تکنولوژی تمرکز زدائی خودگردان

تکنولوژی حلقه های بسته مدارهای خودگردان "بلاک چین" بر پایه های دستاورهای صنایع دیجیتال و اینترنتی هوشمند امروزین این پتانسیل ها را دارا میباشد که این سیستمها را در نظام های کوچکتر خودگردان به نگهداری اطلاعات دعوت نموده و با شیوه های به مراتب شفاف تر و کنترل شده تری به مرحله اجرا در بیاورد که نه تنها از تمرکز عریض و طویل نظام های بوروکراتیک و تکنوکراتیک ممانعت به عمل می آورد، بلکه شفافیت، کنترل و نظارت به مراتب قدرتمندتری را بر این نظام های خودگردان اعمال میکند که میتواند جلو بیماریهای اجتماعی

مقدمه

 از آموزه های "میشل فوکو" میتوان به این نکته ها اشاره کرد که ما، نه فقط سطر های نوشته ها، بلکه باید فضای لابلای سطور را نیز بخوانیم. او بود که به ما آموخت نه فقط به تکرار گفته ها و نوشته های نظرپردازان تاثیر گذار تاریخ بپردازیم، بلکه به دنبال ناگفته هایی باشیم که آنها نگفتند، یا به دلایلی نتوانستند بگویند. او بود که متد تحقیقی "جینیالوژی" را در تکمیل، شاید هم بشود گفت در مقابل متدلوژی "آرکیالوژی"  برجسته میکند. برای بازیابی حقیقت، لازم نیست فقط به تکرار نوشته های پیشینیان استناد کرده و آنها را ردیف بندی نمود، نه فقط باید نوشته های پیشینیان را با دیده نقد نگریست، بلکه برای بازیابی حقیقت باید نوشته ها و گفته ها، نا نوشته های و نگفته های دوستان و دوشمنان، ترانه ها، داستان ها و خاطرات شفاهی و متدهای نوین را به چالش کشیده مورد استفاده قرار داد.

اگر از بازگفتن گفته شده ها حذر کرده و تلاش در یافتن ناگفته ها بنماییم، باکی نیست اگر اغمازها کرده و  نقصان هایی در بیان آنها داشته باشیم، مهم این است که دریچه هایی تازه و نوی به سوی ناگفته ها و روزنه ای بسوی روشنائی ها بگشائیم. باشد تا این تلاش ها ما را به افقهای روشن تری رهنمون گردد. بر گردیم بر سر اصل مطلب.

اگر رومانتیسم بر پایه های عشق به سادگی زیست طبیعی انسان هایی که در دامن طبیعت وبا سادگی و بی آلایش زندگی میکردند بنیان نهاده شده بود، مدرنیسم بر پایه های انسجام قدرتمند یافته های دانش علمی وتکنولوژیک بشری استوار بود که به شتاب قدرتمندی بسوی گشودن گره ها و رازهای نایافته هستی در حالت تاخت و تاز بود. قدرت انسجام و توانمندی یافته های علمی تا بدانجا پیش میرود که منسجم ترین ساختارهای اجتماعی بشری، بزرگترین تاسیسات علمی صنعتی را میافریند و قدرت های طبیعی را رام کرده به خدمت بشر در میاورد. این دستاوردهای بازتاب های خود را در هنر، صنعت و فلسفه نیز بر جای میگذارد.

 این روند در ادامه خود و از طرف دیگر در راستای تمرکز گرائی هر چه فزاینده تر ساختارهای مالی، قدرت های سیاسی به حرکت در آمده و با پیدایش نئولیبرالیسم و جهانی شدن تسلط سرمایه، این تمرکز گرائی ابعاد وحشتناکی به خود میگیرند.

سرمایه داری کلان و تمرکز و کنترل دانسته ها

انسجام رسانه های خبری صوتی، تصویری، مجازی و علنی در دست معدود صاحبان سرمایه های کلان که ارتباط تنگاتنگی با صاحبان سرمایه های نفتی نظامی و مالی و بالاخره قدرتمداران نهادینه شده سیاسی این کشورها دارند، در عین داشتن رقابت های اندک درونی، در راستای تمرکز گرائی روز افزون در حرکت میباشند. این تمرکز گرائی در عرصه رسانه های مجازی به آنجا میرسد که رسانه هایی مانند فیس بوک، گوگول ، یاهو و غیره، از طریق دستگاه های دیجیتالی مانند تلفن های دستی و ساعتهای دستی و "چیپ" های الکترونیکی دیگر، کوچکترین حرکت ها و رفتارها، گفتارهای و نوشتارهای اکثریت غالب مردم کره زمین را زیر نظر گرفته و ظریف ترین رشته های افکار، روانی و غریضی آنها را در انبارهای اطلاعاتی خویش انباشته، ذخیره کرده، مورد تجزیه تحلیل قرار داده  و به همان صاحبان سرمایه های کلان میفروشند. در دنیائی که همه فکر میکنیم آحاد آزاد جهان  امروز میباشیم، امروزه به زحمت کسی  میتواند از حیطه های آزادیهای شخصی و خصوصی برخوردار باشد.

جهانی بودن اینترنت و جهانی بودن رسانه های دریچه ای دنیای مجازی دیجیتال، جهانی بودن اکثریت رسانه های ارتباطی مجازی دنیای دیجیتال، این امکان را فراهم کرده است تا انباشت اطلاعات نیز هر چه بیشتر متمرکز تر گردیده و در خدمت سیر جهانی تسلط سرمایه مالی و دیگر شاخه های سرمایه کلان درآمده و بعنوان وسیله اعمال کنترل مورد استفاده قرار گیرد. در دنیائی که "کنترل" نقطه کمال قابلیت اعمال قدرت از یک طرف و به بندگی و بردگی کشیدن طرف مقابل از طرف دیگر میباشد، راه مقابله با آن روی آوردن به راهکار ساختاری تمرکز شکنانه و خودگردان میباشد.

گذری بر فلسفه پست مدرن

گرچه فیلسوفان دوران پست مدرن از "دیکانسترالیسم" یعنی شکستن ساختارهای قدرتمند مدرنیسم ، به ساختار زدایی و تا به عرصه های "اگزیستانسیالیسم" فردگرایی یا فرد محوری پیش رفتند، توازن درست فاصله میان تمرکز گرائی مطلق ساختاری و قدرت از یک طرف و فردمحوری  مطلق از طرف دیگر در کجا میتواند باشد؟ بخش عظیمی از انسان های قرن بیست و یکم ترکیبی از نژادها و ملیتهای مختلفی می باشند که خود را بصورت آنسان آزاده قرن بیست و یکم و ساکن کره زمین معرفی می نمایند و این انسان طراز نوین جهان وطنی با دسترسی به تکنولوژی نوین رسانه ای جهانی هر چه بیشتر رو به گسترش خواهد رفت. اگر از بحث در باره تعریف زبانی "ژاک دیره دا" و "لودویگ ویکتنشتان" بگذریم، تکنولوژی نوین چندین زبان را بصورت زبان های محوری ارتباطی در جهان غالب خواهند نمود.

تمرکز گرائی مطلق، روند اعمال حاکمیت سرمایه مالی

تمرکز مطلق گرائی در نهایت یا به کنترل جهانی امپریالیستی نئولیبرال نوین می انجامد، یا به انسجام قدرت های ناسیونالیستی فاشیستی مشابه هیتلری، یا به حاکمیت مطلق ارتجاعی دینی مشابه مسیحیت دوران قرون وسطی، نظام های حکومتی اسلامی شرعی شیعه و سنی و غیره ، و یا بالاخره در حالت افراطی گری چپ روانه به ایدئولوژی دیکتاتوری پرولتاریای جهانی منجر میگردد. بشریت امروز تک تک نمونه های تمرکز گرائی مطلق را امتحان نموده است. امتحان مجدد آن برای ما هم خطائی نابخشودنی میباشد.

انواع دیگری از تمرکز گرائی ها

نمونه دیگری از تمرکز گرائی مطلق در منطقه خاورمیانه میتواند علاوه بر صدور اسلام شیعه توسط جمهوری اسلامی ایران و اخوان المسلمین، وهابی سلفی گری و "گولنیسم" در ترکیه، میتوان در توران گرائی، ایران پرستی آریائی و ایده های کردستان بزرگ و غیره یافت. توسعه طلبانی که بدون در نظر گرفتن حق و حقوق مردمی که در دهات و شهرهای مختلف بخش بندی های مختلف کردستان، جمهوری آذربایجان، آذربایجان ایران،  افغانستان و جمهوری های دیگر آسیاسی میانه، آنها را بخش هایی از ایران بزرگ، توران بزرگ، یا کردستان بزرگ می نامند، نه در فکر حق ازادانه مردم مناطق مختلف در امکان اعلام نظر  در مورد خودگردانی اجتماعی سیاسی خویش، بلکه ایده های خطرناک توسعه طلبانه و تمرکز گرایانه ای میباشند که غیر از آفریدن تشنج و اغتشاش که منفعت بخش های ویژه ای از سرمایه داری منطقه ای را تامین میکند، برای مردم عادی فاجعه بار خواهد بود.

الترناتیو "خودگردانی"

 ایده "خودگردانی" نهادهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، ورزشی، علمی، هنری و غیره مردمی که حالتی مابین فردگرائی و تمرکز گرائی فزاینده میباشد، میتواند نه تنها تمرکز اطلاعاتی را در حیطه محلی نگه داشته، اداره امور را به ساختارهای خود جوش مردمی منتقل می نماید، بلکه ضمن جلوگیری از تمرکز گرائی فزاینده، امکان بسط زنجیره ای مناسبات میان ساختارهای مشابه را در پیوندهای کلان تری فراهم می نماید.

 گرچه امروزه تکنولوژی دیجیتال و دنیای اینترنت به نوعی تحت مونوپولی، کنترل قدرت های کلان سرمایه مالی میباشند. گرچه اندوخته های اطلاعاتی در انبارهای "ابری" این قدرت ها نگه داری میگردد، اما این تکنولوژی پتانسیل های وسیعی برای استفاده کردن توسط ساختارها و نهادهای مدنی مردمی خودگردان، که اطلاعات و ارتباطات را در محدوده منطقه ای نگه میدارد را دارا میباشد، که امروزه گرایش نوینی جهت استفاده از آن راهگشائی شده است.

 تکنولوژی "بلاک چین" یا "زنجیر بسته" و یا "مدار بسته".

تکنولوژی "زنجیر بسته"، عملا بصورت اینترنت مدار بسته ای عمل میکند که اتحادی از وصل شدگان به این مدار را گرد هم می آورد تا مبادله ارتباطاتی خویش در زمینه های مورد اشتراک را سازماندهی کنند. مثلا ، کشاورزان یک روستا، مدارس یک شهرستان، تیم های ورزشی فوتبال یک شهرستان، انجمن های هنری یک ناحیه و غیره میتوانند "مدارهای بسته" اینترنتی خویش را داشته باشند که اطلاعات مربوطه را در داخل مناسبات بسته خویش نگاه میدارند.

گرچه تمامی فعل و انفعالان درونی فعالیت ها برای همگان باز، واضح و روشن میباشد، آنهائی که خارج از این مدار قرار دارند، با این اطلاعات دسترسی ندارند. سیستم فعل و انفعالات باز درونی را "دفتر باز"، یا "اوپن لدجر" مینامند.  تکنولوژی مدارهای بسته، بر اساس ضوابط درونی تنظیم شده مورد توافق گروه، مبادلات و فعل و انفعالات درنی خویش را به انجام میرساند. اکثر این موارد، باید واحد ارزشی  دیجیتال ویژه ای جهت تسریع این مبادلات  تعیین گردد تا این مبادلات را ممکن و تسریع نماید. از منافع این نظام ارزشی  یکی این میباشد که کمتر تحت تاثیر بازارهای مالی خارج و جهانی بوده و بصورت مورد اعتمادتری تحت کنترل گروه بندی های خودمختار عمل میکند. 

واحدهای ارزشی مبادله ای آلترناتیو. واحدهای پولی مجازی دیجیتال.

در چهارچوبه نظام سرمایه داری و با انگیزه های سود آفرینی، عمدتا تلاش ها در این راستا میباشد تا از ارزش های پولی مجازی توسط این نظام در راستای سودآفرینی و سوداگری استفاده شود. اما، این تکنولوژی پتانسیل های قدرتمندی در حفاظت جوامع و نهادهای خودگردان و واحدهای خودگردان از تاثیرات سوداگرانه ی های نظام سرمایه داری جهانی داشته باشد.

اتحادیه های پیوسته مدارهای بسته میتوانند از واحد ارزشی پایه ای مجازی خودساخته قدرتمندتر ویژه ای استفاده نمایند که به این واحد دامنه مبادلاتی وسیع تری را فراهم می نماید. وقتی در عمل تعاوانی ها و در فاز بالاتری اتحادیه های تعاونی ها اقدام به استفاده از تکنولوژی های مدار بسته (بلاک چین) و واحدهای ارزشی مبادلاتی دیجیتال درونی خویش نمایند، در عین حالیکه سیالیت بیشتری به مبادلات درونی خویش میدهند، امکانات مبادلات عادلانه تری را در درون خویش فراهم کرده و از تاثیرات سوداگری های سرمایه مالی جهانی تا حدود قابل توجهی در امان خواهند بود.

همانطور که واحدهای اقتصادی سرمایه داری تجاری، صنعتی و مالی از درون نظام فئودالی بیرون آمد، اندام های نظام آلترناتیو سوسیالیستی، مردمی و خودگردان هم از درون همین نظام سرمایه داری آفریده شده بیرون خواهد آمد. این تجربیات با زحمت و تلاش زیاد و با شکست و پیروزی های کوچک و بزرک در خیلی کشورهای جهان در حالی تجربه میگردند که نظام سرمایه داری کلان و امپریالیسم نئولیبرال با انواع ترفندهای تحریم های اقتصادی، مداخلات سیاسی امنیتی، آشوب آفرینی و غیره در تلاش جهت خفه کردن آنها در نطفه میباشد، اما این روند ناچارا به پیش خواهد رفت، به این دلیل که نظام سرمایه داری بر پایه های ارزشی مصرف گرائی بیرویه و سود اندوزی سیری ناپذیر بر پایه های چرخشی تولید و مصرف گرایانه نه فقط تمدن بشری، بلکه کلیت حیات بر روی کره زمین را با خطرات جدی رودررو کرده است.

هوش مجازی و تکنولوژی روبوتیک

برای کسی که رشته تخصصی وی اقتصاد و امور مالی میباشد، چندان مجاز نیست در  زمینه های تکنولوژی دیجیتال، هشومندی مجازی و تکنولوژی روبوتیک به صورت تخصصی صحبت بکند. رقابت مابین هوش کامپیوتری با هوش انسانی، پیوست دادن هوش انسانی به تکنولوژی دیجیتال و استفاده از تکنولوژی هوشمند در انجام کارهای و مسئولیت های ویژه روند آینده کاربری از تکنولوژی حال و آینده را به نمایش میگذارد.

میدانیم که این تکنولوژی ها قبل از اینکه صورت بیرونی یافته و در دسترس همگان قرار بگیرند، عملا قبلا سالهای سال توسط ارتش های پیشرفته جهان مورد استفاده قرار گرفته اند. استفاده از تکنولوژی روبوتیک، پهیادها، و تکنولوژی مدارهای بسته در این ارتش ها از همین نمونه ها میباشند.

همین تکنولوژی ها میتوانند توسط بافت های خودگردان اجتماعی  در جهت رفع نیازها، تامین منافع و مصالح عمومی انسان،  زیست طبیعی و حیات بر روی کره زمین به خدمت گرفته شوند. اینجا دیگر انگیزه های "سود آفرینی" و "مصرف گرائی بیرویه" محرکین اصلی نمیباشند، بلکه زیست هارمونیک و متعالی انسانی در دامن طبیعت زنده کره زمین شاخص اصلی چنین مولدهایی میباشند.

شاخصه های دیگر

انسان ها فقط در جوامع کوچک خودگردان زندگی نمیکنند. آنها در کشورها، قاره ها و در درون مناسبات و قوانین کشوری منطقه ای جهانی زندگی می نمایند. به موازات آن، انسان ها در ضمن، ضوابط خوگردانی داخلی ویژه و مخصوص خویش را دارا میباشند. از این نظر، زیست خودگردانی اجتماعی باید مناسبات خویش را با این قوانین و ضوابط کشوری منطبق نموده، تنظیم کرده و اداره نماید.

الف- نظام حقوقی خودگردان

اساسنامه ها و مرام نامه ها، اسناد منشوری و هدفمندی و و سیاست های اجرائی همگی نظام ضوابط درونی عملکردی این ساختارهای را تشکیل میدهد. همه گروهبندی های ورزشی، هنری، علمی، اقتصادی، اجتماعی، منطقه ای، سیاسی و غیره برای خویش یک چنین اسنادی را دارا میباشند که بر اساس آن امورات خویش را اداره مینمایند.  تا زمانیکه که این ضوابط با قوانین کشوری همخوانی داشته و با آنها در تناقض نمیباشند، اصولا هیچ مشکلی نباید پیش بیاید. بر اساس نورم های اجتماعی موجود، وقتی که این ضوابط با قوانین کشوری در تناقض میباشند، اصولا قوانین کشوری باید اولویت داده شوند. مثلا اگر شبکه ای از گروهبندی های دینی بخاطر باورمندی های دینی خویش بخواهند بین زن و مرد تبعیض قائل شوند، قانون کشوری که برابری زن و برد را در تمام شئون اجتماعی به رسمیت میشناسد، ارجهیت یافته و این ضابطه شبکه دینی را از رسمیت ساقط میکند.

ب - نظام حقوقی کشوری

نظام حقوقی کشوری از طریق فورمولبندی مناسبات اجتماعی بر پایه های  آزادی فردی و اجتماعی و عملکرد نظام انتخاباتی آزادانه، عادلانه ، باز و روشن انجام میگیرد که از این طریق نمایندگران انتخاب شده مسئولیت وضع قوانین و تصمیم گیری کلان در مقیاس کشوری بر پایه قوانین مصوبه را دارا میباشند. این قوانین تمامی عرصه های تجاری، خانوادگی، کار، تامین اجتماعی، جنائی، زیست محیطی، اجتماعی و غیره را در بر میگیرد.

مناسبات میان قوانین محیط های خودگردان و قوانین کشوری را در زمینه هایی که با هم کاملا همسو نباشند، و در مواردی که بخشی از قوانین میتواند مختص گروهبندی خاصی باشند، را قانون اساسی کشوری تنظیم می نماید. هدف از این گفته ها تعریف حقوقی از این مقوله ها نبوده، بلکه تاکید بر این مطلب میباشد که نظام مناسباتی تکنولوژی حلقه های مدار بسته، و تکنولوژی هوشمند مجازی  در داخل چنین نظام حقوقی به زیست خویش خواهد پرداخت.

خ- نظام قضائی حل اختلافات

نظام قضائی بر پایه های قضاوت قضاتی که بر دیسیپلین های اخلاقی قدرتمندی استوار بوده و در عین حالیکه کاملا بیطرف میباشند، باید ویژگیهای موضوع مشخص را بر قوانین مصوبه و تصمیمات تاریخی قضات دیگر بر نمونه های دیگر تطبیق داده و در مورد اختلافات مذبور تصمیم بگیرند. همانطور که مصوبات قانونی به مرور زمان تغغیر داده شده و تکامل می یابند، تصمیمات قضات هم در مورد سناریوهای مشابه و نوین، هر زمان در حال تغییر میباشند. بر چنین اساسی اگر به گذشته های کمی دورتر نگاه بکنیم، نه تنها در خیلی موارد قوانین زیادی را تبعیض گرانه و غیر عادلانه خواهیم یافت، به همان نسبت هم شاهد خیلی قضاوت های غیر عادلانه خواهیم بود. در این شرایط این سوال پیش می اید، آیا همیشه قضاوت های سیستم قضائی و قوانین تصویب شده کشوری عادلانه و منصفانه بوده اند؟ اگر جواب ما به این سوال منفی میباشد، چکار بکنیم که مردمی که پنجاه یا صد سال آینده به قوانین و قضاوت های این روزها نگاه میکنند، آنها را ارتجاعی و غیر عادلانه ارزیابی نکنند؟

ج –ارزش های وجدانی- اخلاقی در نظام خودگردانی

نظام های ارزشی اخلاقی - وجدانی تاریخی به درازای تاریخ تمدن بشریت را با خود حمل میکنند. اگر از دوران تاریخ باستان ارزشمندی اخلاقی زمان های افلاطون و ارسطو، بودا و کنفوسیوس و تائو، زرتشت و مانی و مزدک بگذریم و به دوران بعد از رنسانس بپردازیم، باید از "ماکیاولی" آغاز کرده، با امانئول کانت ادامه داده و با "یوتیلیتاریانیسم" "جرمی بنتم"، یعنی ارزشمندی مبتنی بر "منافع اکثریت" به بهای قربانی کردن اقلیت نئولیبرالی پایان داد.  گرچه امروزه در عین حالیکه ما از تعلیمات "ماکیاولیسم" و "یوتیلیتاریانیسم" هر دو می آموزیم، باید اقرار کرد که هنوز فلسفه اخلاقی "امانئول کانت" استوارترین و انسانی ترین دیسیپلین را در مقابل ما قرار میدهد. امانئول کانت "راستی" و "درستی"  را در خدمت "انسان محوری" به کار میگیرد.

اینکه تکنولوژی نوین چه چالش های اخلاقی نوینی را در برابر انسان  و مناسبات نوین قرار خواهد داد، احتیاج به کار کارشناسی متخصصین دارد. آنچه که مسلم است این میباشد که یکی از ارکان پایه ای سنجش مناسبات اجتماعی در عصر نوین تکنولوژی دیجیتال، هوشمند و روبوتیک جدید، فورمولبندی تکامل یافته تر ارزشمندی های اخلاقی - وجدانی انسانی میباشد.

چ - سیستم نظارت داخلی

هر سیستم خودگردانی نه فقط احتیاج به اسناد مرام نامه ای، منشوری و اساسنامه ای داخلی جهت تنظیم و اجرای سیاست ها، برنامه ها و کارکردهای آن میباشد، بلکه باید ازشفافیت لازم، سیستم  کنترل خودکار و نظارت درونی لازم جهت حفظ اصالت کارکرد سالم با بهره وری هر چه بهتری را دارا باشد. ضرورت  وجودی یک چنین  سیستم کنترل و نظارت داخلی امروزه در تمامی موسسات جزو ضرورت های اولیه آن میباشد. این ضرورت در سیستم های دیجیتال خودگردان زنجیره ای مدار بسته جزو نیازهای اولیه میباشد. در این زمینه همین کافی است که گفته شود، بدون وجود نظام داخلی کنترل شبکه ای و نظارت داخلی لازم، همه این تشکل ها در معرض فساد، رشوه، سوء استفاده، اختلاس و دزدی قرار خواهند گرفت. حالا این ساختارهای متعلق به اتحادیه های زحمتکشان باشند، یا موسسات اقتصادی، احزاب سیاسی باشند و یا شبکه های زنجیره ای ورزشی هنری و غیره.

ح - سیستم نظارت کشوری

سیستم نظارت دولتی بر پایه اطمینان یابی از این بابت که ارگان ها و شبکه های ارتباطی مدار بسته  متکی بر تکنولوژی نوین هم به مانند ساختارهای سنتی دیگر بصورت قانونمندانه  عمل کرده و شهروندان قانونمداری میباشند، مناسبات کنترل و نظارت ویژه ای را از طرف ارگان های مربوطه دولتی جهت نظارت لازم سازماندهی و برنامه ریزی می نمایند. اگر چه چنین سیستم هایی در درجه اول در مورد ارگان ها و پروژه های اجرائی برنامه های دولتی به اجر در می آیند، در عین حال شبکه های مداربسته دیجیتال خودگردان مردمی نیز از این قضیه بر کنار نبوده و شامل نظارت مستقیم و یا غیر مستقیم حقوقی قانونی کشوری خواهند بود. چگونگی ویژگیهای آن را قوانین و نظام های اجرائی دولتی تشخیص داده، تنظیم نموده و به مرحله اجرا در می آورند.

خ – تکنولوژی مداربسته خودگردان و بوروکراسی نظام دولتی

یکی از نظام های آلترناتیوی که برای مهار کردن سودجویی و مصرف گرائی بیرویه نظام سرمایه داری با رساندن حد اقل منفت به مردم عادی و زحمتکشان و حد اکثر منافع به جیب سهامداران و سرمایه داران ارائه میشود، تبلیغ، ترویج و بالاخره پیاده نمودن  سیاست های "دولتی کردن" ها میباشد. گرچه دولتی کردن صنایع و خدمات اصلی و اساسی در کشور از قبیل بهداشت، تحصیل، شبکه های خط آهن، صنایع استراتژیک صنعتی  و غیره منافع سرشاری را به مردم عادی رسانده و از خیلی نظرها نیازهای اساسی آنها، از قبیل فراهم نمودن  بهداشت، درمان و تحصیل رایگان همگانی، موجب رفاه و آسایش خاطر فراوانی برای اکثریت مردم جامعه میباشد.

اما، در عوض، در پروژه دولتی کردن ها،  بوروکراسی عریض و طویل اجرائی و سیاسی دولتی در مقیاس کلان کشوری، و در دراز مدت همیشه موجب رشد فساد، اختلاس، رشوه و پارتی بازیها و دیگر بیماریهای اجتماعی گردیده است، که به نمایندگان نئولیبرالیستی در جامعه این امکان را فراهم میکند تا از این نمودارهای فساد، جهت از هم پاشیدن همان دستاوردهای مثبت  نظام های دولتی سوء استفاده کرده و  با اقدام به خصوصی سازی همه این صنایع و خدمات سوء استفاده نمایند.

تکنولوژی حلقه های بسته مدارهای خودگردان "بلاک چین" بر پایه های دستاورهای صنایع دیجیتال و اینترنتی هوشمند امروزین این پتانسیل ها را دارا میباشد که این  سیستمها را در نظام های کوچکتر خودگردان به نگهداری اطلاعات دعوت نموده و با شیوه های  به مراتب شفاف تر و کنترل شده تری به مرحله اجرا در بیاورد که نه تنها از تمرکز عریض و طویل نظام های بوروکراتیک و تکنوکراتیک ممانعت به عمل می آورد، بلکه شفافیت، کنترل و نظارت به مراتب قدرتمندتری را بر این نظام های خودگردان اعمال میکند که میتواند جلو بیماریهای اجتماعی نامبرده را به میزان خیلی زیادی بگیرد.

دنیر ایشچی

9 دسامبر 2018

 

 

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: