آقايان فداييان خلق اكثريت! از پس اصلاح اين اشتباه تاريخى هم بر نيامديد؟

اكنون حكايت سازمان فداييان خلق ايران (اكثريت) است. سازمانى كه اگر درست نگاه كنيم و خود «فداييان» درست نگاه كنند، نه «سازمان» است، نه «فدايى خلق ايران» است، و نه اكثريتى از يك جمع منسجم. يك اسم بى معنا و بى محتوا، كه در گذشته معنى داشته و نام اش بر هدف اش و شيوه ى مبارزه اش منطبق بوده. اكنون راه و هدف و انديشه چيز ديگر شده و اعضاى باقى مانده هم چيز ديگر شده اند، ولى اين نام را همچنان با خود يدك مى كشند.

 

وضعيت عجيبى بر سياست ايران حاكم است. هر كس كار خود را مى كند؛ هر كس حرف خود را مى زند؛ هر كس هر كارى كرده و هر حرفى زده را درست مطلق مى داند؛ هر كس اگر اشتباه مسلمى هم كرده باشد، بر درستى آن اصرار مى ورزد؛ هر كس كه بر اشتباه كننده انتقادى وارد كند و خطاى راهى را كه پيموده يا مى پيمايد نشان دهد مورد غضب اشتباه كننده قرار مى گيرد. بعد، وقتى كار به جايى رسيد كه آن اشتباه، باعث خوردنِ ضربه اى هولناك، به خود آن كس شد، ناگهان گويى طرف از خواب جسته باشد، و در عالم بى خبرى به سر برده باشد، در چرخشى حيرت انگيز خط عوض مى كند و در مسيرى ديگر، باز روز از نو روزى از نو...

جالب اينجاست كه بعد از تغيير خط، ديگر هيچ سخنى از خطاهاى گذشته نيست. تو گويى خط عوض كنندگان همواره بر اين خط جديد بوده اند و هرگز راهى را اشتباه نپيموده اند. بازار توجيه و تفسير و شانه خالى كردن از مسووليت در چنين اوضاعى داغ است. محال است كسى را ببينيد كه مسووليت خطاهاى خود را با صراحت و شفافيت بپذيرد و لااقل در مسير جديدى كه مى پيمايد، بر همان طبلى كه در گذشته مى كوبيده، نكوبد و دست كم به نقد منتقدان گوش دهد و پيش از آن كه كار به بحران و ضربه اى ديگر برسد، راه خود را تصحيح كند.

اكنون حكايت سازمان فداييان خلق ايران (اكثريت) است. سازمانى كه اگر درست نگاه كنيم و خود «فداييان» درست نگاه كنند، نه «سازمان» است، نه «فدايى خلق ايران» است، و نه اكثريتى از يك جمع منسجم. يك اسم بى معنا و بى محتوا، كه در گذشته معنى داشته و نام اش بر هدف اش و شيوه ى مبارزه اش منطبق بوده. اكنون راه و هدف و انديشه چيز ديگر شده و اعضاى باقى مانده هم چيز ديگر شده اند، ولى اين نام را همچنان با خود يدك مى كشند.

اگر هم از ايشان بپرسيم، كدام سازمان؟ كدام فدايى خلق ايران؟ كدام اكثريت؟ جوابى نمى شنويم. وقتى جوابى منطقى و روشن در كار نباشد، بايد خود به توضيح برخيزيم كه نكند نظرتان اكثريت اين سازمان است كه جمع شان زير يك سقف در جلسه اى كه بر آن نام با شكوه كنگره نهاده اند، صد نفر هم نمى شود! كدام يك از اين خانم ها و آقايان حاضرند امروز زندگى متوسط خود را در غرب رها كنند و بار ديگر لباس فدايى بپوشند و براى فدا كردن جان خود در جهت اهداف مردمى و سوسياليستى به ايران برگردند؟! از خانم ها و آقايانى كه حوصله ندارند براى برگزارى كنگره سازمان شان در فلان كشور غربى، به يك كشور غربى ديگر و يا يك شهر ديگر سفر كنند، قطعا انتظار نداريم كه بخواهند به ايران برگردند و جان خودشان را فداى خلق ايران كنند. اين هم نباشد، باز راضى نيستيم كه نه تنها فداييان بلكه هر دسته و گروه ديگرى، نپخته و نسنجيده عمل كند و به اسم فداكارى، جان اعضايش را به خطر بيندازد. قهرمانى براى ما، معنى اش احمقانه عمل كردن نيست.

 

بارى. فداييان در مورد اسم و رسم و هدف گذشته و امروز خود سكوت كرده اند و آن اسم پر رمز و راز دوران سلطنت را مانند شماره تلفنى قديمى نگه داشته اند، تا لابد يادشان نرود كه در گذشته، كه بوده اند و چه كرده اند. ديگران هم در قبال اين اسم، و اسامى بى محتوا و پوچ سازمان ها و احزاب ديگر سكوت كرده اند و فعلا همه با هم در اين زمينه همزيستى مسالمت آميز در پيش گرفته ايم. از انتقاد اساسى و روشنگر گذشته هم كه خبرى نيست و انگار نه انگار كه سال ٥٧ تا ٦٢ يى در تاريخ ايران بوده و اين قسمت از تاريخ ايران و سازمان فداييان كلاً حذف شده است و يا به سازش آن روزها، رنگ مبارزه و ضديت با جمهورى اسلامى زده شده است. اين هم مهم نيست چون از سازمانى كه كار خاصى در سطح كشور نمى كند، دليلى هم ندارد كه بخواهيم به صورت جدى گذشته ى خودش را نقد كند و از آن در جهت پيشگيرى از اشتباهات آينده ى خود و ديگران استفاده كند.

اما حداقل مى توانيم چند انتظار كوچك در ابتداى قرن بيست و يكم از سازمانى كه در زمان اوج مبارزات خود، معبد جوانان به شمار مى آمد داشته باشيم. مثلا مى توانيم انتظار داشته باشيم، اين سازمان، در جايى كه لازم نيست حرفى زده شود، حرف نزند! تا به امروز نديده ايم كسى يا سازمان و تشكيلاتى از حرف نزدن آسيب ديده باشد!

مثلا جريان خودمختارى سفيهانه و وطن فروشانه ى آذربايجان در سال ١٣٢٤ يعنى ٧١ سال پيش اتفاق افتاده است. تصور نمى كنم با اين همه مصائب و بدبختى كه مردم ايران گرفتار آن هستند، كسى يا گروهى يا تشكيلاتى از فداييان تقاضا كرده باشد، كه نظر امروز خود را در باره سيد جعفر پيشه ورى و حكومت خود مختار بيان كند. گمان هم نمى كنم صحبت در اين باره يا اعلاميه صادر كردن در اين خصوص، درد كسى را از جمله درد تاريخ ما را درمان كند، خاصه آن كه حرف جديدى هم قرار نيست زده شود، و دَرِ فداييان در خصوص اين موضوع كماكان بر همان پاشنه ى سابق مى چرخد.

به عبارتى وقتى قرار نيست انتقادى از چيزى كنيد، ديگر تاييدى كه براى اكثريت مردم ايران ناراحت كننده و دل آشوبنده است چه دليلى دارد؟ شما چيزى را قبول داريد كه به طور قطع و يقين اكثريت مردم ايران قبول ندارند، خب آن چيز را براى خودتان نگه داريد و در دل مردم آتش نفرت نسبت به خودتان بر نيفروزيد.

 

ولى فداييان خلق اكثريت از اين يك كار هم عاجز هستند. نه تنها در اين باره، اصلاح خطا نمى كنند، بلكه حتى سكوت كردن هم نمى توانند. البته هنوز هستند زنان و مردان سالخورده اى كه شايد در آن زمان بچه و نوجوان بوده اند و به خاطر والدينشان يا زندگى در كشورهاى سوسياليستى تعلق خاطرى به سيد جعفر و فرقه ى دمكرات آذربايجان و شوروى دارند. ولى اين هم دليل خوبى براى حرف زدن تاييد آميز در باره ى حركتى كه يك تكه ى مهم و بزرگ از سرزمين ما را مى خواست جدا كند و به شوروى بچسباند نيست.

اعلاميه اخير فداييان، با عنوان «اعلامیه گروه کار ملی- قومی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) بمناسبت سالگرد ۲۱ آذر، تشکیل حکومت خودمختار در آذربایجان ایران» اعلاميه اى ست سراپا غلط و فريب و دروغ. خواندن اين اعلاميه، حتى در قلب انسان هاى سوسياليست غير وابسته و مستقل، ايجاد اشمئزاز مى كند. حتى نمى توان باور كرد كه بدنه ى فداييان، يعنى همان مختصر جمعيتى كه امروز در خارج از ايران ساكن اند، صدور چنين اعلاميه اى را قبول داشته باشند و با محتواى آن موافقت كنند.

پليدى فرقه دمكرات و سيد جعفر و قصد و هدفى كه براى جدا كردن آذربايجان از ايران داشتند، با هيچ آب زمزمى قابل پاك كردن نيست؛ آب زمزمى كه اعلاميه فداييان مى خواهد با آن اين پليدى را در عصر اينترنت و آگاهى، از وجود منحوس فرقه و تشكيلاتش بشويد و پاك كند.

 

حتى اگر فداييان، ژست انتقادى هم بگيرند و مشكلات شوروى را در آن مقطع تاريخى، دليلى براى سقوط پيشه ورى بنامند، موضوع را نه تنها بهتر نمى كند بلكه خراب اندر خراب مى كند:
«...اتحاد شوروی منافع ملی خود و کشورش را داشت و محضور [منظور فداييان خلق احتمالا «محذور» است] و نمی توانست به قراردادهای بین متفقین بعد از پایان جنگ جهانی دوم بی اعتنا باشد. به همین خاطر هم یکی از اشتباهات بزرگ و مهلک رهبران فرقه دمکرات آذربایجان اتکاه [اتكاء] غیر قابل قبول به اتحاد شوروی بود، که شکست جنبش خیلی سریعتر از آنی رقم خورد، که تصور میرفت...»

پرداختن به بقيه ى «استدلالات» اين اعلاميه، جز وقت تلف كردن نيست. اگر قرار بود فداييان خلق موضوع را از زاويه اى كه ما، به عنوان يكى از آحاد مردم ايران مى بينيم ببينند تا حالا ديده بودند. اميدى به اين كه در آينده اى نزديك شاهد واقع گرايى و خوب را خوب گفتن و بد را بد گفتن از طرف هر كسى كه هست باشيم نيست. اين دوران ترصد و انتظار، بهترين زمان براى اصلاح خطاهاى گذشته است. اگر اين اصلاح امروز صورت نگيرد، فردا كه دوران اعتلاى جنبش مردم فرا برسد، براى انتقاد از خود و تصحيح خطاهاى گذشته و درس گرفتن از آن ها دير خواهد بود.

امتیازدهی به مقاله: 

برگرفته از: 

http://news.gooya.com/politics/archives/2016/12/221399.php

بخش: 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

نظر: 

هموطن گرامی پیروز، بی تردید حق به جانب شماست، آنکه وقت و هزینه برای وسیله ای ارتباط جمعی مانند فیسبوک یا امثالهم صرف می کند، مؤسسه ای خیریه نیست، حتی اگر هم مؤسسه ای خیریه بود، باز هم در پی انتشار نقطه نظرات مؤسس یا مؤسسینش می بود، و نه مثلا نشر نظرات مشدی عباد
اما اینجا نکته ی ظریفی وجود دارد، وقتی کسی در فیسبوک به عضویت گروهی در می آید، تا حال نشنیده ام که فیسبوک عضویت آن فرد را درگروه فیسبوکی مورد علاقه اش لغو کرده باشد.

مخلص کلامم اینکه، قالب به اکثر صاحبانِ صفحات اینترنتی ایرانی از عاشقان سینه چاک دموکراسی، آزادی و عدالت اجتماعی هستند. ولی به هنگام عمل قریب به اکثر همین صاحبان محترم در همان حیطه ی کوچک نشریه ی خود نیز تحمل آزادیی به نام آزادی بیان را ندارند. و به انواع ترفندها متوسل می شوند، که برای این تخطی خود کلاه یا سرپوشی موجه بتراشند.
پاینده و برقرار باشی
مشدی عباد

نظر: 

م.ف.سخن در گویا جلو کامنت گذاشتن در مورد این نوشته را بسته است . اقای ف.م.سخن از چی می ترسی نمی گذاری ما در گویا در رابطه با این نوشته کامنت بگذاریم ؟؟؟ فقط بلدی پشت دیوار قایم شوی و از راه دور فحش بدهی؟؟ شهامت داشته باش بیا بیرون و رو در رو حرفهایت را بزن.
اما بدون شک یکی از اسپانسور های گویا همان خانواده منقرض شده سلطنتی است.
اقای توکلی تا اینجا هم گوش سایت گویا را کشیدی

نظر: 

هموطنان گرامی پیروز و توکلی، بحث و نقدم درست متوجه همان کنترلییست که به یک نسبت هم بر گویا، هم بر ایران گلوبال و تمامی نشریات ایرانی متاسفانه اعمال می شود. و عموما این عمل با اینکه ممیزیِی عریان است، تحت لوای مصون نگاه داشتن جامعه از دروغ توجیه می گردد، گویی ما مردمان ایران عادت کرده ایم به اینکه همواره ولات فقیهی راه را نشانمان دهند
لذا امیدوارم روزی برسد که همه ی مشدی عبادها، توکلی ها و پیروزی جامعه ی ایرانی واقعا بخود آمده و خواهان برچیده شدن بساط کنترل، ممیزی و ولات فقیه شوند. بی گمان در اثر ابن تحول در جامعه ی ایرانی همه ی صداها شنیده شده، و بی گمان مردمان ایران در هر موردی بهترین را بخواهند گزید.
پاینده و برقرار باشید
مشدی عباد

نظر: 

جناب کیانوش,
گرچه ممکن است فرمایش شما درست باشد ولی کدام یک از " رسانه های عمومی " چپ و راست و میانه, اعم از نشریه و تلویزیون و رادیو, بنام آگهی از منابع دولتی و غیر دولتی حمایت نمیشوند ؟ و این " مراجع حقوق بشری " که نمیتوانند در سوریه بینوا حتی آتش بسی موقتی برقرار کنند چگونه میتوانند به این مساله جهانگیر رسیدگی کنند ؟ چند روز پیش سرکار علیه خانم سامانتا پاور سفیر امریکا در سازمان ملل در جلسه شورای امنیت خطاب به روسیه و سوریه و ایران تلویحا چیزی فرمود تقریبا به این معنی که آیا شما شرم را خورده و حیا را .... که این بینوایان بی گناه را چنین بمباران میکنید ؟ و در جواب سفیر روسیه میگوید شما را به خدا ببینید که کی بما درس اخلاق میدهد؟ ( He also said it was up to God who was ultimately to blame.). و

نظر: 

پیروز گرامی، اطلاع دقیق دارم که محافلی در وزارت خارجه برخی کشور ها مشخصا کمک مالی تحت عناوین مختلف به برخی رسانه ها داده می شود ازجمله سایت گویا..... یکی از شیوه های دادن تبلیغ به رادیو فردا. بی بی سی و صدای آمریکایی، با قیمت گران!! ویا تحت عنوان پروژهها گوناگون به این رسانه پول رسانده می شود از جمله اخیرا یکی از ژورنالیستها ایرانی در امریکا ،پروژه چهل هزار دلاری گرفته که در رابطه با محیط زیست کار بکند . تلویزیون من و تو که پر بیننده ترین کانال تلویزیونی است سالی حداقل 30 میلیون دلار هزینه دارد و هر گز هم منابع مالی آن اعلام نشده است. اینجانب تاکید می کنم ؛ مشکلی با کمک مالی به رسانه ها ندارم ولی مشکل سانسور از جانب این رسانه ها طرح است . بطور مثال نگاهی به لینک دونی سایت گویا بیاندازید ، از میانه صد ها سایت و رسانه مربوط به گروههای اتنیکی

نظر: 

جناب مشدی عباد,
مساله رسانه های عمومی مشکل تازه ایست که راه حلی برای آن متصور نیست. قدیمها به روضه خوان پولی میدادند که کسی را بر منبر لجن مال کند. امروز در ایران به " امامان جمعه " دستور میرسد که در تمام کشور, مطلب واحدی را تبلیغ نمایند. در میزان وسیا تر امروزه در دنیا اکثر قریب به اتفاق رسانه های عمومی را صاحبان زر و زور تغذیه مینمایند. این صاحبان زر و زور " متعددند. ". فیس بوک بر عکس, انعکاس نظریات یک فرد واحد است که ۶۰ در صد از سهام شرکت را دارا میباشد و اقلا ماهانه یک و شش دهم میلیارد فرد به آن مراجعه و اکثرا خبر خود را از آن کسب میکنند که هر روز بر تعداد نیز آنها اضافه میگردد. علاوه بر آن سایت های وابسته به فیس بوک من جمله " وات ایز آپ " یک میلیارد و سایت " اینستا گرم " چهار صد میلیون عضو دارند و فیس بوک هر روز با افزودن سایت های وابسته, اعضا را از مراجعه به اینترنت بی نیاز

نظر: 

جناب کیانوش,
امید حمل بر توهین نشود که در مثل مناقشه نیست. در انگلیسی میگویند You are barking at a wrong tree. نشریه گویا سایتی ست خصوصی که نه با پول من و شما و نه از خزانه بیت المال و نه از بودجه " اوپوزیسیون " بهره ای میبرد و به قول آن پیش نماز , مسجد خودش است و در آن خر میبندد و به کسی هم بدهکار نیست. روی سخن شما باید با جناب اقبالی باشد که مراعات " آنچه عوض دارد گله ندارد " را نفرموده و نظریات یک " ملحد " را در اینجا منعکس نموده است. و شاید جناب اقبالی هم حق داشته باشند چون مندرجات این مقاله بسیار ملایمتر از بسیاری از مقالات و کامنت های " اتنیکی " در " عیران گلوبال " میباشد و اگر اظهار عقیده حمل بر تبعیض گردد و " به مراجع بین المللی شکایت " شود, باید " در شهر هرآنچه هست گیرند ".

نظر: 

هموطن گرامی آقای توکلی، با شما همفکرم در اینکه سایتِ گویا ممیزی (سانسور) اعمال می کند. یکی از نمونه های آشکار ممیزی سایت گویا حذف بخش نظرات از پای غالب به اکثر مقالاتِ منتشره در این سایت می باشد. بخش نظرات در سایت گویا متصل به شبکه ی فیسبوک بود و هست، به این صورت که شخص نظردهنده از طریق فیسبوک شخصیش نظر خود را بی دخالت مسئولین سایت در بخش نظرات می نویسد.

خاطرم می آید، که شما هم لنگ لنگان، برای اظهار وجود در دنیای رعایت آزادی بیان، بخش نظراتی متصل به فیسبوک در پای مقالات ایجاد کرده بودید، که متأسفانه پشیمان شده و این دست از بخش نظرات را بستی، می توانی مختصراً توضیحی در باره ی اینکه چرا دست به ایجادش زدی، و چرا پس از مدتی کوتاه بستی؟
همواره برقرار و پاینده باشی
مشدی عباد

نظر: 

شکست فرقه دموکرات , شکست تلاش برای دموکراسی و تضعیف دیکتاتوری با مرکزیت تهران بود. به جرات اگر فرقه دموکرات دچار این سرنوشت نمیشد , امروز وضعییت ایران به گونه دیگری بود و انقلاب اسلامی و حکومت ملایان نیز منتفی بود. تمام مرتجعین ان دوره زیر قبای تمامیت ارضی نهان بودند . خانها , فئودال ها , خانواده شاه , نوکران استعمار و همه وطن فروشان حقیقی در جبهه ارتجا ع علیه حاکمیت مردمی بودند . تمامیت ارضی هم شعار قلابی آنان .
این جناب ف م سخن هم از قماش طوطی یان تکرار گوی همان مرتجعین است .

نظر: 

اقای توکلی من به نوبه خودم از این افشاگری منطقی و وجدانی شما در باره اقای م.ف.سخن تشکر می کنم. اما در رابطه با کمکهای سازمانهای حقوق بشری شما نامه ای به ان سازمانها بنویسید و ما تورکها و سایر میلیتهای غیر فارس در این سایت ان را امضاء خواهیم کرد.

نظر: 

خانم و یا آقای ف . م . سخن. نوشته انتقاد آمیز شما به سازمان فدائیان خلق اکثریت که در آن عملا ملت آذربایجان و حکومت ملی آذربایجان را هدف قرار داده اید نشانگر وارونه نشان دادن حقایق از منظر یک تفکر ارتجاعی و دور از واقعیت جامعه در شرایط حاضر است عین نوشته شما - مثلا جريان خودمختارى سفيهانه و وطن فروشانه ى آذربايجان در سال ١٣٢٤ يعنى ٧١ سال پيش اتفاق افتاده است. آقا و یا خانم ف.م.سخن آیا میدانید و یا نشنیده اید که میگویند که یکی از مبرمترین مسئله ایران در حال حاضر مسئله حقوق ملل غیر فارس زبان میباشد و حرکت عظیمی در آذربایجان بنام حرکت ملی آذربایجان است و حتی نمایندگان مجلس رژیم آنهم به تعداد ١٠٠ نفر بخاطر عقب نیافتادن از قافله فراکسیون تورک زبان تشکیل داده اند ؟ و یا از اعتصاب غذای فعالان حرکت ملی آذربایجان از جمله مرتضی مرادپور که امروز ٥٣ روز از اعتصابش گذشته و در حال مرگ است پس

نظر: 

جناب سخن یکی از سانسورچی های اصلی سخن است . ایشان به غیر از چهار چوب فکری خود اجازه هیچ مقاله ای را در گویا نمیدهند . جالب است که برای دیگران درس دموکراسی میدهند !! . به اصطلاح طنزهای سیاسی , نماز جمعه ای ایشان هم به قدری خنک است که خود خندد .
کسی که بر پیچیده ترین مسایل اتنیکی و جامعه شناسی , نسخه رضا شاهی و آریامهری میپیچد , صلاحیت اظهار نظر در مورد حتی فداییان خلق هم ندارد .

نظر: 

آقایاخانم محترم.ظاهراخواستید بایک مقاله دردوجبهه بجنگید ..نتیجه ورشکستگی حیثیتی وبی آبرویی بود.فدائیان خلق راپیش انداختید وپشت این سنگر روی هدف اصلی تان که فرقه دموکرات بود کارکردید.عجب شجاعتی.وعجب صداقتی وعجب تدبیروحیله وکلکی که ممکن نشدکسی به این تاکتیک پی ببرد وواقعا همه راانگشت به دهان دراعجاب وتحسین گذاشتید.ومخصوصاکشف اشباهات املائی و انگشت گذاشتن حیرت اورروی آن هاکه کاش توضیح میدادید چه نتیجه ای می خواهید بگیرید.فدائیان خلق به زمان تشکیل وفعالیت مستقل شان درچهارچوب زمان ومکان واوضاع واحوال عصر خودیکی ازافتخارات ماندگارویادآورتاریخ آن زمان هستند وخواهندماندوندیده گرفتن یاانگاشتن فداکاری های آنهابرخاسته ازذهنینیتی مثبت وآرام نمیتواندباشد.وصدابته که اشتباهات وکم تدبیری هایی هم داشته اندوکدام گروهی است که نداشته باشد.

نظر: 

اینجانب قصد پاسخگویی به جناب م.ف.سخن که همان فرشاد بیان است را ندارم چرا که نه فدایی خلق ام و نه حتی اطلاعیه فدائیان در مورد 21 آذر را خوانده باشم؛ در اینجا فرصت را غیمنت می شمارم تا تبعیضی که توسط ایشان علیه ایران گلوبال صورت گرفته را مجددا بیان کنم. فرشاد بیان سر دبیر گویا ، در مصاحبه ای گفته بود :«سياست گويا فراهم ساختن امكان انتقال سريع و آزاد اطلاعات است كه در اين راستا عدم اهانت يكي از ملاك‌هاي ما براي نشر مطالب گوناگون است»
سایت ایران گلوبال هم در سال 2006 فرهنگ گفتگو نامیده می شد در لینک دونی گویا قرار گرفت ولی دو سال بعد به دلیل نا معلوم از لینک دونی گویا حذف شدیم و بار ها من و همکاران سایت به گویا امیل زدیم و از طریق دوستان هم پیغام فرستادیم ولی همگی این تلاش ها بی نتیجه ماند.

نظر: 

این اقای م.ف.سخن می خواهد ادای یک نویسنده را در بیاورد ولی نمی تواند. مثل ان خواننده گان .. که ادای خواننده گان را در می اورند. ایشان ازانهاست که عمیقا دل واپس رژیم شاهنشاهی است و برای رژیم گذشته خون دل می خورد.

نظر: 

یکی از تاکتیک های پانیرایست های باستان پرست این است که از ضعیف ترین حلقه ها برای حمله علیه مسایل ملی _ قومی سود می برند . جناب.... که در سایت گویا علیرغم دریافت هزاران دلار(ماهانه ) از سازمانهای حقوق بشری و دولت های غربی دریافت می کند ، اجازه طرح مسایل اتنیکی را در سایت گویا را نمی دهد . این شخص ضد آزادی بیان ، سازمان فداییان خلق ایران اکثریت را برای حمله به حقوق ملی ، مردمان با زبانها و فرهنگ های گوناگون در ایران راانتخاب می کند و با بهانه قرار دادن نام این سازمان فداییان ،نیات ضد حقوق ملی - قومی را طرح می کند، جا دارد احزاب اتنیکی با جمع آوری طوماری علیه سانسور در سایت گویا ، مانع دریافت کمک مالی دولت ها ی غربی به فرشاد بیآن شوند.

نظر: 

ف م سخن نام مستعار فرشاد بیان سرمقاله نویس و مدیرمسئول سایت گویا است. به سر مقاله هایش در سایت گویا مراجعه کنید متوچه می شوید که .. ضد کمونیستی دارد.

نظر: 

نهضت ۲۱ آذر برگی زرین از تلاش چپ ایران برای آزادی و عدالت و احترام به حقوق ملتها

سیروس مددی
«نهضت ۲۱ آذر» آذربایجان پس از گذشت بیش از هفت دهه از فراز و فرود آن همچنان مورد کینه و نفرت بقایای طبقات و اقشار «ملاک- اشراف- روحانی- دیوانسالار» آن دوران، بازماندگان خاندان های حکومتگر ایران و آذربایجان، ستایشگران نژاد آریایی، ناسیونالیستهای افراطی فارس، سازمان روحانیت شیعه، شاهپرستان، توابین جنبش دموکراتیک و نیز نهادهای تبلیغی- ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی و دول عمده سرمایه داری غرب است. این جبهه مختلف المنافع در ضدیت با جنبشی در ۷۰ سال قبل مشترک المنافع است.

نظر: 

آقا و یا خانم ف.م.سخن! به نوشته خودتان خانواده شما از جمله کسانی بودند که از ترس فرقه به تهران گریخته اند. می دانیم که فقط و فقط اربابان فئودال، خانواده های اشرافی، ملایان بزرگ ، ارتشیان بدنام و جنایتکاران از ترس فرقه به تهران گریخته اند. هیچ دهقان و هیچ کارگر و روشنفکر و پیشه ور در نرفته است. من نوشته اخیرم را درباره بقایای همین طیف نوشته ام که کینه طبقاتی علیه فرقه را فراموش نکرده اند.
اولا از زیر نقاب بیرون بیایید تا ببینیم با کی طرف بحثیم. ثانیا این نوشته مرا بخوانید . ذرباره شما و دروغپردازیهای شماست.
http://akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=77134

نظر: 

شما که ابتدا به نام سازمان فداییان بدرستی گیر دادی ولی چرا خودت نام واقعی ات را نمی نویسی؟ و همچون دوران م.ا، نامت را م ف و... گذاشتی! چرا از چه چیزی در این خارج کشور میترسی؟ در مورد آذربایجان و پیشه وری.... اتفاقا نگاه در ست این سازمان به مسایل اتنیکی در ایران است، و جنابعالی همچنان مرکز گرا ها چاره ای جزاین نداری، پشت همین نظام جنایتکار قرار بگیری

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.