دیدگاهها

این روزها در گرماگرم قیام و خونفشانی ملت ایران, متاسفانه عده ای تلاش دارند تا با پیش کشیدن بحث های انحرافی اذهان جامعه را مشوش کرده و از تمرکز بر روی دشمن اصلی باز دارند, تا بار دیگر انقلاب و فداکاری و جانفشانی مردم ما به مسیر انحرافی برده شود و مجددا دیکتاتوری در لباسی دیگر و در شکلی دیگر حاکم گردد و انقلاب را بر سر صاحبان ان خراب کنند.
روز یکشنبه ۲۶ ابان خامنه ای ولی فقیه ارتجاع همه تعارفات را به کناری گذاشت و در یک موضع گیری با “اشرار” نامیدن ملت بپاخاسته, از سه برابر شدن قیمت بنزین حمایت کرد و به این وسیله چراغ سبز سرکوب قیام کنندگان را به نیروهای سرکوبگر داد.
نیروی جامعه 80 میلیونی، ضرورت دارد "خواسته-مند"، "مستقل و متمرکز"، نفی حاکمیت اسلامی، را مورد هدف " سراسری" خود قرار بدهد...
بارزترین نشانه‌های روشن تغییر، یک‌بار ده سال پیش در «جنبش سبز»، به ویژه در پایتخت، دیده شد که رهبرانش نه با وعده‌ی «اصلاح» بلکه با شعار «تغییر» آمدند و البته منظورشان، استمرار به شکلی دیگر بود. بار دیگر، دو سال پیش در آبان و آذر ۹۶ به ویژه در شهرها و شهرستان‌ها بود که در دی‌ ۹۶ به اوج رسید و «تغییر» را در شعارهای ملموس عینیت بخشید: اصلاح‌طلب اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا! پشت به دشمن، رو به میهن! دشمن ما همینجاست، بیخود میگن آمریکاست! شعارهایی در ستایش پهلویها مسیر این تمایل را بیشتر مشخص کرده است:
رضا اردکانیان که مردم ایران را پرخور و پر مصرف می نامد، خود یکی از «خورندگان» بزرگ دارایی های ملت ایران در ۴۰ سال گذشته بوده است
ادیان با معجزه و افسانه درآمیخته اند و روان آدمیان محصول بیولوژی و تاریخ و دین است. برای زندگی، انسانها نیازمند به امید هستند و امید خود را با معجزه ممکن میدانند. آیا امید با معجزه همسوئی دارد؟ در جامعه سکولاریزه یا جامعه دینی، معجزه چگونه قابل بررسی است؟ نقش معجزه در جامعه ما چگونه است؟
از سال ۱۹۴۵ میلادی که منشور ملل متحد تدوین شده و به تصویب بیشینه ی کشورهای جهان رسیده است، «تعرض» یک کشور به کشور دیگر ممنوع است و از این رو بستن پیمان «عدم تعرض» میان کشورها کاری بیهوده و بی معناست...سخنان جواد ظریف در بغداد، بار دیگر نشان می دهد که چگونه مشتی شیاد ۴۰ سال است اداره ی سیاست خارجی کشور را در دست گرفته و در این جایگاه منافع ملی مردم ایران را پایمال کرده اند
در شرایطی که هر لحظه ممکن است رژیم اسلامی کشور را به گرداب جنگ بکشاند، ما می خواهیم نماد سیاستی باشیم که در سراسر میهن چنین طنین اندازد؛

دفاع از میهن آری، همسوئی ویا همراهی با حکومت اسلامی هرگز!
برای مقابله با کشاندن کشور و ملت در جنگی ویرانگر ویا حراج کشور برای بقای نظام، ملت ایران می تواند با حضور خود در خیابان، معادلات سیاسی را تغییر دهد و خطر جنگ و نابودی جامعه و کشور را منتفی سازد.
تجربه انقلاب ارمنستان نشان داد که هر انقلاب یا دگرگونی انقلابی در منطقه ما (از جمله در ایران) برای اینکه شانس موفقیتی داشته باشد و ریسکها و مخاطرات را به حداقل برساند، ناچار است این واقعیت را مدنظر داشته باشد. تجربه انقلابی ارمنستان می تواند برای (اپوزیسیونهای) کشورهای همجوار نیز سودمند باشد. پربیجا نیست اگر گفته شود که دفاع و حمایت از دموکراسی نوپای ارمنستان وظیفه همه نیروهای آزادیخواه در منطقه و جهان است.