«صفحه شما»

دوستان و خوانندگان عزیز، امکان کامنتها واقعا به شما تعلق دارد. هدف ما ایجاد محیطی دوستانه برای تبادل نظر است. آزادانه نقد، نظر، خبر، تفسیر، تحلیل و... بنویسید اما خواهش می کنیم بدون نام بردن از اشخاص حقیقی و حقوقی در کمال امنیت برای خود و دیگران فضایی ایجاد نمائید که بدور از توهین و اتهام و جوسازی و مسموم کردن محیط تبادل نظر باشد. توجه داشته باشید کامنتهایی که این موارد را در نظر نگیرند، منتشر نخواهند شد.
شما می‌توانید با فرستادن ایمیل به آدرس سایت info@iranglobal.info به عنوان کامنت نویس نام‌نویسی کنید و با گرفتن کد سایت، کامنتهای خود را مستقیما در زیر مطالب و یا در صفحه شما قرار دهید. امتیازِ گرفتن کد این است که با آنلاین شدن در سایت و نوشتن کامنت، نظر شما بلافاصله و مستقیما منتشر می‌شود.
نام می‌تواند مستعار باشد. واقعی یا مستعار بودن نام در ایمیل نیز اختیاریست. به این ترتیب اطلاعات کسانی که مایل به افشای نام و هویتشان نیستند، برای ما نیز نامعلوم خواهد بود.
لطفا اعتراض، انتقاد و پیشنهاد خود را به آدرس info@iranglobal.info ارسال کنید. از پاسخ به اعتراضات در کامنتها معذوریم.

دیدگاه‌ها

 

نام: 
تبریزی
نظر: 
تا کنون صد و شصت هزار نفر نامه کانون وکلای فرانسه در حمایت از نسرین ستوده را امضا کرده اند (به لینک زیر نگاه کنید)

https://fa.euronews.com/2019/03/18/france-conseil-national-des-barreaux-petition-for-nasrin-sotudeh
عنوان مقاله: 
تراکتورسازی خاری بر چشمان استعمارگران و نژادپرستان
نام: 
lachin
نظر: 
سالام دوسلار...
آقای آشچی...
نوشته بودید که (( به هر حال من حرفهایم را زدم )) ..متاسفانه ما در یک جامعه استبدای خیلی حرف برای گفتن داریم.. دوستانی که با من تا اندازه ای آشنائی دارند میدانند که من تقریبآ از بیست سالی که در انگلستان زندگی کردم , 17 سالش را در ایالت 95% خود مختار اسکاتلند گذراندم. ایالتی که مردمانشان با فرهنگ بومی, سرود ملی مخصوص , پرچم مخصوص , اسکناس اسکاتلندی و بانک های خود اسکاتلند , پارلمان خود مختاری , قوانین ملک و مالکیّت و ازدواج و طلاق ایالت اسکاتلندی , کلیسای اسکاتلندی ( ملکه انگلستان رهبر کلیساهای انگلستان است نه اسکاتلند ) و بالاتر از همه حزب ملی استقلال طلب با چندین عضو پارلمان در وست مینیستر لندن و خلاصه با تمام آزادی زیر یک دموکراسی اروپائی را دارا می باشد. در این ایالت 5 میلیونی که در بازی های اروپائی و جهانی به عنوان یک کشور مستقل رقابت میکند , دو تیم
عنوان مقاله: 
تراکتورسازی خاری بر چشمان استعمارگران و نژادپرستان
نام: 
آشچی
نظر: 
البته راحتتر برای شما این است که همچنان به درشتگویی پناه ببرید و به جای دیدن حقایق، ادعا کنید که این شماها هستید که رژیم را مجبور کرده اید بودجه اختصاص بدهد به باشگاه! انسان نمی داند بخندد یا گریه کند. ضمنا، شما که هنوز دندان در نیاورده اید، فکر نمی کنید بهتر است اول صبر کنید یکی دو تا از دندانهای شیریتان در بیاید و بعد یواش یواش زبان باز کنید؟ چون هنوز گویا بیسکویت مادر را نمی توانید بجوید ولی زبانتان در درشتگویی ترمز نمی شناسد!
نام: 
سازاخ
نظر: 
آشچی عزیز به همان دلیلی که در سال ۵۶ رژیم شاه نتوانست در مساجد را ببندد، امروز هم رژیم جمهوری اسلامی قادر نیست در استادیوم های ورزشی را ببندد،
برای شما آرزوی عمر طولانی می کنم، تا آن روز برسد، الفبای سیاست داشتن صبر و حوصله است، تکامل سیاسی، همانند رشد کودکی است که یکشبه نباید از کودکی که تازه دندان در آورده بخواهی که گلم سنگی بخورد، تا دندانهای شیریش از ریشه در بیاید
عنوان مقاله: 
تراکتورسازی خاری بر چشمان استعمارگران و نژادپرستان
نام: 
آشچی
نظر: 
بله بله! درهای استادیوم روزی باز خواهند شد! ضمنا، شاید این جمعه بیاید، شاید! تحلیل طبقاتی را هم درست متوجه نشده اید. تحلیل طبقاتی یعنی اینکه پرولتاریا چیست، سرمایه دار کیست، خرده بورژووا کیست، منافعشان چیست، عکس العملشان نسبت به پدیده های مشخص چگونه است و از این قبیل. یعنی ارتباطی با ریاضیات ابتدایی و تخمین درآمد بلیط فروشی ندارد. به آن چیزهایی که نوشته ام هم ربطی ندارد. ضمنا تحلیل طبقاتی اصلا کار من نیست. من مثل شماها نیستم که ادعاهایی بکنم که در توانم نباشد. به هر حال، من حرفهایم را زدم. می توانید مثل گذشته به کوههای بلند و دره های عمیق و صحرای کربلا بزنید. خوش به حال رژیمی که دشمنانش شماها باشید. فقط بلدید لفاظی و درشتگویی بکنید و عمل را به آینده های نامعلوم ارجاع دهید. مساله ملی جنبه فامیلی پیدا کرده! نمردیم و این را هم شنیدیم.
نام: 
سازاخ
نظر: 
آشچی عزیز، مساله ملی و تبعیض زبانی و فرهنگی باری است که بر دوش همه توده های مردم در آزربایجان از نظامی و غیر نظامی، آثار و عواقب تخریبی آنرا با گوشت و پوست و استخوان احساس می کنند، و با توجه به اینکه اکثریت مردم از رژیم بریده اند، حتی نظامی ها، مساله ملی در آزربایجان کاملا حالت خانوادگی و فامیلی پیدا کرده، رژیم این را خیلی خوب می داند، با هویت ملتی در این شرایط قطعا نمی تواند شوخی کند، بالجبار رژیم بین بد و بدتر، بالجبار بد را انتخاب کرده که جوانان در محیطی بسته فریاد هویت خواهی سر دهند، ولی یکروزی درهای استادیوم باز خواهد شد و آنهائی که در کوهها دور هم جمع می شوند، یکروزی در شهرها دور هم جمع خواهند شد، فراموش نکنید که مساله ملی را با فرمولهای طبقاتی نمی شود حلاجی کرد.
عنوان مقاله: 
ایران کشوری اشغال شده
نام: 
کیوان
نظر: 
عشق و علاقه به زادگاه وسرزمین در نهاد ادمی است اما ما در ایران شاهد هستیم که وجود گروهای سیاسی چه دینی ویا سیاسی از این احساس برخوردار نیستند .قرن‌ها شعار مردم شیعه امدن اقا امام زمان و حکومت اسلامی بود .اکنون امام انها امد نتیجه امال وارزوها را ما در زندگی روزمره مردم مشاهده میکنیم.تجربه حکومت اسلامی گویا باز کافی نیست تا مردم و افرادی مانند دباغ و شرکا به ریشه بی وطنی و ناکارآمدی اسلام پی ببرند .این تبلیغ شبانه روزی اخوند ها به درازای هزار سال هر گونه عشق به میهن و پیشرفت اجتماعی را از سپهر مردم گرفته است .
اسلام مبلغ بی وطنی وترور واشوب است . گروه تجزیه طلبان و جریانات چپ نیز بی انکه خود بخواهند قربانی اهداف ایران ستیزی اسلام هستند . نگاهی به امار تعداد اعضا گروهای دینی و سیاسی چپ نشان میدهد میهن پرستان ایرانی در مقایسه اقلیت بسیار ناچیزی بشمار میروند .
جریانات سیاسی غیر
عنوان مقاله: 
نظرتان برای خودتان محترم است وبس
نام: 
ع.ب.تورک اوغلی
نظر: 
سالام _ درهرنوشته مانورجدیدی میدهند،تاخودرا راضی وبتوانندآب سردی برسرخوردریزند.
تورکان آزربایجانی وایران اکنون بخوبی میدانند،که ازچه سیاستی وازچه شعاری درکجاودرچه زمانی استفاده کنند.
جوانان آزربایجان اکنون باتعدادحدودصدهزارنفری مطالبات فراموش شده وسرکوب شده عمدخودرا باشهامت،شجاعت فریادمی زنند.
درصورتیکه کل سیاسیون داخل وخارج توان جمع کردن حتی هزارنفرراندارند،واگرسالنی ازطرف حکومت به آنهاداده شود،که مدیریت اش را
خوددانشگاه ویا سربازان گمنام داشته باشند،تعدادی جمع گشته تااشعارسرتاپای نژادپرستی و فاشیستی ،هالو،بادکوبه ایی ویاسخنرانی سیدجوادطباطبایی واقمارش راگوش داده وکفی برایش می زنند.
ناراحتی تمامیت خواهان ودیگرگروه های باستانگراازاین است ،که فرزندان راستین آزربایجان درزیرفرمان آنان برایشان بیگاری نمی کنند.
این ها توقع دارند،تراخنورچی ها بیایند،شعارهای هنجارشکنانه مشروعیت ده برای
عنوان مقاله: 
تراکتورسازی خاری بر چشمان استعمارگران و نژادپرستان
نام: 
آشچی
نظر: 
جناب سازاخ دو ادعا مطرح کرده اند. یکی اینکه بلیط فروشی درآمد سرشاری برای رژیم دارد. این یک ادعای به کل بی پایه است. تیمهای لیگ برتری، همگی تیمهای ضرردهی هستند و درآمد ناچیزی از بلیط فروشی دارند. مثلا، قیمت بلیط بازیهای تراکتور چند است؟ 2500 تومان.
https://90tv.ir/news/%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%B7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-2500-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF
نام: 
سازاخ
نظر: 
آشچی عزیز، در هر دگرگونی اجتماعی مردم مکان امنی را برای بیان دردهای اجتماع انتخاب می کنند، اگر یادتان باشد در سال ۵۷ چون مردم هنوز رفتار وقیح آخوند را نمی شناختند در مساجد جمع می شدند، که البته آخوند ها هم از این موقعیت استثنائی سو استفاده کامل برده و میوه انقلاب را چیدند، امروز هم تنها مکانی که پیش پای جوانان است، تجمع در کوهها و یا میادین فوتبال است، و چون صاحبان و گردانندگان فوتبال با هجوم بیش از صد هزار تماشگر که اکثرا هم بخاطر پیدا نکردن بلیط در بیرون می مانند، درآمد سرشاری نصیبشان می شود، در واقع خانواده ها با پرداحت هزینه گزاف، محیطی امن برای ابراز درد فرزندان خود انتخاب کرده اند، و در این شرایط بحران اقتصادی و وجهه جهانی، رژیم قادر نیست ورزش فوتبال را بطور کلی تعطیل کند، چون می دانند که در آن صورت جوانان به خیابانها سرازیر خواهند شد.
عنوان مقاله: 
تراکتورسازی خاری بر چشمان استعمارگران و نژادپرستان
نام: 
آشچی
نظر: 
افرادی که ایراد گرفته اند، جواب مشخصی به ایراد من از منطق آقای لوایی نداده اند. موضوع این است که اگر تیم فوتبال تراکتورسازی تا این حد موجب ناراحتی حکومت بود، راه ساده ای برای حل مشکل وجود داشت. چرا حکومت برای رفع مشکل این تیم را تضعیف نمی کند؟ چرا این تیم را راهی دسته دو و سه نمی کند؟ مگر در برای بسیاری از تیمهای ریشه دار چنین اتفاقی نیفتاد (مثلا پاس تهران یا ابومسلم یا ...)؟
در مورد شعارها، من نگفتم همه شعارها منفی هستند. نوشته ام که استفاده از استادیوم برای مبارزه مدنی فکر خوبیست و دستاوردهای خوبی هم داشت. موضوع این است که مدتهاست ضرر شعارهای داخل استادیوم از فایده اش برای جریانات ملی گرای آذربایجان بیشتر شده. یعنی، شعارهای داخل استادیوم به سبب آنکه عموما انعکاس دهنده مطالبات و گرفتاریهای واقعی مردم نبودند، در همان استادیوم حبس شدند.
عنوان مقاله: 
تراکتورسازی خاری بر چشمان استعمارگران و نژادپرستان
نام: 
lachin
نظر: 
https://ir.voanews.com/a/iran-human-rights/4789721.html
سالام دوسلار...
آقای آشچی .
از انجا که شما دارای (( فهم و شعور سیاسی )) خیلی عمیقی از جامعه استبدادی ایران دارید و باور دارید که فعالیت های سیاسی بایستی بیرون از استادیوم ها باشد .
و آقای محسن کردی (( پهلوان پنبه )) عزیز ..
برای اینکه « تخلیه انرژی » و شعارهایی که در استادیوم داده میشود فقط برای (( کرکری )) است را بهتر درک بکنیم اجازه بدهید باز هم به یکی از شعارها را در لینک بالائی باهم گوش بکنیم.
(( سیـــــاسی زنـــــدانی لیــــر , گــــــره کـــــــی آزاد اولســـــــــــون ....زندانی سیاسی آزاد باید گردد. )) .
وی یک خار دیگر ....
گــول ســـولار ,ســـونبـــول ســولار, ســولمـــاز بیــزیــم غیــرتــلی تیـــم...
بیــز تیـــراختــور عــاشــقی بیــزلر کیـــمی غیــرتلــی کیــم....
در کامنت های بعدی منتظر خیلی از
عنوان مقاله: 
افشای دروغ پنجاه ساله
نام: 
امیرعلی متولی
نظر: 

بچه که بودیم می گفتند دروغ خانه خراب میکند و تا بخواهی بفهمی، روی تلی از خاکستر نشسته ای، مگر ننشسته ایم؟
در تکمیل فرمایش شما، داستان مخنث بودن شاه، حسین فهمیده ها، حضور امام در ماه، جنود غیبی الهی، شمایل قمر بنی هاشم روی دیگ حلیم نذری، یاعلی گفتن معظم له هنگام تولد و دهها مثال اینچنینی باید به کجا ختم شود؟
دروغ در کشور ما قبح خود را از دست داد و دیوار با خشتِ دروغ چیده شد
خشت های دروغ بر روی ِ شالوده ی بی اعتمادی عمارت ساخت و اخلاق مُرد
اعتماد زیر بار دروغ به اغما رفت و ما میخواهیم غیبتِ اعتماد را با اعتقاد پُر کنیم، اعتمادی که قرار بود بنیان این بنا باشد
گرچه بی اخلاقی در جهان اپیدمی شده اما با افتخار میتوانیم خود را از پیشگامان ِ این دستاورد بزرگ احتساب نمائیم
دروغ شد بنیان اقتصاد، سیاست، اجتماع، انسانیت و....
دماغها کوچکتر شد تا پینوکیوهای جذابتری داشته باشیم
عنوان مقاله: 
هرکسی بامن نباشی دشمن من است،عجب منطقی!!!
نام: 
ع.ب.تورک اوغلی
نظر: 
سالام _ چندروزی است،موبایل من درواردشدن به ایرانگلوبال (مرکزمانورکوردی ) مشکل پیداکرده وهمه اش ائرور میدهد.
دراین هفته آقای الکوردی الهندی دو یارسلطنت طلب قدرتمندی مثل شورباچی وسیدعلی سعادت پیداکرده است.
این دو که باهم میشوند مثلث شوم ،سعی میکنند،ازمنطق رضاپالانی بنحواحسن استفاده کنند.
من کاری بااین سه بلحاظ فکری ندارم،فکرمیکنم ،حقشان است ،نظرخودراابرازدارند،ولی ازقانون رضاپالانی استفاده کردن
میشودهمان تفکرچکمه پوشی
بلی جناب آشچی شمابایدشاکرباشید،که یک نفرهم به جمع فارسی نویسی ،ببخشید،دری نویسی دراین سایت اضافه شده است.
دیگرچه ناراحتی داری؟
اصلن شماهاچراناراحت هستید؟این چه منطقی است ؟که هرکی مخالف نظرشماست؟روانی ودیوانه است؟بایدبه روانپزشک برود،وشما درتشخیص آنها خبره میباشید؟آیافکرنمیکنید،که شایدخودتان دربیماری توهم وبرتری شخضیت بینی خودهستید؟
آقای شوراباچی اگرتراختوردردست سپاه
نام: 
kamalli
نظر: 
سالام اليكيم
وقتى كه زبان تركى بيگانه معرفى ميشود
عنوان مقاله: 
آزادی نیمی از زندانیان سیاسی جمهوری آزربایجان به یمن نوروز, دیرنج مین ائللی
نام: 
yaradiciliq
نظر: 
"" جایگاه آزربایجان شمالی‌ در ژئوپلتیک جهان در حال ارتقأ است "" کنفرانس کشور‌های عضو اوپیک و غیر اوپیک در حالی‌ در شهر باکو جمهوری آزربایجان شروع به کار کرد که "" جنگ جدید اوپیک ( استخراج نفت به شکل کلاسیک ) با تکنیک ( فرکینگ شیل ) آمریکا شروع شده، اگر اوپیک به سیاست کاهش تولید نفت ادامه دهد، آمریکا قانون " مانع کنترل قیمت توسط کارتل نفتی‌ اوپیک " را وارد کارزار خواهد کرد، این سیاست آمریکا، به دو ۲ دلیل، به نفع جمهوری آزربایجان و تورکیه است. ۱- با افت قیمت نفت، کشور‌ها ئی با اقتصاد نفتی‌، توان مالی‌ احداث لوله‌های گاز را نخواهند داشت و باید به خط لوله گاز "" کوریدور خط لوله گاز جنوبی "" آزربایجان ملحق شوند. ۲- با کشف میادین عظیم نفت / گاز در دریای مدیترانه، هزینه احداث لوله گاز، به شرطی اقتصادی خواهد بود که از خاک تورکیه عبور کند، برای من این مسائل مهم است نه بحث با یک شاه الاهی به اسم " م
عنوان مقاله: 
آقاى توكلى
نام: 
kamalli
نظر: 
سالام اليكيم
اين هم قضاوت ديگر
https://www.google.com/url?sa=t&source=web&cd=4&ved=2ahUKEwiQxsKkyonhAhUJwMQBHShXAoUQFjADegQIBRAB&url=https%3A%2F%2Fwww.bbc.com%2Fpersian%2Famp%2Fblog-viewpoints-45112622&usg=AOvVaw0Zv1h1tCbJFbFZf9GxR6Q2
نام: 
محسن کردی
نظر: 
جلال آل احمد.. بهتر است یک نام تاریخی مناسب و زیبنده برای او در نظر گرفته شود: «جلال چاخان»!
عنوان مقاله: 
آشچی
نام: 
محسن کردی
نظر: 
آنچه میخواهم به نظر جناب آشچی بیافزایم این است که این تاکتیک «تخلیه انرژی» سالهاست که در همه زمینه ها در حال اجراست. این روزها انواع اعتراضات معلمان، بازنشستگان و غیره را می بینیم که هیچ اتفاقی هم نمی افتد. انواع اعتراضات به گرانی ها را حتا خود رژیم در تلویزیونهایش در بوق و کرنا میکند و با مردم همدردی نشان میدهد و همه اینها انرژی مخالفت را تخلیه میکند. مردم بیست میلیون برای یک ماشین پول میدهند و بازهم ده میلیون اضافه میدهند و فقط غر و لندی میکنند. اما مسائل ساختار شکن مانند برداشتن حجاب یا حمله به خامنه ای و شعار بر علیه او را رژیم بر نمیتابد و بشدت سرکوب میکند چرا که موجودیت نظام امروز به حجاب و خامنه ای بسته است.
عنوان مقاله: 
به مسئولان سایت
نام: 
محسن کردی
نظر: 
در این سایت و در این صفحه به ایرانیانی که خواهان تمامیت ارضی ایران هستند توسط ترکهایی که خواهان جدایی آذربایجان هستند توهین میشود. اینها به میلیونها ایرانی که خواستار تمامیت ارضی ایران هستند توهین میکنند و آنها را فاشیست و راسیست میخوانند. همه کشورهای جهان از جمله ترکیه و کشور آذربایجان نسبت به تمامیت ارضی شان حساسند و از آن دفاع میکنند و جنگ میکنند. نمیتوان آنها را بخاطر این حق شان فاشیست و راسیست نامید این توهین است. آنچه در این سایت میگذرد آزادی بیان نیست آزادی فحاشی و توهین به مخالفان تمامیت ارضی ایران و دشمنان ایران است. شما که برای آزادی ایران از چنگال آخوند تلاش میکنید حضور این فحاشها و دشمنان ایران در این سایت را چگونه توجیه میکنید؟ من شخصا بین خامنه ای و این دشمنان ایران البته که خامنه ای را انتخاب میکنم. باید دید شما مسئولین این سایت چقدر به کشورتان وفادارید.
عنوان مقاله: 
پاسخ به کمالی در مورد مطلب آقای توکلی
نام: 
محسن کردی
نظر: 
آقا.. فقط قصد اذیت و آزار داری. محمدتقی بهار تنها کسی است که به این موضوع اشاره کرده و مشکوک است. تازه او هم گفته این لفظ تا 588 سال قبل شنیده شده و امروز یا صد سال پیش هم کسی چنین ایلی را نمیشناخته. رضاخان سوادکوهی، آلاشتی اینها بوده اما پالانی را بدخواهان، عقده ای ها، و فحاش ها بکار میبرند. شما خیلی راحت میگی که این لفظ را بکار میبری چون محمدتقی بهار گفته چنین ایلی وجود داشته اما بهار نگفته که رضاخان از این ایل هست که از 500 سال قبل نامی از آن در جایی برده نشده! شما اگر اینقدر رهرو محمدتقی بهار هستی چرا وطنپرستی و ایراندوستی او را پیروی نمیکنی؟ رضاشاه یک شخصیت حقیقی است و شما حق توهین به او را ندارید. یا نام حقیقی اش با باید بنویسید یا اصلا ننویسید.
نام: 
زندانیان باکو
نظر: 
مگر در آذربایجان شمالی هم زندانی سیاسی هست ؟ !
چرا بابک آزاد و لاچین و سازاخ و لوایی و ترکعلی و..... تاکنون در این صفحه فقط به فارسها توهین میکنند و دنبال استوانه کورش و شاهنامه فردوسی و ستاره سرخ تبریزی .... میگردند ؟؟ !!
در تصویر ،زندان هم شبیه یک قهوه خانه سر راهی است. و یک مرد به استفبال این زنان مبارز نیامده !
بی دلیل نیست که مردم اران شمالی برای خرید وارد ایران و ایروان و تفلیس میشوند. و لوایی و لاچین در امریکا و بابک آزاد در سوئد و ترک اوغلی در انکارا و سازاخ در نازی آباد محارستان نزد اوربان، زندگی میکنند و 24 ساعت در این سایت به ایرانیان پارسی زبان توهین می نمایند.
نام: 
kamalli
نظر: 
سالام اليكيم
در خصوص رضا شاه باز ميتوان به ذيل مراجعه كرد
عنوان مقاله: 
شغل ستارخان چه بود ؟
نام: 
حسن بک
نظر: 
از دوسو به رضا شاه حمله میشود جریان دینی و جریان چپ .اکنون نیز جریان تجزیه طلب به این دو گروه اضافه شده و از رضا شاه به نام رضا پالانی نام میبرند .
این توهین وتحقیر ها از دفتر کمیته مرکزی حزب توده تولید میشود .تهمت واتهام و جاسوس غرب و سیا و غیره
یادم میاید در گرماگرم فعالیت حزب توده ودفاع ازارتجاع اخوندی روزی بر سر دفاع از انقلاب مشروطه وستارخان از سوی من برای دفاع از سوسیالیسم و تحقیر انقلاب مشروطه و مقایسه دانش رهبران حزب با ستارخان از سوی ان توده ای از ستارخان به عنوان الاغ فروش یاد کرد .البته ما میدانیم که ستارخان با اسب سروکار داشته ونه با الاغ .ان توده ای بدسگال با سیلی جانانه ای از طرف من در میان جمعیت گم شد .
بله رضا خان هدفی جز پیشرفت نداشت ولی اخوندی ما با این همه دانش الهی چکار کردند؟
عنوان مقاله: 
جعل کتیبه های تاریخی در ایران و رسوائی مدنیت فارس
نام: 
Ali
نظر: 
سلام دوستان
اندر احوالات نویسنده این مقاله
بنده سالهاست در مورد باستان در ایران تحقیق میکنم، در عجبم از کوتوله های پر ادعا، کسی که مقاله مینویسد و سواد ابتدایی دیرینه شناسی ندارد، تصویر سمت چپ قبل از هرگونه کاوش و پاتین تراشی و رسوب زدایی هست، چند روز پیش یک کتیبه ی حدودا ۲۵۰۰ ساله در قسمت بالایی مقبره ای در نقش رستم توسط دانشجوی ایرانی پیدا شد که بعداز رسوب زدایی کاملا قابل خواند هست(توجه کنید که در نقش رستمی که هرروزه صدهابازدید کننده اونجا میرن) این سنگ نبشته ی بیستون بعداز ۲۵۰۰ سال و در منطقه ی پر بارش غرب ایران پیدا شد و سپس رسوب ردایی و بعدا ترجمه شد که به شکل سمت راست میبینیم؛ من همیشه در توضیحاتم این رو میگم که به نظرم بتونه به نویسنده کمک کنه: دوست من در زمینه دیرینه شناسی کم دانستن از ندانستن بدتره، دقیقا مثل وضعیت شما