راهکار ما، و فرجام رژیم

من بارها بروشنی نوشته ام که مصلحت حاکمیت شیعی پایه همگانی بین سرکردگان رژیم دارد.

من بارها بروشنی نوشته ام که مصلحت حاکمیت شیعی پایه همگانی بین سرکردگان رژیم دارد. و بیرون از جنگ جناح های ایدئولوژیک، و بری از تحکم مافیاهای مالی سپاهی ـ بسیجی می باشد. البته میان آنها جنگ و ستیز واقعی ست، و برای تصرف بیشتر ثروت و قدرت ادامه دارد و خواهدداشت. دلیل نزاع های شان نیز" روز مبادائی "می باشد؛ تا با مواضع و مرزهای دروغینِ مخالفت خوانی ِامروز که در تاریخ خواهند ماند، برای جان بدربردن از انتقام قربانیان و دادرسی ها بدردشان بخورد. این رسم میان این گرگان، جز تابع قانون صیانت نفس نیست. همچنانکه بقای رژیم، تابع حفظ کانون اصول دینیازلی و ابدی ست که آن، بیرون از دخالت تأثیرگذار "انسان" می باشد. و تا روز ماندن آن، احکامش توسط "هیچکسی" تخطی و یا بمیل موجود زمینی تحول پذیر نخواهدشد. به تبع آن، این دستگاه جدا از مردم و به اصظلاح " الهی" محل تجمع مشترک گردانندگان کوچک و بزرگ ملاها و موکلاهاست که جز این تیره ی مفتخوران کلاش را در درون خود جای نداده، و مجموعه ی آن نیز، تنها یک کاست و باند بی هویت طبقاتی ست که تاکنون توانسته با اراده ی "مطلق سیاسی، اقتصادی و فرهنگی" بر مردمان رنگین فرهنگ و مذهب کشورمان خودکامگی کند. بنا بر این چالش قدرت سیاسی پیگیر آنها خصوصا در"انتخابات" بیش از همه متوجه ثبات و مشروعیت بخشیدن به این بساط فرقه ای ست؛ و مهمتر از آن حفظ چنبره ی تاکنونی بر چاه های نفت، فروش آن و غارت سود نجومی از این دکان آسمانی می باشد.

 

امریکه اجازه نمی دهد خواست رئیسی ها و روحانی ها و احمدی نژادهای امامزمانی  از آن "بت" خود را بسازد و منافع حاکمیت ولائی ـ خدائی را دود و تباه کند. و البته آشکار است که خواست همه ی آنها هرگز نمی تواند معطوف به منافع کارگران و توده ها باشد. و یا یکی از آنها بخواهد مبارزه ی توده ای ـ طبقاتی را پشتوانه اهداف خود سازد. همانگونه در گذشته نبوده، اینک نیست و در آینده هم نخواهدشد. زیرا: حفظ حکومت مذهبی خواست فردی و گروهی و جناحی را در ذات خود نه می شناسد و نه به دلایل فراوان برمی تابد. مگر پذیرش تکی و گروهی آنها در درون "کلان خود" و الزاما در خدمت به تقویت و تحکیم نظام. چراکه تداوم سروری همه ی دست اندرکاران و جانشینان نسبی و سببی امروز و آتی آنها هم می باید به اصل نگهداشت "کیان اسلام"پایبند ایدئولوژیک باشد و بهمین دلیل ساده نیز رژیم، می خواهد توسط شورای نگهبان گزینش ها دقیق و در دست خود داشته باشد؛ تا از دادن دستآویز بخواست این یا آن فرد رژیم آسیب نبیند. چرا؟ بریدن هر مهره ی زنجیر، بسان حکم مرگ شان است، و همزمان پایانی ست بر کاسبی پرسود که دارند. ثروت و قدرت هنگفتی که در هیچ گاه زمان آتی دوباره آغوش بروی شان نخواهدگشود و همگی آنها این حقیقت را خوب می فهمند.

 

بیرون از هزینه ی ماجراجوئی های سنی شیعی، دخالت در جنگ های بربریتی، و پشتیبانی از دسیسه های فرسایش مذهبی در منطقه، و ندید گرفتن اشکال فسادها و بی حد و حسابی غارت های کلان سران دستگاه که ضرورت سرنگونی عاجل رژیم را در دستور مبارزه منطقی و توده ای برای نان و کار می گذارد؛ اینجا تنها از موافقان شرکت در انتخابات پرسیدنی ست: که با تکرار دورهِ صدرات روحانی که هیچکاره است، آنها می خواستند، کدامیک از تضادها و تناقض ها و نیازهای بیشمار زندگی جاری مردم با این رژیم ماجراجو را حل کنند و یا برایش پاسخ یابند؟ ناسازگاریهائی که عمری بدرازای حاکمیت دارد، و بویژه با آمدن ترامپ، و تشکیل مثلث تبهکاران آمپریالیسم آمریکا، صهیونیسم راسیست و منجمدان سعودی، روزبرروز می رود بر دامنه ی آنها افزوده شود، و بیش از پیش تاب بردباری کارگران، گرسنگان، بیکاران، زنان و جوانان ها را ببرد! چرا این طیف رفرمیست و سازشکار به کنه مشکل که پیوند دین و دولتِ فاجعه بار می باشد نمی خواهد پی برند؟ هموندی نادرستی که مادر همه ناخوانائی ها و ناهنجاری های تاریخی بوده و مسبب اینهمه ویرانی ها و تباهی هاست که پیوسته بیرون از نظارت و بازخواست مردمی مانده و می باشد. چرا این طیف بفکر راهکار حل درست و پایه ای آن نیستند؟ اگر آنها اندکی مستقل و متعهد بودند می دانستند که شروع کار می باید از همین مبدأ جدائی دین از دولت آغازشود و نه با شرکت در مسخره بازی انتخاب ها! شگفتا که بخشی از نیروهای چپِ رفرمیست بر طبل شرکت فعال بارها کوبیدند.

 

پس راه و چاره ی فروشندگان کار، زحمتکشان، زمیگیران، جوانان ناامید، زنان و ملت های ستمکش و نبعیضزده ی ما چیست؟ آنهم در شرایطی که نیروی آگاه و روشنگر آنان همه جا و توسط نیروهای مختلف امنیتی لباس شخصی شناسائی شده و بی وقفه و سیستماتیک سرکوب و روشنگری شان خفه می شود! در حکومتی که حق مسلم آزادی بیان، اعتراض، تشکل، تحزب و تحصن بدون هزینه ی سنگین برای کارگران و مخالفان نظام دینی هرگز وجودنداشته، و اصولا اپوزیسیون واقعی برابر حکام در داخل کشور وجودندارد! و رژیم کوچکترین خواسته های صنفی، سندیکائی، حقوقی، شهروندی، مذهبی، فرهنگی، جنسی و جنسیتی را نه که نمی پذیرد، بل در صورت مقاومت جز با زندان و شلاق و کشتار پاسخ نداده و نمی دهد. آخر کدام عقل سلیم، مستقل و مردمدوست می تواند باورکند که با انتخابات الکی می توان این رژیم را متحول کرد! و او را وادار بخواست نیروهای کارمزد و توده های بی پناه ساخت؟ چنین ادعاهائی بی اساسی هیچگاه نمی تواند جز محصول پوپولیسم و مردمفریبی باشد. خامنه ای و روحانی و باندهای شان نیز باید بدانند که ما، کار برای بیکاران، نان برای گرسنگان، سرپوشی برای بی سرپناهان و گورخوابان می خواهیم؛ حقوق انسانی و دستمزد کافی و متناسب با سطح تورم و گرانی می خواهیم؛ پرداخت هرچه زودتر ماه ها حقوق های داده نشده را می خواهیم، بالابردن کمیت و کیفیت سبد غذائی تنگدستان، پوشش درمانی، بهداشتی برای همگان می خواهیم؛ برابری حق تکوین و آموزش و پرورش می خواهیم؛ ریشه کنی جاسوسی توسط عناصر دخالتگر خانه ی کار رژیم، در امور مستقل کار و کارگران را می خواهیم؛ آزادی زندانیان سیاسی ـ عقیدتی و دادرسی سریع به خواست اعتصاب کنندگان غذا را تا قربانی لجاجت نظام نشده اند را می خواهیم؛ ما خواستار از بیخ و بن درآوردن انواع رشوه، پارتی بازی، رانتخواری، فسادهای اداری و دولتی، اختلاس ها، قاجاق بازار سیاه سپاه و بسیج را می خواهیم؛ ما با انتقال سرمایه ملی جهت تقویت مواضع مسلکی شیعی علیه سنی در هرگوشه ی منطقه و جهان بشدت مخالفیم و تداوم این جنگ بی معنی 1400 ساله را به مصلحت کشور و مردمی خود نمی بینیم. ما با صدای بلند و سازش ناپذیر از حمایت رژیم از گروه های تروریست، که خود رژیم نیز بخشی از آن می باشند مخالفیم. ما مخالف هرگونه دخالت بیرون مرزی از یمن، سوریه و عراق و...هستیم. ما به زندگی مسالمت آمیز با همسایگانمان نیازداریم و نه به ماجراجوئی ها و موشک پرانی های بالستیک.

بهتر است این درندگان آدم نما و چپاولگران مذهبی با وجدان به بحران بیکاری و گرسنگی و فرار جوانان فکرکنند؛ نرخ بیکاری را پائین آورند؛ پلورالیسم و قطب بندی طبقاتی را جدی بگیرند. رسانه ها را از اراده و انحصار رژیمی ها رها سازند. فساد ژرف و انحرافات اخلاقی گسترده ی در درون و برون سیستم و اجتماع را بازکرده و برای شان چاره جوئی مردمی کنند. آرزوهای سرخورده ی نیروهای جوان و بیکار را با اشکال افیون منحرف و نابودنسازند. جلوی فروش کودکان را با 300 تا 500 هرارتوامان و فحشای زیر 14 سال را بگیرند. جنگ مذهبی برای این مردم مظلوم ایران نان و آب و آزادی نمی شود. کاسبکار حرفه ای همچون ترامپ که برای پول تن به هر جنایت و پلیدی داده و می دهد، او می تواند برای یافتن پشتیبانی لابی های یهودی میلیاردر، به یاری نتانیاهوی صهیونیست رفته و در شراکت با خانواده ی انگل سعودی، و همه با هم، و نچندان دور برای ایران دام هولناکی بگذارد؛ که بی گمان طرح اش گذاشته است. و البته اگر خود ترامپ بتواند از مهلکه ها و تله های مخالفانش بدررود.

 

اپوزیسیون سرنگونی چهارچشمی مراقب همه ی آنهاست و پیش از همه کارگران، زحمتکشان، زنان، جوانان را به دعوت به بیداری و هوشیاری کامل می کند که گول دام مذهبی و جنگ فرقه ای این ناکسان ضدبشری را نخورند. ما دست دوستی و رفاقت بسوی همه همسایگان مسلمان و دیگر ادیان و مذاهب دراز کرده و آنها را همدردان طبقاتی خود می دانیم و در مصیبت و ناگواری زندگی شان با آنان همدردیم. مصلحت رژیم برابر اهداف هولناک مثلث، بی گمان می تواند مقابل به مثل کند و همچون گذشته ی تاریخ حفظ مواضع و تأکید بر برتری 1400 شیعیگری را در برابر آنها بگذارد و ای بسا بسادگی با هستی ما و کشورمان قمار صحرای کربلائی کند. بساده ترین بیان، ما ناچاریم تا دیر نشده است، راه و راهکار خود را که جز گذر از کلیت این بساط ضدبشری و بی آبرو باشد، برگزینیم؛ و ناگزیر فرجام رژیم نیز سرنگونی ست که می بایست توسط یک جبهه مستقل و مشترک و با همکاری اراده ی دمکراتیک سازماندهی شود، و آنهم متصور نیست مگر با ایجاد یک قطب مستقل و مقتدر طبقاتی توده ای و کارگری در درون آن تا بتواند سالم بماند و نتیجه بخش شود. و تنها در چنین حالتی ست ن تشکل کلان سرنگونی می تواند بسود اراده ی اجتماعی دگرگون گشته و متحول شود.

بهنام چنگائی ـ ششم خرداد 1396

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مردم‌همیشه افتضاحات را تحریم کرده اند ،در هیچ یک از نمایش های انتخاباتی که برگزار شده بغیر از اولین دوره اش که بنی صدر انتخاب شد تعداد شرکانت کنندگان کمتر از ۳۰در صد بوده است
خوش باش که پخته اند سودای تو دی
فارغ شده اند ز رای دادن تو دی
قصه چه کنم که بی رای دادن تو دی
تعیین کردند رئیس جمهور آینده تو دی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام بهنام عزیز. هیچ امیدی به اصلاح این رژیم قرون وسطائی و عقبمانده نیست. آخوند دشمن ایران و ایرانی است. آخوند خوب یک آخوند مرده است. مشکل مردم ایران غرق شدن در جهالت اسلام سکتاریستی تحمیلی توسط آخوند است. تنها راه نجات مردم فلک زده ی ایران، سقوط این ملاهای انگل مفتخور است. به امید آن روز هستیم و به امید بازگشت شما مبارزین از دیار غربت به وطن دل بسته ایم. به امید روزی که گرسنه ای در این کشور ثروتمند نباشد و همه با هم از زندگی مسالمت آمیز و برابر لذت ببریم. پاینده ایران

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری