مشخصات رسانه اپوزیسیون دمکراتیک چیست؟

ذکر یک نمونه رسانه دمکراتیک در کشور دانمارک

رسانه دمکراتیک، رسانه ای است که بتواند فضا را برای همه گرایشات سیاسی موجود اپوزیسیون فراهم نماید و بی طزف بماند و با رسانه ها حزبی متفاوت باشند و «خطی» عمل نکنند. بعبارت دیگر بولتن حزبی و کار رسانه با هم متفاوت اند.روشن است که هیج خبرنگاری در دنیا رسانه و خبر پیدا نمی شود که «بی طرف» باشد چرا که خبرنگار هم یک شهروند محسوب می شود وطبیعی است که مثل سایرین دارای نظر باشند

بدنبال انتشار مقاله ای در نقد نویسده ای در ایران گلوبال،  نویسنده گمان می کرد که «طرف » تجزیه طلب است. او چنین نتیجه گرفت که پس سایت ایران گلوبال و مدیر آن به دلیل انتشار چنین نوشته ای در پی تجزیه ایران هستند. از انجا که بسیاری از فعالان سیاسی و نویسندگان سیاسی ما  بدرستی نمی دانند که رسانه اپوزیسیون باید چگونه باشد؟  و آن را اغلب با بولتن سیاسی احزاب اشتباه می گیرند. در زیر سعی می کنم برخی توضیحات کوتاه در این باره را به اطلاع  علاقمندان رسانه های ازاد و دمکراتیک برسانم:

مشخصات رسانه  اپوزیسیون  دمکراتیک چیست؟

1_ رسانه دمکراتیک، رسانه ای است که بتواند فضا را برای همه گرایشات سیاسی موجود اپوزیسیون فراهم نماید و بی طزف بماند. چنین رسانه ای  با رسانه ها حزبی متفاوت اند و «خطی» عمل نمی کنند. بعبارت دیگر بولتن حزبی و کار رسانه با هم متفاوت اند.2_روشن است که هیج خبرنگاری در دنیا رسانه و خبر پیدا نمی شود که «بی طرف» باشد چرا که خبرنگار هم یک شهروند محسوب می شود وطبیعی است که مثل سایرین دارای نظر باشند .3_زسانه ها بایستی آزاد وبه لحاظ مالی  مستقل باشند ونیازمالی خود را را از طریق  آگهی ، خوانندگان و همکاران تامین نمایند.از این رو رسانه های فارسی زبان(بی بی سی ، صدا امریکا و المان و .....)با رسانه اپوزیسیون ایران متفاوت اند.4_رسانه های بایستی فکر ساز و تا بود شکن باشند و قادر باشند ؛به مسایل برنامه ای و اینده نگری بپردازد5 _رسانه می باید بین تبلیغ و پروپانگادا حزبی فرق بگذارد5_رسانه می بایست ،ناظر مستقل قدرت باشد ؛6_رسانه ها بایستی راه کار ، نشان مردم بدهند7_ در حال حاضر جامعه ایران به رسانه های اپوزیسیون بی اعتماد است از این رو ، رسانه های مستقل و آزاد قادرند که شکاف بین مردم و اپوزیسیون را کم نمایند و بنوعی اعتماد سازی نمایند. 8_مدیران رسانه بایستی با گفتمان آینده نگری آشنایی داشته باشند ونبایستی جو گیر شده و تسلیم مباحث و حوادث زود گذر لحظه شوند . آنان  باید بدانند که به چه بحث هایی باید دامن بزنند.9_پرسشگری و نقد صاحبان قدرت و قلم چه در پوزسیون و چه در اپوزیسیون مجاز باشند .آزادی بدون  قید وشرطی و فارغ از تقدس و مقدسات باشند.  10 _ مدیران رسانه  دمکراتیک ؛ بایستی عدالت وجایگاه نظرات را حفظ نماید بعبارت دیگر هر نظری که در رسانه طرح می شود؛  بلافاصله می باید  نظرات مخالفان در همان قد و اندازه  درج گردند.

در پایان ذکر یک نمونه رسانه  دمکراتیک در کشور دانمارک:

 تلویزیون دانمارک (TV2)  به مناسبت کریسمس 2016 ؛ عملکرد دولت ، ملکه و شوهرش و همین طور رهبران اپوزیسیون را در غالب  یک کمدی _تئاتری  با طنز های گزنده و تمسخر آمیز، آنان را مورد «لطف » قرا ر داد و جالب اینجا بود که این برنامه زنده و با حضور هئیت دولت و برخی  اعضای خانواده سلطنتی انجام گرفت . صحنه ها چنان کمیک و بی پروا و واقعی بود که حضار درسالن با کمال خوشرویی شکم شان را گرفته و قاه قاه می خندیدند. واقعیت این است خیلی مانده ،ما خاورمیانه ای ها  دمکرات شویم. 
با این وجود ، حمل بر خودستایی نباشد که ایرانگلوبال با همه ی انتقاداتی که بر آن وارد است ، آغاز گر  و بنیانگذار چنین رسانه ای  در بین اپوزیسیون ایران است . تا نظر شما چه باشد؟ 

 

امتیازدهی به مطلب بالا: 

منبع: 

ویژه ایران گلوبال

بخش: 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

نظر: 

این کامنت آخرین من با این نام کاربری است. دقت فرمایید دیگر من با این نام کامنت نخواه گذاشت. کسی حق ندارد از این نام کاربری سوءاستفاده کند و نظرهایی به من نسبت دهد.

نظر: 

آقای ابراهیم کاشانی گرامی
ممنون از جواب شما. سوء تفاهم برطرف شد. این اشکالات در بحثها پیش میاید . بهر صورت مهم آگاهی به مشکلات است .
تندرست باشید.

نظر: 

آقای ائلیار گرامی، فکر می کنم که قبل از اظهار نظر بهتر بود تمام بحث را می خواندید. به هر حال من توضیح کوتاهی می دهم ولی قبل از توضیح بحث بگویم که من اولین بار بود که کامنت می نوشتم و به احتمال زیاد هم آخرین بار خواهد بود. مخصوصا در این سایت.
و همچنین اینکه حرف شما درست است که اگر جمله ای را میان گیومه بگذاریم می شود نقل قول مستقیم، ولی متاسفانه من در جای نوشتن کامنت، امکانی پیدا نکردم تا مشخص کنم حرف من نقل قول غیرمستقیم و برداشت خودم است. البته اگر کل کامنت را با کمی دقت بخوانید و یا همه بحث را دنبال کنید، مشخص است که آن جمله برداشت من است.

نظر: 

آلتین گرامی
من از شما عذر میخواهم که جملات خود ابراهیم کاشانی را از آن شما حساب کرده ام.
نوشتم که کامنت قبلی من به شما مربوط نمیشود ونام شما از آن حذف میشود.
-----

من کامنتهای شما را خوانده ام. و جملات منسوب را هم ندیدم. اما شما خود نیز « کامنت کاشانی و جملات مذکور» را دیده بودید و اعتراض نکرده بودید که جملات « از آن شما» نیست.
سکوت شما در مقابل انتساب جملات ، و احتمال اینکه من همه ی کامنتهای شما را ندیده ام ، نقل «برداشت » به شکل « نقل قول»
توسط کاشانی، «برداشت» او را « نظر شما» نشان داد .
بهر صورت با کامنت من و جواب شما روشن شد که « برداشت کاشانی» جملات شما نیست.
سخن از « ساده اندیشی و جعل» که به من نسبت داده اید، بیمورد است.
عدم اعتراض به موقع شما، برداشت کاشانی را نظر شما نشان داده.

نظر: 

آقای ابراهیم کاشانی
لطفاً منبع نقل قول خود را از نوشته ی آلتین مستند کنید. آلتین در کجا این نقل قول را
نوشته است؟
«حرف شما کاملا آشکار است: "همه ایرانیان دشمن ما هستند و می خواهیم سر به تنشان نباشد. اگر هم کسی با ما همدردی بکند، دروغ می گوید و مزور است. مرگ بر همه فارسها که همگی فاشیست هستند."

در غیر این صورت نقل قول شما «جعل» حساب شده و به آلتین مربوط نمیشود.
و همینطور من متن کامنت قبلی خود را «پس میگیرم» که به آلتین مربوط نمیشود.

بسیار متأسفم که شما بدون منبع چنین جملاتی را نوشته ی آلتین نشان داده اید:
«حرف شما کاملا آشکار است: "همه ایرانیان.."
معنی این عبارت یعنی این که داخل نشانه "-" « حرف شما» - یعنی آلتین - است.
شما « برداشت خود» را سخن دیگری نشان داده اید.
----
من در کامنتهای آلتین به دنبال جملات مذکور گشتم و نیافتم.

نظر: 

آقای آ. ائلیار

شما قبل از اینکه از زبان دیگران کامنت مرا جعل کرده و دوباره طبق روش مسبوق خودت شروع به القای تخیلاتت خودت به دیگران نمایی بهتر بود که به خودت زحمت داده و کامنت‌های مرا می‌خواندی. آن بخشی که نقل قول شده است در هیچ یک از کامنت‌های من وجود نداشته و "ابراهیم کاشانی" با پیروی از جعل‌کاری و فریبکاری حاکم بر جامعه‌ی عیران، کامنت خودش را به دلخواه به عنوان نقل قول آورده است و خواسته است بگوید که این نظر "آلتین» می‌باشد تا با فریب دادن افراد ساده‌اندیشی مانند شما بگوید این نظر "آلتین" است چون اینگونه جعل‌کاران و فریبکاران پاسخی منطقی به نظرات امثال من ندارند اینگونه طینت دروغ‌آمیز خود را به نمایش می‌گذارند.

من نظرم را به صورت شفاف و واضح نوشته و نیازی نمی‌بینم جعل‌کارانی از قبیل شما و "ابراهیم کاشانی" برای آن حاشیه‌ی فلسفه‌بافی بنویسند.

نظر: 

الیار عزیز شروع دمکراسی همانند سیلی می ماند که در وحله اول خیلی خس و خاشاک با خود می آورد ولی بعدا ذلال می شود و ساکت که ته رودخانه و شنای فارغ بال ماهیان را می شود دید، باید حوصله بخرج داد

نظر: 

این برداشت ابراهیم کاشانی ست از نظرات یک کاربر. که خود برداشت نقد شده.
و «متن برداشت» نوشته ی کاربر نیست.

-«حرف شما کاملا آشکار است: "همه ایرانیان دشمن ما هستند و می خواهیم سر به تنشان نباشد. اگر هم کسی با ما همدردی بکند، دروغ می گوید و مزور است. مرگ بر همه فارسها که همگی فاشیست هستند."
این نقل قولی ست که ابراهیم کاشانی آورده. (که گفته شده برداشت خود کاشانی ست و نه قول نویسنده)
من کامنت منبع را ندیدم .
اما در این رابطه چه میتوان گفت؟
1- شعار « مرگ» میدهد( متضاد با اندیشه ی لغو اعدام)
2- شعار «مرگ برهمه» میدهد. ( کشتار عمومی- فارسها- همه ی ایرانیان(اهالی جغرافیای ایران)- که شامل همه ی تبعیض دیدگان نیز -میشود-ژنوساید.»
----
نتیجه: شعار مرگ و مرگ برهمه، سخنی احساساتی ، نسنجیده- و از روی خشم است.

نظر: 


آقای "ابراهیم کاشانی"

اگر در عیران زبانی فاشیستی وجود نداشت که با تحمیل شدن به میلیونها انسان غیر ف-ا-ر-س سرمنشأ استعمارشان باشد اکنون پس از 100 سال امثال من در اینجا از یک اتنوساید بسیار عظیم صحبت نمی‌نمودیم و صد البته طرفداران این سیستم فاشیستی هم که دانسته یا ندانسته می‌خواهند بر این نسل‌کشی هولناک زبانی-هویتی با مزورانگی سرپوش بگذارند از نظر من اشخاص جاهلی بیش نیستند.

زبان تورکی ما تحت استعمار زبان ف-ا-ر-س-ی در حال مرگ است اما متکلمان و طرفداران زبان فاشیستی ف-ا-ر-س-ی می‌گویند چرا زبان بیگانه‌ای که به شما تحمیل شده است را با فلان جور نوشتن از ریخت می‌اندازید؟ منطق امثال شما این است هر آنچه برای خود نمی‌پسندند را برای دیگران می‌پسندند و بالعکس!

درد ملت ما تحت حاکمیت 100 ساله‌ی فاشیسم ف-ا-ر-س آنقدر کوچک نیست که با ترحمِ مزورانه‌ی دشمنش و دشمنان دوست‌نمایش قابل حل شدن باشد.

نظر: 

آقای آلتین حق با شماست. هر فارسی زبانی که بخواهد از حقوق پایمال شده هموطنانش دفاع کند، "مزور" و "فاشیست" و "پان فارس خجالتی" و "جاهل" و... است.
حق با شماست، من و امثال من "به جای دفاع از حقوق پایمال شده‌ی ملت تورک آزربایجان جنوبی بهتر است به همان دفاع خود از زبان استعماری ف-ا-ر-س-ی مشغول" باشیم.
به آقای کیانوش توکلی هم که حتما سردسته این "مزوران" و "فاشیستان" و "پان فارسان خجالتی" و "جاهلان" و... است (امیدوارم آقای توکلی ببخشند که چنین القابی به ایشان می دهم) توصیه بکنید که دیگر از این کارها نکند.
درستش این است که من و امثال من به جرگه کسانی بپیوندیم که می گویند: "یک کشور، یک ملت، یک زبان! کسانی که نمی خواهند تشریف ببرند بیرون!"
چشم جناب آلتین! من دیگر از این کارها نمی کنم و از اینکه به حقوق پایمال شده ملت شما فکر کرده ام، پشیمانم و معذرت می خواهم.

نظر: 

با خواندن کامنت‌های این صفحه، علی‌الخصوص نظرات مشعشع مخالفان حقوق اتنیک ملت تورک آزربایجان جنوبی به راحتی درمی‌یابیم که آنان از «دموکراسی» و «آزادی بیان» تعریف کاملاً شخصی و حق به جانب داشته و با تفسیر به نفع نمودن آن می‌خواهند فقط کامنت‌هایی که موافق میل آنهاست منتشر شده و کامنت‌های مخالفان معدوم شود. این افراد آنقدر تنگ‌نظر بوده و تلرانسشان پایین است که حتی مدنی‌ترین فرم اعتراض ما به تحمیل زبان بیگانه‌ی ف-ا-ر-س-ی به میلیونها تورک را نیز برنتابیده و می‌گویند اگر زبان تحمیلی ف-ا-ر-س-ی را فلان جور بنویسید زبان قند عسل ما از ریخت می‌افتد اما آنقدر درک و منطق ندارند که بفهمند از ریخت افتادن زبان بیگانه و تحمیلی ف-ا-ر-س-ی کجا و در معرض نابودی قرار داشتن زبان تورکی ما کجا. در برخی نظرات فاشیسم محض کاملاً هویداست. این است دموکراسی و آزادی بیان از نوع ف-ا-ر-س-ی و عیرانی‌اش!

نظر: 

" ساز صبا به ناله شبی گفت, شهریار - این کار توست, من همه جور تو میکشم ".
جناب Anonymous, من وکیل بی وکالت, سخن گوی جناب کیانوشی شده ام که طبق روش این رسانه, محفلی جهت گفتگوی دیگران مهیا کرده است تا آنچه میخواهد دل تنگشان بگویند. اینها استنباطات شخصی من است که خواسته و یا نا خواسته این سایت میخواهد به دور گود نشینانی که میگویند در ۵۷ اگر ما آنجا بودیم چنین و چنان میکردیم, بگوید که این آینه تمام قدی ست که خود را در آن ببینیم و در یابیم که " ما اینیم ", که رسانه های دیگر " ستار العیوب " اند و نمی گذارند زشتی ها عیان شود, که - مدعیان سخنگو و پر حرف, نه خلق ساکت - بعد از ۱۴۰۰ سال حکومت عرب و ترک و فارس و تحمل مصیبت ها, هنوز قادر به صحبت محترمانه با یکدیگر نیستیم, ولی در لاف زدن خود را - چه فارس و چه ترک - در ردیف سوئیس و کانادا میدانیم. بخواهیم یا نخواهیم " ما اینیم " مگر اینکه در این سایت

نظر: 

با پوزش از اینکه بعلت فریب خوردن از بکار بردن واژه دلنواز و خرد ورز دموکراسی برای اظهار نظر در تشریح مشخصات رسانه اپوزیسیون دمکراتیک در بین فرهیختگانی چون شرکت کنندگان ، در این ابراز نظر بخود اجازه دادم تا بار دیگر تراوش فکریم را بنویسم.
همانگونه که قبلن نیز نوشتم کار بسیار دشواریست برای افرادیکه مفهوم دموکراسی را نمیدانند و دموکرات بودن را درک نمیکنند شمای ی که نزدیک به 15 سال است تلاش کرده اید تا مفهوم آنرا به اشکال گوناگون برای گروهی تجزیه و تحلیل بفرمائید تا هضمش برایشان ساده تر گردد در نقش آموزگار درآئید ، چون ظاهرن موفقیتی نداشته اید و گامی هم به پیش نبرده اید .
حال چرا باید خود را موظف یدانید به روشتان ادامه دهید؟ و اگر هدف مشخصی دارید امکانات رسانه خود را در اختیار افرادی!!! بگذارید که هدفشان با شما همراه نیست؟

نظر: 

آقای "ابراهیم کاشانی"

بر تن «دشمن» به زور جامه‌‌ی «دوست» پوشاندن چیزی غیر از بلاهت نیست و صد البته دوست پنداشتن زبان دشمنی هم که به میلیونها انسان غیر ف-ا-ر-س تحمیل شده است غیر از جهالت چیز دیگری نیست.

امثال من اگر مثل شما در مستانگی زبان تحمیلی ف-ا-ر-س-ی غرق شده بودند قاعدتاً اکنون نباید اینجا حضور می‌داشتند.

اگر کسی از جماعت فاشیست ف-ا-ر-س یا «خود ف-ا-ر-س پندار» مانند شما در خصوص این نسل‌کشی هولناک زبانی-هویتی بر علیه تورک‌های آزربایجان جنوبی و سایر تورک‌های عیران کمترین احساس مسئولیتی داشت اکنون نباید ما اینجا از یک مسل‌کشی هولناک زبانی-هویتی 100 ساله صحبت می‌نمودیم.

بزرگترین اشتباه تورک‌ها از همان اول احترام به زبان بیگانه‌ی ف-ا-ر-س-ی بوده است.

خوش‌خدمتی مزورانه‌ی ف-ا-ر-س پرستانی مانند شما نه به درد «آزربایجان جنوبی» بلکه صرفاً به درد منافع شخصی خودتان می‌خورد.

نظر: 

آقای آلتین، آذربایجان برای خراب شدن و همیشه در تبعیض و زیر سرکوب ماندن احتیاجی به وجود "فاشیستهای فارس" ندارد. "دوستانی" چون شما برای این امر کافی است. آذربایجان نیازی به دشمن ندارد وقتی شما و کسانی مانند شما مبارز آن باشید.
من از شما بسیار متشکرم. کامنت شما دلیل آشکار درستی حرفهای من است. اگر در درستی نظرم شکی داشتم، کاملا برطرف شد.
حرف شما کاملا آشکار است: "همه ایرانیان دشمن ما هستند و می خواهیم سر به تنشان نباشد. اگر هم کسی با ما همدردی بکند، دروغ می گوید و مزور است. مرگ بر همه فارسها که همگی فاشیست هستند."
آشکارتر از این نمی توان صحبت کرد.

نظر: 

کاربری به اسم "ابراهیم کاشانی" نوشته است:

"در نهایت پیشنهادی دارم برای کامنتهای "عیران" نویسان. و می دانم که آنها را خوش نخواهد آمد.
در طول دهه های طولانی، تبعیضات فراوانی در حق هموطنان غیرفارسی زبان ما صورت گرفته است. اعتراض به این تبعیضات نه تنها حق همه آنها بلکه وظیفه همه ایرانیان است. "

آنچه در 100 سال اخیر از طرف فاشیسم ف-ا-ر-س بر ما تورک‌های آزربایجان جنوبی و سایر تورک‌های عیران رفته است نه «تبعیض» بلکه جنایت محض بوده است که میلیونها انسان تورک تحت آپارتاید فرهنگی فاشیسم ف-ا-ر-س قربانی نسل‌کشی خاموش و گاهاً آشکار زبانی-هویتی شده‌اند اما گویا این به اصطلاح عیرانیان فقط با عدم تبعیت ما از درست‌نویسی زبان بیگانه‌ی ف-ا-ر-س-ی که به میلیونها انسان تورک تحمیل شده است تازه به اندازه‌ی یک اپسیلون ملتفت شده‌اند که آنان هم در حصوص اعتراض به این نسل‌کشی هولناک وظیفه‌ای انسانی داشته‌اند!

نظر: 

سرکار خانم مهناز,
اگر سایت ایران گلوبال مانند دیگران چنان کند که شما میفرمائید و حتی در بهترین حالت مطابق نظر جنا ب کیانوش برای دیگران سهمی تعیین نماید, این فقط انعکاس نظر ایشان خواهد بود, در حالی که منظور شرکت همه سهام دارن در این مملکت - و احتمالا غیر سهام دارن صاحب منفعت - نیز میباشد. چگونه جناب کیانوش میتواند به تنهائی برای سرنوشت مملکت تصمیم بگیرد؟ ما همگی مسئول سرنوشت خود هستیم و این بستگی به میزان آگاهی و خرد ما دارد که تصمیم بگیریم میخواهم سوئیس و سوئد شویم یا لیبی و سوریه. نمیشود کسی را زورکی به بهشت برد. چشمه اگر از خود نجوشد میگندد.

نظر: 

گر چه پیشنهادات جناب کاشانی درست و معقول بنظر میرسد اما باید مقدورات را نیز در نظر داشت. حتی اگر ایران گلوبال بودجه کافی برای استخدام افرادی داشته باشد که این افراد تمام وقت در یک اتاق با همدیگر تصمیم بگیرند نیز طبق چهار حالت داستان ملا و پسرش و خر سواری, هنوز تعدادی ناراضی باقی خواهد ماند, یعنی این مساله راه حل قطعی ندارد.

آنچه ایران گلوبال را از سایر نشریه ها جدا میکند همت جناب کیانوش در میدان دادن به عقاید مربوط به مسائل اتنیکی میباشد که شاید در نوع خود بی نظیر بوده و ما به آن بسیار محتاجیم. به نظر من - که باز ممکن است درست نباشد - اشکال, میدان دادن به متعصبینی ست که با سماجت گفتگو ها را به انحراف میکشند, مانند آریا پرست ها که شب و روز با اختراع کلمات من درآوردی " پارسی " را منزه مینمایند و گورهای از خاطر رفته را جهت کسب افتخار " اوستا " میشکافند و یا

نظر: 

یک سایت، حکومت نیست که بترسد از داشتن حق انتخاب و انگ سانسور خوردن. مجلس شورای ملی هم نیست که مجبور باشد همه را راه بدهد و به جیغ و داد ها گوش بسپارد

نظر: 

جناب نیمروز

کامنت‌های من خطاب به شما صرفاً به خاطر نظراتی است که به شکل «آب زیر کاهی» و «موذیانه» مطرح نموده و با سفسطه‌بازی و مغالطه‌گری تلاش بر مجاب نمودن عیرا‌ن‌گلوبال به مسدود نمودن آزادی بیان در خصوص مسئله‌ی اتنیک می‌نمایید و چون خوی فاشیستی امثال شما را به خوبی می‌شناسم اصلاً انتظار پاسخ منطقی ندارم اما می‌خواهم بدانید ما تورک‌های آزربایجان جنوبی در خصوص باز گرداندن حقوق پایمال شده‌ی خود نه با شما و نه با هیچ کس دیگر تعارف نداریم.

نزدیک 100 سال است که ملت تورک آزربایجان جنوبی و سایر تورک‌های عیران تحت وحشیانه‌ترین نوع آسیمیلاسیون و نسل‌کشی زبانی-فرهنگی قرار داشته و چقدر خوب است طریفه‌ی نوشته شدن زبان بیگانه و تحمیلی اندکی سبب تکانده شدن تفکر فاشیستی ف-ا-ر-س-ی پرستانی مانند شما شده است حتی اگر آن را با فینگلیش نوشتن مقایسه نمایید.

نظر: 

جناب آبتین,
صادقانه بگویم خواه به صداقت من باور داشته و یا نداشته باشید. من همیشه در خواندن متن های " فینگلیش " اشکال داشته و مدت هاست آنها را نمیخوانم. خواندن نوشته های ف- ا - ر - س - ی شما بد تر از فینگلیش است. به علاوه گفت گو با کسی که قبلا تصمیمش راگرفته و مرغ او همیشه یک پا داشته و خواهد داشت بی فایده است چه رسد به آنکه با اتهامات فاشیستی و شونیستی و نژاد پرستی و غیره همراه باشد. سالم باشید.

نظر: 

یکی از دوستان طی امیلی نقدی نوشته که بد نیست، شما هم بخوانید:

نظر: 

بقیه کامنت..
در نظر بگیرید که یک نفر در کامنتهایش توهین می کند. از دو حال خارج نیست. یا آقایان جویا و توکلی متوجه نمی شوند و آن را منتشر می کنند و یا متوجه می شوند و نقطه چین می کنند.
این شخص باز هم همین کار را تکرار می کند. و هر بار، زحمت نقطه چین کردن بر دوش آقای جویاست (آقای توکلی نوشته است که وقت خواندن آنها را ندارد و چشمش را می بندد و همه را منتشر می کند. اگر اعتراضی شد، عدم انتشار می زند و یا نقطه چین می کند). و این بازی کمدی تراژیک هر روز و هربار تکرار می شود.
به نظر من اگر کمی در این زمینه سختگیری بشود و آقای جویا مدت کوتاهی بار اتهام سانسور را به جان بخرند! این مشکل حل خواهد شد. تصور بکنید که کامنت نویس، دقایقی را صرف نوشتن می کند، کامنتش منتشر نمی شود و تمام زحماتش به دلیل یک توهین و یا اتهام، به باد فنا می رود. چند بار این کار را تکرار می کند و بعد،

نظر: 

آقایان توکلی و کاوه جویا روزتان بخیر!
من جزو کسانی هستم که مطالب سایت و از جمله کامنتها را می خوانم ولی نمی نویسم و این اولین کامنتی است که می نویسم.
از نظر من ایرانگلوبال در کلیت خود سایت خوبی است و در نوع خود حتی منحصر به فرد. جایی است برای تمرین دمکراسی. ولی اشکال در آنجاست که نه تعریفی از دمکراسی دارد و نه محدودیتی که بتواند از تجاوز به حریم دمکراتیک دیگران جلوگیری کند.
بارها خوانده ایم که "مرز ما توهین و اتهام است" ولی هر روز می بینیم که توهین و اتهام در این سایت رایج است و به امری عادی تبدیل شده است. چه در مقالات آن و چه در کامنتهایش!
من حرف آقای جویا را تایید می کنم که می گوید: "به دید من باید میان معیارهای انتشار "مطلب" و "کامنت" هماهنگی باشد، وگرنه تناقض میان این دو همواره گونه ای از آشفتگی و بی منطقی در راه بردن تارنما را به نمایش خواهد گذارد".

نظر: 

جناب peerooz

مشکل در مبانی فکری شما و سایر کسانی است که به دلیل «وحی منزل دیدن طمامیط عزظی عیران» می‌خوانند «آزادی بیان» را مشروط به «پوشاندن جامه‌ی تقدس به تن طمامیط عرظی» نموده و با کشیدن حصاری آهنین در پیرامونش آن را غیر قابل نفوذ و غیر قابل بحث نمایند به عبارت ساده‌تر به خاطر اینکه از طمامیط عرظی عیران با چنگ و دندان حفاظت نمایند، می‌خواهند آزادی بیان را «خودیزه» و به قول معروف «دورِ همی» نمایند اما در نظر بگیرید:

اول::> اگر عیار سنجش کیفیت کامنت‌ها معیارهای شخصی افراد باشد من هم می‌توانم به دلیل مخالفت با نظر دیگران، نظرات شما و هر کسی دیگری را «بی‌کیفیت»، «هرزه‎نامه» و غیره بنامم. مشکل امثال شما این است که اندیشه و احساسی که در درون و پشت کامنت‌ها وجود دارد را نادیده گرفته و با قلمداد نمودنشان به عنوان بی‌کیفیت، با کشیدن قلم قرمز رویشان به سادگی می‌خواهید آنان را معدوم نمایید.

نظر: 

جناب کاوه جویا,
روزانه در دنیا اگر نه هزاران اقلا صد ها نشریه زرد حقیقی و مجازی منتشر میشود که خوانندگان بسیاری نیز دارند ولی سطح دانش و ارزش فرهنگی این مشتریان برابر با میزان مطالب منتشر شده است و کسی هم اهمیتی نمیدهد. این موضوع در مورد ایران گلوبال فرق میکند. همانطور که گفتم در کشور چند اتنیکی, گفتگو در باره مسائل مربوط به اتنیسیتی بسیار مهم و واجب و پرداختن به آن بسیار بسیار بسیار مشکل است و به همین جهت بسیاری عطای آنرا به لقایش میبخشند. بنا بر این اگر بخواهید با فیلبان رفت و آمد کنید باید خانه ای در خورد پیل بنا نمائید.

مبحث آزادی بیان چنان وسیع است که ورود به آن محتاج تخصص میباشد ولی برای فرد " عامه " ای مانند من جمله معروف قاضی دیوان عالی امریکا قابل درک است که در مورد مطالب مستهجن گفت امروز قصد تعریف آنرا ندارم ولی زمانی که مطلب (مستهجن) را دیدم آنرا میشناسم. برای پرهیز از

نظر: 

برخی از دشواری های مربوط به انتشار کامنت ها در ایران گلوبال:
1 ـ انتشار مقالات و دیگر مطالب در بر دارنده ی توهین و تهمت در تارنمای ایران گلوبال، این ایراد را پیش می آورد که چگونه است که در این رسانه می توان مثلاً در مقاله به شخص معینی توهین کرد و تهمت زد، ولی در کامنت نمی توان! این ناهماهنگی میان معیار انتشار "مطلب" و معیار انتشار "کامنت"، تناقضی در شیوه ی کارکرد ایران گلوبال به وجود می آورد که شیوه ی نشر کامنت را با چالش بزرگی درگیر می سازد. برای نمونه، در یک مقاله ی به تازگی منتشر شده درتارنما می خوانیم، که به شخص معینی نسبت های توهین آمیزی چون "ریزه خوار"، "شاعرک"، "حیوانیت" و...داده شده است! نشانی: http://www.iranglobal.info/node/58223
چنین ادبیات سخیفی در کامنت ها اجازه ی انتشار نمی یابد. اما شوربختانه همین ادبیات در بسیاری از مطالب منتشر شده در ایران گلوبال قابل مشاهده است!

نظر: 

چنانکه پیش از این نیز نوشته ام، شیوه ی من در بررسی کامنت ها بر پایه ی اصل حداکثر آزادی استوار است. استثناها بر این اصل تنها توهین یا تهمت بی دلیل به اشخاص یا گروه های اجتماعی معین هستند. تشخیص توهین برپایه ی عرف جامعه ی ایران انجام می شود. برای نمونه، افزون بر واژه های "رکیک"، واژه های خوارکننده ای چون "احمق"، "ابله"، "بی ارزش"، "نادان"، "ساده لوح"، "لمپن" نیز، خطاب به شخص یا گروه اجتماعی معین قابل انتشار نیستند. ویژگی هایی چون "راسیست"، "جنایتکار"، " جاسوس"، "خائن"، در بردارنده ی تهمت های سنگینی هستند و زمانی که بدون ارائه ی دلیلی به شخص معینی نسبت داده شوند، منتشر نمی شوند.
برای رعایت اصل آزادی، کوشش می شود با نقطه چین کردن واژه های ناشایست، بقیه ی کامنت منتشر شود. اما زمانیکه بخش عمده ای از کامنت به توهین یا تهمت آلوده باشد، کل آن بلوک می شود.
گرایش عقیدتی کامنت هیچ نقشی در نشر یا

نظر: 

جناب کیانوش به درستی میفرمایند که تعداد مقالات اتنیکی نسبت به کل مقالات ایران گلوبال پایین است ولی باید توجه داشت که وفور کامنت های اتنیکی قابل مقایسه با سایر مقالات نیست و این برای کشور چند اتنیکی مانند ایران بسیار مناسب و مفید خواهد بود بشرطی که کیفیت کامنت ها با کمیت آنها ها نیز تناسب داشته باشد. برداشت من - که ممکن است یک جانبه و غلط باشد - اینست که بیشتر این کامنت ها بسیار تکراری و حاکی از دق دل خالی کردن و شاید عمدا و یا سهوا موجب نفاق و دشمنی گردند. اگر چنین باشد - که ممکن است نباشد - به قول معروف عدمش به ز وجود خواهد بود و این دلیل کامنت قبلی من بود که گفتم " اگر چنین دیدی درست باشد - که ممکن است نباشد - راه اصلاح آن یا سانسور کامنت ها و یا تعطیل سایت و یا ادامه راه است ". بهر حال هنوز هم معتقدم که در هیچ جای دنیا آزادی مطلق وجود ندارد که هرکس هرچه خواست بگوید و بکند. کلمه مناسب

نظر: 

جناب توکلی

طریقه‌ی نوشتن جزو آزادی بیان و صد البته نوعی دموکراتیک از نافرمانی مدنی و بیان متمدنانه‌ی اعتراض است. گرچه دیگران ممکن است طریقه‌ی نوشتن مثلاً «عیران» به جای «ایران» را توهین به زبان استعماری ف-ا-ر-س-ی قلمداد نمایند اما در مقابلشان میلیونها نفر وجود دارند که این زبان بیگانه به آنان تحمیل شده است و حق اعتراض از طریقه‌ی نوشتن دلخواهشان و روش‌های دیگر اعتراض دموکراتیک را دارند. وقتی زبان بیگانه‌ی ف-ا-ر-س-ی به من «تورک» تحمیل شده است کسی نمی‌تواند بگوید چرا زبان بیگانه‌ای که به تو تحمیل شده است را فلان جور می‌نویسی چون طریقه‌ی نوشتنت توهین به زبان مادری ما که مثل جانمان دوستش داریم می‌باشد.

جناب توکلی؛ اگر قرار باشد ما تورک‌ها در مقابل زبان بیگانه‌ای که به ما تحمیل شده است به نشانه‌ی احترام کلاهمان را از سر برداریم پس به زبان دربند ما چگونه باید احترام گذاشته شود!؟

نظر: 

ایا -«در این سایت افراط گرایان دست بالا را دارند» ؟: اگر منظور در عرصه کامنت گذاری باشد و اگر کامنت گذاران هویت طلبان ترک مد نظر باشند .بنظرمنهم آنان بخش بزرگی از کامنت نویسان هستند . که متقابلا هم کامنت نویسانا فراطی « آنتی پان» هم بسیار فعالاند . هویت طلبان ترک سعی می کنند هر نوشته ای را به موضوع ترک و فارس ربط دهند . ولی در عرصه مقاله نویسی ،خبر،گزارش و غیره چنین نیست.هم اکنون نگاه کنید به میزان حجم مطالب هویت طلبان ترک در صفحه اول سایت ؛ چنین نیست . بنظر من ؛ اگر سخت گیری بیشتر در زمینه کامنت ها صورت بگیردمی تواند میزان حجم چنین کامنت هایی را کمتر کند . مثلا کسانی که حاضر نیستند حتی یک نام مستعار برای خود انتخاب کنند و با اسامی زنده باد فارستان و یا ترکستان ، نادان ، احمق و یا بجای « ایران» بنویسند «عیران» ویا بجای «ترک» بنویسنده «مغول» و... راه دوم ، این است که

نظر: 

جناب peerooz

من طبق کامنتی که در خصوص حذف و سانسور کامنت‌ها و تعطیلی سایت نوشته بودید و مطابق رویه‌تان در کامنت‌های قبلی بحث «مرشدبازی»تان را مطرح نمودم و گرنه شما آنقدر زیرآبی می‌روید که بعید می‌دانم حداقل در این سایت کسی بتواند سر شما کلاه بگذارد!

نظر: 

جناب حسن گرامی / از سوی مدیریت ایران گلوبال بار ها اعلام شده است که اگر نویسنده ای بخواهد بخش کامنت های او را مسدود کنیم ، اینکار را خواهیم کرد.. دلیلش هم توهین هایی است که گاها از کنترل ما خارج می شود و یا نویسده فکر می کند که به او توهین شده است . در حالی که ممکن است از نگاه ما ، توهین محسوب نشود.دوستان می توانند کامنت خود را در بخش «پیام های شما» بگذارند.

نظر: 

دوستان گرامی ایران گلوبال .
به چه دلیلی باید مقاله فردی بنام (ف ازاد) بدون پاسخ بماند ؟ ایاایشان از حق ویژه ای برخوردار هستند ؟
در مثل مناقشه نیست و لی این کار حکم همان حکایت سعدی است که فرماید ..
شاعری پیش امیر دزدان رفت و ثنایی بر او بگفت . فرمود تا جامه از و برکنند و از ده به در کنند. مسکین برهنه به سرما همی رفت . سگان در قفای وی افتادند . خواست تا سنگی بر دارد و سگان را دفع کند . در زمین یخ گرفته بود ، عاجز شد ، گفت : این چه حرامزاده مردمانند ، سگ را گشاده اند و سنگ را بسته.

نظر: 

دوستان انتقادات و پیشنهادات جالبی طرح کرده اند. امیدوارم که همکار مان اقای کاوه جویا هم در این بجث شرکت کند چراکه مسئولیت کامنت ها را بعهده دارد. ابتدا چکیده نظرات دوستان را در اینجا طرح می کنم و سپس به یک یک ،آنها پاسخ می دهد . تا بتوانیم به نتایجی دست یابیم:1-در این سایت افراط گرایان دست بالا را دارند و اگر چنین دیدی درست باشد - که ممکن است نباشد - راه اصلاح آن یا سانسور کامنت ها و یا تعطیل سایت است که با سیاست کنونی سایت, هیچکدام عملی نیست و تنها راه باقیمانده, ادامه راه و تجربه ای برای آیندگان خواهد بود. 2_توهین به همدیگر و نفی خشن همدیگر 3-گذاشتن متون جعلی .حذف نطرات غیرموافق کنترلچی.دادن رای های منفی ومثبت فله ایی.گذاشتن تفکرات ونوشتن متون تبلیغ تروریسم.آیااین هارسالت یک رسانه دموکراتیک رازیرسئوال نمی برد؟

نظر: 

جناب سازاخ,
شما چگونه ادعا میفرمائید که بنده " در رابطه با زبان مادری طبق قوانین سازمانهای حقوق بشری ..... خود را کاملا کنار می [کشم] در حالی که در همین کامنت قبلی صریحا و بدون هیچگونه ابهامی گفته ام " بدون شک باید همه " ملت ها " از حقوق مساوی بر خوردار گردند. در این باره ما با افراطی ها کاملا هم عقیده ایم."؟ آیا زبان جزء " حقوق مساوی " و بسیار چیز های دیگر نیست؟ اشکال در اینست که افراط گرایان سالهاست که در این سایت هرکدام به تبل خود کوبیده اند بدون آنکه قادر به درک همدیگر باشند, چون جز اتهام و توهین و رجز خوانی چیز دیگری گفته نشده است.

نظر: 

جناب آلتین, گر چه خاطره تلخی از " گفتگوی " !! با شما دارم ولی همانطور که گفتم روش این سایت تغییر نخواهد کرد و شما توجهی به فضولی های من که " حق آزادی بیان "! دارد نفرمائید , این سایت باندازه کافی افراط گرا دارد که زمزمه های " فاشیست‌های تمامیت‌ پرست و ضد آزادی بیانی [ مانند من ] که مثل مرشدها عادت نموده‌اند متکلم وحده!! باشند " به حدی نخواهد رسید که موجب نگرانی شما باشد. ضمنا همانطور که قبلا عرض کردم " سر من لایق کلاه تو نیست - بر سر [همطراز] خود بگذار ".

نظر: 

peerooz یا پیروز عزیز سعی می فرمایند با ملاطفت و میانه روی و با برخورد ریش سفید مأبانه و عافیت اندیشانه، ظلم تحمیل زبانفارسی بر کودکان غیر فارس را در عرض این یک قرن را ماست مالی فرمایند، و خطر از دست دادن هژمونی جامعه فارس را با حذف و سانسور جلوگیری نمایند، و با فرار از ایران به عربستان و ترکیه، که ای بابا ما تنها نیستیم، خود را تسکین می دهند، و اگر هم کسی خواستار یک مباحثه جدی بر اساس حقوق اولیه فردی انسان در رابطه با زبان مادری طبق قوانین سازمانهای حقوق بشری باشد، ایشان خود را کاملا کنار می کشند و به قول خودشان،، ([من وارد بحثهای قومیتی نمی شوم]) صحنه را ترک می فرمایند،

نظر: 

جناب peerooz

مشکل عیران‌گلوبال نه افراط‌گرایان بلکه مرشدبازانی مانند شما هستند که برای دیگران «مرشد‌بازی» درآورده و حتی پایشان را فراتر از جایگاه‌شان به عنوان کاربر سایت نیز نهاده و به طور تلویحی درخواست حذف و سانسور نمودن کامنت‌ها و حتی تعطیلی سایت را نیز مطرح می‌نمایند چرا که در این سایت آب‌باریکه‌ای از آزادی بیان در جریان است و این همچون تیری در چشم فاشیست‌های تمامیت‌پرست و ضد آزادی بیان فرو می‌رود چرا که مثل مرشدها عادت نموده‌اند آنان متکلم وحده باشند و دیگران هم مثل «بچه‌‌ مرشدها» فقط سرشان را به علامت تأیید تکان دهند.

عیرانی‌جماعت در هر جای دنیا باشند این خصلت «مرشدبازی» خود را همواره حفظ نموده و با به هیج انگاشتن شعور دیگران، تصور می‌نمایند آنان نان را به گوش خود خورده‌اند! البته شما هم به جای موعظه و نصیحت دیگران تلاش نمایید راه حلی برای این مشکل «مرشدبازی» خود پیدا نمایید!

نظر: 

نه د رایران بلکه در برون مرز هم با وجود ازادی های قانونی مخالف دمکرات وجود ندارد . جریانات دینی و چپ و تجزیه طلبان نشان دادند که اساسن نه دمکرات و نه میهن پرست هستند بلکه با ایجاد بلوا و اغتشاش و حس نفرت وبا هد ف تجزیه طلبی هدایت شده دشمن ایران و ازادی هستند . زمانیکه عده ای هدف تجزیه طلبی دارند و تمامیت ارضی کشور و امنیت را بهم میزنند سخن از دمکراسی گفتن بسیار بیهوده بنظر میرسد . دمکراسی در هر کشوری زمانی ممکن است که امنیت و تمامیت ارضی ان کشور زیر سئوال نرود .گروهی میخواهند اذربایجان جدا کنند گروهی کردستان و گروهی خوزستان و عده ای ترکمن صحرا .انچه ما امروز نیاز داریم نخست امنیت و حکومت قانون است .دمکراسی فقط در فضای حکومت قانون بوجود می اید و نه در هرج و مرج.

نظر: 

در کامنت قبلی من ادعا کردم که در این سایت افراط گرایان دست بالا را دارند و اگر چنین دیدی درست باشد - که ممکن است نباشد - راه اصلاح آن یا سانسور کامنت ها و یا تعطیل سایت است که با سیاست کنونی سایت, هیچکدام عملی نیست و تنها راه باقیمانده, ادامه راه و تجربه ای برای آیندگان خواهد بود.

اما اثبات وجود سلطه افراطی ها و یا " پان " ها بسیار ساده است. به شهادت کامنت های قبلی ما میانه رو ها, قبول داریم که در کمتر از یک قرن گذشته توسط رژیم " آریائی " پهلوی ها و رژیم " فارس " خمینی و خامنه ای - اگر آنها را " فارس " بدانیم - به اقلیت های ایران ظلم فراوان شده و بدون شک باید همه " ملت ها " از حقوق مساوی بر خوردار گردند. در این باره ما با افراطی ها کاملا هم عقیده ایم. اما زمانی که ما در مقام مقایسه میگوئیم که وضع اقلیت های ارمنی و یونانی و کرد در ترکیه بهتر از این نبوده و عربستان سعودی نه تنها بر

نظر: 

اقای توکلی رسانه شما به دیگر رسانه های تک صدایی درس دموکراسی آموخت . زمانی که شما از حقوق ملی درایران مینوشتید ؛رسانه هائ های تک بعدی هیچگونه اطلاعی از ستم ملی درایران نداشتند و اگر داشتند آن را بازتاب نمیدادند . امروزه بعد از یک دهه سکوت و خودسانسوری مجبور به اعتراف شده اند . مواظب باشید سانسور و اختناق را به سایت وزین ایرانگلوبال انتقال ندهند .

نظر: 

روشنفکران مدافع حقوق بشر ملت فارس قهارترین سانسورچی صدای ملتهای مظلوم غیر فارس در کشورهای خارج می باشند، در واقع خود اینها اصلیتریرین ناقض حقوق بشر هستند که بجز زندانیان ملت فارس بقیه ملتها را اصلآ حمایت نمی کنند، ملت ما از نوع قضاوت روشنفکران پانفارسیست متعجب نمی شوند، چون می دانند آنها به ملت ما بچشم ملت درجه دو نگاه می کنند و طبیعآ نیازی هم به حمایت نمی بینند،
ایران و دموکراسی دو مفهوم کاملا متضادند. روشنفکران فارس یا باید دموکراسی را برگزینند یا مرزهای پرگهر را، دولت و اپوزسیون و روشنفکران ملت فارس تا زمانیکه مرزبندی خود را با نژادپرستی در حق ملتهای غیر فارس مشخص نکرده اند، حق ندارند در مورد دموکراسی، سکولاریزم، پلورالیسم، فیمنیسم، کمونیسم، سوسیالیسم، لیبرالیسم، رئفت اسلامی، اخلاق سیاسی و همچنین حقوق بشر اظهار نظر کرده و تئوری پردازی کنند، دمكراسی یك عهد و پیمانی است

نظر: 

ببینید دو اتفاق در دو هفته گذشته در سکوت مطبوعاتی روی داده یکی عمل ننگین بمب گذاری در ورودی مقر حزب دمکرات کوردستان در عراق که منجر به مرگ ٥ پیشمرگه و ٢ نگهبان امنیتی و کلی زخمی بر جای گذاشته « من شخصا این عمل تروریستی را محکوم میکنم » و دیگری مرگ تروریست کورد در پاریس که چند سال پیش ٣ زن عضو رهبری گروه تروریستی پ ک ک را ترور کرده بود و علارغم اصرار دولت تورکیه جهت شرکت در بررسی و دادگاه این فرد تروریست دولت فرانسه اجازه نداد و حدود ١٠ روز پیش این فرد جوان تروریست در زندان فوت کرد و وزارت کشور فرانسه ضمن جلو گیری از اتوپسی اعلام کرد که این فرد بر اثر بیماری فوت کرده و جواب کلی سوال باقی ماند که چرا یک تروریست کورد ٣ تن از رهبرانش را ترور کرد ؟

نظر: 

ترجمه به فارسي ساده نظر آقاي "سخن" چنين است:

دهان صاحبان نظرات مخالف مرا چرا نمي بنديد؟ مگر نمي بينيد كه نظرضد حقوق بشري من جز به مدد دستگاه داغ و درفش آريامهري يا اطلاعات فقاهتي، قابل دفاع نيستند؟

نظر: 

قبل از همه چیز بگویم که جناب " پیروز " شخصی غیر از من "peerooz " میباشند و گرچه ایشان را نمیشناسم ولی ظاهرا نظریات ما به هم نزدیک است. جناب توکلی عقاید خود را به روشنی بیان فرموده و بدون شک در این مورد صادق اند و تنها اشکال در اینست که شاید احتمالا به نظر من و " پیروز ", ایشان بذر خوب را - با طلب بخشش - در زمین بد میکارند. یعنی به نظر ما در این گفتگو, افراطی ها دست بالا را دارند و به " میانه روها " مجال شرکت نمیدهند و به گمان من اکثر جامعه " ساکت " را " میانه روها " تشکیل میدهند. یک راه حل مساله, طنزی ست به این مفهوم که " همه افراطی ها باید معدوم گردند " که البته شامل خود گوینده نیز میشود. راه دیگر شبیه داستانی ست که احتمالا قبلا ذکر کرده ام که پدری به فرزندان خبر داد که قصد خرید ماشین دارد. بر سر اینکه کی کجا بنشیند چنان هیاهویی در گرفت که سر انجام پدر گفت

نظر: 

توکلی گرامی سلام.
یکی از مشخصه ی بارز و صفات برتر رسانه ای اپوزسیون دمکرات این هست ، قدرت و توان بالا بردن و ارتقا دادن آلترناتیو سازی در جامعه ، الخصوص اپوزسیون در برابر پوزسیون یعنی در مقابل حاکمیت می باشد.
رسانه ی حرفه ای موفق می تواند در جامعه با مراعات اصول دمکراسی ضریب آنتخاب درست را در جامعه نهادینه کرده و بالا ببرد.
بطور مثال در بهار عربی رسانه های دمکراتیک می توانستند به مردم یاد بدهند و به اپوزسیون کمک کنند که اول آلترناتیو درست حسابی پیدا کنند و بعدا حسنی مبارک را به زمین بزنند. در صورتیکه درست ضدش عمل کردند . یا نبود یا موفق نبودن مدیا و مطبوعات به این فاجعه ی امروزی در مصر کمک کرد. با آرزوی موفقیت به ایرانگلوبال

نظر: 

جناب توکلی در مورد مشخصات رسانه اپوزیسیون دمکراتیک چیست؟
امیدوارم به آمال و آرزو ی تان دست بیآبید
شما بعنوان یک ایرانی هدفتان گرداندن یک رسانه دموکرات است. شما بعنوان یک ایرانی به تمامیت ارضی ایران وفادار هستید و نهایتن در درون مرزهای جغرفیائی ایران بآورمند به حکومتی غیر متمرکز ، فدرال . شما بعنوان یک ایرانی بهویت ملی بآوردارید و به آن احترام میگذارید و در این برهه از زمان لابد هدفتان از داشتن یک رسانه دموکرات رسیدن به یک حکومت سکولار دموکرات در ایران و رهائی از هر گونه دیکتاتوری ناشی ازهر گونه ایدوئولوژی است.
آیا شما با افرادیکه 180 درجه اختلاف در امال و آرزوهای شما دارند و تنها استفاده از امکانات رسانه و نام شما و انتشار نوشتهایشان برای ترویج انیشه های شخصی هدفشان میتواند باشد ، شما خواهید توانست رسالتتان را در مورد داشتن یک رسانه دموکرات با هدف ایجاد همبستگی واتحاد در عمل

نظر: 

سالام.دست هردوی شمادردنکند،هم آقای توکلی وهم آقای قربانی عزیزانگشت روی اساسی ترین نقطه رسانه دموکراتیک راگذاشته
وواقعیت رافرموده اند.
ولی آیا این سایت وزین رامیکذارند،تعدادی راه اصولی راطی کند؟
گذاشتن متون جعلی .حذف نطرات غیرموافق کنترلچی.دادن رای های منفی ومثبت فله ایی.گذاشتن تفکرات ونوشتن متون تبلیغ تروریسم.آیااین هارسالت یک رسانه دموکراتیک رازیرسئوال نمی برد؟
حتی ایجادغلط های املایی درنوشتارهابخاطراینکه نویسنده متن راازنظرهاانداخته باشد.

نظر: 

برجسته ترین ویژگی رسانه مخالف رژیم باید ایجاد فضایی برای تمرین دموکراسی و رواداری باشد. محیطی که خبرها بدون پیشداوری پخش شود. نظرها بدون توهین به انسان ها نقد می شود. ما اگر نتوانیم نظر همدیگر را تحمل و نقد کنیم با جمهوری اسلامی که تحمل نزدیکترین یاران و همکاران خود مثل موسوی، کروبی و منتظری را ندارد، چه فرقی داریم؟ ما با توهین به همدیگر و نفی خشن همدیگر به مردم چه پیام دلگرم کنده ای می دهیم؟

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.