دیدگاهها

رضا اردکانیان که مردم ایران را پرخور و پر مصرف می نامد، خود یکی از «خورندگان» بزرگ دارایی های ملت ایران در ۴۰ سال گذشته بوده است
ادیان با معجزه و افسانه درآمیخته اند و روان آدمیان محصول بیولوژی و تاریخ و دین است. برای زندگی، انسانها نیازمند به امید هستند و امید خود را با معجزه ممکن میدانند. آیا امید با معجزه همسوئی دارد؟ در جامعه سکولاریزه یا جامعه دینی، معجزه چگونه قابل بررسی است؟ نقش معجزه در جامعه ما چگونه است؟
از سال ۱۹۴۵ میلادی که منشور ملل متحد تدوین شده و به تصویب بیشینه ی کشورهای جهان رسیده است، «تعرض» یک کشور به کشور دیگر ممنوع است و از این رو بستن پیمان «عدم تعرض» میان کشورها کاری بیهوده و بی معناست...سخنان جواد ظریف در بغداد، بار دیگر نشان می دهد که چگونه مشتی شیاد ۴۰ سال است اداره ی سیاست خارجی کشور را در دست گرفته و در این جایگاه منافع ملی مردم ایران را پایمال کرده اند
در شرایطی که هر لحظه ممکن است رژیم اسلامی کشور را به گرداب جنگ بکشاند، ما می خواهیم نماد سیاستی باشیم که در سراسر میهن چنین طنین اندازد؛

دفاع از میهن آری، همسوئی ویا همراهی با حکومت اسلامی هرگز!
برای مقابله با کشاندن کشور و ملت در جنگی ویرانگر ویا حراج کشور برای بقای نظام، ملت ایران می تواند با حضور خود در خیابان، معادلات سیاسی را تغییر دهد و خطر جنگ و نابودی جامعه و کشور را منتفی سازد.
تجربه انقلاب ارمنستان نشان داد که هر انقلاب یا دگرگونی انقلابی در منطقه ما (از جمله در ایران) برای اینکه شانس موفقیتی داشته باشد و ریسکها و مخاطرات را به حداقل برساند، ناچار است این واقعیت را مدنظر داشته باشد. تجربه انقلابی ارمنستان می تواند برای (اپوزیسیونهای) کشورهای همجوار نیز سودمند باشد. پربیجا نیست اگر گفته شود که دفاع و حمایت از دموکراسی نوپای ارمنستان وظیفه همه نیروهای آزادیخواه در منطقه و جهان است.
حکومتی که ارجحیت سیاست و مرام آن، انسان، جامعه ایرانی و کشور ایران نباشد، باید از مدار سیاست حذف گردد. با نگاهی به سیمای ایران پس از 40 سال حکومت اسلامی و مروری بر تاریخ طولانی سرکوب، ترور، جنایت، دزدی، غارتگری، فقر، فلاکت، تحقیر، بیچارگی، جهالت، عقب ماندگی، فحشاء، اعتیاد و .. ، می توان الگوئی از حکومت اسلام ناب محمدی را به جهانیان معرفی، و ننگ نامه آنرا در حافظه تاریخی بشریت حک کرد.
اکنون حتا بی رمق ترین محافل، گروه ها و احزاب سیاسی هم ادعای نفی کلیت حکومت اسلامی را دارند. اگر قرار است نفی حکومت اسلامی به دمکراسی (حکومت مردم بر مردم) بیانجامد، پس ستون های اشتراکات سیاسی مان را میان مردم و در میدان عمل اجتماعی قرار دهیم.
وظیفه یک روشنفکر نقد تمام نهادهای قدرت، ایدئولوژی ها و ادیان است. وظیفه روشنفکر انتقاد به تمامی مکانیسم هایی است که بردگی روانی و عقب ماندگی فکری و سلطه گری را بازتولید می کنند. بخش بزرگی از روشنفکران ایران این وظیفه مرکزی را فراموش کرده اند. آنها فاقد درک روشن از وظیفه روشنفکری بوده، به خودسانسوری مزمن دچارشده و به ایدئولوژی خطرناک اسلام خوکرده اند.
کارگزاران حکومت جمهوری اسلامی به اشکال متفاوت، از حبس و زندان و اخراج و تبعید، کوشیده اند صدای عدالتخواهی معلمان را خاموش نمایند.... شورای هماهنگی، از کلیه‌ی فرهنگیان شاغل و بازنشسته دعوت می‌کند که در تجمع اعتراضی ساعت ۱۰ صبح روز پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۹۸ در ادارات کل آموزش و پرورش یا در ادارات آموزش و پرورش شهرستان‌ها و مناطق تابعه حضور به هم رسانده، خواسته های خود را در قالب قرائت مقاله و شعر و سرود و قطعنامه ی پایانی شورا اعلام نمایند