرفته اند، بیش از توان آنهاست. اگر حجت الاسلام محمد خاتمی، رییس جمهوری اسلامی پیشین و یارانشان به غیر از آنچه امروز عمل می کنند، عمل می کردند، جای تعجب داشت. محمد خاتمی برای بقای جمهوری اسلامی باید درآخرین انتخابات نمایشی که برگزار شد، رای می داد که داد، میرحسین موسوی، نخست وزیر اسبق و حجت الاسلام مهدی کروبی، رییس اسبق مجلس اسلامی، برای بقای این نظام باید آرزوی «دوران طلایی امام» را بکنند، که کردند؛ شما انتظار دیگری از آنان داشتید؟!  شما باید به طور جدی در مورد باورتان نسبت به اصلاح پذیر بودن  نظام جمهوری اسلامی و افرادی که امکان آن را تبلیغ و تکرار می کنند، فارغ از مخالفت آنها شخص خامنه ای که به نظر می رسد در اعتراض آنها به نظام نقش اساسی دارد، ، تجدید نظر کنید؛ به باور من، اختلافات درون حکومت جمهوری اسلامی بیشترجنبه شخصی و رقابتی برای حفظ قدرت و یا بازگشت به آن از سوی رقبای درونی نظام دارد وگرنه باور به بنیادهای جمهوری اسلامی، نظامی که مشکل اساسی امروز مردم ماست، از اصول جدایی ناپذیر سیاست طیف اصلاح طلب و محافظه کار و هر گروه حکومتی دیگر است.

سخنی نیز با هموطنانم در گروه هایی از اپوزیسیون دارم که ظاهرا موافق جایگزینی این حکومت با یک نظام دمکرات و مبتنی بر حقوق بشر هستند: امروز باید تنها و تنها به ایران بیاندیشیم چرا که شرایط روز دنیا و سیاست های در پیش گرفته شده جمهوری اسلامی، کشور ما را به سوی جنگ می کشاند و اگر نجنبیم، ایران اسیر جنگی خواهد شد که به باور بسیاری از تحلیل گران، با توجه به مشکل محافل مدعی مدیریت جهان با یک ایران قدرتمند و یکپارچه و گواهی تاریخ از دشمنی پنهان دولت های ثروتمند منطقه و همسایگان به ظاهر دوست، به تجزیه و تکه تکه شدن میهن عزیزمان خواهد انجامید.

در این میان، انتظاری که ملت رنج دیده ایران نیز از اپوزیسیون دمکرات خارج از کشوردارد این است که ضمن احترام به عقاید و سلایق یکدیگر، شرایط حساس امروز و مشکلات روز افزون و طاقت فرسای ملت ایران را همواره جلوی چشم خود داشته باشند و در هر حرکتی و تصمیمی، آن را ملاک عمل خود قرار دهند.

 همگی می دانیم که هر ایرانی از هر قوم و نژاد و زبان، و با هر عقیده ای، باید دارای حقوق یکسان با همدیگر باشند. ما در عین اختلاف نظر باید به این مهم بیاندیشیم که دشمن اصلی ما، جمهوری اسلامی است و برای جایگزینی آن با نظامی که حاکمیت ملی را تأمین کند، نیاز به اتحاد و همبستگی داریم. از بهانه گیری ها و امیال شخصی و گروهی خود در این مرحله از مبارزه دست برداریم و با تاکید بر اصل «به هم بپیوندیم» از تفکر قیم مآبانه و خودبرتربینی و سهم خواهی بپرهیزیم چرا که چیزی جز مبارزه و فداکاری بیشتر در کار نیست. فراموش نکنیم که در فردای تاریخ باید پاسخگوی فرزندانمان و ملت ایران باشیم.

بیایید با توجه به شرایط خطیر داخلی و خارجی، برای یک بارهم شده و شاید برای آخرین بار ممکن، بر روی اصولی مشترک  چون منشور پیشنهادی برای تشکیل شورای ملی ایران ، پیمان ببندیم و تا عقب نشینی نظام جمهوری اسلامی و برگزاری یک انتخابات آزاد در یک ایران آزاد، در کنار یکدیگر بایستیم. آنگاه می توان در فضایی آزاد به رقابت سالم با یکدیگر پرداخت و مردم را که در واقع تصمیم گیرندگان اصلی کشور هستند، با عقاید و اهداف و برنامه خود آشنا سازیم و برای رسیدن به اهداف مدیریتی کلان خود در آینده ایران، به جلب نظر و کسب پشتیبانی آنان پرداخته و سرانجام نیز به تصمیم آگاهانه اکثریت، گردن بنهیم، حتا اگر آن تصمیم، مغایر خواسته شخصی و گروهی ما باشد.

-----------------------------------------------------------------------------------

1-  www.farakhanmeli.org

ایمیل نویسنده: 
منبع: 
کیهان لندن
انتشار از: