مبارزه علیه ترور با شبکه های ترور

صورت حساب مالی آمریکا در عراق یک تریلیون دلار برآورد می شود. قدرت نظامی اش در عراق مورد آزمایش قرار گرفت و مانند مورد افغانستان قادر به ادامه استقرار در این کشور نگردید. علاوه برآن مشروعیت خود را نیز نه تنها در این کشورها و کشورهای منطقه که در میان افکار عمومی خود آمریکا نیز از دست داد. در این رابطه هزینه ایجاد دولت کردی در منطقه (پروژه کردستان بزرگ) که در مرکز هدف استراتژیک آمریکا در خاورمیانه قرار دارد، هم از لحاظ مالی و هم نظامی بسیار بالاست و آمریکا و غرب قادر به پرداخت آن نیستند.

اوباما در سالگرد 11 سپتامبر2001، استراتژی آمریکا در مبارزه علیه داعش را اعلام کرد. استراتژی اوباما بر جنبه نظامی آن تاکید، ولی جنبه اصلی و اهداف سیاسی آن را از نظرها دور داشت.(1)

ویژه گی های استراتژی نظامی آمریکا علیه داعش

1- آمریکا بمباران هوایی مواضع داعش را وسعت و افزایش خواهد داد. در عراق، نیروهای دولت مرکزی عراق، پیشمرگه های بارزانی، عشایر سنی تحت حمایت آمریکا، و در سوریه “ارتش آزاد سوریه”، “پ. ی. د” PYD (شاخه پ.ک.ک در سوریه)،”جهاد اسلامی” سوریه و کلیه سازمانهای سلفی – وهابی … به استثنای “جبهه النصره” در زمین، با پشتیبانی هوایی آمریکا علیه داعش خواهند جنگید.

2- مواضع داعش در عراق و سوریه در معرض حملات هوایی قرار خواهد گرفت، و اگر داعش به سوی جنوب سوریه و یا لبنان و یا هرکشور دیگری رو بیاورد در آنجا هم مورد حمله قرار خواهد گرفت.

3- مبارزه علیه داعش مبارزه ای طولانی خواهد بود. چارچوب زمانی آن 36 ماه و در صورت لزوم تمدید خواهد شد.

چنان که آشکار است، هدف نظامی آمریکا، وارد کردن فشار بر داعش و راندن آن به سوی مناطق مورد نظر خود، یعنی مناطقی که قصد جدا کردن آن از سوریه را دارد، و سپس به بهانه پاک کردن داعش از این مناطق، به دست گرفتن کنترل این مناطق است. به زبان دیگر، استراتژی نظامی فوق، در خدمت ایجاد سپر دفاعی بر مناطق کرد و سپس اعلام خودمختاری کردها در آن مناطق و نهایتا جداکردن آن از حاکمیت سوریه قرار دارد.

اهداف سیاسی استراتژی آمریکا علیه داعش

استراتژی نظامی آمریکا در خدمت استراتژی سیاسی و اهداف بلند مدت آن قرار دارد و دارای سه مرحله است.

 مرحله اول، اتحاد کردها:

- تامین اتحاد کردها، عمدتا تامین اتحاد پ. ک. ک (PKK) و “حزب دموکرات کردستان (KDP) بارزانی.

- مجبور کردن ترکیه به قبول این اتحاد و بازی کردن نقش حامی کردها. حساب آمریکا این است که با وارد کردن ترکیه به هسته اصلی ائتلاف علیه داعش بتواند از پایگاه های ترکیه استفاده و از این طریق ارتش ترکیه را به ماجراها و در واقع به گرداب پروژه های منطقه ای خود بکشاند.

- کاهش نفوذ و کنترل ایران بر روی “جبهه میهنی کردستان” KYB)) طالبانی، و مانع شدن افزایش نفوذ ایران بر حزب دموکرات کردستان بارزانی.

نهایتا، آمریکا قصد دارد که همراه تشکیل ائتلافی از نیروهای نظامی متضاد، به تشکیل جبهه وسیع تری در منطقه مرکب از نیروها و دولت های سنی، “جبهه سنی” دست زند. در این میان، نقشی که قصد دارد به ترکیه تحمیل کند، ایفای نقش رهبری و هماهنگ کننده، هم درهسته ائتلاف، و هم در جبهه سنی است.

مرحله دوم، کنترل عراق:

یکی از موانع عمده آمریکا در جهت کنترل دوباره عراق، حکومت مالکی بود، تصرف موصل توسط داعش زمینه و بهانه برکناری حکومت مالکی را فراهم کرد. با روی کار آمدن حکومت جدید در عراق (حیدرعبادی) آمریکا سعی دارد کنترل دوباره خود را بر عراق برقرار کند. ولی مالکی از آنجایی که پشت سرش نیروی بزرگی وجود دارد توانست در نقش معاون رئیس جمهور دوباره در صحنه سیاست عراق ظاهر گردد. به علاوه ارتش عراق و وزارت دفاع عراق با افزایش کمک های نظامی روسیه و با آگاهی به طرح های آمریکا، به سوی روسیه تمایل پیدا کرده است.

آمریکا در عراق تلاش می کند، طالبانی و حزب “گوران” را از دایره ی نفوذ و تاثیر ایران دور کرده و علی رغم تضادهای عمیق آنها با KDP (حزب دموکرات کردستان) بارزانی آنها را در یک جبهه علیه داعش متحد کند. راه رسیدن به این هدف، کمک های تسلیحاتی، دادن آموزش های نظامی و حمایت سیاسی از هر سه آنهاست. هدف، اتحاد پیشمرگه های بارزانی- طالبانی، تغییر بنیادهای نظامی این نیروها (جنگ چریکی در مناطق کوهستانی) به طریقی که بتوانند هم در کوه و هم در مناطق غیر کوهستانی قادر به جنگ باشند، است. حمایت از عشایر سنی در مناطق مرکزی عراق، آموزش نظامی آنها و از این طریق تحت کنترل درآوردن آنها نیز در این چارچوب قرار دارد.(2)

 

دیدار جان کری با مسعود بارزانی

مرحله سوم، مداخله در سوریه:

یکی از مهم ترین هدف های مرحله دوم مربوط به سوریه، یعنی ایجاد آمادگی مداخله در سوریه است. “تعلیمات ویژه جنگ” و تجهیز و تسلیح “ارتش آزاد سوریه”، گروه های “میانه روی” اسلامی و ” پ.ی.د” PYD، پیاده کردن نیروهای ویژه آمریکا (دلتا فورس) و مزدوران “بلک واتر” در شمال سوریه به همین منظور است.

در مرحله اول به بهانه تعقیب و بمباران داعش، بمباران مناطق جنوبی و تحت کنترل ارتش سوریه را آغاز خواهد کرد و سپس پیشروی گروه های “میانه روی” اسلامی و ارتش آزاد سوریه بسمت جنوب را پشتیبانی هوایی خواهد کرد، و نهایتا، اگر قادر باشد، مانند مورد عراق، بخش شمالی سوریه را از حاکمیت سوریه جدا و حکومت مرکزی سوریه را مجبور به قبول خود مختاری شمال سوریه خواهد کرد. در نتیجه شمال عراق را از طریق سوریه به دریای مدیترانه وصل خواهد کرد.

استراتژی مبارزه علیه داعش و مفهوم جدید مبارزه علیه ترور

آمریکا با استراتژی فوق، در واقع “مفهوم” Concept سیاسی “مبارزه علیه ترور با شبکه های ترور” را پذیرفته است. این مفهوم بدین معنی است:

- آمریکا در کشورهایی که مورد هدف آمریکا هستند، از سازمان های ترور آن کشور علیه آن کشور استفاده خواهد کرد.

- از سازمان های ترور جدید، علیه سازمان های تروری که قبلا در کشورهای مورد هدف آمریکا مورد استفاده قرار گرفته اند، استفاده خواهد کرد.

- از طریق سازمان های ترور، کشورهای مورد هدف خود، با کشورهای وابسته به خود را رو در رو قرار خواهد داد.

آنچه که در سه سال اخیر در سوریه روی می دهد در عمل کاربرد جدید مفهوم فوق و استراتژی اوباما است. آمریکا در سال های اخیر در کشورهای عربستان، اردن و ترکیه به “تعلیم و تجهیز” انواع سازمان های ترور (چه اسلامی و چه غیر اسلامی) مشغول بوده و این راز پنهانی نیست. این واقعیت را سناتورهای آمریکایی، از جمله سناتور “ریچارد بلک” اعتراف می کند. آنچه که در این مفهوم تازگی دارد، قانونیت یافتن آن در آمریکاست. چنان که ابتدا مجلس نمایندگان و سپس سنای آمریکا لایحه ی: “تعلیم و تسلیح مخالفین سوریه” را که تماما گروه های تکفیری ـ جهادی و یا گروه های دست پروده سازمان های اطلاعاتی غرب هستند را تصویب کرد.(3)

در سه سال اخیر عربستان سعودی هر سال 6 هزار مخالف سوری را تعلیم داده و تجهیز کرده است، و اکنون ترکیه نیز به این لیست اضافه شده و قرار است هر سال 7 هزار مخالف سوری را تعلیم داده و تجهیز کند. این وضعیت، بدین معنی است که، بعد از این، حمایت از ترور و تعلیم و تجهیز تروریست ها در ترکیه نیز صورت قانونی پیدا خواهد کرد. انتخاب نام “مخالفین میانه روی اسلامی” و یا “مخالفین دستچین شده” که علیه رژیم سوریه می جنگند، کمک های نظامی، مالی، لوجستیک به گروه های ترور دست پروده ، نمی تواند واقعیت آنچه را که اتفاق می افتد، تغییر دهد.

وضعیت فوق اشاره به آغاز دوران جدیدی در جهان است. در گذشته، کشورها برای پیشبرد منافع خود از سازمان های ترور استفاده می کردند. حتی متخصص این امر آمریکا، سازمان های ترور جدیدی برای جنگ علیه سازمان های ترور مورد حمایت خود ایجاد می کرد (نمونه داعش). ولی کشورها آن را غیر مستقیم و به شکل پنهان و از طریق سازمان های اطلاعاتی خود انجام داده و یا آن را هدایت می کردند. این واقعیت که هرکشوری دارای القاعده خاص خود است و یا این که 30% اعضای داعش و النصره از کشورهای غربی هستند این واقعیت را بیان می کند. بعد از اشغال موصل توسط داعش، کشورها عملا و آشکارا شروع به استفاده از سازمان های ترور کردند. یعنی جنگ از طریق سازمان های ترور علیه کشورهای مورد هدف!

هدف آمریکا در اتخاذ استراتژی فوق: دامن زدن به بی ثباتی مدام در منطقه

تجربه سال های اخیر نشان داده است که آمریکا ظرفیت و توان اشغال و نگهداری کشورهای مورد هدف را تا حد زیادی از دست داده است. حتی در صورتی که پنتاگون و ارتش آمریکا در تحمیل جنگ علیه کشور مورد هدف پیروز و کشور مورد نظر را نیز اشغال کند، نمی تواند به اشغال دائمی و تغییر بنیادی جدی رژیم در آن کشور موفق شود.

صورت حساب مالی آمریکا در عراق یک تریلیون دلار برآورد می شود. قدرت نظامی اش در عراق مورد آزمایش قرار گرفت و مانند مورد افغانستان قادر به ادامه استقرار در این کشور نگردید. علاوه برآن مشروعیت خود را نیز نه تنها در این کشورها و کشورهای منطقه که در میان افکار عمومی خود آمریکا نیز از دست داد. در این رابطه هزینه ایجاد دولت کردی در منطقه (پروژه کردستان بزرگ) که در مرکز هدف استراتژیک آمریکا در خاورمیانه قرار دارد، هم از لحاظ مالی و هم نظامی بسیار بالاست و آمریکا و غرب قادر به پرداخت آن نیستند. لذا چاره راه برای پایین آوردن مصارف پروژه، راضی کردن یکی از دولت های منطقه برای انجام آن به نیابت از طرف آمریکاست، ولی مشکل در این جاست که هیچ کشور منطقه راضی به ایفای این نقش نیست.(4)

از این رو تنها نیرویی های که باقی می مانند، سازمان های ترور اسلامی و یا گروه های کرد منطقه هستند تا بتواند به دست آنها زمینه های عملی کردن پروژه خود را فراهم سازد.

این بدین معناست که: آمریکا بعد از این، اهداف و برنامه های خود را با “مقاطعه کاران” منطقه ای و با دست آنها پیش خواهد برد. چنان که تحمیل جنگ علیه سوریه از این جنس است. در سه سال گذشته آمریکا قادر به سرنگونی رژیم سوریه نشد و رژیم سوریه سرپا ماند. ایجاد و استفاده از شبکه های ترور، گردآوری سازمان های ترور زیر یک چتر به بهانه مبارزه با داعش، پشتیبانی هوایی از طریق بمباران داعش، وعده و وعید به سازمان های کردی در ایجاد دولت کردی و حمایت هوایی آنها در جنگ علیه داعش، در واقع نه مبارزه واقعی با داعش که در خدمت بی ثبات کردن مدام کشورهای منطقه است تا بتواند فرصت مداخله را به چنگ آورد و رژیم سوریه را سرنگون و عراق را دوباره تحت کنترل خود در آورده و پروژه کردستان بزرگ را عملی کند.(5)

پانویس ها:

1)   نیویورک تایمز 8 سپتامبر 2014.

2) پارلمان حکومت کردی شمال عراق دارای 111 کرسی است. در انتخابات 21 سپتامبر 2013 حزب دموکرات کردستان بارزانی 38، حزب کردی “گوران” تحت رهبری “نوشیروان مصطفی” ( که از جبهه میهنی کردستان طالبانی جدا شده است) 24 کرسی، و جبهه میهنی طالبانی 18 کرسی به دست آوردند.

3) “شفق ترزی” Şafak Terzi خبرنگار و نویسنده”روزنامه آیدینلیک” Aydınlık در مصاحبه با سناتور آمریکایی”ریچارد بلک”Richard black نوشت:”آمریکا سلاح های ارتش لیبی را به ترکیه می فرستد و ترکیه این سلاح ها را وارد سوریه می کند. آمریکا هرماه 250 جهادی را در ترکیه تعلیم داده و به جبهه سوریه اعزام می کند.”

4) مواضع حکومتAKP در خطوط عمده با پروژه ی خاورمیانه بزرگ آمریکا منطبق است، ولی از یک طرف اولویت های حکومت ترکیه در این رابطه با اولویت های آمریکا همخوانی ندارد و از طرف دیگر و مهم تر، نیروهای ملی، نهادها و سازمان های مستقل، نیروهای لائیک، طرفداران آتاترک، بویژه حزب کارگر و ارتش ترکیه، مخالف سیاست های حزب حاکم و مانع عمده در مقابل سیاست های آن هستند. این نیروها، تجزیه عراق، سرنگونی رژیم سوریه و تجزیه سوریه، و ایجاد دولت کردی را خطری جدی برای وحدت ملی و وحدت ارضی ترکیه تلقی می کنند، زیرا تن دادن به سیاست های “آ. ک.پ” و پیشروی این سیاست ها نهایتا رودررویی ترکیه را با روسیه و ایران اجتناب ناپذیر کرده و جنگ های بی پایان منطقه ای را دامن خواهد زد.

5) دلیل علاقه غرب و در راس آن آمریکا به مسئله کرد، و ایجاد دولت کردی در منطقه، ظاهری فریبنده و بشردوستانه داشته، و به دلسوزی با خلق کرد، و رهایی خلق کرد از ستم دولت های مستبد منطقه تلقی می شود. ولی در واقع، اهداف واقعی استعمارگرایانه، غارتگرانه و چپاولگرایانه غرب، هم برای دولت ها و هم بسیاری از خلق های منطقه روشن و ملموس است.

15% منابع نفت دنیا در حوزه دجله – فرات (مزاپوتامیای تاریخی) قرار دارد، که مسکن خلق های بسیاری، با زبان ها و قومیت ها و مذاهب، گوناگونی است، که خلق کرد یکی از آنهاست. این منطقه در میان مناطق استراتژیکی قرار دارد که مبارزه برای تسلط بر آن و مبارزه هژمونی بر جهان در آن جریان دارد. این مبارزه در آینده نزدیک نه به خاطر صرفا منابع نفت (منابع فسیلی)، بلکه به لحاظ منابع سرشار انرژی، مانند آب، باد و انرژی خورشیدی موضوع رقابت قدرت های هژمونیک جهان خواهد بود. احتیاج دنیا تدریجا به انرژی فسیلی کاهش پیدا می کند و پیش بینی می شود که منابع فسیلی منطقه در 30 – 40 سال آینده و حداکثر در 50 سال آینده و یا کمی بیشتر به پایان خواهد رسید. تغییرات جوی، گرم شدن کره زمین و در نتیجه، خشک شدن منابع آب، خشک شدن اراضی کشاورزی و افزایش روزافزون جمعیت، منابع آب منطقه را به یک کالای استراتژیک حیاتی تبدیل می کند. یعنی در زبان سرمایه داری آب یک “کالای سودآور” بزرگ در آینده است و اهمیت آن به مراتب از نفت بیشتر خواهد بود.

عراق و سوریه مانند ده ها قرن گذشته محتاج آب های دجله و فرات هستند و تمدن بزرگ و شایان آنها (مزاپوتامیا – بین النهرین) همیشه محتاج بدان بوده است که منشاء ثروت و حیات است. کنترل آب های دجله و فرات (که از کوه های ترکیه سرچشمه می گیرند) به معنای کنترل کشورهای حوزه ی این رودهاست، به علاوه احتیاج کشورهای شبه جزیره عرب، اردن و اسرائیل نیز با گذشت زمان، هر روز به منابع آب شیرین بیشتر می شود. از این نظر کنترل آب های دجله و فرات برای اتحادیه اروپا و آمریکا یک هدف استراتژیک محسوب می شود، تا جایی که یکی از سرفصل های مذاکرات اتحادیه اروپا- ترکیه (2014) در مورد عضویت ترکیه، شرط قبول تعهد ترکیه نسبت به کنترل آب های دجله – فرات توسط اتحادیه اروپا بود! در حقیقت، اشک تمساح ریختن برای خلق کرد و جهانی کردن مسئله کرد به کمک تبلیغات رسانه های غرب، چیزی جز سرپوش گذاشتن به مطامع استعماری غرب نیست، که تنها می تواند با سوار شدن بر گرده ی خلق های منطقه و به بردگی کشاندن آنها تحقق یابد.

* در رابطه با موضوع فوق می توانید به این لینک ها نیز مراجعه کنید

http://www.iranglobal.info/node/39527

http://www.shahrvand.com/archives/54752

http://www.azer-online.com/azer/?p=24588

25 دسامبر 2014

http://www.shahrvand.com/archives/57218

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دستپاچه نشوید عزیز! خیلی وقت است که همه چیز عیان شده است! مشکل شماها آن است که خوانندگان ایرانگلوبال خیلی باهوشتر و باسوادتر از امثال شماها هستند، و آن ننه من غریبم بازیهایی را که در سایتهای پانتورکی و حسابهای فیس بوکی راه می اندازید، اینجا کسی خریدارشان نیست! خیرپیش!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عزیزان دیدید که چگونه مشت جامعه شناسان باز شد و این واقعیت بر همه عیان گشت که جامعه شناس ایرانی، هیچ چیز در چنته ندارد، همه به حقانیت این گفته من پی‌ بردند که ( جامعه شناسی‌ در ایران، بر پایه هویت زدائی از ترکان و ترک ستیزی ) بنیان گذاری شده، حالا که ثابت شد جامعه شناس ایرانی نه قادر به تعریف جامعه شناسی‌ است، نه از وظیفه جامعه شناسی‌ چیزی میداند، نه از تحولات حیطه جامعه شناسی‌ چیزی میداند، اینک این جامعه شناسان، با دستان خالی‌، باید به تنها دست آورد ناسیونالیزم فارسی‌، که کارخانه‌های جوک سازی است، دو دستی‌، آویزان شود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آن کس که به قول شما خودش را وارد میدان کرد جامعه شناس نبود و نیست و از این غلطها هم نمیکند که مثل خودشیفته های متوهم ادعای جامعه شناسی بکند. جامعه شناس بیکار نیست که با امثال شما وارد بحث بشود که تلاش میکنید جامعه ی موجودات خیالی مثل زامبی را با تئوریهای مارکس تطبیق دهید و حرفهای مضحک از پیش خود در بیاورید.
«زامبی‌ها هیچ اعتقادی به ( مالکیت شخصی‌ ) ندارند، بنا بر حس غریزی، مکان‌های شخصی‌ و دولتی را تصاحب میکنند، همچنین برای یک زامبی، برادر، خواهر، پدر، مادر، فرزند هیچ معنا ئی ندارد.»
معنی این خزعبلات چیه؟ اصلا زامبی وجود خارجی داره که حس غریزی داشته باشه یا اعتقاد به چیزی داشته باشه یا جامعه داشته باشه؟!!! پیشنهاد میشه در مرحله بعد از آدم فضاییها کمک بگیرید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نه عزیز من تخصصم جامعه شناسی نیست ولی اینقدر سواد جامعه شناسانه دارم تا بفهمم که آن چرتهایی که جنابعالی از ویکی سرهمبندی میکنی هیچ ربطی به جامعه شناسی ندارند. برای فهمیدن مبتدیات جامعه شناسی دست کم باید چهارسال تحصیل دانشگاهی در آن زمینه داشته باشی. آنوقت میتوانی تاثیر مارکس و دیگران را درک کنی، آنهم بصورت مقدماتی. و آنوقت میفهمی که این حرفهایت در مورد «ترکها با روحیه بالای کارآفرینی» چرندیات فاشیستی و نژادپرستانه ای هستند در حد چرندیات آدولف هیتلر در مورد «نژاد آریایی با روحیه والای تمدن سازی»!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 


خواهشن پیشنهادات گهربارتان را برای خود و افندیهای پانتورکتان نگهدارید و ما را مستفیض نفرمایید! امثال شما و یونس شاملی و یکی-دو پانتورک دیگر فکر میکنید که صرف زیستن در خارج آدم را باسواد میکند! چه در ایرانش باشد چه در ترکیه و خارجش، باسواد بودن مستلزم مطالعه و تحصیل است، که شماها ندارید. در همان ایرانش کمتر جوان آذری یافت میشود که دانشگاه نرفته باشد و تحصیل آکادمیک نکرده باشد. این بدان معناست که آنان سوادشان از امثال شماها بمراتب بیشتر است و برای همین هم کسی برای «لیدرهای بیسواد» تره هم خرد نمیکند! اوایل کسی شماها را نمی شناخت وبرخی بدبختهای ایران نشین فکر میکردند که کاره ای هستید! باید ممنون ایرانگلوبال بود که مچ همه تان را باز کرد و درجه بیسواد و بی دانش بودنتان را در معرض دید عموم گذاشت!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عزیزان جامعه شناسی‌ در غرب سر این موضوع که (آیا یک جامعه مدنی و سیویل دارای ساختار سازنده و ویرانگر است ) یا ( آیا یک جامعه سیویل و مدنی دارای ساختار هارمونیک و همگون ) است سر جدال دارد، یعنی‌ کشتی‌ جامعه شناسی‌ در اقیانوس شک و تردید، میلیمتری به پیش می‌‌رود، در بحثی‌ که در اینجا شروع شد یک جامعه شناس خودش را وارد میدان کرد و دلیل آن نیز این بود که من گفتم ( جوامع آزربایجانی و ترک، دارای روحیه بالای کار آفرینی هستند و و تطبیق سیستم کمونیستی بر این جوامع دشوار است )، حالا چرا جامعه شناس ما که خودش را وسط بحث پرتاب کرد به این موضوع حساس هستند؟ آیا حساسیت ایشون از اشاره من به ترک بر می‌‌خیزد؟ آیا کّل جامعه شناسی‌ در ایران برای هویت زدائی از ترک و ترکان بنا شده؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جامعه شناسی‌ سالهاست خود را از یوغ مارکس آزاد کرده، پس وقتیکه از جامعه شناسی‌ حرف میزنی از دایناسوری مثل مارکس حرف زدن بیهوده است، جامعه شناسی‌ امروز در دو ۲ حیطه ( جامعه شناسی‌ کاربردی ) و ( جامعه شناسی‌ عملگرا ) ادامه دارد ولی‌ اشکالات کلی‌ بر این حیطه‌ها وارد است، از طرفی‌ جامعه شناس ایرانی‌ هنوز وارد این دو حیطه نشده و از استخوان‌های پوسیده کارل مارکس چسبیده است. پیشنهادی به شما دارم خودتان را در قید ظرفیت درک دانشگاه‌های ایران و جامعه شناسان ایران محصور نکنید، همانطور که هیچ آدم عاشق ادبیاتی خودش را در تنگنای ادبیات شعر و شاعر زده ایران محصور نمیکند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 


طبق درک و فهم شما از جامعه شناسی و علوم اجتماعی، باید این حوزه های علمی در تمام دانشگاهها بسته شوند، چرا که حرفی برای گفتن ندارند! البته رژیم فقها در ایران سالهاست که به دنبال این هدف است. بوکو حرام و الشباب و داعش و طالبان نیز همینطور. کسی چه میداند، شاید رهبر شما آقای اردوغان قبل از دیگر ارتجاعیون موفق به انجام اینکار در ترکیه بشود، دنیا را چه دیدی!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حالا ببینیم چگونه تئوریهای جامعه شناسانه، راه را به انواع و اقسام نظریه پردازیها باز میکنند، شما از مارکس مثال زده اید، من با مبنا قرار دادن مارکس، به یک نتیجه گیری کاملا متضاد خواهم رسید، مارکس هیچ اعتقادی به ( مالکیت شخصی‌ ) ندارد، همچنین روابط خانوادگی در دید مارکس جایگاه والائی ندارند، من با مبنا قرار دادن ( مارکس ) ادعا می‌کنم که چیزی که مارکس میخواسته ( جامعه زامبی‌ها ) یا همان ( جامعه مرده‌های متحرک ) است، زامبی‌ها هیچ اعتقادی به ( مالکیت شخصی‌ ) ندارند، بنا بر حس غریزی، مکان‌های شخصی‌ و دولتی را تصاحب میکنند، همچنین برای یک زامبی، برادر، خواهر، پدر، مادر، فرزند هیچ معنا ئی ندارد. آیا غیر از این است که دید مارکس به جامعه، یک دید اسطوره‌ای بود؟ علم نیز با اسطوره سر جنگ دارد، پس شما نمیتواند انتظار یک تفسیر علمی‌ با مبنا قرار دادن مارکس از من داشته باشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عجب پس چرا جامعه شناسان اروپائی با مبنا قرار دادن این جامعه شناسان، قادر به حل تضاد‌های اروپا نشدند؟ چرا امروز اروپا به این روز افتاده است؟ مارکس و مرده‌های متحرک تروریست بدون طبقه چگونه در این بلبشو تروریستی که آسمان اورپا را چون ابرهای سیاه در بر گرفته قابل تعریف و شناسائی هستند؟ وقتیکه اقتصاد یک جامعه فرو می‌‌پاشد دست کم چند نفر اقتصاد دان را دستگیر کرده و روانه زندان میکنند، جامعه امروز خودش را در شرایط ( وحشیگری آنی‌ ) می‌‌یابد، این جامعه شناسان مفت خور چرا قادر به تحلیل شرایط نشدند؟ آیا غیر از این است جامعه شناس، مثل آخوند، از چند نظریه بی‌ اساس، مکتبی‌ ساخته تا با اتکا به این نظریه ها، صاحب دکانی شود؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

آقای یئنیلیک سابق و «وجدان آگاه» کنونی؛
چه کسی گفته < جامعه شناسی‌ مبتنی‌ بر زمان حال است>؟ جامعه شناسی دهها شاخه متنوع دارد که «سوسیولوژی تاریخی» هم یکی از مهمترین آنهاست. برخلاف تصور شما، حوزه فعالیت جامعه شناسان تاثیر گذاری مثل وبر، مارکس، دورکهایم، دوبویز، بوردیو و صدها متفکر دیگر «سوسیولوژی تاریخی» بوده است—یعنی بررسی پدیده ها در بستری تاریخی. این ادا و اطوارهای دون کیشوت گونه چه معنایی دارند بجز عقده گشایی های متوهمانه پانتورکی؟؟؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نه عزیز من عقده‌ی جامعه شناس شدن ندارم، این حرف شما اتفاقاً نشان عدم آگاهی‌ شما از تحولات دنیای کنونی‌ است، ما به مرحله‌ای رسیده ایم که جامعه شناسی‌، به ضدّ خود تبدیل شده است و این امر در تعریف جامعه شناسی‌ و وظیفه آن نهفته است، برای اینکه شما را با این واقعیت آشنا کنم سعی‌ می‌کنم تعریفی‌ از جامعه شناسی‌ و وظیفه آن ارائه دهم. ( جامعه شناسی‌ مبتنی‌ بر زمان حال است ) و ( وظیفه جامعه شناسی‌ تعریف و تفسیر نظم‌های متغیر است )، در دنیائی که علم هر ۷ سال دو ۲ برابر می‌‌شود و انقلابی‌ اطلاعاتی تضاد ( ابزار و معناا ) را از بین می‌‌برد شما میخواهید کدام نظم متغیر را تعریف و تفسیر کنید؟ پیش از اینکه شما آن نظم متغیر را تعریف کرده باشید نظم دیگری جایگزین آن شده است. از طرفی‌ جامعه شناس‌های ایرانی هتی کاری به نظم‌های این جامعه در ۱۰۰ سال پیش ندارند و میخواهند نظم موهومی را از لابلای شاهنامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوب، شما هم می توانید به لینکهای زیر مراجعه کنید:
https://books.google.co.uk/books?id=DtjSpIRhNNMC&pg=PA233&lpg=PA233&dq=self+employment+among+Iranians&source=bl&ots=W7J0Hh673x&sig=3R-_Uyulxs28gf-eKCq7uxQLrsE&hl=en&sa=X&ei=uWW7VN-WA-GtygPUrIGQCw&ved=0CCYQ6AEwAA#v=onepage&q=self%20employment%20among%20Iranians&f=false
یا
https://books.google.co.uk/books?id=wfYpUXdlf54C&pg=PA74&lpg=PA74&dq=self+employment+among+Iranians&source=bl&ots=pd68OcjkV7&sig=f_A0cep9bl4RYmXPr1zskUCmAjU&hl=en&sa=X&ei=uWW7VN-WA-GtygPUrIGQCw&ved=0CCgQ6AEwAQ#v=onepage&q=self%20employment%20among%20Iranians&f=false

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 


معلومه که شما عقده جامعه شناس بودن دارین و گرنه به جامعه شناسان میهنمان این همه توهین نمیکردین. شما که اینقدر عقده جامعه شناس بودن دارین، چرا در همان کانادا این رشته را بصورت علمی نمیخونین تا لااقل با مبتدیات علم جامعه شناسی آشنا بشین و از دری-وری گویی دست وردارین؟؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عزیزان دقت کنند در جامعه‌ای که ( جامعه شناس تحصیل‌کرده‌ ‌اش چه در خارج چه در داخل ) حرفی‌ برای گفتن ندارد و همینکه دهان مبارکش را باز می‌کند حرف‌های یک آدم میانه حال را میزند برای اولین بار من آمده‌ام و گفته‌ام ( جوامع آزربایجانی و ترک ) دارای روحیه بالای کارافرینی هستند و به همین دلیل، تطبیق سیستم کمونیستی با جوامع ترک و آزربایجانی سخت است، من به کسی‌ بی‌ احترامی نکرده ام، ولی‌ گویا این حرف بنده، یکی‌ را بدجوری رنجانده است. از طرفی‌ من گفتم که سازمان‌های استالینیستی / لنینیستی دست پخت و دست پرورده قدرتهای جهانی‌ هستند تا با استفاده از کمونیست ها، کشور‌های مستقل را تضعیف کنند یا به زیر بکشند، فقر را بر آنان تحمیل کنند و سپس مثل آب خوردن بر آنان مسلط شوند، همین کوبا را ببینید، امروز در صورتیکه که شما در داخل ( ۱۲ کتگوری و طبقه بندی ) قرار بگیرید میتوانید به

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فرصتی پیش آمده تا بیسوادی شما در موارد مختلف بیشتر نمایان شود. اولا ما حزبی به نام استالینیتی - لنینیستی نداشته و نداریم و اگر هم می خواستید چیزی از پیش خود جعل کنید، حق ان بود که می نوشتید لنینیستی - استالینیتی (چون به هر حال لنین مقدم بود بر استالین). آن چه شما می خواستید بگویید، احزاب با ساختار سانترال دموکراتیک پیشنهادی لنین است که البته همان زمان طرح نیز اشخاصی چون رزا لوکزامبورگ نسبت به پتانسیل انحراف آن به سمت دیکتاتوری تذکر داده بودند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حالا ببینیم چگونه اهداف ( کمونیست‌ها و قدرتهای جهانی‌ ) به شکل موازی و در یک جهت حرکت میکنند، اشاره کردم ( سازمان‌های استالینیستی - لنینیستی ) و شعبه‌های آن، دست پخت و دست پرورده قدرت‌های جهانی‌ است تا کشور‌های مستقل را با استفاده از کمونیست‌ها به زیر بکشند، فقر را بر آنان تحمیل کنند و به چپاول این کشور‌ها بپردازند، اینک با عملیات تروریستی در فرانسه، به بهانه شکست داعش، اکثر کشور‌های قدرتمند، می‌‌خواهند به پ کا کا یاری برسانند، کسی‌ به درستی‌ نمیداند که پشت این عملیات تروریستی، چه دست هائی خوابیده بود، ولی‌ هدف مشخص است، کمونیست ما نیز، با دل‌ و جان، می‌خواهد در رکاب پ کا کا، مبارزه کند، هدف چیست؟ با تقویت پ کا کا، تنها کشور موفق خاورمیانه را، تضعیف کنید، سپس در شرایط سلطه فقر، مثل آب خوردن، بر آنان مسلط شوید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در حالیکه فقط ۱۵ سال از شروع قرن ببیست و یکم می‌‌گذارد بشریت با بزرگترین ( چالش اقتصادی ) این قرن مواجه گشته است، این چالش اقتصادی توام شده با تروریزم، نابسامانی‌های سیاسی، فرو پاشی کشور‌های ملی‌، کمبود آب و هکذا، در چنین جوی، باید با تمام توان، عوامل بی‌ ثباتی، تخریب را محدود کرد و مرکز‌های ثبات را، تقویت کرد، در منطقه ما، پ کا کا مرکز بی‌ ثباتی است، سیاست ( الحاق خاک ) دیگران تبدیل به اولویت سیاست پ کا کا شده، از طرفی‌ ترکیه و آزربایجان به عنوان مراکز ثبات سر بر آورده اند، دو کشور ایران / عربستان نیز به عنوان قطب‌های تخریب منطقه را به بی‌ ثباتی میکشند که ایران در حال باخت به عربستان است، واقعیتی که تا حالا در مطبوعات فارس زبان فرصت انتشار نیافته این است که جدا از اهداف ( چند لایه ) عربستان در پایین آوردن قیمت‌های نفت در بازار‌های جهانی‌، افغانستان است، این کشور به شدت به کاپیتال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فرصتی پیش آمده تا مطالبی‌ که هیچوقت در مدیای فارسی‌ مطرح نشده اند مطرح شوند، شما خواستار دلیل برای ثابت کردن ( روحیه بالای کارافرینی ) در بین جوامع ترک و آزربایجانی شده اند که من به آن خواهم پرداخت، ولی‌ به مورد ( سازمان‌های استالینیستی - لنینیستی ) و شعبه‌های آنان کمی‌ بیشتر خواهم پرداخت، اگر قبول کنیم که این سازمان‌های استالینیستی - لنینیستی دست پروردهٔ به قول شما ( امپریا لیسم ) هستند پرسشی که باید جوابی به آن یافت این است که آیا کمونیست‌های جوامع شرقی‌ ( آلت دست امپریالیزم ) شده اند بدون اینکه به واقعیت پی‌ ببرند، آیا غیر از این است که ( لنین را سوار قطار ) کردند و به روسیه فرستادند و خمینی را سوار هواپیما کردند و به ایران فرستادند؟ در هر دو رخداد، نتیجه یکی‌ است و آن عقب مانده نگاه داشتن روسیه و ایران بود، در مورد روح کارافرینی جوامع ترک و آزربایجانی دقت کنید که

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از آنجايي كه من هفت روز هفته خدا را سانسور هستم فقط محظ يادآوري مگم نظر من دقيقاً نقطه نظر دوستان وجدان آگاه و Anonymous مي باشد . وجود اين دوستان نشانگر رشد و اعتلاي مردم ترك و مسلمانان متحدمان است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چرا؛ این ادعا را مطرح کرده اید. البته شاید شما نبودید و عموزاده تان که جناب ینلیک باشد این ادعا را مطرح فرموده بود که عصر لیبرال دموکراسی به سر رسیده و جهان در حال حرکت به سوی مدل پوتین - مدودوف است. بروید از ایشان بپرسید، حتما راهنماییتان خواهند کرد؛ البته اگر بنده خدا آلزایمر نگرفته باشد.
در آمریکا حزب طبقه کارگر نداریم چون شاید طبقه کارگر آمریکا آگاهی لازم برای تشکل دهی حزبی که مدافع منافعش باشد را هنوز ندارد. شاید این آگاهی را بعدا پیدا کند کما اینکه طلیعه ی آن را در حرکاتی مثل جنبش اشغال وال استریت می دیدیم (هر چند که پسر عمویتان ینلیک کوشندگان آن جنبش را جوانان پیتزاخور! معرفی میکرد). مسلما غیر قانونی کردن حزب کمونیست در مهد سرمایه داری آمریکا و تعقیب و پرونده سازیهای امثال جوزف مک کارتی، هزاران نوع تبلیغات آنتی سوسیالیستی و ... هم بی تاثیر نبوده.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بر خلاف ادعای شما، من هیچوقت مدل (پوتین - مدودوف )را، بهترین روش اداره کشور معرفی‌ نکردم، به نظر من، شاخه‌های سازمان‌های استالینیستی - لنینیستی منجمله (استالنیست، بلشویک، مائو ئیست ، تروتسکی) بهترین حربه در دست قدرت‌های جهانی‌، برای به زیر کشیدن کشور‌های مستقل است، یک شخص تیز بین باید دریابد که چرا در آمریکا این همه شعبه‌های چپی و کمونیستی وجود ندارند ولی‌ در کردستان ده‌ها شعبه سازمان‌های استالینیستی - کمونیستی وجود دارند، به نظر من، سیستم سرمایداری با تمام نواقصش، بهترین سیستم در حال حاضر برای اداره جوامع است، سرمایداری مخصوصا برای جوامع ترک و آزربایجانی که دارای ( روحیه بالای کار آفرینی ) هستند قابلیت تطبیق زیادی دارد، در دید کلان به ( توسعه منطقه ) باید یک نکتهٔ حیاتی‌ را مورد تمرکز قرار داد و آن این

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشکر از آقای قرجه لو که برای آگاهی مردم، نقشه های اینچنینی را در منطقه برای مردم تشریح میکند، اما باید یاد آور شد، که یکی ازعوامل اصلی جرتی تر شدن اکراد در ایجاد کردستان بزرگ که تنها به کشتار شمار وسیعی یعنی صدها هزار نفر از مردم منطقه مخصوصا ملل اعراب و ترک ....و امثالهم خواهد انجامید، و صدمه بزرگی نیز بخود اکراد خواهد زد، در واقع مشتی به اصطلاح هواداران دیروزی سوسیالیسم واقعا موجود رحمه الله دیروزی روسی، امروز برای خود شیرینی، و به بهانه دوستی با ناسیونالیستهای کرد، در خدمت تبلیغات سیاسی اکراد انجام وظیفه میکنند، و به زعم خودشان برای معروف شدن، مدام در تلویزیونهای تبلیغاتی آنها ظاهر میشوند، تا بعنوان جاده صاف کن بی مزد، انجام وظیفه نمایند. و نمود همین عناصر خود باخته آذربایجانی، که در تجزیه و تحلیل مسئل منطقه و نقشه های امپریالیستی در ایجاد کردستان بزرگ عاجزند، بعنوان خرک پرش،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چیزی که هرگز متوجه نشده اید این است که چپ واقعی (و نه سوسیال ناسیونالیستها) چه در آذربایجان، چه در ایران یا آمریکا یا سومالی از حق تعیین سرنوشت خلقها حمایت کرده و میکند نه با دخالتهای امپریالیستی یا ایجاد دولتهای دست ساز. همچنانکه با ستم و تبعیض ملی مخالفت کرده و میکند. اما امثال اردوغان اگر منافع حقیرشان ایجاب کند، به کل ترکیه چوب حراج می زنند. بجای اردوغان کی قرار است انتخاب شود؟ احمد داووداغلو؟ عبدالله گول؟ یا کی؟ باز مثل انتخابات شهرداریها قرار است بشود که روستاییان را به شهرها ریختند تا شهردار انتخاب کنند؟ هنوز افاضات پیشینتان یادمان نرفته که گویا کارامدترین مدل سیاسی امروزه مدل پوتین - مدودوف است. دوستی شما با ترکیه دوستی خاله خرسه است. برای بار هزارم توصیه می شود دنبال کاری بروید که سر سوزنی هم که شده در آن سر رشته داشته باشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این اردوغان نیست که از پ کا کا و تشکیل کردستان بزرگ حمایت می‌کند، این چپ‌های ایران، آزربایجانی بودند که کفن پوشان بدون اینکه متوجه باشند به سیاه لشگر آمریکا تبدیل شده بودند، اردوغان رهبر یک حزب است که دیر یآا زود مردم شخص دیگری را به جای وی انتخاب خواهند کرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقاله مزبور ماهيت چپ ارتجاعى ،نژادپرستانه و سوسيال شونيست دارد،در واقع بيان كننده ورژن توركى يا توركيه اى حكمتيستها در توركيه است،حتى مى شود گفت كه ترجمه فارسى سخنان و اعتقادات دوغو پرينچك سوسيال شونيست مشهور توركيه است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوب، شما نبودید که قبلا می فرمودید جهان ملزم به همکاری با ترکیه است؟ می بینید که جهان مثل شما تک بعدی و از دریچه تنگ ترکیه پرستی به قضیه نگاه نمی کند و در صورت لزوم به جهت تامین منافعش کارت کرد و یا کارتهای دیگری رو می کند که عقل من و شما به آنها قد نمی دهد. راجع به نظر آقای قره جلو در مورد هم جهت بودن آک پارتی با سیاستهای استعماری آمریکا نظرتان چیست؟ باز هم می فرمائید که آمریکا ملزم به حمایت از اردوغان است یا نرم نرمک به این نتیجه می رسید که اردوغان ممکن است مهره ای بیش نباشد برای زمین زدن ترکیه؟ شما که صبح تا شام اینجا تبلیغ آک پارتی و اردوغانیسم می کنید، بهتر بود نکاتی در مقاله را برای اظهار فضل انتخاب می کردید که با افاضات قبلیتان در تناقض است نه این که هر چه دوست دارید انتخاب کنید و تفسیر به رای بفرمایید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در مورد استراژی کلان آمریکا در بوجود آوردن ( کردستان بزرگ ) با شما موافقم، همچنین به عدم رغبت کشور‌های منطقه در ایفای این نقش نیز با شما هم عقیده هستم، ( انبار فکر ) استراتژیست‌های غرب تاکید بر این امر مهم داشت که ( حمایت از کردستان ) باید دو هدف را مورد تمرکز قرار دهد. ۱- مبارزه با داعش ۲- بی‌ ثبات کردن ایران، ایران و زمامداران آن خیلی‌ دیر به ماهیت این هدف آمریکا پی‌ بردند و ( تشدید تنش ) بین ایران و اقلیم در اواخر سال گذشته از اینجا ناشی‌ می‌‌شود، واقعیت این است تشکیل کردستان بزرگ ( که بسیاری از چپ‌های ایرانی و آذربایجانی ) به دام آن افتادند در راستای هدف غرب برای بی‌ ثبات کردن منطقه است که شما نیز به اشاره کردید، تنها مردم آذربایجان جنوبی قادر به تشخیص این تله شدند که مورد خشم و غضب حزب کمونیست کارگری قرار گرفتند، تشکیل کردستان بزرگ، نه تنها هیچ دردی از دردهای منطقه را