روحانی در تبریز و حاشیه های آن

روحانی با وعده و وعید های فراوانی به مردم آذربایجان در راستای نجات دریاچه اورمیه، اجرای اصل 15، آغاز کار فرهنگستان زبان ترکی و ریشه کن کردن فقر و بیکاری با پروژه های بزرگ...

روحانی در تبریز و حاشیه های آن
در روز سه شنبه 4 خرداد ماه حسن روحانی همراه با تعدادی از وزرا، نمایندگان آذربایجان و دیگر مقامات دولتی و لشگری وارد فرودگاه تبریز شد و یکراست به محل سخنرانی در ورزشگاه تختی رفت.
پیش از ورود روحانی به تبریز تعداد زیادی از دانش آموزان مدارس، دوائر و موسسات دولتی را همراه با خانواده آنها در میدان ورزشی جمع کرده و یادآور شده بودند که شعار های خوشآیند رژیم را سر دهند و از مطرح کردن شعار های واقعی مردم که نشانه های خشم مردم آذربایجان به دروغپردازی های دولت به اصطلاح « اعتدال و امید » در آن بازتاب داشته باشد بپرهیزند. با همه اصرار و یادآوری های مقامات، مردم تبریز بویژه جوانان با مطرح کردن خواسته های خود چند بار ها مانع از ادامه سخنرانی شده، نظام فکری و کلامی وی را بر هم زدند تا جائیکه روحانی با پرخاش و عصبانیت به قالب آخوندی خود برگشت و رشته کلام را به موعظه برگرداند تا در پایان بار دیگر وعده های تو خالی خود را تکرار کند.
آذربایجان بویژه شهر تبریز که جایگاه و خاستگاه جنبش های اجتماعی، فکری، سیاسی و نوآوری های اجرایی در چندین قرن گذشته بود در سایه و عملکرد رژیم های تاریک اندیش، خرافه پرور و مستبد به یکی از مناطق فقیر تبدیل شده و هر روز تعداد بیشتری از جوانان نخبه، کاردان، کارآفرین آن گاهی با سرمایه اندک و اندوخته خود از آن مهاجرت می کنند.تا جائیکه تبریز از دومین شهر کشور در چند دهه گذشته بر اساس سرشماری سال 1395 به ششمین شهر کشور با جمعیت یک میلیون و 558 هزار نفر تبدیل شده و سیر مهاجرت همچنان ادامه دارد. باید یاآور شد که تبریز دومین شهر حاشیه نشین کشور است که بیش از 500 هزار نفر در ان در شرایط نامناسب، گاهی بدون بهداشت و امکانات دیگر روز گار می گذرانند.
در سال های گذشته تبریز یکی از قطب های صنعتی کشور بود که در آن صنایع بزرگ و زیربنایی و موسسات تولیدی وابسته به آن در حال گسترش بود، در این میان بخش هایی از کشت و صنعت مغان هم به بهره برداری رسیده بود که حادثه انقلاب، جنگ خانمانسوز، حاکمیت ارتجاع و روش های غلط مدیریتی که گاهی عمدی و کینه ورزی در آن مشاهده می شد به وقوع پیوست و روند رشد آن را مختل کرد. در این راستا جنبش آزادی خواهی مردم از همان روز های نخست انقلاب به شدت سرکوب شد، بار دیگر بازار مکاره با مطرح کردن تجزیه طلبی، بیگانه پرستی و خیانت که در انبار و آرشیو استبداد بسیار یافت می شود به شدت داغ شد و تکرار گردید.
دوران سازندگی با ساختن سد های کوچک و کم حجم، چاه های عمیق و نیمه عمیق و تغییر کشت، اکو سیستم و جغرافیای منطقه را دگرگون و ضربات سهمگینی به منابع طبیعی آن بویژه دریاچه اورمیه ( نگین آذربایجان ) زد و بار دیگر تحقیر و تمسخر مردم آذربایجان از سوی ارگان های رسمی ( رادیو- تلویزیون، روزنامه ایران ) تا شخصیت های شناخته شده سیاسی ( جوک گفتن خاتمی ) آغاز شد، تا نشان دهند که آذربایجان فرزند ناتنی و گاهی سر به هوای ایران است، از آن رو هر حرکتی از سوی مردم آذربایجان مانند که گردهم آیی در « قلعه بابک » و یا گرد هم آیی نمادین برای نجات دریاچه اورمیه با واژه امنیتی به شدت سرکوب شد که گاهی با تلفات و زندان همراه بود. در این مدت تلاش فعالین اجتماعی و ادبی و دانشجویان دانشگاه های کشور در راستای انتشار روزنامه، گاه نامه و... به زبان ترکی به جایی نرسید و یکی دو روزنامه به زبان ترکی که گاهی منتشر می شد بسته شد، روزنامه نگاران و نویسندگان آن پراکنده و یا زندانی شدند، و اصل 15 از قانون اساسی هم هرگز به اجرا در نیآمد..
در دوران احمدی نژاد که مدال آور خصوصی سازی ( بر اساس صندوق بین المللی پول و بانک جهانی ) در کشور بود برخی از صنایع آذربایجان و تبریز به بخش خصوصی واگذار شد که یکی بعد از دیگری به تعطیلی کشانده شد و قطعه سازی تبریز هم بطور کامل نابود شد که در نتیجه ان هزاران نفر به سیل بیکاران پیوستند. در همه این مدت پادگان های نظامی و مراکز سرکوب رونق یافتند تا هرگونه نارضایتی و خیزش مردمی را در نطفه خفه کنند، آنان برای انحراف جوانان به تیم های ورزشی هم دست اندازی کردند.
روحانی با وعده و وعید های فراوانی به مردم آذربایجان در راستای نجات دریاچه اورمیه، اجرای اصل 15، آغاز کار فرهنگستان زبان ترکی و ریشه کن کردن فقر و بیکاری با پروژه های بزرگ، کار خود را آغاز کرد و اندک مدتی بعد از آن منشور شهروندی خود را منتشر کرد که هرگز به اجرا در نیآمد و گاهی مورد تمسخر هم قرار گرفت که چگونه در رژیم ولایت به این سخنان می پردازد! در نتیجه در دوره اول اتفاق مهمی در رابطه با آزادی ها، حقوق اقوام و مشارکت واحد های ملی در قدرت سیاسی رخ نداد، ، در نتیجه بن بست سیاسی و بحران شدید اقتصادی همچنان ادامه یافت.
دوران دوم روحانی، بحران اقتصادی، با دزدی موسسات اعتباری و بانکی شدید تر شد و رکود اقتصادی همچنان ادامه یافت، ارزش پول ملی سقوط کرد و اختلافات در راس هرم قدرت افزایش یافت و زمینه ساز خیزش مردمی در دیماه سال 96 شد که رژیم را به شدت غافلگیر و وحشت زده کرد.در این خیزش، مردم آذربایجان فعالیت چشمگیری از خود نشان ندادند که دلایل و انگیزه های گوناگونی دارد که باید از سوی کارشناسان، فعالین اجتماعی و فکری مورد ارزیابی قرار گیرد، آنچه مسلم است در آذربایجان از سال های نخست انقلاب به این سو نوعی حکومت نظامی ناخوانده و نانوشته حاکم است و در مواردی هم مردم آذربایجان از عملکرد فعالین اجتماعی و روشنفکران دیگر واحد های ملی دلگیرند که در مواقع ضروری از آنها و عملکرد آنها حمایت و پشتیبانی نکردند.
روحانی در شرایطی به تبریز آمده است که دستیار امنیتی وی در امور اقوام « علی یونسی » در گفتار با روزنامه « قانون » به یاوه گویی های خود ادامه داده و گفته است که: باید بین ترک و آذری فرق گذاشت. آذری ها، هم زبان و هم تبار فارسی دارند و فارس تر از خیلی مناطق هستند، آنها برادر دو قلوی کرد ها هستند که هر دو همان قوم ماد هستند که قبل از هخامنشیان این سرزمین را گرفتند و باهم درگیری داشتند... زبان ترکی که در آذربایجان رسم شده است حدود 300، 400 سال بیشتر سابقه ندارد که زبان عارضی است و در گذشته هم آن ها مانند تالشی ها صحبت می کردند، زبان ترکی توسط آذری ها ایرانیزه شده است. جای بسی شگفتی است که مقام امنیتی سال های دور همان تاریخ دان و هم زبان شناس شده و حکم صادر می کند و اراجیف و تخیلات خود را به صورت تاریخ بیان می دارد، در این رابطه 46 نماینده مجلس شورای اسلامی از مناطق ترک نشین با انتشار بیانیه ای به این گفتار واکنش نشان داده آن را « سخیف و خلاف » واقع خواندند، ناگفته نماند که روحانی با توجه به شرایط موجود در تبریز به دفعات از زبان ترکی دفاع کرد و آن را از افتخارات ایران نامید.
روحانی به تبریز آمده تا چند پروژه را افتتاح و چند پروژه را هم کلنگ زنی کند که تاریخ اتمام آنها مشخص نیست، زیرا بزرگراه اهر_ تبریز که 90 کیلومتر طول دارد از 11 سال پیش شروع شده و هنوز به پایان نرسیده است و بخش مهمی از پروژه های عمرانی هم نیمه کاره رها شده است. هرچند پروژه های بسیار کوچک مانند تولید کت شلوار، گلخانه، تخم مرغ، خوراک دام و طیور و... با حجم و ظرفیت ناچیز و اندک جوابگوی نیاز های منطقه نیست و قادر به جذب نیروی کار جوان و تحصیلکرده آذربایجان نخواهد بود، بنابرین مسافرت روحانی بخشی از مردم فریبی دیرینه است که در آن توانایی دارد.
روحانی گفتار خود را با تقدیر و قدردانی از مردم آذربایجان که کار و کوشش می کنند و کمترین معوقه بانکی را دارند، آغاز کرد و همزمان با تهدید به توانایی و دلاوری های سپاه پاسداران، ارتش و بسیج پرداخت و نقش آنان را در تامین امنیت ستود که خود نشانگر نگرانی رژیم از جنبش مردم آذربایجان در همه دوران است. روحانی تعهد دولت را در نجات دریاچه اورمیه یادآور شد و گفت دولت یازدهم تا کنون 2 هزار و 200 میلیارد برای آن هزینه کرده است و قول داد که تا سال آینده یک متر ارتفاع دریاچه افزایش خواهد یافت.این در حالی است که بحران دریاچه همچنان ادامه دارد و از حجم آب آن کاسته می شود و در 4 فروردین ماه 67 طوفان نمک با سرعت 119 کیلومتر در ساعت منطقه و استان های همجوار را در نوردید و خسارات جانی و مالی فراوانی بر جای گذاشت.
روحانی هنگامی به تبریز مسافرت کرد که چند ماه از سال 2018 گذشته است. شهر تاریخی تبریز در این سال از سوی سازمان همکاری کشور های اسلامی مرکز گردشگری اعلام شده و هیچگونه تبلیغی از سوی مقامات گردشگری، وسایل ارتباط جمعی بویژه رادیو تلویزیون که از بودجه عمومی و مالیات مردم تغذیه می کند، صورت نگرفته است و این خود نشانگر آن است که غرض ورزی و دشمنی با مردم آذربایجان همچنان ادامه دارد و بازتاب آن را می توان در بودجه اختصاصی سال 97 به کلان شهر تبریز مشاهده کرد که مبلغ آن به 10 میلیارد تومان می رسد و این میلغ اندک جوابگوی نیاز های این شهر نخواهد بود.
آذربایجان گرفتار بحران اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است و این بحران فراگیر تا مشارکت توده های مردم از اقشار و طبقات گوناگون در تعیین سرنوشت سیاسی خود ادامه خواهد داشت. دیگر امیدی به رژیم ولایت و به شدت مرکز گرا که همه امکانات مالی، نظامی و امنیتی کشور را پیرامون خود جمع کرده تا موجودیت خود را حفظ کند، نیست و راه برون رفت از آن، گذر از مرکز گرایی، رژیم ولایتی و مشارکت مستقیم مردم در سیاست و اقتصاد و مدیریت اجتماعی است.
محمد حسین یحیایی
mhyahyai@yahoo.se
.

         

 

نظردهی با فیسبوک: