اسماعیل بخشی و مناظره ای برای تمام فصول!

اسماعیل بخشی باید روشنفکران، نخبگان و دانشگاهیان، هنرمندان و چهره های فرهنگی را به مناظره دعوت کند و در این مناظره، سکوت آنها در شرایط کنونی جامعه را به پرسش بگیرد. وظیفه ی آنهاست که واقعیت درونی زندگی در فضای کنونی جامعه را آشکار کنند. یعنی عریان سازی کیفیت درونی زندگی زیر بار ستمی که دیگر تحملش ناممکن است

اسماعیل بخشی باید روشنفکران، نخبگان و دانشگاهیان، هنرمندان و چهره های فرهنگی را به مناظره دعوت کند و در این مناظره، سکوت آنها در شرایط کنونی جامعه را به پرسش بگیرد. وظیفه انهاست که واقعیت درونی زندگی در فضای کنونی جامعه را اشکار کنند. یعنی عریان سازی کیفیت درونی زندگی زیر بار ستمی که دیگر تحملش ناممکن است ...

اسماعیل بخشی کارگری است که در این سال ها بارها، همراه با هم صنفانش برای مطالبه حقوق انسانی خود به خیابان آمده و بعضا پاسخ مطالبه گری اش، فشار و تهدید و زندان بوده است.

اسماعیل بخشی مدعی است شکنجه شده و برای اثبات ادعای خود وزیر اطلاعات را به مناظره طلبیده است. مناظره ای که به فرض انجام، پاسخش همانی است که استاندار خوزستان داده است. آنجا که منکر هر گونه شکنجه ای شده و می گوید:
"رویه ما با مسئله آقای بخشی بصورت اجتماعی و کارگری است و اگرچنین نبود که برخوردهای دیگری با وی صورت می گرفت." (۱)

این نتیجه مناظره با "دیگری" است. دیگری پاسخش همواره چنین است. موضعی توام با تکبر و طلبکارانه. به عبارت دیگر، اسماعیل بخشی باید سپاسگزار باشد که برخوردهای "دیگری" با وی صورت نگرفته است.

حاصل جمع مناظره "ما" با "آنها" همواره منفی است. ما یعنی اکثریت جامعه ایرانی که این روزها ریز فشارهای فزاینده اقتصادی و مشکلات اجتماعی و سیاسی دیگر رمقی برایش نمانده و آنها یا دیگری، یعنی اقلیت صاحبان سرمایه های هزاران میلیاردی و قدرت لایزالی. نتیجه چنین مذاکره ای بدهکاری مطلق برای ماست. بیش از آن، چنین مناظره ای بازی در زمینی است که برون دادش اختگی و انفعال امروز جامعه مدنی است.

اما مناظره واقعی، اثربخش و کارآمد رویارویی صریح با جامعه ایرانی است مواجهه ای چالشی و طرح پرسش های بنیادی.

اسماعیل بخشی باید روشنفکران، نخبگان و دانشگاهیان، هنرمندان و چهره های فرهنگی را به مناظره دعوت کند و در این مناظره، سکوت آنها در شرایط کنونی جامعه را به پرسش بگیرد. وظیفه انهاست که واقعیت درونی زندگی در فضای کنونی جامعه را اشکار کنند. یعنی عریان سازی کیفیت درونی زندگی زیر بار ستمی که دیگر تحملش ناممکن است.

از سوی دیگر اسماعیل بخشی باید تشکل ها و فعالان کارگری را مخاطب قرار دهد که بر مبنای کدام مشی و استراتژی سال هاست به جای همنوایی با "ما" و پیگیری مطالبات، ساز تفرقه و جدایی را کوک میکنند؟!

او باید حتی پا را فراتر بگذارد و همکارانش را نیز به پاسخگویی دعوت کند .پاسخی درخور به این سوال که چرا در شرایطی که بخشی ار کارگران هفت تپه زیر فشار اخراج، تهدید و زندان هستند گزینه بازگشت به کار را بر می گزینند؟!

با طرح چنین پرسش هایی است که مناظره حقیقی شکل می گیرد و در شرایطی که "دیگری" مشغول خلق دوگانه سازی های کاذب بعنوان امر سیاسی ماجرایی تازه است، جامعه با جامعه رودرو می شود و به دیگری و آن چیزی که تئودور ادرنو فرهنگ سازمان یافته می نامد پشت می کند. فرهنگی که به زعم ادورنو آخرین احتمال را برای اینکه مردم بتوانند با خودشان رودرو شوند را از بین می برد. (۲)

در این مواجهه حقیقی است که جامعه از پذیرش و تسلیم در برابر تناقض ها سرباز زده و به مقایسه اجتناب ناپذیر دیروز و امروزش دست می زند. و این ستیزی حقیقی است. چنانکه کوندرا می گوید، ستیز با قدرت ستیز حافظه با فراموشی است. (۳)

محمد حبیبی
زندان اوین، دی ماه ۹۷

*  *  *  *

۱- روزنامه ایران ۱۳۹۷/۱۰/۱۶
۲- اخلاق صغیر – تئودور آدورنو
۳- خنده و فراموشی – میلان کوندرا

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: