از دیگری ستیزی شفیعی کدکنی تا برو گمشوی نوفاشیسم



آینه چون نقش تو بنمود راست
خود شکن آیینه شکستن خطاست

 

 بنده یک مطلبی نوشته بودم در خصوص شفیعی کدکنی که سرش الم شنگه کردند. روز روشن کسی را که در منظر عمومی بی حرمتی می کند نادیده می گیرند اما کسی را که بر آن بی حرمتی می تازد به سرزنش بر می خیزند. تعجب نمی کنم. واقعیت جامعه ی ایرانی همین است. از شفیعی ادیبش بگیر تا نوری زاده اش که ادای  سکولار دموکرات ها را در می آورد همه شان در یک نقطه مشترکند؛ نژادپرستی. البته نوری زاده بیشتر یک خاطره نویس است و بر طرف کننده ی ملال خاطر ملوکانه. اینها هم در خصوص ملت های محروسه در ایران مانند حکومت فاشیست شیعه ی شعوبی می اندیشند. هنوز اعتقاد دارند که زبان فارسی تنها زبان ملی کشور است که نیست. زبان های ترکی و عربی هم به اندازه ی زبان فارسی ملی اند. در هر حال این روزها استفاده از عبارات پایین تنه ای در مورد ملت های غیرفارس زیاد شده است. نمونه اش هم  شفیعی کدکنی ( نمونه ی داخلی ) و فحش ها و هتاکی های صورت گرفته در نشست واشنگتن ( نمونه ی خارجی ) می باشد. بنده در این خصوص با چندین کانال تلگرامی و با چندین نویسنده ی اپوزیسیون به صورت خصوصی گفتگوهایی داشتم. بخشی از یک گفتگو را ویدئو کرده اند. اعتقاد من این است در نقد پدیده هایی این چنینی باید مثل آینه بود و نقش گفتار و کردار سیاستمداران و نویسندگان را صریح و بی سانسور نمایان ساخت تا زشتی درون خویش را در آینه ی نقد ببینند. باقی بقا.

 

 

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: