نفت همان روز که عروس هزار داماد شد سقوط کرد!

همین نفت که خیلی ها چشم دیدن آن را ندارند حداقل سالی صد بازیکن نونهال تا بیست سال در تهرانسر جمع می کرد، تا بزه و بزهکاری و هزاران آسیب اجتماعی دیگر دور باشند!
نفت همان روزهایی سقوط کرد که بخاطر کاهش قیمت نفت و به اصطلاح خودشان صرفه جویی در هزینه ها و پیامد آن مشکلات مالی به حجله بهنام پیشرو فرستاده شد.
بهانه خصوصی سازی بود

همین نفت که خیلی ها چشم دیدن آن را ندارند حداقل سالی صد بازیکن نونهال تا بیست سال در تهرانسر جمع می کرد، تا بزه و بزهکاری و هزاران آسیب اجتماعی دیگر دور باشند!
نفت همان روزهایی سقوط کرد که بخاطر کاهش قیمت نفت و به اصطلاح خودشان صرفه جویی در هزینه ها و پیامد آن مشکلات مالی به حجله بهنام پیشرو فرستاده شد.
بهانه خصوصی سازی بود و کم کردن هزینه های وزارت نفت،اما کیست که اندک اطلاعی از بریز و بپاش های این نهاد نداشته باشد تا بدانند هزینه کردن در جهت سلامت نسل جوان در مقابل آن خرج های سرسام آور بیهوده عدد و رقم محسوب نمی شود.
واگذاری به اصطلاح خودشان با انجام تشریفات صورت گرفت،بهنام پیشرو که حرف های زیادی در مورد فعالیت هایش سر زبانها بود!به عنوان مالک معرفی شد.
شاید اگر یک مشت کودک مخاطب مدیران نفت بود اراجیف ایشان را می پذیرفت که چگونه بدون اخذ یک چک ضمانت به ارزش کل به تیم و بدهی هایش این معامله صورت پذیرفته باشد!
آنقدر دروغ و ابهام در این نقل و انتقال وجود دارد که حکایت هفتاد من می شود نوشت.مالک موقت از واگذاری حق مالکیت شکایت دارند و کمیته واگذاری که از مدیران رده میانی وزارت نفت می باشند از اجرایی نشدن تعهدات خریدار گله می کنند!کارمندان امور ورزش و جماعتی که کنار این تیم به لفت و لیس می سند هم در عدم واگذاری کامل سنگ اندازی کردند.
اکنون که نفت تهران به لیگ یک سقوط کرد مشخص خواهد شد افرادی که دنبال خیانت بودند به خوبی نمایان خواهد شد
نمی فهمم این تفکر فرد گرایی و منافع شخصی از تفکر برخی جماعت ایرانی رخت خواهد بست.تصور کنیداین نوجوان و جوان ها فرزندان خودتان هستند!؟
دولت که فاتحه اش خوانده است نزدیک چهل سال تنها ثمره شان غارت،چپاول ثروت ایران است و هیچگونه قدمی در راستای تربیت نسل های بعد از صاحبان قدرت نمی بینیم ،هرچه دیده می شود سوق دادن و به قهقرا کشاندن مردان و زنان این سرزمین به سوی نابودی و تباهی می باشد.
آنقدر سوء مدیریت در ایران وجود دارد که نگو،امروز که سقوط نفت قطعی شد!خاطرات سالهای دور در ذهن ام چرخ می خورد.یک مافیا و رسم غلط در میان کارمندان وزارت نفت مانند همان آپارتاید دوران ماندلا در آفریقای جنوبی که میان سیاه پوستان و سفید پوستان رایج بود.
حال دیگر بروند حالش را ببرند و جیگرتان خنک شود تیمی را که به همت دکتر اقبال بنا نهاده شد و پیشکسوتان بسیاری برای نفت تهران زحمت کشیدند از فصل بعد در لیگ یک به سرنوشت سایر تیم های نابود شده تهران دچار می شود.
منتقدان نفت که می گویند تیمی که تماشاگر ندارد بهتر است که در لیگ نباشد!؟واقعا این چه استدلال غلط و مسمومی است که دارید،آیا تا کنون با خود فکر کردیده اید که چه خدماتی همین تیم بی تماشاگر به فوتبال ایران ارائه کرده است؟
یاد آن روزهایی می افتم که در هر گوشه باشگاه نفت تهرانسر گام می گذاشتم بحث شرکتی و غیر شرکتی در میان بود ،آش آنقدر شور بود که یک باغبان کم سواد که به گفته خودش در گذشته تنها به دلیل خر زور بودن اش به استخدام رسمی شرکت ملی نفت ایران در آمده بود!برای سایر کارمندان اداری و خدمات که پیمانی و قراردادی بودند رجز می خواند.همین حکایت هم در تیم های ورزشی حاکم بود.
یاد آن روزهایی می افتم که من و چند نفری که پدر و مادر نفتی نداشتیم به چشم غریبه بهمان می نگریستند،بلی آنقدر غریب بودیم که از حربه ایی برای کوبیدن مان بهره می بردند تا به اصطلاح خودشان کله پایمان کنند!؟
دقیقا روزهایی را بخاطر دارم که تیم بزرگسالان در دسته یک باشگاه تهران با هشت توپ رنگارنگ قهرمان شد زیرا کسی این موفقیت را باور نداشت،سال بعد در لیگ سه مدیران که موفقیت را اتفاقی می دانستند قول پاداش صعود به لیگ دو را در ابتدای فصل دادند بعد یک سال زحمت در آخرین سفر و فرودگاه تلفن هایشان خاموش و از دسترس خارج شدند.
سال بعد هم به دلیل توجه جراید و رشد رقم قرارداد ها و ورود دلال ها مدیران افراد زحمت کش تیم را فراموش کردند ،و دست در دست دلال ها در کنار تیم به مطرح کردن نام خود پرداختند!؟
آری این داستان سرزمینی است که روزی مرام و معرفت پهلوانی سخن نخست و پایانی اش بود ،و اکنون به برکت یک فاجعه تاریخی طاعون دروغ، نیرنگ همه این کشور را فرا گرفته است.
تنها امیدوارم عمر آنقدر فرصت در اختیارم قرار دهد که آزادی سرزمین مادری ام را همه وجود حس کرده و به چشمانم رهایی از دست دژخیمان را ببینم

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: