نژادپرستی در صفوف فعالین سیاسی غیرفارس

گاه پریشان حالی بسیار جددی در درک مناسبات آذربایجان و کردستان یا مناسبات جنبش ملی ترک با جنبش ملی کرد وجود دارد. این پریشان حالی در نزد عناصر افراطی و مملو از پارانویا خود را در قالب افراط گرایی و حتی نژادپرستی نشان میدهد. این پریشان حالی در قالب تهدید و تجاوز به حقوق و دشمنی خود را می نمایاند. این پریشان حالی خود را در قالب تفکر الحاق گرایانه از هر دو سو و عقبه آن، یعنی تشدید تضاد میان جنبش های سیاسی متعلق به خلق های غیرفارس نمود دیگری از این پریشان حالی است.

گاه پریشان حالی بسیار جددی در درک مناسبات آذربایجان و کردستان یا مناسبات جنبش ملی ترک با جنبش ملی کرد وجود دارد. این پریشان حالی در نزد عناصر افراطی و مملو از پارانویا خود را در قالب افراط گرایی و حتی نژادپرستی نشان میدهد. این پریشان حالی در قالب تهدید و تجاوز به حقوق و دشمنی خود را می نمایاند. این پریشان حالی خود را در قالب تفکر الحاق گرایانه از هر دو سو و عقبه آن، یعنی تشدید تضاد میان جنبش های سیاسی متعلق به خلق های غیرفارس نمود دیگری از این پریشان حالی است. جالب تر اینکه هر دو طرف خود را محق میدانند و بر این پایه خصم خود را تعریف میکنند. دلیل دیگر این پریشان حالی سوبجکتیو بودن آن است، بزرگ نمایی آن است و تراشیدن تضادهای غیراصولی که بیشتر زمان را صرف خود می کند و به دشمن هر دو خلق فرصت ایجاد میکند. افراط گرایی، زیاده خواهی، دشمن تراشی پشتوانه این پریشان حالی است که بایستی به آن پرداخت.

شکوه و شکایت تا کنونی فعالین ملی و مدنی متعلق به خلق های غیرفارس تحقیر، توهین، تبعیض، خشونت علیه آنها از سوی دولت ایران بوده است. به بیانی دیگر سیاست نژادپرستانه چه در قابل انکار هویت اتنیکی خلقهای غیرفارس، نفی حقوق زبانی آنها و یا تبعیض اقتصادی علیه این خلقها سیاست دولت ایران در حدود صد سال گذشته بوده است. اما نتایج ناهنجار این سیاست در تلفیق با استبداد سیاسی و سانسور و نفی آزادیهای اساسی، چون ازادی فکر و اندیشه، آزادی تشکل و تحزب در دو دوره سلطنتی پهلوی ها و اینک جمهوری اسلامی صدمات و ضایعات قابل توجه دیگری را نیز سبب شده است. تفکرات نژادپرستانه متکی بر تحقیر و توهین به خلقهای دیگر، تهدید به اعمال خشونت علیه آنها دیگر تنها در میان راستگرایان افراطی جامعه سیاسی فارس (پان یرانیست ها و آریا پرستان و...) بروز نمیکند، بلکه این پدیده ناهنجار (نژادپرستی) به دلیل تاریخ بسیار تاریک صدساله ایران عناصر سیاسی در میان خلقهای غیرفارس را نیز در نوردیده و به ناهنجاری دیگری راه برده است. اینک بروز و ظهور اندیشه های مبتنی بر تحقیر و اهانت به دیگر خلقها و حتی تهدید آنها تحق قالب تفکرات سیاسی در میان عناصر سیاسی متعلق به خلق های غیرفارس نیز در اینجا و آنجا خودنمایی میکند.

پیمان حیدری یکی از این افراط گرایان نژادپرست است. از لابلای صفحه فیس بوک اش معلوم میشود که یک فعال سیاسی کرد است. چقدر شناخته شده است معلوم نیست. اما نظراتی که ایشان در یکی از گفتگوهایشان بیان میکنند نشان دهند افراط گرایی بی حد و حصر وی درباره خصومت و خشونت علیه خلق ترک در ایران است. وی ضمن تهدید مداوم جامعه سیاسی فارس و حتی آلت دست خواندن احزاب سیاسی کرد در ایران، ترک ها را شرکای قدرت سیاسی دولت ایران معرفی میکند و در طول گفتگویش از هیچ اهانت، تحقیر و تحدیدی علیه خلق ترک فروگذاری نمیکند. به نظر افراط گرایی پیمان حیدری تماما به زیان مردمی است که گویا ایشان میخواهند از آن دفاع کند. بی تردید نه پیمان حیدری کردستان است و نه کردستان پیمان حیدری است. انسانی که در سخنانش پارانویاهای فکری عجیب و غریب و بغایت نژادپرستانه و بسیار پرخاشگر را میتوان آشکارا دید.

اساس و پایه گفتگوی ایشان؛
- تهدید و تهدید است که رکن اصلی گفتگوی این شخص افراطی را تشکیل میدهد. تهدید برای شناسایی کردن، کشتن، تخریب کردن..
- تحقیر، تحقیر سکسیستی و تهدید خلق ترک و تکرار مداوم ان در طول گفتگو یک نژادپرست تمام عیار از وی را نشان میدهد.
- کج اندیشی بی نهایت وی درباره سهیم بودن ترکها در قدرت سیاسی و نقش آنها در اولیقارشی قدرت در ایران است. بی نهایت آلوده به پارانویا است که عملا تفکر این شخص افراطی و نژادپرست را در خدمت جمهوری اسلامی قرار میدهد. چرا که وقتی ایشان ترکها را سهام دار جمهوری اسلامی بداند، جنبش سیاسی مورد نظر ایشان در کردستان نیز به زعم ایشان با دولت فارسی - ترکی و آنگونه که خود وی میگوید جنگیدن با ترکهاست.
- الحاق طلبی های آلوده به پارانویا، مثل اینکه همدان کردستان است و بحران به اردبیل کشیده خواهد شد! مرزهای کردستان ایشان معلوم نیست. این مرزها گاه در سخنانش به اردبیل هم میرسد. هر معامله زمین در این خطه از نظر او مشورعیت ندارد و دولت آتی کردستان مورد نظر ایشان آن زمین را بازپس خواهد گرفت! پیمان حیدری شهرهای آذربایجان را تهدید به بروز بحران میکند. به احتمالی استفاده از شگردهای داعش برای بمب گذاری های انتهاری در شهرها آذربایجان مقصود ایشان از ورود بحران به شهرهای آذربایجان و از آن جمله تبریز است.

اتفاقا این گفتگوی پیمان حیدری و این افراط گرایی خانمان برانداز و این تهدیدها و تهمت ها و تحقیر ها در سخنان ایشان درس بسیار بزرگی برای احزاب و فعالین سیاسی متعارف و دمکرات در تمامی مناطق ایران (مرکز و پیرامون) است. جریانات سیاسی نورماتیو، آنهایی که به ارزش برابر انسان باور دارند. آنها که برای همبستگی جهانی و همبستگی خلقها در جهان فعالیت میکنند، آنها که برای صلح جهانی تلاش می ورزند، این افراط گرایی را در مقابل خود می یابند. درس دیگر تفکرات افراطی و نژادپرستانهء پیمان حیدری نقش تخریبی آن است. این افراط گرایی امروز در خاورمیانه و در میان فعالین سیاسی جامعه فارس و جنبش های سیاسی دیگر خلقهای غیرفارس در ایران آشکارا به چشم می خورد. این افراط گرایی تکیه زده بر پارانویا و دور از واقعیت، صدمات میتواند جبران ناپذیری به جنبش های دمکراتیک بویژه جنبش های ملی دمکراتیک در ایران وارد میکند.

چه باید کرد؟
افراط گرایی، نژادپرستی و تمامی نمودهای آن، فرهنگ تحقیر و توهین که ملت های غیرفارس صد سال است که آن را تجربه میکنند حاصل عقب ماندگی اجتماعی در کشوری توسعه نیافته با دولتی بغایت توتالیتر و ارتجاعی است. تعجب آور زمانی استکه فرهنگ تحقیر، توهین و ترویج خشونت در میان فعالین سیاسی ملتهای غیرفارس بروز کند. ملت هایی که خودشان قربانی تحقیر، توهین و خشونت بوده و هستند. اما پیمان حیدری نمونه برجستهء ایست که بدانیم عروج افراط گرایی آلوده با پارانویا در جنبش های سیاسی متعلق به ملتهای تحت ستم نیز بسیار محتمل است.
اما پاسخ به پیمان حیدری نباید و نمیتواند پاسخی از جنس تفکر خود او باشد. یعنی کسی در واکنش به پیمان حیدری بخواهد خلق کرد را مورد تحقیر و توهین خود قرار دهد. این یعنی بازتولید نژادپرستی که دودش به چشم خلق های غیرفارس خواهد رفت. این افراط گرایی آن چیزیست که جمهوری اسلامی را خوشحال میکند، چون این افراط گرایی تضاد میان جنبش های سیاسی خلقهای غیرفارس را تشدید میکند و امکان اتحاد عمل آن ها را در تقابل با جمهوری اسلامی تضعیف میکند.

در تقابل با افراط گرایی، نژاد پرستی و فرهنگ تحقیر، توهین و خشونت بایستی به اهمیت "احترام به ارزش انسان" فارغ از تعلق اتنیکی، دینی، جنسیتی، رنگ پوست و ... تاکید کرد. به حقوق دمکراتیک خلقها در ایران، بر دمکراتیسم، فمینسم، پلورالیسم و سوسیالیسم دمکراتیک پای فشرد. دوستی خلق ها و همبستگی آنها را رکن اساسی توسعه در درون کشورها و جهان به حساب آورد. برای زیستن در امنیت و برای دوری از خشونت تاکید به صلح در درون کشورها و در جهانی یکی از اساسی ترین مطالبات مردم در جهان است. در نهایت باید که برای توسعه کشورها، برای مبارزه با فقر در درون کشورها و در جهان و بالاخره باید برای کامیابی انسان از زندگی در جهان تلاش کرد.

فعالین و احزاب سیاسی بصورت جدی و مصمم باید که با افراط گرایی در درون تشکیلات خود و در درون جنبش سیاسی خود مبارزه کنند. مبارزه با افراط گرایی بایستی به مبارزه ایی فراجنبشی و سراسری در ایران تبدیل گردد و اتحاد عمل تمامی جنبش های سیاسی مترقی و فعالین آن در تقابل با افراط گرایی بسیار ضروری است. بی توجهی به افراط گرایی در دراز مدت میتواند زیانهای بسیار و حتی غیرقابل حساب شده را به این جنبش ها تحمیل کند.

جنبش ملی ترک و جنبش ملی کرد در اتحاد طبیعی با جنبش سیاسی دیگر خلق های غیرفارس ایران و با یارگیری از گرایش سیاسی میانه و چپ در مرکز میتواند آن چنان توانایی بدست می آورد که یک نظام فدرالیستی دموکراتیک را در ایران تاسیس کند. رسالت پارالل جنبش های فوق تکوین پایه های اولیه دمکراسی سیاسی در ایران فرداست. این تنها و تنها راه گشایش سیاسی در ایران فرداست. چه با وجود یک دولت متمرکز در ایران تحقق دمکراسی خواب و خیالی بیش نیست. بنابراین هر اندیشه ایی که به اتحاد دو جنبش ملی ترک و کرد زیان وارد کند، سودش را جمهوری اسلامی و زیان اش از آن دمکراسی و دمکراسی خواهان شد. به همین سبب تفکرات افراطی از هر کجا که مایه گرفته باشند بشدت برای روند توسعه سیاسی در ایران مضر و بسیار زیان آورند.
2018-09-15

منبع:
لینک گفتگوی پیمان حیدری از صفحه فیس بوک ایشان؛
https://www.facebook.com/100009704175649/videos/73...

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زیاده خواهی پانکردیسم ، ((((کس ناله کرد مردوا کرد زنداوا))) و زیر پا گذاشتن نرمهای حقوق بشری و تجاوز به حریم جغرافیائی ملت ترک آزربایجان و رویا های پارانویای سازمانهای سیاسی آنها این تشنج را به آزربایجانی ها تحمیل کرده، آنهائی که در آزربایجان اعتراض می کنند افراطی یا خیالاتی نیستند، تنها چیزی که آنها می گویند در واقع گوشزد میکنند اینست که مواظب باشید اینجا هم کرکروک دیگری نخواهد شد، ارومیه خاک ابدی و ازلی آزربایجان است، با فوتو شاپ نمی شود خاک ملتی را ضمیمه کردستان بزررررررررگ کرد، آنها باید بیدار شوند با همسایه صلح دوست می خواهند درگیر شوند، که در نهایت مجبورند، حتی استقلال خواهی کردستان بزرررررگ را هم بفراموشی بسپارند،