قاتل کسروی، محافظ شخصی مصدق السلطنه

تعداد مشاهدات: 
684
مناسبات گروه های سیاسی ایران در نخستین دهه ی پادشاهی اعلا حضرت محمد رضا شاه پهلوی، دربردارنده ی نکاتی بسیار قابل تامل‌ و عبرت‌ انگیز است.

یکی از این موارد، روابط کسانی چون دکتر محمد مصدق با گروه های تندروی مذهبی مانند گروهک فداییان اسلام و نیز آیت‌ الله ابوالقاسم کاشانی است. خاطرات مهدی عراقی (یکی از هموندان گروهک فداییان اسلام)، از چگونگی برهمکنش مصدق با مذهبیون و نیز چگونگی استفاده ی این گروه ها از اعتبار و نیروی عملیاتی یکدیگر به منظور نیل به مقصود سیاسیِ گاه متفاوت، نمایی از پیچیدگی و ماهیت چند بعدی تحولات سیاسی آن دوره ی تاریخی است.

مهدی عراقی، یکی از هموندان گروهک فداییان اسلام در دهه ی ۲۰ خورشیدی و از پایه گزاران "موتلفه ی اسلامی" است که در دهه ی ۴۰ در ترور نخست وزیر وقت "حسن علی منصور" نیز نقش ایفا کرده و به زندان محکوم شده بود. وی کمی پیش از فاجعه ی بهمن ۵۷ ، از زندان آزاد و راهی پاریس می شود و سرانجام همراه با خمینی به ایران بازمی گردد. کتاب "ناگفته ها"، دستاور چند مصاحبه با وی در پاریس، راجع به فعالیت سیاسی و همکاری در گروهک هایی چون "فداییان اسلام" و "موتلفه ی اسلامی" است. عراقی روایت می کند، پس از آنکه شاه با هموندی کاشانی در مجلس سنا مخالفت می کند، آخوند کاشانی خواهان پشتیبانی فداییان اسلام از مصدق، بقایی، مکی، حائری‌ زاده ، نریمان، شایگان و آزاد در انتخابات مجلس شورای ملی می شود و با این استدلال که "رجال زبده ی سیاسی که مذهبی هم باشند، تربیت شوند"، آخوند تروریست "سید مجتبا میرلوحی" موسوم به سید "نواب‌ صفوی" را متقاعد به پشتیبانی از این اشخاص می کند. مصدق نیز طی نامه‌ ای به تروریست سید نواب صفوی، از وی درخواست می کند که دوستانش را به منظور همراهی مصدق در بازگشت به دربار، در اختیار مصدق بگزارد.

اینجاست که با تجمع فداییان اسلام در منزل مصدق و نیز فراخوانی که پیشتر مصدق داده بود، در مهر ماه ۱۳۲۸، جمعیتی در حدود ۷۰۰ نفر شکل می گیرد و همراه با مصدق راهی دربار می شوند. اما در این میان کسی که به عنوان بزن‌ بهادر و محافظ شخصی، زیر بازوی مصدق را گرفته، کسی نیست جز "سید حسین امامی" قاتل مشهور احمد کسروی تبریزی !! در همین همراهی با مصدق است که سید حسین امامی در مشاجره با هژیر وزیر دربار، قول می دهد که وی را نیز به قتل برساند و در کمتر از یک ماه در آبان ۱۳۲۸، چنین نیز می کند. اما نکته ی جالبی که شاید تا به حال کمتر بدان پرداخته شده باشد ، تشکیل جبهه ی ملی با موافقت و پشتیبانی مستقیم شخص محمد رضا شاه است. طرفه آنکه سید نواب صفوی به همین جهت با جبهه ی ملی مخالفت می کند و می گوید: "تشکیلاتی که با موافقت پسر رضا خان به وجود آمده باشد، برای ما ارزش ندارد".

آنچه در اینجا قابل پرسش است، علت متوسل شدن فردی چون مصدق السلطنه به عقب افتاده ترین و بی فرهنگ ترین افراد جامعه و از آن بدتر، همراهی یک قاتل و جنایتکار بدنام چون سید حسین امامی به عنوان محافط شخصی، در بازگشت به دربار است. چنانچه مشاهده می کنیم ، اینگونه اعتبار بخشیدن به یک قاتل از سوی مصدق السلطنه، زمینه‌ ساز یک قتل سیاسی دیگر هم شد.

بنا بر این، هیچ عجیب نیست هنگامی پس از آن، سید حسین فاطمی در ستایش از قتل رزم آرا در سر مقاله ی "باختر امروز" چنین نوشت و سید حسین امامی را نیز مورد ستایش قرار داد:
"دست توانای یک مرد مجاهد و فداكار (خليل تهماسبی)، تومار خيانت یک فرزند ناخلف وتن (رزم‌ آرا) را درهم پيچيد و نقشه‌ های مضر و خطرناک او را در دل خاک مدفون ساخت. گلوله‌ ی خليل تهماسبی كه دنباله ی تير سيد حسين امامی شهيد (قاتل احمد كسروی و هژير) بود، اين اثر را در ايران و در دنيا باقی گزاشت كه اگر اجنبی غارتگر بخواهد از راه ديكتاتور تراشی، نفوذ ننگين و شرم‌ آور خويش را به‌ ملت ما تحميل كند، جوانان فداكار و مبارز (فداييان اسلام)، به‌ قيمت خون خود حاضر به‌ شستن لكه‌ های بدنامی وتن خواهند بود".
بی خردی و رعایت نکردن کمینه ها شئونات سیاسی و مصلحت پرستی برای رسیدن به هدف با هر وسیله ی ممکن، بخشی از آسیب شناسی جریانات سیاسی ایران است که ادعای آزادی خواهی و ملی گرایی نیز داشته و دارند.

 سید حسین امامی
از لات های هوچی گر و قمه کشان آخوندی و از مریدان درگاه حسین ابن علی 

قاتل زنده یاد کسروی تبریزی

م. ر. رضا
خرداد ماه ۲۵۷۴

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: