در باره مراسم سالروز کوروش در پاسارگارد

نقدی بر نظرات مزدک بامدادان
مراسم سالروز کوروش در پاسارگاد، قبل ازهر نتیجه گیری تاریخی ؛اعتراض سیاسی هزاران جوان ایرانی علیه رهبری جمهوری اسلامی و استراتژی خامنه ای _سپاه بود: آنان شعار دادند که “کوروش پدر ماست - ایران وطن ماست" ویا "سوریه را رها کن - فکری بحال ما کن" ولی در عین حال شعار نژاد پرستانه هم داده شد و نوعی تفکر عرب ستیزانه در بطن جنبش موسوم به کوروش پرستان وجود دارد.قصد من دفاع از چپ سنتی و یا چپ مدرن و... نیست بلکه قصد دارم نظرات مزدک بامدادان در باره چپ ، اسلامی ها و کوروش پرستان بنویسم .

قصد من دفاع از چپ سنتی و یا چپ مدرن و... نیست بلکه نقد نظرات مزدک بامدادان در باره چپ ، اسلامی ها و کوروش پرستان می باشد.متاسفانه بسیاری به قول معروف سوراخ دعا را گم کرده اند و هر وقت در انحراف کنونی کم می آورند ، به چپ و اسلام حمله ور می شوند بدون اینکه اصولا تاریخ هخامنشی و کوروش را خوانده باشند. رضا مرادی در باره کوروش می نویسد:

آگاهی‌های ما در باره کورش تا حد بسیار زیادی متکی به منابع یونانی است. چرا که در منابع ایرانی، مطلقاً کسی به نام کورش وجود خارجی ندارد، تا چه رسد به شرح و توصیفی در باره او. مگر در حد یادکرد از نام او در آثار ابوریحان بیرونی و حمزه اصفهانی که حتی در همین حد نیز با سکوت فردوسی در شاهنامه روبرو شده است. فردوسی در حالی از افتخارات و کرامات اسکندر تعریف و تمجید کرده، که برخلاف ابوریحان و حمزه و ابن‌خلدون، حتی اشاره‌ای به نام کورش نیز ننموده است. شخصیتی به نام کورش که امروزه کسانی کوشش کرده‌اند تا از او امامزاده‌ای معصوم بسازند، ارتباطی با شخصیت واقعی و تاریخی کورش ندارد. 

برخی نکات مهم در نقد نوشته مزدک بامدادان :

1_ سالروز کوروش در پاسارگاد، قبل از هر نتیجه گیری تاریخی ؛اعتراض سیاسی هزاران جوان ایرانی علیه رهبری جمهوری اسلامی و استراتژی خامنه ای _سپاه بود: آنان شعار دادند که “کوروش پدر ماست - ایران وطن ماست" ویا "سوریه را رها کن - فکری بحال ما کن"  که« آشکارا عظمت "پدر کوروش" را وسیله تحقیر امام و ولی فقیه کرده است»*.ولی در عین حال شعار نژاد پرستانه هم داده شد و نوعی تفکر عرب ستیزانه در بطن جنبش موسوم به کوروش پرستان وجود دارد.

2_ اینجانب چپ بودم و لی اکنون خود را چپ  نمی دانم  با این وجود نسبت های «ایران ستیزانه» به چپ ایران آنهم بدون رفرنس ، بدون ارائه مدارک تاریخی و استدلال  غیر منصفانه است .

3_اگر چه مزدک « چپ کُهنه‌اندیش» را مورد حمله قرار می دهد ولی در متن مقاله متوجه می شوید که او کل چپ ایران را از حزب توده و چریک های فدایی و بیژن جزنی و ...را ایران ستیز می نامد . مزدک از سخنان فلان نماینده حزب کمونیست کارگری که علیه نظام پادشاهی سخن می گفت  با این استدلال ساده نگارانه  بامدادان که  « شاه» را مساوی «ایران »می پندارد و چون چپ ایران« شاه ستیز» بود، از این معادله ساده، نتیجه عوام فریبانه ای می گیرد پس چپ ؛ «ایران ستیز» است .

4_ وقتی ازچپ سخن می گویم بایستی مشخص کنیم کدام چپ؟ با این حال چپ ایران در مجموعه خود نه تنها ایران ستیز نیست بلکه بسیار هم ایران دوست بود  .

5_ داریوش همایون یکی از باهوش ترین استراتیژیستهای پانیرانیست _ دمکرات ایران روی جنبه« ایران دوستی چپ » سرمایه گذاری کرد و موفق شد بخش بزرگی از چپ ها را بسوی گفتمان دیالوگ و اتحاد عمل با طرفداران نظام پادشاهی مجاب نماید

6_هوشیاری تاریخی چپ ایران در آن بود که از «خلق های ایران» بجای «خلق ایران» و ستم مضاعف به گروههای ایتنیکی می گفت واز خودمختاری کرد ها و ترک ها در چهارچوب تمامیت ارضی حمایت می کرد و با تجزیه طلبی مرز داشت وگرنه اگر موضوع تنها «شاه ستیزی» بود که گروهها و سازمانهای رنگارنگ جبهه ملی درشاه ستیری از چپ ها تند و تیزتر بودند. پس چرا مزدک بامدادن« جبهه ملی» را ایران ستیز نمی نامد . موضوع کمی پیجیده از این ساده اندیشی جناب مزدک بامدادان است .موضوع هویت هایی است که مردمان خاورمیانه را از هم جدا می کند و در عصر دیجیتال _گلوبال موضوع اتینکی را به یکی از بزرگ ترین چالش های منطقه خاورمیانه بدل ساخته است .

7_ انسان دارای هویت های متعددی است هویت ملی ، هویت مذهبی ، هویت سیاسی وایدئولوژیک...

8_ انسانها عموما دارای هویت دو گانه اند. هویت مذهبی و هویت ملی ... مذهب قدمت بسیار طولانی تری نسبت به هویت ملی دارد .

9_.پایان جنگ جهانی اول دورۀ مهمی از نظر تغییر نظام و سیاست بین‌المللی بود.انگلیس، با حمایت پنهانی امریکا، توانست زنجیره‌ای از دولت‌های نظامی در منطقۀ ما در برابر نفوذ کمونیسم شوروی ایجاد کند که عبارت بودند از: آتاتورک در ترکیه، فیصل در عراق، رضاشاه در ایران، امان‌الله‌خان در افغانستان و ژنرال چیان‌ کای‌چک در چین. در خاورمیانه رضا شاه و آتاتورک بنابر مصالح بین المللی تصمیم گرفتند که هویت ملی را بجای هویت مذهبی بنشانند.مهم‌ترین سیاست آتاتورک محو کردن فرهنگ اسلامی و محدود کردن نفوذ علمای دینی در امور اجتماعی بود. همین کار را رضا شاه بشکل شدید تر انجام داد.

 

در ترکیه آتاتورک پان‌ترکیسم را تبلیغ می‌کرد و در ایران رضاشاه باستان‌گرایی و بازگشت به افتخارات پیش از اسلام را. همه اینها در کنار بنا نمودن ترکیه و ایران نوین بود که البته هر دو رهبر در سازندگی کشوشان نقش مهمی ایفا کردند.. این دو کشور در 95 سال پیش اقدام به اسلام زدایی کردند ولی 37 سال پیش خمینی با انقلاب اسلامی و چند ماه پیش اردوغان به بهانه کودتا  توانست سیستم سیاسی و ساختار دولت ترکیه را بتدریج و تا حدودی اسلامی نماید و هویت اسلامی را به مردم ترک باز گرداند.هر چند این دو نظام قابل مقایسه نیستند و سیاست نئولیبرال اردوغان با سیاست قرون وسطایی خامنه ای تفاوت جدی دارد .
10_ فرهنگ و زبان اساسا  از هویت ملی و مذهبی متاثر است و در خاورمیانه بسته به این که تاریخ پیش از اسلام این جوامع چگونه بوده است ؛ فرهنگ ها می تواند «ملی » تر و یا اسلامی تر باشند. بنابراین هویت سوم یعنی هویت سیاسی _ ایددئولوژی متاثر از هویت ملی و مذهبی ازاوایل قرن بیستم  در ایران پا گرفت .

11_ هر چند ؛چپ ایران، مذهب را افیون توده ها می پندارد و «ناسیونالیسم» را در تضاد با مبارزه طبقاتی می پندارد ولی در عمل چپ های ایران هم متاثر از اسلام شیعه و هم متاثر از میهن دوستی بودند . اسلام سیاسی هم بطور کلی ناسیونالیسم را رد نمی کند و عموما به ایران اسلامی معتقد است.

12_ در باره اسلام سیاسی و چپ به دلیل حاکمیت مذهبی و حمایت چپ از انقلاب و اینکه چپ نتوانست فجایع پس از انقلاب 57 را پیش بینی نماید. بنابراین نمی توانست  با شاه ویا بخیتار به توافق برسد . چپ ایران سالهاست که  بشدت زیر حمله راست گرایان و ناسونالیست های افراطی قرار گرفته اند . واقعیت این است که نه چپ و نه اسلام سیاسی ماهیتا یکدست عمل نمی کنند . اکنون در فضای سیاسی ؛چپ های دمکرات ، سوسیال دمکراتها و کمونیست های افراطی را داریم . اسلام سیاسی هم در عرصه ملی و منطقه ای یکسان عمل نمی کنند وتفاوت ها در بین شان جدی است بطور مثال اصلاح طلبان مذهبی که خود به طیف های گوناگونی تقسیم می شوند که ناسیونالیسیسم ایرانی را رد نمی کنند ویا بعبارت دیگر «ایرانیت» بعنوان هویت اول و یا دوم خود قبول دارند.

 

13_ اینجانب 45 سال پیش در جشن های 2500 ساله شرکت داشته ام و به مدت یکسال در کنار تخت جمشید زندگی کرده و حال و هوای آن روز ها را بخوبی به یاد دارم که چگونه مردم ایران در مقابل آن بی تفاوت بودند ولی شاه توانست با برگزاری چنین جشنی به اعتبار بین المللی ایران بیافزاید. در آن روز ها مردم به مسخره ادای محمد رضا شاه را در می اورند که می گفت:« کوروش ارام بخواب که ما بیداریم »

اکنون پس از گذشت 45 سال، جوانانی که تماما در مدارس و دانشگاههای ایران مغز شویی اسلامی شده بودند، تحت تاثیر تبلیغات ماهواره و دیجیتال و به دلیل نارضایتی عمیق از سیستم اسلامی به بسوی ناسیونالیسم افراطی و نژاد پرستانه کشیده می شوند و این تنها جوان فارس زبان نیستند . ناسیونالیسم افراطی و نژاد پرستانه را می توان در ترک ها ، کرد ها ، بلوچ ها وعرب های ایران مشاهده کرد .البته این احساسات ملی گرایی تا حدود ی که نرم و فرهنگی ب باشد، بسیار مثبت است ولی روند ها می تواند بسیار خطرناک باشد.

سخن آخر اینکه فعالان و آینده سازان ایران بایستی گوناگونی اتینکی ایران  را به رسمیت بشناسند و چهارچوب حقوقی آن را از همین امروز مشخص نمایند و جلوی خود شیفیتگی نژادی و جنگ های بی پایان بایستند . 

عکس های حضور در جشن 2500 سالگی در تخت جمشید

 

زیر نویس :

*_ این جمله به نقل از بهزاد کریمی است.

 

منبع: 

ویژه ایران گلوبال

بخش: 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

نظر: 

در تکمیل کامنت قبلیم این کامنت رو مینویسم...در کامنت قبلی سوالی رو مطرح کردم در رابطه با این که چگونه ملت را میسازند؟...باید متذکر شد که در کشورهای تک فرهنگی مثل ژاپن به علت اشتراک زبانی نژادی فرهنگی و تاحدود زیادی مذهبی فرآیند دولت-ملت سازی بدون هزینه های مادی و به صورت طبیعی شگل میگیره چون فاکتورهای گوناگون که از قضا مشترک هم هستند مثه مواردی که ذکر کردم(زبان نژاد فرهنگ و..) اما در جوامع چند فرهنگی مثله ایران یا جماهیر شوروی سابق یا دین یا ایدوئولوژی اون هم به تنهایی و با کنار زدن سایر فاکتورها عامل پایداری و حفظ قلمروی فعلی محسوب میشن که با سست شدن اون فاکتور موجودیت اون کشور در معرض خطر قرار میگیره.اینجاست که تاریخ وارد قضیه شده و به کمک دولت حاکم در جوامع چند فرهنگی برای حفظ شالوده کشور مورد سوء استفاده قرار میگیره و معمولا تا حد زیادی تاریخ جولانگاه تعصبات نژادی، مذهبی یا ایدئولوژی

نظر: 

آیا بشما پول و حقوقی هم برای این مراسم میدادند ؟ چون ایران آنزمان پولدار بود . روزی چقدر میدادند ؟
در اینجا نیز میتوان دید رژیم شاه عادل بود یا درست سازماندهی شده بود و غیره ؟

نظر: 

پاسخ به برخی سئولات و انتقادات:1_درباره کاربرد کلمه "خلق ویا خلقها"؛ واضح است که کار برد این کلمه "خلق" به ادبیات سیاسی مارکسیستی تعلق دارد شخصا سالهاست که از چنین واژه هایی استفاده نکرده ام . موضوع اصلی بحث این بود که چپ های ایران (قبل از انقلاب57) به گفتمان اتنیکی باورمند بودند و در ادبیات آنان از کلمه خلقها به جای خلق استفاده می شد. چپ ها بطور اشکار از خودمختاری مردمان دارای اتینکی های مختلف در چارچوب ایران جانب داری می کردند. بی جهت نیست که چریک های فدایی که سازمانی بسیار کوچک (با 50 نفرعضو) ؛ پس از انقلاب به بزرگترین سازمان چپ خاورمیانه مبدل می شوند که در کردستان ، ترکمن صحرا ، بلوچستان ، آذربایجان دارای پایگاههای بسیار مردمی مبدل می شندند

نظر: 

جناب سازاخ,
چون " پانیرانیستهای خجالتی محافظه کار که حاظر به هیچگونه ریسکی برای دفاع از عقایدشان نیستند" به آنها اخطار کردم که اقلا به فکر دفاع و حفظ پائین تنه خود باشند که به سرنوشت " احمد کسروی " ها دچار نشوند, اگر بشنوند.

نظر: 

peerooz عزیز ... پانیرانیستهای خجالتی محافظه کار که حاظر به هیچگونه ریسکی برای دفاع از عقایدشان نیستند، با به انحراف کشاندن مباحث سعی می کنند مسائل جدی را لوث کنند، و بدون برجای کذاشتن اثر انگشت یا دی ان ای و بقول معروف جیم بشوند و من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود، در لحظه های بحرانی صحنه را ترک کنند و بروند دنبال شبگردی خودشان،

نظر: 

جناب سازاخ در کامنت خود میفرمایند " پانیرانیسم برای اولین بار در حوزه علمیه قم متولد شد، طلبه هائی که مثل احمد کسروی مورد هجوم جنسی ناموفق مدرسین حوزه واقع می شدند، بعد از فرار موفقیت آمیز از دست آیت الله ها و حجت االسلام های متجاوز و بد شلوار، تبدیل به آدمهای فوق العاده کینه ائی نسبت به دین و عربها می شدند، و از ترس خوردن انگ مفعول در جامعه و حتی در پیش خانواده های خود جرئت نمی کردند اسرار حوزه را بیرون بریزند، اکثر بانیان پانیرانیسم را این گونه افراد تشکیل می داد،" و در یکی دیگر از کامنت های قبلی خود فرموده بود که کورش با خشایار شاه پسر خود که لوبیا خورده بود لواط کرده و بقیه ماجرا. به گمانم ایشان باید یک مساله روانی انحراف جنسی داشته باشند که همه چیز را به پایین تنه از قفا مربوط می نمایند. منظور اینکه " پانیرانیست " ها مواظب خود باشند.

نظر: 

درباره کاربرد کلمه "خلق"
اینکه افرادی مثل جناب توکلی بجای مناقشه برانگیز ملیت های ایرانی واژه خلق های ایارنی بکار می رود باز جای تشکر دارد.
قطعا کاربرد ملیت ها بر خلاف منطق و عرف سیاسی و در جهت رادیکال کردن فضای دمکراسی خواهی و حقوق مدنی مردمان ایارن است تا جلوی پیشرفت تفاهم ملت ایران بگیرند
ولی خلق چیست؟
خلق یک عربی است و ریشه مذهبی و اسلام گراینه دارد و معادل کلمه مردم /مردمان نیست. اینکه برخی غیرفارس به شکل هستیریک گریزان از بکاربست کلمه مردم/مردمان هستند بایست در نسبت انها به کینه با فارسی و فارسی زبان دانست یا نه؟!
خلق به معنی پدیده امده و توسط الله است! در زبان عربی مردم/مردمان شعب/شعوب است که کاربردی در زبان فارسی ندارد.
شاید اکثر کلمات عربی در فارسی ریشه کاربرد مذهبی دارد خلق همین طور. مخلوق ان افریده بدست الله است. صرفا جهت اطلاع و یاداوری به جنابان اتئیست و غیر مذهبی ها!

نظر: 

اگر در ایران انقلابی روی نمیداد اکنون نه تنها اقای توکلی در ایران بود بلکه شاید مقامی دیگری میداشت و دیگر کامنت نویسان ضد ایرانی هم چاکر و شاکر در بار پهلوی بودند . بدون شک اگر انقلابی صورت نمیگرفت هنوز پیروان حزب توده در کیهان ودیگر روزنامه ها خیرخواهانه و بدور از غربت و ننگ خیانت قلم میزدند و سر هزاران مجاهد و فدائی بی خیر از خیانت رهبران به بالای دار نمیرفت . نگاهی به این کامنت ها نشان میدهد که تنها نظامی که میتوانست جلو هرج ومرج و خیانت چپ و راست و عده ای عینکی لنینیست و یا دینی را بگیرد همان نظام سابق بود . نظام سابق با تمام عیبها نظامی بود که امنیت اجتماعی و نظم قانونی و تمامیت ارضی ایران را حفظ میکرد . در حال حاظر از هر سوراخی عده ای مدعی پیدا شده اند و تاریخ را به سود خود تعریف میکنند .

نظر: 

من میتوانم با بعضی از تحلیل های آقای توکلی هم نظر نباشم ، اینکه او یک قزاق بی سواد و دست نشانده استعمار انگیس را با مصطفی کمال آتاتورک مقایسه میکند درست نیست ، چرا که آتاتورک تحصیل کرده بود و اگر فرصت میداشت حتی والس هم میرقصید و به تمامی معنا لائیک بو د ؛ اما رضا خاک بر سرش می مالید و در مراسم عاشورا سینه زنی میکرد و سلطنت خود را مدیون انگیس بود اما مصطفی کمال در تمامی جبهه ها بر علیه نیروهای متخاصم از آن جمله همان انگستان می جنگید و جنگ او به تمامی معنای آن جنگ استقلال بود . دیگر اینکه آتاتورک یک ملی گرای تورک تورک بود و اتفاقا غلط یا درست او پان تورکیست نبود ، و هدف آن تشکیل دولت از تمامی ملت های تورک نبود و به ترکیه بسنده میکرد.

نظر: 

آقایان -سوال-و-یک نفر-(آن پائین ها)این اقاان زمان سرباز وظیفه بودند ونه تنها لباس و ریش بلکه تمام زندگی سرباز وظیفی تابع تصمیمات فرماندهان می باشد.

نظر: 

آقای مزدک بامدادان، پانیرانیسم برای اولین بار در حوزه علمیه قم متولد شد، طلبه هائی که مثل احمد کسروی مورد هجوم جنسی ناموفق مدرسین حوزه واقع می شدند، بعد از فرار موفقیت آمیز از دست آیت الله ها و حجت االسلام های متجاوز و بد شلوار، تبدیل به آدمهای فوق العاده کینه ائی نسبت به دین و عربها می شدند، و از ترس خوردن انگ مفعول در جامعه و حتی در پیش خانواده های خود جرئت نمی کردند اسرار حوزه را بیرون بریزند، اکثر بانیان پانیرانیسم را این گونه افراد تشکیل می داد، ایدئولوژی پانیرانیسم بر مبنای نفرت آشتی ناپذیر با اسلام و عربها بنا نهاده شده که البته ترکها هم در رابطه با دولت عثمانی مورد نفرت اینها قرار گرفتند، افکاری که بر اساس نفرت بنا نهاده شود نمی تواند ناجی هیچ ملتی واقع گردد،

نظر: 

این شخص بی هویت باز هم از اسم من « یوسف آذربایجان » استفاده کرده و این کامنت را گذاشته عین کامنت این بی هویت « با تشکر از آقای کیانوش رشیدی قادی به خاطر کامنتش. آقای رشیدی قادی به درستی چهره واقعی چپهای ایران را برملا کردند. » که با دیدگاه من کاملا مغایر است و در ضمن مسئول کامنتها باید راه چاره ای برای جلو گیری از سو استفاده اشخاص بی هویت بکند من بجز این کامپیوتر از هیچ کامپیوتر دیگر استفاده نمی کنم

نظر: 

مقاله خوبی است؛ اما دویت عیزیز کایانوشی یک اشتباه بزرگ و علمی و عینی را دوباره مرتکب شد و ان پرش از هویت قومی است که در خود هویت ملی و مذهبی دارد و قدرتمند ترین هویت کنونی تمامی اقوام و ملیتها در عصر دیجیتال. گلوبال است و هیچکسی نمی تواند ان را نادیده و محو کند.
هویت قومی، اساس شناسانمه سخص است که در خود هویت ملی (کشور اینده شخص) هویت مذهبی و فرهنگی خاص خود را دارد.

نظر: 

آقای بامدادان فکرمیکنند که ایران از نقطه نظر پیشرفت اداری و سیاسی حتی ازبریطانیا, اسپانیا, چکسلواکی وغیره سر تربوده وکشورشان دوران تفکرقبیله ای-عشیره ای را پشت سر گذاشته است. درحالیکه وضعیت موجود درخاورمیانه از جمله ایران بسیار شبیه اروپای قرون 18 و 19است واز خیر سرخشم ناشی از 90 سال سیاست وحشیانه یکسان سازی به زودی شاهد تولد دست کم 6 کشورخواهیم بود. کسانی که مشروعیت وجودی کشورها را از رای وخواست مردم نمی دانند و به کمک اسطوره و جعلیات, خود را تحمیل میکنند متعلق به قرن 17 هستند.عقل حکم میکرد که درکشوری که 40% ترکند,ترکها را وحشی وکورش را منادی حقوق بشر! نخوانند. نباید فردوسی ضد ترک شاعر ملی نامیده می شد. نباید آرشی که جان خود را در تیر کرد تا در قلب سرزمین ترکها فرو کند قهرمان ملی می بود و الخ. دیگر دیر است و با اولین باد دموکراسی و یا خلا قدرت ایران به مناطق کویری محدود خواهد شد.

نظر: 

"" سخنی با کاربری به نام سعید "" ببینید عزیز، روم باستان، ریپابلیک را به ما تحویل داد و یونان، دموکراسی را، در یونان، آنارشیست ها، قدرت را قبضه کرده اند و در ایتالیا، بحران اقتصادی، در حال فرو ریختن آوار، بر سر این کشور است. با این حال، این ۲ کشور، مشکلات ایران را به ارث نبرده‌اند، این مشکلات کدامند؟ ۱- اقتصاد نفتی‌ و پترو دولار ۲- بی‌ آبی‌ و خشکی ۳- قرار گرفتن در خاورمیانه بی‌ ثبات و همسایگی با افغانستان مرکز تولید تریاک جهان و پاکستانی که ۱۳۰ میلیون جمعیت دارد، و ۴- ملیّت سازی در هیچ کشوری، بر پایه نفی و تحقیر ترک و عرب، قبول هویت موهوم آریائی ، به جز جامعه شاهنامه خوان ما، انجام نگرفت. و از همه مهمتر، در حالیکه مرکز ایران، جز کویر، هیچ چیز ندارد، مناطق اقتصادی و استراتژیکی ایران، دست بر قضا، دست همین عرب‌ها و ترک هاست. شما و من، به چپ نیاز نداریم که ایران را وارد مرحله فروپاشی کنیم،

نظر: 

اگر چپ دهه سی و چهل تجزیه طلب نبود اما چپ کنونی"ایران" گرفتار  درتنگنای چمبره نظری استالین، اصرار بر جداسازی نژادی دارد و با برداشت نژادگرایانه ای که از حقوق اقوام ایرانی دارند در گفتمان و پراتیک سیاسی مشخص کرده اند که خواهان تجزیه قومی ایران  تحت عنوان "حق تعیین سرنوشت " هستند. در زمانه ای که انسان از قید و بند عشیره و قبیله آزاد شده و تبدیل به یک واحد انسانی با هویت مستقل شده است چپ ملت را به مسلخ تقسیم بندی اولویت های قومی کشانده است.این تعبیر بغایت مادون تاریخی از انسان که تابع تعلقات نژادی است متعلق به پیش ازعصر رنسانس است . در زمانه مدرن کنونی حقوق انسانها را بطور بیولوژیک ارزیابی نمیکنند و بحث قوم و عشیره و طایفه را درعرصه مردم شناسی جا داده اند. ایرانیان در صد سال پیش در بستر جنبش مشروطه با گذار از مرزهای ارزش گذاری اجتماعی براساس تعلقات طایفه ای و نژادی و.......

نظر: 

با درود فراوان بخدمت آقای توکلی ، باید بگویم هیچ نوشته ایی را به این اندازه با دقت نخوانده ام همانطور که انتظار می رفت با تمام ظرافت همه جانبه این موضوع بررسی شده است واحساس مسئولیتان نیز در این آنالیز خیلی واضح ومعلوم هست.
که جای سپاس و تقدیر دارد. و اما

نظر: 

"" دوران چپ و کمونیزم به پایان رسیده است "" آیا دانیل اورتگا از نیکاراگوا یادتان است؟ یک چپی دو آتشه، این چپی امروز همه آن شعار‌های عوامانه را کنار گذاشته و تبدیل به دیکتاتوری دیگر در آمریکای لاتین شکست خورده به دلیل گرویدن به افکار پوسیده کمونیستی شده، دانیل ارتگا حتی در کابینه اش، فقط فک و فامیل خودش را به کار می‌‌گمارد و به کسی‌ اعتماد ندارد، همه رفقا تبدیل به روح‌های پلیدی شده اند که امکان دارد قدرت از از چنک وی بربایند. چپ و کمونیزم، مشتی ساده لوح را، فریب داد، از میان این ساده لوحان، کسانی‌ که صاحب کاریزما و قدرت سخنوری بودند، توده‌ها را فریب دادند و ملت و کشوری را، به ورطهٔ فقر کشاندند.

نظر: 

با تشکر از آقای کیانوش رشیدی قادی به خاطر کامنتش. آقای رشیدی قادی به درستی چهره واقعی چپهای ایران را برملا کردند.

نظر: 

سلام-نوشته آقای توکلی یک تحلیل ازکل جامعه ایران باروندسیاسی از دوران رضاشاه به بعداست.
بنظراین حقیر،نوشته جامع ایی بود،بانواقصی که میتوان هریک آنراجداگانه به نقدگذاشت.
اکنون دنیای پیشرفته سعی میکنند،هرروزیک قانون علمی وعقلی ومنطقی برای ملت خودتهیه ویه اجراگذارندومتاسفانه درجامعه ایران روشنفکران مختلف طیفی ازچپ وملی ومذهبی هنوز به این اصل مهم نرسیده اند.
بجای اینکه درپی یک راهکارعلمی وبروزبرای برون رفت ازاین فاجعه باشند،دنبال اهداف منحرفی همچون درقدرت ماندن اتینیک خود،عوامفریبی ،به بیراهه بردن تلاشگران.توهین وتحقیرهای بچه گانه برای دلسردکردن سیاسیون به عمد،رانت خواری ازاستفاده های گروهی ،ووو..میباشند.
روشنفکران مابجای اینکه بفکر قوانین مدرن درچهارچوب نگاه به مسایل اجتماعی.فرهنگی .اتینیکی.اقتصادی .دینی وو..باشند،
دنبال مردگان برای پیغمبرسازی قرون وسطایی وتفکرات تاریخ مصرف گذشته چپ ویا

نظر: 

آقای یوسف آذربایجان، نوشته اید: " آقای کاوه جویا قبل از اینکه به رفرانس آقای کیانوش توکلی یعنی « رضا مرادی » ایراد بگیری خودت از انتشار مطالب سایت آذری ها که مطلق به اطلاعات سپاه است در سایت ایرانگلوبال دست بر دار"!
در پاسخ می گویم: 1ـ نقد مطالب منتشر شده در تارنما حق هر کاربری است و شما حق ندارید این حق را ممنوع یا مشروط کنید. فلسفه ی اصلی کامنت نویسی همین نقد مطالب است. 2ـ نقد من به منبع یاد شده در نوشتار آقای توکلی مشخص و از شخصی معین است و دلایل روشنی برای اثبات آن موجود می باشد. 3 ـ به طور مشخص بگویید اعتراض شما به کدام مطلب منتشر شده از سوی من است که ادعا می کنید از رسانه ی مذکور آورده شده است. زمانی که ادعای خود را با ذکر روشن مورد معین همراه نمی کنید، ادعای شما ارزشی ندارد و تنها از بی صداقتی شما خبر می دهد.

نظر: 

در این که آقای کیانوش توکلی یک "چپ" ایران دوست و میهن دوست بود و می باشد شکی نیست. کیانوش توکلی در گروه استثناها می باشد. اما "استثناء قاعده نیست"!
"چپ" ها در میهن ما ضد ایرانی بودند از هنگامۀ جدایی "آذربایجان" و "کردستان" تا شروع جنگ مسلحانه در بهمن ما سال 1349 و پس از آن شرکت در شورش ضد ایرانی پاییز و زمستان سال 1357 و بدنبال طالقانی و خمینی رفتن، عید فطر برپاکردن، تاسوعا- عاشورا گرفتن!

نظر: 

کدام آریایی!!نیمچه آبرویمان را هم بردند این عده فاشیست واپس گرا.عدم پایبندی به سه اصل کردار نیک و گفتار نیک و پندار نیک مشکل اساسی ای هست که باعث چالش های امروز شده.
در بین حضار پاسارگاد تضاد موج میزد و چند دستگی و بی فرهنگی و نژادپرستی و کلی بی آبرویی دیگر

کل استراتژی .. پان آریایی ها بر تضاد به هویت عربها و ترک های ایران طرح ریزی شده در حالی که کرم از خود درخت است گرچه میدانم برخی به عمد برای پنهان کردن مقوله تروریسم پانکردی و روح خیانت جو و خباثت آلود پانکرد های آریایی مجبورند دعوای زرگری فارس و ترک و عرب رو کنند ولی الان که میدانیم کرم از خود درخت آریایی است باید چه کنیم؟!

نظر: 

در رابطه با نوشته آقای کیانوش توکلی باید بگویم که این جامعه با این سیستم اداری علاج پذیر نیست ، اقتصاد در هم و بر هم ، فرهنگ و تاریخ جعل و دروغ ، و یک جامعه که در آن چه در زمان شاه و چه در زمان شیخ هم سیستم قضائی و حقوقی و سیستم اجرائی فقط در اختیار و خدمت حاکمیت بوده ، خوب چه انتظاری از به اصطلاح روشنفکرانش که هر روز رنگ عوض میکنند و با تفکر 180 درجه مخالف خود با مواضع جدید در نفع خود قدم بر میدارند و وضع تشکیلاتها نیز بهتر از این افراد نیست مثلا گروهها و تشکیلاتهای باصطلاح چپ را در رابطه با جبهه ملی را در نظر بگیرید که یک تشکیلات سوپر ناسیونالیست و شونیست و پان ایرانیست است خوب این تشکیلاتها چپ با این جبهه ملی اطلاعیه مشترک میدهند در مراسم همدیگر شرکت میکنند یعنی یک آش در هم و بر هم ، یعنی هیچ مواضع و خط کشی مشخص ما بین اینها نیست و از سالهای ١٣٣٠-١٣٤٠ بین اینها هیچ مرزبندی

نظر: 

آقای کاوه جویا قبل از اینکه به رفرانس آقای کیانوش توکلی یعنی « رضا مرادی » ایراد بگیری خودت از انتشار مطالب سایت آذری ها که مطلق به اطلاعات سپاه است در سایت ایرانگلوبال دست بر دار چون مطالبی که از این سایت آذریها انتخاب و بر علیه تورک زبانان انتشار میدهی توسط یک عده آدم معلوم الحال نوشته میشود که همه شان در کنار رژیم و واجب بگیر سیستم هستند .

نظر: 

اقای توکلی عزیز ، شما که با چپ و مارکسیسم خداحافظی کردید دیگر چرا از انتقاد به چپ غیرتی میشوید؟ در ضمن از این مرادی غیاث آبادی باسوادتر پیدا نکردید ازش فاکت بیاورید؟ این بابا هنوز دیپلم دبیرستانش معلوم نیست که داشته باشد. بعد شما از او در مورد کورش بزرگ فاکت می آورید؟! اینهمه تاریخدان بزرگ سرشناس ایرانی و خارجی داریم. چرا شما در بحث تاریخی میروید سراغ نخاله های بیسوادی مثل پورپیرار و ورژن دومش که همین غیاث ابادی است؟! بجای اباطیل این قلم بدست های رژیم کتابهایی مثل رهبری کوروش از لاری هدریک را بخوانید که به فارسی ترجمه شده و ارزش علمی دارد.

نظر: 

پروفسور شاپور رواسانی استاد باز نشسته علوم سیاسی در دانشگاه اولدنبورگ آلمان درمصاحبه معرف خود میگوید , نژادی بنام آریائی نداریم, منتشره در 22فروردین 1391, در مجله عصر ایران . در این مصاحبه میگوید:

تقلب در بیان تاریخ

نظر: 

همه چیز به یک طرف . شما به این اقای کاوه جویا نگاه کنید به اقای توکلی راه رفتن را اموزش می دهد. ....

نظر: 

آقای کیانوش توکلی گرامی، پیرامون شخصیت تاریخی کورش بزرگ جملاتی به نقل از "رضا مرادی غیاث آبادی" آورده اید! یادآور می شوم که این شخص یک کارمند ایدئولوژیک رژیم جمهوری اسلامی است که به نادرست نویسی و غرض ورزی مشهور است، ضمن اینکه پیشینه ی علمی روشنی نیز ندارد. پیشنهاد می کنم برای آگاهی از واقعیت های تاریخی به آثار کارشناسان دانش آموخته و معتبر مراجعه کنید. برای نمونه در همین روزهای اخیر دو مطلب درباره ی شخصیت کورش بزرگ در همین تارنمایی که شما مسؤولیت آن را دارید منتشر شده است که لینک آنها را می آورم: http://www.iranglobal.info/node/57263
http://www.iranglobal.info/node/57393
بی گمان مطالب این دانشوران بسیار مطمئن تر و علمی تر از نوشته های کسانی چون "رضا مرادی غیاث آبادی" است.

نظر: 

جناب توکلی !
شما که مخالف سلطنت و طرفدار چپ و هوادار یا عضو سازمان فداییان بودید ، چرا در این مراسم شرکت کردید ؟

نظر: 

آقای توکلی, آتاتورک دست نشانده انگلیس نبود وشهرت و صعود پله های قدرت را مدیون در هم کوبیدن سپاهیان انگلیس در گالیپولی بود که منجر به کشته شدن ده ها هزار سرباز انگلیسی گردید.
آتاتورک, پانترک هم نبود و سیستم دولت ملت ترکیه را در تقابل با سیستم امپراطوری مشروطه عثمانی بنا نهاد.مدرنیزم سکولار ضد عثمانی ازدهه ها قبل از روی کار آمدن آتاتورک در دل امپراطوری درحال رشد بود. اگر او پانتورک بود که با رضا خان قاتل ترکان خراسان, قشقائی و آزربایجان و یا با با لنین قاتل ترکان قفقاز و آسیای میانه رابطه ای حسنه نمی داشت.
رضا خان بعد از سفر به ترکیه سیاست ضد دینی را در پیش گرفت وگرنه تا قبل از کودتای 1299 سردسته سینه زنان حسینی چیذر بود.
آتاتورک به لیبرالیسم اقتصادی اعتقاد نداشت و چپگرا بود. تا زمان اردوغان صنایع مادر و مزارع بزرگ ترکیه دولتی بودند. حزب او یعنی جمهوری خلق هنوز هم یک حزب چپ گراست.

نظر: 

با ساختن دین جدید نمی شود دین قبلی را از بین برد، کورش یا محمد هر دو سوق انسانها را به عقب ماندگی هدایت می کنند، کمونیزم هم که گندش درآمده، باید راه جدیدی پیدا کرد، و آن جز احترام به فردیت انسان و احترام به خواست و آرزهای دیگر انسانها چیز دیگری نمی توتند باشد

نظر: 

آقای توکلی این عکسهای جوانی خودت است که گذاشتی؟ اون عکست با لباس قفقازی منو یاد مجاهدین چچن میاندازه راستش بگو اصلیت چچنی داری یا نه؟ آخه همین بندپی های مازندران اصالتا چچنی هستند

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.