حسن روحانی ؛ جرقه در اردوگاه رو به موت اصلاح طلبان بخش سه

با انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری ؛ جنگ قدرت درونی نظام این بار میان باند ولی فقیه و باند رفسنجانی ــ روحانی ؛ ادامه خواهد یافت و بتدریج آثار و پیامدهای مرگبار این جنگ به سر تا سر نظام و از جمله مجلس ؛ گسترش خواهد یافت . هدف مرحله ای این جنگ که از هم اکنون میان باندهای دو طرف جریان یافته است کسب هژمونی در کابینه آقای روحانی و تثبیت اهرمهای قدرت در درون دولت جدید میباشد .

رفسنجانی به صحنه می آید

 

در بخش قبلی مقاله ضمن بر شمردن ویژگیهای تفکر اصلاح طلبی و نقش مخرب آنان در پروسه های سیاسی کشور ؛ نوشتم که آنان همان خط امامی های سابق اند که به ولایت فقیه اعتقاد دارند و توضیح دادم که به خاطر چنین اعتقادی نمی توانند به حاکمیت ملی ؛ حکومتی سکولار و غیر دینی ؛ آزادی و برابری و .... معتقد باشند . در ادامه مقاله در مورد حمایت آنان از ریاست جمهوری روحانی و سوء استفاده از بدنه اجتماعی جنبشِ اعتراضیِ مردم و بسیج آن برای حمایت از روحانی و مخدوش کردن مرزهای جنبش سبز نوشتم و در آخر به پیامد های این انتخاب و موانع راه رئیس جمهور برای تغییر و اصلاح اشاره کردم . اکنون ادامه مقاله ....

 

همانطور که در بخشهای اول و دوم این مقاله توضیح داده شد ؛ ولی فقیه نظام در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم ؛ خود را با یک تصمیم سرنوشت ساز در باره هست و نیستِ " آیندهِ نظام " خود مواجه میدید که می بایست بآن پاسخ بدهد . یعنی در شرایطی که رژیم غرق در بحران است و به بن بست رسیده و ادامه حکومت دینی دیگر با راهکارها و سیاستهای گذشته امکان ندارد ؛ چه باید بکند ؟ وضعیت رژیم ــ بلحاظ سیاسی ؛ اقتصادی ؛ فرهنگی و .... ــ از نظر داخلی و بین المللی به نقطه ای رسیده که باید در سیاستهای نظام تغییر بوجود آورد .

بنابراین ولی فقیه مجبور به تغییر در سیاست گذشته میشود ــ البته نه تغییری جدی و محتوایی ــ ؛ یعنی تغییر برای ولی فقیه اجتناب ناپذیر میشود . چرا که یک قلم بحرانهای بین المللی که حاصل سیاست های غلط گذشته رژیم است گلوی اقتصاد ایران را سخت گرفته است و از نظر سیاسی ؛ هم در منطقه و هم در عرصه بین المللی بشدت تنها و منزوی میباشد . بعلاوه هیچ کس باندازه ولی فقیه و بالاترین مقامات این رژیم از تنفر و بیزاری مردم نسبت به آنان ؛ آگاهتر نیست و باندازه آنان از حالت انفجاری جامعه خبر ندارد . آنها از عملکرد ضد مردمی و کشور بر باد ده خود در این سالها و از خشم و انزجار مردم ؛ کاملا" مطلع هستند .

واقعیت این است دلایل زیادی در ضرورت این چرخش و تغییر ریل ــ چرخش در شیوه حکومت کردن و نه چرخشی ساختاری و چرخش در نظام حکومتی ــ برای ولی فقیه و جود داشت . مواضع و افشاگریهای کاندیداهای دست چین شده برای انتخابات در مورد ضعف ها و نارسائیهای حکومت نیز پیشاپیش ؛ بروشنی چرخشی که در راه بود را نوید میدادند .

 حتی فراتر از این علائم آشکار که در مناظره ها نمایش داده شد ؛ شاید بشود گفت که رد صلاحیت رفسنجانی در شورای نگهبان ؛ کاندید نشدن خاتمی برای انتخابات ؛ شیطان سازی از جلیلی و ترساندن مردم از او و تبلیغ گسترده که او کاندید مطلوب ولی فقیه میباشد و حتی بوحدت نرسیدن اصولگرایان در معرفی کاندیدای واحد ؛ حلقاتی از توافقات و برنامه های پشت پرده برای جرخش ولی فقیه و رئیس جمهور شدن حسن روحانی بوده است .

همین طور می توان گفت ؛ سخنان خامنه ای در اعتراف و اقرار باینکه در کشور کسانی هستند که نظام دینی حاکم بر کشور را قبول ندارند ــ اقرار بوجود مخالفین در کشور ــ و تقاضای او از آنها که برای حفظ کشور بپای صندوقهای رأی بروند و رأی بدهند ؛ نیز از علائم این چرخش جزئی در ساز و کارهای  کشور داری ؛ ولی فقیه بود . بهر حال اگر چه کلید هر تغییر و تحول جدی ــ سر رشته امور ــ ؛ کمامان در دستان ولی فقیه است ؛ ولی وی در شرایطی به ریاست جمهوری حسن روحانی رضایت داد که یا باید شاهد فروپاشی نظام دینی باشد و یا از قدرت مطلقه اش به مقداری عقب نشینی کند .

در چنین شرایطی بهترین مهره برای عملی کردن نقشه راه و خواست ولی فقیه ؛ مهره ای بود که با جریانات " انحرافی " ــ باند احمدی نژاد ــ و " فتنه " ــ اصلاح طلبان و جنبش سبز ــ تداعی نشده ( تا علامت عقب نشینی و یا شکست برای ولی فقیه تداعی نشود ) و در عین حال در این شرایط بحرانی به عنوان مهره ای با گرایش " معتدل " و " میانه متمایل به غرب " شناخته شود .

ولی فقیه خوب میدانست ؛ گر چه نماینده اصلی چنین گرایشی یعنی هاشمی رفسنجانی را در " شورای نگهبان " اش ؛ رد صلاحیت کرده است  ولی تمایل به چنین گرایشی ــ گرایش میانه و معتدل ــ در داخل و خارج کشور ــ ؛ هنوز وجود دارد . غافل از اینکه ؛ این دوگانگیِ قدرتی که ولی فقیه به اجبار به آن تن داده است ؛ دوره ای پر تحول ؛ پر تنش و مملو از کشاکش در رأس نظام را ؛ در چشم انداز رژیم قرار داده است . در این باره در ادامه بیشتر خواهم نوشت .

اما چرخش و ریل عوض کردن برای ولی فقیه نظام ؛ دیگر با مهره ها و همقطاران سابق امکان پذیر نبود و باید این تغییر را با مدیریت جدیدی پیش میبرد . روحانی کم خطر ترین کاندید و در عین حال مناسب ترین ــ از میان 8 کاندید تائید صلاحیت شده ــ ؛ برای این تغییر بود . یعنی در حالیکه به لحاظ منطقی بهترین و موجه تر ؛ ترین کاندید برای تغییر ؛ رفسنجانی بود ؛ ولی فقیه بخاطر ترس از قدرت گیری و مقابله با رقیب نیرومند و استخوانداری چون رفسنجانی ؛ او را از طریق شورای نگهبان اش از سر راه خود برداشت و حسن روحانی را برای چرخش و عقب نشینی خود برگزید .

بنابراین شیخ حسن روحانی هم محصول ائتلاف و توافقات پشت پرده باند ولی فقیه ؛ اصلاح طلبان و رفسنجانی و ولی فقیه بود و هم محصول بن بست و درماندگی نظام دینی گرفتار در بحرانهای مرگبار داخلی و بین المللی و هم با اغماض می توان گفت ؛ محصول اجبار انتخاب " اصلح تر در جمع ممکنات " ؛ برای مردم بود .

یعنی مردم هم ؛ در شرایطی که انتخابات آزاد و دمکراتیکی در کشور برگزار نمی شود و کاندیدای مورد نظر مخالفین و اپوزیسیون رژیم در میان کاندید ها وجود ندارد ؛ بامید تغییرات ولو جزئی به ناچار به کاندیدای کمتر بدتر در میان ــ 8 کاندیدای تائید صلاحیت شده ــ  ؛ رأی دادند . اما متأسفانه و تلخ تر  اینکه در حالیکه خامنه ای کاندید مطلوب خود را با دست دیگران و با نام دیگران ــ مردم ــ در کرسی ریاست جمهوری نشانده بود ؛ مردم از شادیِ پیروزیِ حسن روحانی در خیابانهای شهرها ؛  به جشن و شادمانی پرداختند .

راستی اگر حسن روحانی کاندید مورد رضایت ولی فقیه نبود آیا خامنه ای نمیتوانست از طریق شورای نگهبان او را رد صلاحیت کند ؟ رد صلاحیت او که برای نظام هزینه و در سرهای رد صلاحیت رفسنجانی را ؛ در بر نداشت . و یا آیا ولی فقیه نمی توانست مانع ضایع شدن جلیلی ــ از نظر مخالفین کاندید مطلوب ولی فقیه ــ در مناظره های تلویزیونی بوسله کاندید هم باندی او  ؛ ولایتی شود . و یا ایجاد وحدت و ائتلاف در میان اصولگرایان برای معرفی یک کاندید از میان کاندیدا های این طیف ؛ برای ولی فقیه کار مشکلی بود ؟

در بخش اول و دوم مقاله در باره " ضرورت تغییر "  و جگونگی سر بر آوردن حسن روحانی ؛ هم باندازه کافی نوشته و توضیح داده ام . در ادامه مقاله به جایگاه و کارکرد شخصیتها و جناح های حکومت در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی و آینده نظام خواهم پرداخت .

 

الف ــ رفسنجانی قدرت می گیرد :

اگر چه ولی فقیه قبل از برگزاری انتخابات ؛ توسط شورای نگهبان هاشمی رفسنجانی را رد صلاحیت کرده و از سر راه خود برداشته بود  ؛ بار دیگر او در " هیئت رئیس جمهور " جدید برای مقابله و رویاروئی با رهبر به صحنه قدرت می آید .حسن روحانی بعد از اولین دیدار خود با رفسنجانی ــ بعد از رئیس جمهور شدن ــ که بخدمت وی در محل " نهاد مجمع تشخیص مصلحت نظام " رفته بود  ؛ گفت : مباحث مختلفی خدمت ایشان ــ هاشمی رفسنجانی ــ مطرح شد . هم نسبت به مباحث روز و هم نسبت به مباحث آینده . ما همیشه از مشورت های خوب ایشان بهره مند می شویم و خواهیم شد . وی با تأکید بر رابطه خود و رفسنجانی و استفاده از رهنمودهای وی ؛ به ولی فقیه دهن کجی نموده و آشکارا او را دور زده است .

رفسنجانی که در طول حیات خمینی مرد شماره دو قدرت ــ بعد از خمینی ــ در کشور بود و اگر خود را بالاتر از خامنه ای نداند ؛ حداقل همطراز وی میداند ؛ در دوران ولایت فقیهی خامنه ای بخصوص در این سالهای آخر منزوی ؛ بشدت تحقیر و مورد اذیت و آزار قرار گرفت . آیت الله وحید خراسانی در پایگاه اطلاع رسانی رفسنجانی در باره قدرت و نفوذ رفسنجانی در زمان حیات خمینی می نویسد : اولین بار که رفسنجانی را دیدم در محضر امام خمینی بود ؛ که آقای اشراقی هم نشسته بود . رفسنجانی وارد شد و آقای امامی کاشانی را با خود آورده و خطاب به امام گفتند ؛ تولیت مدرسه سپهسالار را به او واگذار کنید ؛ امام هم فرمودند باشد . فردی را استاندار اصفهان معرفی کرد ؛ امام قبول کردند و همین طور چند نفر دیگر را . بعد از رفتن وی من از اشراقی پرسیدم این آقا چه کسی است که هر چه میگوید ؛ امام میگوید باشد . ایشان گفتند ؛ شیخ اکبر است .

رئیس جمهور شدن شیخ حسن روحانی با شعار " اعتدال " و " میانه روی " ؛ قطعا" قطب بندی درونی حاکمیت را تغییر داده و وارد فاز جدیدی خواهد ساخت . قطب بندی و توازن قوا در ساختار قدرت ولو جزئی و کم ؛ به ضرر باند مسلط و در رأس آن ولی فقیه چرخش خواهد کرد . و رفسنجانی به مرکز ثقلی برای گرد آمدن گروه قابل ملاحظه ای از مطرود شدگانِ سالهای اخیر  ــ اما دل بسته به نظام ــ  ؛ تبدیل خواهد شد .

با انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری ؛ جنگ قدرت درونی نظام این بار میان باند ولی فقیه و باند رفسنجانی ــ روحانی ؛ ادامه خواهد یافت و بتدریج آثار و پیامدهای مرگبار این جنگ به سر تا سر نظام و از جمله مجلس ؛ گسترش خواهد یافت . هدف مرحله ای این جنگ که از هم اکنون میان باندهای دو طرف جریان یافته است کسب هژمونی در کابینه آقای روحانی و تثبیت اهرمهای قدرت در درون دولت جدید میباشد .

رفسنجانی میخواهد از طریق کسب هژمونی در دولت روحانی و کسب  اهرمهای بیشتر قدرت و همچنین با یار گیری از میان آخوندها و مراجع دولتی و کسب حمایت بیشتر از آنان علاوه بر کسب مجدد تریبون نماز جمعه و تحمیل خود بر خامنه ای ؛ با خوراندن جام زهر به ولی فقیه ؛ راه دولت روحانی را برای اعتدال باز نماید . متقابلا" ولی فقیه و باند اصولگرایان هم تلاش میکنند از طریق مجلس گوش بفرمان رهبر ؛ با تصویب طرحی در مورد شرایط " رأی اعتماد به اعضای کابینه " و دیگر تمهیدات ؛ راه رفسنجانی را سد نمایند .

حسن روحانی در جمع روحانیون و مراجع با نفوذ ؛ در حالیکه ولی فقیه و دستگاه دینی اش را نشانه رفته بود ؛ گفت : روحانیت باید به ارشاد مردم بپردازد ؛ نه اینکه انتظار داشته باشد دولت را در اختیار بگیرد . متقابلا" حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه در روزنامه کیهان در حالیکه بطور تلویحی به هاشمی رفسنجانی اشاره میکرد ؛ گفت : هشدار جدی نسبت به نفوذ ستون پنجم دشمنان بیرونی در کابینه رئیس جمهور منتخب ؛ مارهای از رمق افتاده ای که بقول ملای رومی و به حکم عقل سلیم ؛ نباید آنان را به آفتاب داغ بغداد کشید و جان دوباره بخشید . زیرا در اینصورت دکتر روحانی به یقین ؛ اولین قربانی آن خواهد بود .

هدف از حملات گسترده و تهدیدهای باند ولی فقیه ــ و حتی رویکرد جدید باند خامنه ای در قبال احمدی نژاد و تجلیل و قدردانی از زحمات و دست آوردهای دولت نهم و دهم احمدی نژاد که تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری و پیروزی حسن روحانی ؛ مغضوب اصولگرایان شده بود ــ  این است که با تو سری زدن به روحانی وی را مجبور کنند ؛ در کابینه اش به افراد باند خامنه ای رضایت دهد .

علی خامنه ای ــ ولی فقیه ــ : کسانی که میخواهند در باره دولت ــ احمدی نژاد ــ قضاوت کنند به حجم کار و تلاش خستگی ناپذیر و امتیازات آن در دنیا توجه کنند . این دولت توانست شعارهای انقلاب را سر دست بگیرد و به آن افتخار کند .

در صورتیکه روحانی تسلیم شود و عناصر مورد نظر باند خامنه ای را به کابینه اش وارد کند ؛ حتی الامکان خط گذشته یعنی انقباط ؛ کماکان ادامه خواهد یافت . و در صورتیکه روحانی تسلیم فشارهای باند خامنه ای نشود و افراد مورد نظر خود و رفسنجانی را وارد کابینه کند . این جنگ بمجلس کشانده می شود و بالا و بالاتر خواهد رفت .

اگر چه در هر دو صورت اوج گیری اعتراضات خیابانی و قیام اجتماعی در تقدیر است . اما سیر تحولات و اینکه این دعوای جدید ــ دعوا میان باند خامنه ای و رفسنجانی ــ چگونه سیری خواهد داشت و به چه سرانجامی منتهی میشود چندان مشخص نیست . ولی میتوان از هم اکنون نقشه راه و اهداف هر یک از باندها را تا حدودی بیان نمود .

 

در این شرایط جدید :

1 ــ با ورود مجدد رفسنجانی ــ این بار از پنجره حسن روحانی ــ به عرصه قدرت ؛ فضای سیاسی کشور حول خامنه ای و ضد خامنه ای ــ رفسنجانی ــ قطب بندی میشود و شکاف جدیدی در نظام از هم پاشیده ایجاد می شود که ؛ هم بدلیل سنگینی و اعتبار رفسنجانی و هم بدلیل اینکه ولی فقیه حاضر به تقسیم مسالمت آمیز قدرت با وی نمیباشد ؛ تنش و درگیریهای این شکاف با شدت بیشتری از گذشته ادامه خواهد داشت . بگونه ای که  اگر رژیم در این فاصله سرنگون نشود ؛ اختلافات باندها این بار خونین ادامه خواهد یافت .

2 ــ با پیروزی حسن روحانی ــ مهره چشم بدهان رفسنجانی ــ بتدریج معادله قدرت به نفع رفسنجانی تغییر جهت خواهد داد و دیگر خامنه ای نخواهد توانست چون گذشته در موقعیت بلامنازع در کشور حکمروائی کند . در دعوای این بار رفسنجانی با خامنه ای ؛ وی هم بخاطر  کینه هایش از ولی فقیه و هم بدلیل تفاوتهائی که میان دیدگاههای سیاسی و عقیدتی اش با خامنه ای  دارد ؛ طرح " قرائت دیگری از اسلام " که شامل تغییراتی در ساختار دینی نظام و حذف تدریجی ولی فقیه است ؛ را به پیش خواهد برد . بنابراین با سست ؛ لرزان و بی اعتبار شدن پایه های عمودِ خیمه نظام ــ ولی فقیه ــ ؛ کلیت نظام دینی ضعیف ؛ متزلزل و آسیب پذیر تر می شود .

3 ــ با به صحنه آمدن رفسنجانی ؛ بالاجبار گشایشی ولو محدود و قطره چکانی در فضای بسته کنونی بوجود خواهد آمد و شرایط برای به صحنه آمدن مردم و طرفداران جنبش سبز مستعد می شود . یعنی اگر چه با پیروزی حسن روحانی ؛ خود وی سود چندانی نصیب مردم نخواهد کرد ؛ ولی با ورود رفسنجانی به صحنه قدرت هم به دلیل اختلافاتش با خامنه ای و هم بدلیل گشایشی که در فضای سیاسی کشور ایجاد خواهد شد ؛  اعتراضات خیابانی گسترش می یابد ؛ یعنی خطراتی فراتر از خطرهای مربوط به خیزش  88 در کمین رژیم میباشد .

 

arezo1953@yahoo.de

16.07.2013     

انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری