دیدگاهها

از پیوستن های روزافزون به صف مخالفان جدی جمهوری اسلامی تا تشکیل هرروزه ی جبهه ها و شوراهای رهبری و مدیریت «دوران گذار» که پس از تظاهرات سراسری دیماه هر روز بر شمارشان افزوده می شود، فاصله ای هست که تنها با آن سوابق و اندکی زرنگی بیشتر از دیگران نمی توان پیمود، خاصه اینکه نفس اینگونه مسابقه ها اگر نشان از ناپختگی نداشته نباشد، خود نشانه ای از نزدیک بینی و خودشیفتگی است، و چه بسا آرزوهای خام سروری و صدارت
فتواهای خود را نیز برای دوستانتان و دانشجویانتان بفرستید وگرنه هدیه شما زیر نام زنده یاد بختیار برای جنبش سیاسی ما، آوردن فردی امنیتی از رژیم پیشین و جا انداختن او در اپوزیسیون بوده است که امروز با برخی توده ای های سابق در یک برنامه تلویزیونی هفتگی، درباره کسانیکه واقعاً برای جدایی حکومت و مذهب در ایران زحمت کشیده اند، حرف مفت پخش می کنند.
اگرکسانی مانند من فکرکنند و درخاورمیانه آرامش و رعایت دمکراسی رابخواهند و درکشورهای چند ملیتی، مانند ایران، سیستم فدرالی رابخواهند وحق وحقوق جدائی را بارأی غالب درقانون اساسی کشور بگنجانند، مانند چوب از دو سر سوخته و دایم در حالت سر زنش اند و اغلب ازجانب ناسیونالیست های افراطی خلق حاکم بعنوان افرادتجزیه طلب بحساب می آیند، بدون آن که مفهوم فدرالیسم و تجزیه را بدانند. درحالی که افکار من و امثال چیزی جز رعایت الف و بای دمکر اسی نیست.
در سال های پس از انقلاب اسلامی اصطلاح «حافظه تاریخی» بوسیله پژوهندگان تاریخ و کنش گران سیاسی فراوان بکار برده شده است. این اصطلاح در مقابل فراموشکاری و غفلت از عبرت گرفتن از تاریخ می باشد. این غفلت از عبرت گرفتن از تاریخ، صرفا به ضعف قوه خاطره و نیروی حافظه فردی و یا جمعی مربوط نمی شود. عامل شیوع عارضه ضعف حافظه تاریخی، بکار گرفتن شیوه های نا کارآمد در پژوهش تاریخ و آموزش نا-روشمند تاریخ در نهادهای آموزشی است.
طیف گسترده جمهوریخواهان از سه سو به ویروس های مرگ آفرین سیاسی آلوده شده اند. هسته مرکزی این طیف که به اعتبار وفاداری به آزادی، دمکراسی و لائیسیته سالم مانده است، باید بخود آید و با متشکل شدن در جبهه (جنبش) لائیک دمکراتیک ملی، درمانگاهی برای بخش های بیمار ایجاد کرده و با روشنگری، سازماندهی و اقدام، چشم انداز سیاسی تازه در برابر کنشگران سیاسی و جامعه ایرانی قرار دهد.
در حاکمیت هایی که" جریان آزاد اطلاعات" وجود ندارد، بدون فشار به حاکمیت هیچ اقدامی برای مردم انجام نمی گیرد....هر اقدام کوچک معلمان یک قدم به جلو برای رسیدن به خواسته های صنفی معلمان است....همکاران فرهنگی ای که پیام های "ناامید کننده" به همکاران در دفتر مدرسه و فضای مجازی می دهند، ناخواسته درزمین حاکمیت بازی می کنند.

آقای رضا پهلوی به رغم مخالفت با سلطنت و دوپهلوگویی های شما درباره جمهوری (1)، سه ماه پیش وقتی از جمهوریت دفاع کردید، از رهبری شما حمایت کردم (2)، اما خیزش مرداد ماه که عظیم تر از خیزش دی ماه 96 بود نشان داد که به رغم همه این حمایتها، شما توان رهبری مردم ایران را ندارید.
پرسش ها شروع شد که‌ چطور وارد شهرداری شدی؟ فعال سیاسی ضدانقلاب حق کار کردن در ادارات نظام را ندارد .... مدتی بعد نامه ی اخراجم از گزینش برپایه ی نامه ی اطلاعات و شهردار آمد که به علت فعالیت سیاسی ضد نظام به کارم خاتمه دهند
نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم. می جنگیم، تا روزی که همه ی شما جنایتکاران محاکمه و مجازات شوید
در مورد جریانات چپ نظیر چریکهای اکثریت یا اتحاد جمهوریخواهان یا حتی آینده نگرهای داخل کشور، جملگی زیر چتر اصلاح طلبی اسلامی قرار دارند و اساساً همه این سالها مواضعشان تابع اصلاح طلبان بوده است. درست است که خیزش 96 به روشنی با حکومت سکولار دموکرات سمتگیری داشت، اما همه نیروهای شناخته شده سیاسی داخل کشور همچنان به نوعی با اسلامگرایی مرتبط هستند و نه با سکولار دموکراسی.