نخست برادریت را ثابت کن، بعد متقاضی ارث باش!!

آگاهانه می دانم، همه ادیان و بویژه اسلام شیعه حاکم بر ایران زیر نام جمهوری اسلامی، هر کسی بخواهد پرسش کند و پرسشش تکرار شود به او نه این که پاسخ نمی دهند، بلکه او رابنابودی می کشانند. معمولاادیان باکسانیکه اهل مطالعه هستند وپرسشگر اند، میانه درست و خوبی ندارند. بهمین دلیل آیت الله خمینی در اوایل انقلاب بی پروا و بی ملاحظه گقت: “این قلم هارا بشکنید و همکارانش گفتند ماهرچه مشکل داریم ازاین دانشگاه است”، نقل بمعنی.

آنها اگرپی ببرند وامکانش راداشته باشند، هر روشن فکری و آن افرادی که تابع مطلق نباشند با زجر تمام می کشند. بهمین دلیل، برخی از انسانها نمی خواهند جان خود را ریسک کنند و اگر نخواهند درباره آنها شک بشود، ناخواسته تحصیل علوم دینی می کنند ویاچه بسا به دلیل امکاناتی که در اختیار آنها گذاشته می شود، تن به این کار بدهند. در این میان بهشت و دوزخ وسیله محکمی برای همه باورمندان است که به عاقبت می اندیشند و از خود می پرسند. آیا آنان پس از مرگ و ترک این دنیا بکجا می روند؟ مطمئنا بمرور زمان، پوسیده و بخاک تبدیل می شوند و هیچ راه باز گشتی نیست. در این باره عمر خیام نیشابوری می گوید: 

         “از جمله رفتگان این راه دراز،        باز آمده ای کو که بماگوید راز؟  

هان بر سر این دو راهه از روی نیاز،         چیزی نگذاری که نمی آئی باز!”

درجای دیگر همین عمر خیام گوید: “باز آمدنت نیست، چو رفتی رفتی”. برای انسان عادی غیرقابل تصور است، خاک شدن و امید به آینده پس از مرگ نداشتن. چون عقل انسان دو پا به آن حد امروزی نرسیده بود که طوری دیگر فکر کنند. زرنگان جامعه دو نکته مهم و برای مردم عادی قابل قبول، بهشت و دوزخ یا دلخوشی و تهدید، پس ازمرگ رامطرح می کردند. امروزه همه ی باورمندان به آنها پایبند اند. درصورتیکه این یک دامی است و سوء استفاده ازپاکدلی توده های باورمند. گوبلز وزیر اطلاعات ودست راست هیتلر می گفت که: “دروغ را به آن اندازه تبلیغ کنید که خود دروغ گو باور کند”. اکنون مسئله خدا، بهشت ودوزخ به آن اندازه گفته وتبلیغ شده که نه فقط بربعضی ازآیت الله ها مانند آیت الله منتظری و برخی ازآیت الله های دیگر و “روشنفکران دینی” مانند دکتر سروش و دکتر بنی صدر وامثال این تبلیغات دروغین تأثیرگذاشته است وبباور برخی از آنان تبدلیل شده است. بیشتر این روشنفکران بهتر از من می دانند، اما راه برگشتی ندارند و فرصت طلبی را ترجیح می دهند و پست و مقام جلو چشم آنها را گرفته است و دیگر مسئله توده های محروم و بی چیز مطرح نیست. بهرحال، موضوع بحث ما درمورد بهشت ودوزخ است.

مثلی است معروف که گویند: “اول برادر بودنت را ثابت کن یعنی ازپشت پدربودن و بعد تقاضای ارث کن. اول ثابت کن که بهشت ودوزخی وجود دارد بعدبرایش سرو دست بشکن که به دوزخ می روید یابه بهشت“با حوریان زیادش” و یاخاک می شوید و برای همیشه نیست ونابود می گردید. باتأسف فراوان آنکسانیکه مورد نظر است وجدی مایلم که مقاله را بخوانند، اهل مطالعه نیستند و آنکسانیکه اهل مطالعه اند، اکثرآنها بهتر از بنده می دانند که بهشت و دوزخی وجود ندارد. اینهاخود درآوردی رهبران دینیست که فقط برای سرگرمی وعوام فریبی و سوء استفاده جوئی درست کرده اند. به همین دلیل تقاضا دارم ازآن روشنفکران عزیزی که این مطلب را می خوانند، اطرافیان را تشویق به مطالعه کنند. در نتیجه، همانند اکثر شماها، مطالعه گران، در رد یا قبول هرموضوعی خودصاحب نظر باشند، نه کسی دیگر؛ مثلاآیت اللهی یا کشیشی و رهبر دینی دیگری، نقش مقلد رابرای آنها بازی کند. این رهبران دینی همه خواسته یا نا خواسته ازمنافع خود دفاع می کنند تا دین و آئین که بخشی ازفرهنگ جامعه است. آن ها با مطالعه کتب مقدس، خوب آگاه اند که دین سازی یک دکان، برای سرگرمی ومشغول نگهداشتن توده های باور مند است، نه چیز دگر!

یک نکته بر هیچ کس و بویژ برآن کسانی که کتب مقدس راخوانده اند، پوشیده نیست که همه ادیان بر روی افسانه ها و معجزات و موهومات استوار وبخشهائی ازفرهنگ روبنائی جامعه اند. این فرهنگ ساخته دست توانای والدین ما بنابه افکارخود وشیوه فهمیدن اززندگی بوده است. این نوع تفکربرای همه، گرچه امروزه ثابت شده که درست نیستند و مردود اند، بایستی حتما مورد احترام باشد و جنبه های مثبت آن را که بدون استثناء همه ی ادیان، دارای جوانب مثبت  بسود توده های باور مند بوده، مورداستفاده درست قرارد هیم وجوانب منفی را بدور بیاندازیم. چیزیکه برای بشریت مضر هستند مثلا نظیر این وعده های سرخرمن وتهدید های پس ازمرگ، مانند بهشت با حوریان اش و  دوزخ با آتش سوزان اش. درحالیکه بهشت و دوزخ در همین دنیا است و دنیای دگری وجود ندارد. بجای این که ازهمان بچه گی انسان را عادت دهند که دارای وجدان پاک باشد، دروغ نگوید، در هنگام احتیاج دزدی نکند و و و. انسان را عادت می دهند که “دروغ مصلحت آمیز” بگوید، از مال مردم (کافران) دزدی کند (حلال است) و غیره. با انتشار این مقاله، اگر بدست متعصبین کور برسد و آن را بخوانند یا بشنوند، همانگونه که بارها علنا در روزنامه هاتهدید کرده و تهمت زده اند، احتمالا این باربوسیله ای بکشند. من که بایستی بیست و شش سال پیش، بعنوان مترجم، زنده یاد دکتر شرفکندی و همراهان اش دربرلین در رستوران میکنوس ترور می شدم، امابقول معروف بدزدی این خدائی که از او نام می برند، هنوز زنده ام. اکنون برایم مهم نیست زنده بمانم یانه!! اما آرزوهای فراوان دارم؛ یکی اینکه مردمان جهان به اندازه ای آگاه شوند که خود برای سرنوشت و آینده خویش تصمیم بگیرند و بعد نوه عزیزم پیروز

شود و من کارهای مانده ام را تمام کنم. این آخری زیادمهم نیست چون دیگران فراوان اندکه به ادامه کار و بهتر از من بپردازند.

بطوری که تناسخیان بخدای نادیده باور ندارند و بهشت و دورخ را رد می کنند و شیوه دیگری از این فرهنگ را پذیرفته اند که بهشت ودوزخ را برروی همین زمین می بینند. به قول شاعرنامدار ایران عمر خیام نیشابوری:

“دوزخ شرری زرنج بیهوده ماست       فردوس دمی ز وقت آسوده ماست

و یا پوریای ولی عارف نامدار قرن هفتم و هشتم هجری قمری می گوید:

  بهشت و دوزخت با تست درپوست        چرا بیرون ز خود می جوئی ای دوست

نگاه کنید به “نگاهی گذرا به تاریخ و فلسفه اهل حق (یارسان) صفحه 242 انتشارات کتاب ارزان سوئد. سال 1999”

باید گفت که پدران ومادران ما، بدون اندیشیدن ازعده قلیلی، اززرنگان جامعه (راحت طلبان فقط برای خویش) پیروی می کردند که بدینگونه ادیان و مذاهب بعنوان بخشهائی از فرهنگ جوامع، بوجود آورده شدند. همان گونه که موسیقی و آواز وبقیه رسم ورسومات بوجود آمده اند، ادیان هم همین طور. امروزه این ادیان برای بعضی ازانسانها بصورت باور به مبدائی در آمده است و واقعا اعتقاد دارندکه حاضر اند برای دفاع از باورشان حتا کسی رابکشند. این آدمهای درحقیقت احساساتی و بدون مطالعه، به روزجزاء و بهشت و دوزخ باور دارند! بطوری که اکثر دانشمندان می گویند وعملاثابت شده که باوربه افسانه هامردود است. خودپاپ رهبرکاتولیکهای جهان در مصاحبه باسردبیر روزنامه لاریپابلیکای ایتالیائی گفته است: “جنت و دوزخ وجود ندارد”. واتیکان بیانیه ای، مبنی بر اینکه پاپ در مصاحبه چنین چیزی نگفته است، بیرون داد:

“روزجمعه ۱۰ فروردین/ ٣٠ مارس واتیکان با انتشار بیانیه ‌ای این ادعارا که پاپ به “وجود دوزخ” باور ندارد، تکذیب کرد”. موضوع ازآنجایی خبرساز شد که"یوجینیو اسکالفاری" ٩٣ ساله، بنیان گذار روزنامه معروف ایتالیائی، لاریپوبلیکا دریادداشتی بااشاره به مصاحبه ‌ایکه با پاپ فرانسیس داشته ادعا کرد که او گفته است: “جهنمی وجود ندارد". اما برای آن عزیزانی که می خواهند واقعیت رابدانند، می نویسیم که پاپ درادامه گفته است:“خداوند قاضی نیست؛ بلکه دوستدار بشریت است واعلام کرد: آدم،حوا طوفان نوح ویاطبقات هفتگانه اسمان و ... که درانجیل قران تورات وبسیاری ازکتب مقدس ادیان دیگرآمده داستانی بیش نیستندکه علم امروزه بشر وتمام دانشمندان بزرگ دنیا با هزاران دلایل صد در صد علمی آنها را قاطعانه مردود و دروغ می‌دانند”. برخی از آیت الله ها، مانند مکارم شیرازی و واعظ طبسی و پسرانش و غیره چرا دزدی کرده و می کنند؟ برای این که دراثر مطالعه دقیق باورشان را ازدست داده اند وفقط باور به دین را برای عوام می دانند، برای کسانیکه مطالعه اجتماعی ندارند و هر چه این آیت الله ها و کشیش ها تحویل شان می دهند، می پذیرند. البته ما کاری به این خورده آیت الله ها و کشیش ها و غیره نداریم، زیرا اینها بنابه منافع خود سر توده های باورمندرا شیره می مالند، بلکه طرف ما آورنده کتب مقدس و بنیان گذاران ادیان است. بقول بگوان که درانجیل خوانده است، عیسی مسیح بر روی صلیب بی دین از دنیا رفت، با این جمله که گفته: “پدرمرا فراموش کردی"؟ متأسفانه او در دم مرگ بود و فرصتی نداشت، توضیح دهد که پدری یا خدائی وجود ندارد و خود را تصحیح کند، چون انسان صادق وباشرفی بود. بعلاوه او درمدت کوتاه زندگی اش، هواداران باورمند بس فراوانی ازمیان بی چیزان وفقرا جمع کرده بود وقبل ازهمه این انسان صادق وبدون عمل خلاف می خواست، جاودانه بماند که تا امروزمانده است. اما اکنون همه ی ادیان، برای اطلاع بیشتر توده ها آخرین نفسها، ازنظرتاریخی دم مرگ خودرا می کشند. البته من درآینده به بنیانگذاران ادیان دیگر خواهم پرداخت. لایق ذکر است که بسیاری ازادیان چیزهائی بسود فقرا نوشته اند، در غیر آن صورت بندرت هوا داری پیدا می کردند. بدین ترتیب تقریبا همه فقرا و کم مطالعه ها هوادار ادیان شده اند. در زمانی که آئینها بوجود آمدند، بسیاری از معلومات طبیعت، مانند رعد و برق و زمین لرزه و کروی بودن ماه و زمین و وجود آسمان بی انتهای باکروات بی حساب آن و غیره، کشف نشده و برای انسانها واقعه طبیعت کار یک قدرت لایزال بود که انسانها را از وجود خود خبر می داد. مثلا در خیلی مناطق روی کره زمین باور بر این بود که رعد و برق زمین لرزه، خشم خداوندی است. چیزیکه امروزه اگرچنین ادعائی بشود، بسیار خنده دار است. زیرا آنطورکه یک بچه دوازده ساله درمدرسه یادمی گیرد وبدرستی می داند، رعد وبرق از برخورد ابرهای تند، بوجود می آید و زمین لرزه در نتیحه فعل و انفعالات هسته یا مرکز زمین است. تقاضا دارم اگر پرسشی بود حتما هست، به آدرس زیر بفرستید با کمال میل حتما درحد توانم پاسخ آنها را خواهم داد.

هایدلبرگ، آلمان فدرال 18.10.2018                                              دکتر گلمراد مرادی

dr.g.moradi41@gmail.com

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
بخش: 
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: