کدام مردم؟ مردمی وجود ندارد!

تقدیم به بی مردمی!
 
 
 
 
باید اعتراف کرد که ما دیگر مردم و ملت نداریم. ما به جای مردم و ملت، سیاهی و جهل داریم. چنین به نظر می رسد که ملت ها و مردم در این جامعه زندانی اند اما بهتر که بنگری اینها زندانی نیستند بلکه زندان هستند. آنها را در دراز مدت به زندان تبدیل کرده اند. از نحوه ی سکوت و عدم اعتراض و کنشها و واکنش های ملت های موجود در ایران درمی یابیم که باید در تصحیح یک نکته بکوشیم.
 
 ایران زندان هویت ها و عدالت و آزادی نیست بلکه این مردم هستند که زندان هویت ها و عدالت و آزادی اند.نتیجه ی ذهن و ذکر و عمل آنها حکومت های استعماری و استبدادی را شکل می دهد. ما مردم و ملتها را از دست داده ایم. هم حکومت و هم اپوزیسیون پیوسته از مردم حرف می زنند و سنگ مردم را به سینه می زنند اما مردمی وجود ندارد. اپوزیسیون و حکومت برای تملک می جنگند. برای صاحب شدن گله ی گاوان و خران باربردار.
 
 سیر وقایع تاریخی تاکیدی بر این ادعاست. ذهن این مردم در مبانی سنت و سلطه گم شده است. ذهن این مردم به جای خلاقیت و تولید، طوطی وار تکرار می کند. آنها طوطیانه عمل کردن و طوطیانه زیستن را استعداد و شگفتی و برتری می دانند. این چنین مردم را به راحتی می توان با دم و دستگاه استبداد و سلطه جوش داد و پخت.
 
 آن تاجر تبریزی فهمش از عدالت وانصاف به اندازه ی همان پاکت چایی است چون وقتی امام جمعه ی بی عدالت تبریز به ملاقاتش میرود در توصیف و تمجید وی سر از پا نمی شناسد. گور پدر چاههای نفت و میلیاردها میلیارد ثروت عظیم که چپاول می شود، تو فقط کاغذ پاکتی چایی را بچسب. 
 
ببین چه قشنگ  برای اجرای عدالت در کفه ی ترازویش یک پاکت کاغذی همسنگ پاکت چایی گذاشته است؟ او اما برای سلطه و ستم و استبداد خم می شود و سجده می کند. مفاهیم او کاغذی هستند. باید صاحبش شد. 
 
دعوای اپوزیسیون و حکومت سر میلیاردها میلیارد دلاری است که صاحب ندارد. مردمی وجود ندارد که صاحب این ثروت باشد. این مردم خودش نگهبان ثروت و حرص و طمع و زورگویی حکومت هاهستند. 
 
بلی، مردمی وجود ندارد. مصرف کننده ها و تولیدکننده ها وجود دارند. مردم مصرف کننده هستند ومصرفی. از اغذیه تا تفکر و فرهنگ و تبلیغات هماهنگ می شوند برای مصرف. در مساجد و کلیساها و سینماها و پارتی ها و دانشگاهها پای صحبت برنامه ریزها می نشینند و مُهر تایید بر افکار آنها میزنند. ذهن حکومت ها برنامه ریز است و دهان مردم مجری. جدال بر سر قدرت و انرژی و استیلا وچپاول است. 
 
هیچکس برای مردم مبارزه نمی کند.  اگرچه مردم و ملت از زبان سیاستمدارها نمی افتد اما در ذهن سیاستمدارها جایی ندارد. مبارزه ها به میدان جدال شرکت های غول آسا و مبارزها به عروسک های خیمه شب بازی تبدیل شده اند. مردمی وجود ندارد که برایش بجنگند. سیاستمدارها وحکومت ها برای خویش می جنگند. 
 
 
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: