هاشمی شاهرودی و یاورش پروفسور سمیعی

هاشمی شاهرودی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است از۲۴ مرداد ۱۳۷۸ تا ۲۴مرداد ۱۳۸۸ رئیس قوه قضائیه ایران بود که وی فرمان اعدام و زندان بسیاری از مخالفان سیاسی رژیم را صادرکرده است و دست بی رحمش بخون بی گناهان زیادی آلوده می باشد.

در خبرهای داغ آمده است که سید محمود هاشمی شاهرودی "میرغضب" دستگاه قضای اسلامی، چندی ست برای معالجه به آلمان آمده و در کلینیک جراحی اعصاب هانوفر بستری شده است. و جراح ایشان نیز گاو پیشانی سفید آقای پروفسور سمیعی می باشد که دست در دست سران رژیم داشته و دارد. بهمین خاطر دیروز و امروز شمار زیادی از ایرانیان مقیم آلمان با تجمع در مقابل بیمارستانی که جلاد سید محمود هاشمی شاهرودی در آن بستری ست رفته، تجمع کرده و به اعتراض پرداخته اند. اعتراض کنندگان از دولت آلمان خواستار جلوگیری از بازگشت شاهرودی به ایران شده و خواهان محاکمه او به اتهام نقض حقوق بشر در آلمان می باشند.
هاشمی شاهرودی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است از۲۴ مرداد ۱۳۷۸ تا ۲۴مرداد ۱۳۸۸ رئیس قوه قضائیه ایران بود که وی فرمان اعدام و زندان بسیاری از مخالفان سیاسی رژیم را صادرکرده است و دست بی رحمش بخون بی گناهان زیادی آلوده می باشد. تبهکار ضدبشری ایکه مدام از رحمت و یاری خدا دم می زد؛ و اینک این جانی برای زنده ماندن حتی نه باور به خدا و توان پزشکان داخلی کشور نداشته، بل برای درمان خود به هانوفر آلمان آمده و همینک در کلینیک جراحی اعصاب هانوفر بستری ست. سفر درمانی رئیس مجمع تشخیص به هانوفر انتقادهای زیادی را بهمراه داشته و منتقدان او می گویند مسئولان رژیم چرا نباید از همان توان داروئی و درمانی کشور بهره‌ برند که دیگر شهروندان به آنها نیز دسترسی ناچیزی هم ندارند!؟
حال بیائیم سراغ دکتر مجید سمیعی!Bild könnte enthalten: 1 Person

از اینکه این پزشک به وظیفه خود عمل بکند و یا می کند، جای ایراد و اعتراضی در آن وجودندارد. اما آیا او اینجا تنها به وظیفه پزشکی خود عمل می کند؟ بر اساس دیدها و مدارک قطعا نه! زیرا او به جیب گشاد خود و جایگاهش در بساط آخوندی متمرکز است. برای سمیعی مهم نیست که این دشمن حقوق بشری چه بلاها بر سر مردم بی دفاع آورده است. مردم ما باید بدانند که سمت دیگر این شخصیت پزشکی، معطوف به بقای ساختار آخوندی و جلب اعتماد سران نظام است. البته درآمد هنگفتی هم عایدش می شود. زیرا که سمیعی سفرهای متعددی به ایران داشته، از حکومت و سیاست کلی رژیم حمایت نموده، پاداش و جایزه دریافت کرده؛ و حالا هم با مداوای این عنصر جلاد و ضدبشری، عملا دارد اهرم پشتیبانی می دهد و پوشش متقابل می گیرد. ای بسا در پنهان نیز لابی ایران با دولت آلمان باشد؛ و تامین مالی و سیاسی دوجانبه بگیرد. حالا فلان فلان مردم بلازده مذهبی به او چه ربطی دارد.
در این نکته خاص خودفروشی، اگر چنان باشد که می توان حدس زد، و از عکس روحانی سمیعی که در پیوست مقاله هست و دیگر عکس های موجود با سران نظام؛ براستی شرم بر چنین پزشکان جیب پرست و ضدبشری باد. همان های مشابهی که بفرمان هاشمی شاهرودی ها بارها چشم قربانیان نظام را با قضای قصاص اسلامی از کاسه ی سر به بیرون درآورده اند. انگشت ها، دست ها و پاهای زیادی بریده اند و چه های دیگر که نکرده اند. سمیعی ها، و جاهطلبی های اینگونه افراد طبیعی ست و آنها، یکی از کوچکترین بازتاب های فرهنگ برتریجوئی، وابستگی کور به ساختار سرمایه سالار انگلی و سرسپردگی به مارکت آزاد است که هرجا پول زیادتر دادند، خریداران هرچه بخواهند و از هرکس بجویند همه را دریافت می کنند؛ و سمیعی یکی از این بیماران انباشت ثروت است که می خواهد بهتر و آسان تر، و به هر قیمت پول درآورد. برای پروفسور سمیعی و هموندانش متاسفم که ثروت هویت و وطن آنهاست و اخلاق و شرف انسانی کشک. در بزنگاه شرم، تلاقی او با وجدان بشریت همان مکانی ست که چنین افرادی دار و ندار خود را به حراج پول می گذارند. آیا جز این از ساختار سرمایه سالاری انتظاری می توان داشت؟
بهنام چنگائی 17 دی 1396

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام جناب رضا دولت؛

شما چه خوب این دو محور برجسته ی زیر را به اینچنین آدمی، و دیگر پدیده های مشابه او "بنام انسان" گوشزد کرده اید:

(( اگر دکتر سمیعی نمی تواند با دشمنان بشریت بجنگد، لاقل میتواند با جنایتکاران علیه بشریت دوستی نکند. )) و از ترس آنها بهتر می بود دم خود را به زیر شکم کشیده و حداقل بی طرف بماند!

من هم بسهم خودم فکرمی کنم که حتما لازم نیست، سمیعی و چنین افرادی اجبارا خشتی اخلاقی و یا ملاتی انسانی بر زیربنای آتی زندگی انمسانمداری بچینند؛ و یا ایزاری کارساز بر آن ساختمان بیفزایند. اما بی گمان او می توانست و دیگران هموند وی هم می توانند در همبستگی با قربانیان بی شمار ِاستبدادمذهبی، کنارگود مبارزه بماند و بمانند؛ و اینگونه بی پروا، بی ارزشی ها و بی وجدانی ها را رواج ندهند.

باسپاس از پانویس شما

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با درود
همانطور که فرمودید ایشان (پروفسور سمیعی) به وظیفه پزشکی خود که همانا نجات جان انسان است عمل میکند و این امر ی بسیار پسندیده است اما هر وقت به ایران می آید دست در دست جنایتکاران رژیم پلید ج.ا. دیده میشود. از این شخص و همانند او انتظار نمیرود در صفوف ملت به مبارزه علیه حکومت استبداد و استیفای حقوق ایرانیان بپردازد اما حداقل او میتواند با دشمنان مردم دوستی نکند.

در کلیله و دمنه آمده است: "اگر نمیتوانی با دشمن بجنگی با آنان دشمنانه زندگی کن"

اگر نمیجنگی حداقل بی طرف باش!!!