نهضت ۲۱ آذر برگی زرین از تلاش چپ ایران برای آزادی و عدالت و احترام به حقوق ملتها

• در طول هفت دهه اخیر دروغپردازی جز لایتجزای جنگ روانی ارتجاع علیه نهضت آذربایجان بوده است. هر کدام از منتسبین ارتجاع یعنی جبهه اشراف- زمیندار و دیوانسالار، روحانیت، نژادپرستان، بنگاههای تبلیغی دول عمده سرمایه داری، توابین و ... به تناسب کیفیت خویش و دست در دست هم در این جنگ روانی شرکت جسته اند

 

«نهضت ۲۱ آذر» آذربایجان پس از گذشت بیش از هفت دهه از فراز و فرود آن همچنان مورد کینه و نفرت بقایای طبقات و اقشار «ملاک- اشراف- روحانی- دیوانسالار» آن دوران، بازماندگان خاندان های حکومتگر ایران و آذربایجان، ستایشگران نژاد آریایی، ناسیونالیستهای افراطی فارس، سازمان روحانیت شیعه، شاهپرستان، توابین جنبش دموکراتیک و نیز نهادهای تبلیغی- ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی و دول عمده سرمایه داری غرب است. این جبهه مختلف المنافع در ضدیت با جنبشی در ۷۰ سال قبل مشترک المنافع است. تلاش آنان محق جلوه دادن خویش و مسموم ساختن جستجوگران نسل جدید و تخریب حافظه تاریخی ایران و جهان درباره نهضت آذربایجان است. نهضت ۲۱ آذر تنها نهضت صد سال اخیر ایران است که لحظه ای از غضب و کین طبقات و نیروهای ارتجاعی و نظم سرمایه سالار جهان نیاسوده است. 

در طول هفت دهه اخیر دروغپردازی جز لایتجزای جنگ روانی ارتجاع علیه نهضت آذربایجان بوده است. هر کدام از منتسبین ارتجاع یعنی جبهه اشراف- زمیندار و دیوانسالار، روحانیت، نژادپرستان، بنگاههای تبلیغی دول عمده سرمایه داری، توابین و ... به تناسب کیفیت خویش و دست در دست هم در این جنگ روانی شرکت جسته اند. نوشته های ضد «۲۱ آذر» مدیران موسسات و رسانه های تبلیغاتی وابسته به دولتهای غربی، حتی در پرتشنج ترین دورانهای روابط سیاسی ایران و غرب، آذین بخش مطبوعات و رسانه های دولتی - امنیتی ایرانند و تاریخدانان مرتجع و نژادپرست رژیم پای ثابت گردهمایی های موسسات دولتی غربی. این جنگ روانی در ۷۰ ساله اخیر – با گذر زمان- مدام «مدرن» تر و «به روز» تر شده است. اگر زمانی همه اعضای این جبهه بخاطر تقسیم «اراضی شاهنشاه» و اربابان بزرگ میان دهقانان، بخاطر تلاش برای برابر حقوقی زنان و مردان، بخاطر تضعیف مبانی اشرافیت، بخاطرعدم اطاعت نهضت از ارتجاع تهران و ... متفقا بر «تجاسر» ، بی دینی، کفر و ضرورت جهاد علیه دموکراتها تاکید داشتند و هواپیماهای امریکایی و انگلیسی اعلیحضرت فتوای تکفیر دموکراتها و فرمان «قتله» ملایان را بر فرازشهرهای آذربایجان پخش می کرد، امروز زمانه دیگری است. دیگر با این سلاح نمی توان به جنگ نهضت آذربایجان رفت. گذر زمانه قدسیت نظام ارباب- رعیتی، تقدس تعلق کالاوار زنان به مردان را در هم شکسته، خواسته عدم تمرکز (انجمنهای ایالتی و ولایتی، خودمختاری و فدرالیسم) و حق آموزش بزبان مادری و ضرورت پذیرش تنوع ملی – اتنیک ایران را به وجدان عمومی تحمیل کرده است... دیگر اینهمه را نمی توان بعنوان مجوز کشتار «متجاسران» (یعنی آنانکه جسارت ورزیده و علیه ارتجاع به پا خواسته اند) به افکار عمومی تحمیل کرد. اکنون دشمنان نهضت سلاحی از سلاحهای پوسیده گذشته را از زرادخانه خویش بیرون کشیده و آن را حبل المتین خود کرده اند. نهادهای جنگ سرد و کارگزارانش، رژیم جمهوری اسلامی و تاریخ پژوهان آن و نیز برخی «تاریخ نگاران» مغرض و یا تحت تاثیر تبلیغات جنگ سرد، برای تخریب سیمای نهضت دست به دست هم داده، چنین تبلیغ می کنند که گویی نهضت آذربایجان با قصد جدا شدن و الحاق به شوروی- از اغاز تا پایان – با تمام جزئیاتش به فرمان رهبران اتحاد شوروی و شخص ژوزف استالین تشکیل یافته و به رهبری روزانه رهبران حرب کمونیست آذربایجان شوروی پیش رفته است. برای جا انداختن این دروغ اسناد تاریخی تحریف می شوند، بر اساس نیازهای فعلی سند جعل می شود، اسناد جعلی و تحریفات در ترجمه جعلی تر و تحریف شده تر می شوند. مراکزی مسئول این تحریفات و جعلیات اند. می کوشند با زهر این تحریفات و جعلیات، افکار عمومی تاریخ پژوهان جهان را مسموم سازند. طرفه انکه طراحان اصلی و ناشران عمده این تحریفات و جعلیات، آن نهادهایی هستند که فرمان دهندگان آنان خود با دخالت در این یا ان گوشه جهان، با ابداع ارتجاعی ترین گروههای خونریز شهره آفاقند. 

علیرغم همه این تلاشها نهضت ۲۱ آذر آذربایجان - علیرغم این یا آن کاستی و افزونی اش - بمثابه برگی زرین از مبارزات زحمتکشان و آزادیخواهان آذربایجان و سرتاسر ایران ثبت تاریخ ماست. آزادیخواهان آذربایجان هرچند در برابر ارتجاع حاکم بر تهران، ملاکان، روحانیت، اشراف، نژادپرستان و حامیان بین المللی آنان شکست خوردند، ولی تلاش آنان برای فرسودن پایه های نظام وحشیانه فئودالی، تضعیف فرمانروایی طبقات اشراف و روحانی و دیوانسالار، اصلاحات اداری، بهبود حال و روز طبقه کارگر، برابر حقوقی زن و مرد، احترام به فرهنگ و زبان تحقیر شده مردم، برادری ملیتهای ایرانی و دهها اقدام انقلابی دیگر سبب ساز و یا الهام بخش تحولاتی در تاریخ و اندیشه مردم آذربایجان و ایران گشته است.

۲۱ آذر بخشی از تاریخ نهضت چپ در آذربایجان و سرتاسر ایران است. در هفتاد و یکمین سالگرد ۲۱ آذر، یاد این نهضت، یاد رهبران آن و بویژه شخصیت برجسته جنبش کارگری – کمونیستی ایران سید جعفر پیشه وری، یاد هزاران جان باخته و رنج کشیده آن را گرامی می داریم. 

 

منبع: 
http://azer-online.com/melli/more/mosahebe_vahab_ansari.htm
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هفتادو یک سال بعد از گذشت 21 آذر - زمان و تاریح 71 بار تغییر کرد در هم شکست این ور شد آن ور شد و با سری آشفته به راه حود ادامه میدهد ولی و اممممممممما: قسم خورده گانی از ما هنوز هستند که در عمق اعماق نظریات و افکار واهی گذشته حویش غوطه ور هستند. ! اگر این طور این نسیت بس جناب سیروس مددی ها کیست ؟ که هنوز فدرت و توانایی تفکرشان در تکامل هدفشان عاجز و بیچاره است.! جرا سیروس همیشه انقلابیها نمیتوانند و یا نمیحواهند که اولین انقلابگر درون خویش و افکار تاریخ گذشته خویش باشند ؟ چرا بعد از هفتادو یک سال از 21 آذر- سیروس مددی هنوز متوجه حقیقت تاریخی و تفکر بالفعل سید جعفر پیشه وری را نمیشود و او را هنوز یک کمونیست وفادار به خود جلوه میکند ؟! کسیکه وطن میگوید و رهایی برای مللت خویش از دست استعمار خارجی و داخلی را میکند چگونه میتواند یک کمونیستِ وفادار به کمونیست باشد.. اگر از وفا صحبت شود -

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ساتراپ چرا باکو( احتمالا منظور تان جمهوری آزربایجان شمالی میباشد) باید تحت اشغال فارس(منظورم ایران ) باشد که به تدریج نابود بشود؟ ونیز ما در فکر تجزیه آذربایجان نیستیم ٬ بلکه خواهان تمامیت ارضی وطن مان آزربایجان هستیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با درود به شما
سوال من به عنوان یک بی تجربه اینست .
چگونه شما هژمونی یک کشور خارجی و ارتباط مشخص پیشه وری به استالین را تایید میکنید؟ تجربه دیوار برلین و شکست مفتضحانه این تشکیلات شوروی هنوز شما را ازخواب بیدار نکرده است ؟ خود پوتین که عضو ک گ ب بود دیگر سخنی از مارکسیسموس لنینیسموس نمیگوید آنوقت شما به جای بازگرداندن باکو به ایران هنوز در فکر تجزیه آذربایجان هستید؟
بعد هم مگر استالین با خود این افراد که به شوروی فرار کردنند چه کرد ؟ کدام نقطه مثبت در این جریانات دیدنی است ؟
آن عاقبت ایدئولوژیک شوروی , آنهم عاقبت فراریان . کدام نکته مثبت در کارنامه چپ وجود دارد که هنوز به اسکلت پوسیده آن چسبیده اید ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای سیروس مددی عزیز سلام .
شما خودتان را یک سیاستمدار کار کشته و رجل سیاسی مجرب می دانید ، لطفا به سئوال ما جواب بدهید، این مقاله ی یکی به نعل و یکی به میخ شما و آن مقاله ی یکی به زری و یکی به زرغام آقای احد واحدی در سایت اخبار روز چرا بیش از دو روز تحمل نشد ؟ آیا غیر از این هست حقایق هر چند اندک تاریخی وطنمان ایران باید در دفترهای جعلی بایکوت و ارشیو شوند ؟ بدست کدام مافیای ارتدوکس نفوذی اینها جعل می شوند. آقای کار کشته هیچ خبر داری ؟ شماها که سالها بر علیه ملت آذربایجان با آنها همکاری کرده اید ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای مددی طبق فرمایش شما،[[ ٢١ آذر بخشی از تاریخ نهضت چپ در آذربایجان و سرتاسر ایران است.]] ایران و آزربایجان دو مقوله کاملا جدای از هم هستند، کسانی که در ٢١ آذر به سرزمین مادری ما لشکر کشی کردند، از کره مریخ نیامده بودند، حزب توده در تمام اعصار و در زیر هر نوع سیستم و حکومتی در روسیه همیشه زیر پرچم دفاع از زحمتکشان، رل فراماسیون روس را بازی کرده با قدرت گرفتن حرکت ملی، حضور این حزب برای سرباز گیری عادت همیشگی این حزب است و به ثبت رساندن زحمات دیگران چه در گذشته و حال شگرد لایتغیر این حزب است، حزب توده بعنوان نگهبانان مرزهای پر گهر در عمل مطلقا اعتقادی به حقوق ملتها ندارند، مشابهش را در جمهوری های خودمختار استقلال یافته اش را می توانید ببینید، که بعد از ٢٠ سال استقلال بدون زبان روسی (پسوند اف اوا) ملتهای غیر روس از نظر ارتباطات فلج هستند، یعنی حکومت شوروی آنچنان بلائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای سیروس مددی این مسئله را آقای فرزانه همچنین در مصاحبه با رادیو همبستگی در سال ١٩٩٧ نیز مطرح کرد که برنامه ای در سالروز تاسیس حکومت ملی بود میتوانید مراجعه بکنید و در ضمن خاطرات غلام یحیی دانشیان که توسط دوکتور شعبان نیکنام « صمد‌» به فارسی ترجمه شده گویا خیلی از مسائل از جمله شونیزیم حاکم بر حزب توده است .یعنی در کل بگویم که آنچه برای ما از اولویت برخوردار است برای چپ ایرانی - فارس نه تنها ارزشی ندارد بلکه چپ فارس در مقابلش نیز هست یک مثال دیگر از مصاحبه آقای محمد رضاشالگونی دررابطه با بیژن جزنی و مخالفت او با حقوق ملتهای غیر فارس ، عین گفته ایشان که نقل قول از فدائی شهید عزیز سرمدی است چنین است --
عزیز سرمدی بعد از خواندن نوشته های بیژن، به نظر او در باره مسأله ملی در ایران ایراد داشت و با خودِ او هم مطرح کرده بود و حتی عزیز به من می گفت که نظر بیژن در این مورد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
يوسف آذربايجان گرامی آقای سیروس مددی فرمودند"امیدوارم قبول کنید که من بی سند حرف نمی زنم. " و بعد فاکت ایشان "اعزام «افسران خراسان» و دهها افسر دیگر به تبریز " اما جریان افسران خراسان . در تاریخ 28 مرداد 1324در حدود 20 نفر از قبیل سرهتگ دوم نوائی و سرگرد اسکندری و 15 نفر افسر جزء در نیمه شب دو کامیون دولتی را با دو دستگاه بی سیم و در حدود 100 قبضه اسلحه برداشته به سمت بجنورد حرکت میکنند و هنگامیکه می خواستند وارد شهر گنبد شوند وسیله گروهان ژاندرمری که از جریان مطلع بوده غافگیر شدند هفت نفر کشته و بقیه متواری شدند. مقصد هم ترکمن صحرا بوده نه آزربایجان . در بیانیه افسران هم آمده بعلت عدم شرکت در حزب نهضت ملی . افسرانی که جان بدر برده بودند با کمک و راهنمایی کنسول بندر شاه به خاک شوروی پناهنده شدند. و 17و 18 آذرماه سال 1324 به تبریز وارد شدند . آیا این اعزام افسران خراسان از طرف حزب توده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یوسف عزیز سلام. می دانید که دو نوع نگاه به تاریخ و روایت ان وجود دارد: یکی چنانکه بود و دیگری از منظر منطبق ساختن آن با منافع سیاسی امروز. به نظر من انانکه تاریخ - یا این بخش و ان بخش رخدادهای گذشته - را بر حسب سیاستهای فعلی خود عرضه می کنند، در اشتباهند. با این متد هیچ درسی گرفته نخواهد شد و نیز نسل فعلی گرفتار روایتهای افراد و نیروهای مختلف المنافع خواهند بود. ما بی طرف نیستیم ولی این جانبداری خود را نه بصورت انکار برخی رویدادها و افزودن جعلی رویدادهای دیگار ، بلکه با انتخاب موضوعات و دفاع از حقانیت مردم و مظلومان انجام می دهیم.
اینکه امروز چپ های ایران چگونه به مسئله ملیتها نگاه می کنند، بحث دیگری است. زمانیکه چپ و مسئله ملیتها در گذر زمان را مورد بررسی قرار می دهیم، لاجرم باید هم بهپریروز و هم به دیروز و هم به امروز پرداخت. ولی سئوال شما درباره موضع چپ سالهای 24 و 25 ایران

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سیروس مددی! آیا از نظر حنابعالی چپ ایران باید زیرهژمونی شونیسم و ناسیونالیسم قومگرای فارس باشد؟ آیا آن دانشمند گرانقدر شخصا تصور میفرماید، بطور کلی چپ جغرافیای موسوم به ایران و حتا چپ آزربایجان همه باید برای حفظ تمامیت ارضی ایران ـ فارس، و حفظ بساط ملت واحد، و زبان واحد، مدام العمر زیر نفوذ و سلطه همین چپ فارس ـ ایرانی قرار گیرد؟ یا جنابعالی نظر دیگری مبسوط میفرمائید!؟ ممنون از اندیشه گرانبهای حضرت عالی!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
راستی در صورت پیروزی پیشه وری چه اتفاقی روی می داد ؟ انها که شوروی سابق و بویژه اذربایجان و اروپای شرقی را دیده اند بخوبی میدانند که سرنوشت پیشه وری و اذربایجان از خود باکو نشینان و دیکتاتور های اورپای شر قی بهتر نمیتوانست باشد . باکو در حقیقت انبار نفت روسیه و فاحشه خانه سربازان روسی بود و دولت پیشه وری و اذربایجان میتوانست حیات فاحشه خانه دوم شود. اقتصاد کشور پیشه وری بهتر از باکو ویا تیرانا نمیتوانست باشد .و از همه مهمتر تبریز اوشاغلر همه به زبان روسی حرف میزدند .اگر پیشه وری پیروز میشد امروز همه اذری ها جز لعنت و نفرت چیزی برای پیشه وری نداشتند همچنانکه مردم اروپای شرقی هنوز از دولت شوروی و رهبران کومونیست متنفرند . ای کاش پیشه وری زنده میماند و بدست عوامل ترک کا ک ب گشته نمیشد و انوقت پیشه وری یک ضد کومونیست و ضد روس بود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
يوسف آذربايجان گرامی . از کامنت های شما در مورد آزربایجان تشکر میکنم . فکر میکنم به سئوال ، خودتان بخوبی جواب داده اید البته امیدوارم جناب آقای سیروس مددی نبز جواب بدهند بقول شما چپ ایران « فارس » یا احزاب و سازمان های ایران ( فارس ) بطور کلی افکار فارسی حاکم بوده و هست . اگر بنوشته های مجلات و روزنامه های همین احزاب و سازمان ها از حزب توده تا سازمان فدائی ، راه طبقه کارگر . ووو " دنیا ، مردم وووو " رجوع کنید یا آزربایجان نیست و اگر هست بار منفی دارد .حق تعیین سرنوشت هم همان حقی بود که اتحاد جماهیر شوروی سابق داده بود. بیشتر به شعار نزدیگ بود .باز بقول شما " متاسفانه چپ آذربایجان نیز تا همین اواخر اسیر و در بند همین چپ فارس- ایرانی بود یواش یواش از زیر سلطه آنها بیرون میآید و میشود گفت که در مرحله خلاص شدن تمام عیار است " امیدوارم چنین باشد .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این جمله رافراوان میشنویم که استالین نام *آران*را به آزربایجان تغییرداد مطمئنا در جو هیاهو وقال ومقال تعمدی که هدف به راه انداحتن گردو حاک باشدارائه هیچ دلیل و سندی نمیتواند فصل الخطاب باشد ولی محض خالی نبودن قسمتی ازحقایق هم که باشد عرض میکنم کهاطلاق نامآذربایجان به کشوری درشمالآراز نه درزمان استالین ونهحتی درزمان لنین بوده بلکه این نامگذلاری رسمی واعلام آن به دنیا دوسال قبل از هجوم ارتش سرخ به جمهوری مستفل آزربایجان بد که بد نیست یاد آور شویم که ایران اولین دولتی بودکه آنرا به رسمیت شناخت ومبادلات دیپاماتیک فی مابین آغازشد. *آران*نام قدیمی یکی ازمناطق آن سرزمین است.مثل عراق عجم درایران وایالت خمسه ومکران وغیره.....پس نه استالین ونه لنین بالشویک ها مرتکب ! این نامگذاری نبودند .آن موقع رئیس جمهور آنجامحمدامین رسولزاده (یکی ازطرفداران ایران) نخست وزیرشان هم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
همانگونه که انقلاب اکتبر نتیجه فرستادن لنین از سوی المان به روسیه بود
بوجود امدن این جریان چپی فرقه لری در حقیقت مدیون فردی بنام ادولف هیتلر نازی میباشد .چرا ؟
حمله المان به شوروی سابق و اشغال ایران باعث بوجود امدن حزب توده و فرقه دمکرات و قاضی محمد شد.
بنابر این چپ ایران نمیتواند به عنوانی جریانی مستقل مدعی بلوای پیشه وری و تجزیه ایران بنام فرقه در ایران شود .چپ ایران مانند مهره بازی در دست دولت شوروی بود و هزاران ایرانی بی خبر از جهنمی بنام سوسیالیسم قربانی ترور و حشت سرخ شدند . برای چپگرایان فرقه پیشه وری وقاضی محمد و جزب توده و پادوی ان فدائیان حکم امام زاده را دارد در حالیکه خود نمیدانند عروسکی بیش در دست روسیه نبودند . پدران واقعی فرقه پیشه وری ادولف هیتلر و استالین میباشند و این افتخاری نیست .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای سیروس مددی من در رابطه با پارگراف آخر شما یک سوال دارم چپ ایران « فارس » در کجای حکومت ملی آذربایجان قرار داشت ؟ بیاد دادم وقتی از زنده یاد دکتر فرزانه که با ایرج اسکندری هم بند بود پرسیدم نظر ایشان راجع به حکومت ملی آذربایجان چه بود آقای فرزانه گفتند خیلی منفی و میگفت برای ایران فاجعه بوده که دفع شد و وضع چپ ایرانی- فارس از زمان بیژن جزنی نیز مشخص است چپی که زیر هژمونی شونیزیم و ناسیونالیزم فارس بود و هنوز هم است و متاسفانه چپ آذربایجان نیز تا همین اواخر اسیر و در بند همین چپ فارس- ایرانی بود و یواش یواش از زیر سلطه آنها بیرون میآید و میشود گفت که در مرحله خلاص شدن تمام عیار است .منتظر نظر شما هستم چرا که این بحث در بین فعالین حرکت ملی آذربایجان وجود دارد که چپ مسقل آذربایجان و آینده اش .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منم بابک خرمدین از آذربایجان: پايان کار گروه پيشه وري وشکست برنامه گسترش نفوذ دولت مسکو در خاورمیانه از طریق آذربایجان و کردستان ايران. کشور با اصالت ایران با قدمت غیر قبل انکار همیشه دغدغه رفاه همگانی را داشته و دارد از خرمیان که پیشا زرتشت تا مزدایسم و مانی و دیگر جنبش های فئودالی که توسط عربان و ترکان خونشان بر سرزمین ایران ریخته شد همه و همه دغدغه سوسیالیسم را داشتند.اما ترکان مهاجم با عقبه ننگین نشان در ایران.دست نشانده این و آن با زبان ناتوان کارگری ترکی قدرت اندیشیدن را ندارند وهمانند اسلافشان فقط و یران کردن و سر سپردگی و خیانت و چون بی وطن هستند دل در گرو عشق وطن ندارند نهصد و اندی سال است که ایران و ایرانی در رنج است زلزله خمینی گجستک همه تا ریخ چندین هزاره ای ایران را به رو آورد.همان جمهوری مندرآوردی زیر سلطه روسها باید به ایران برگردد یک آذربایجان است وانهم درایران است .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای سیروس مددی! هفتاد و یک سال پیش بزرگمرد تاریخ آزربایجان زنده یاد جعفر پیشه وری بقول خودتان هدفش با تشکیل دولت ملی مردم آزربایجان، ماندن در چهارچوب جغرافیای موسوم به جهنم ایران بود. آیا از نظرآن استاد بزرگوار گفته های هفتاد و یک سال پیش زنده یاد " جعفر پیشه وری" به مثابه آیه های نازل کتاب مقدس غیر قابل تغییر است؟ و مردم آزربایجان محکوم است مدام العمر زنجیر استبداد و استعمار پانفارسیسم زبانی، فرهنگی، سیاسی اقتصادی را بر گرده خویش حمل کند، و لجامش را برای همیشه بدست نژاد پرستان فارس دهد؟ یا مردم آزربایجان مختار است، در صورت تمایل بنا به حقوق مسلم انسانی و بنا به مصلحت حقوق زبانی، فرهنگی، ملی مدنی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی برای بدست گرفتن اختیارات حق تعیین سرنوشت خویش، خود برای آینده اش تصمیم بگیرد؟ لجام خود را از دست راسیستهای مرکز گرای پان ایرانیست، قلدرمآبان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان عزیز گرداننده ایران گلوبال. منظر جاوید گرامی! ممنونم که این نوشته را هم منتشر کردید. من این نوشته را قبل از مطلب خانم و اقای ف.م.سخن نوشته ام . چون به نوشته و سرگذشت ایشان می خورد، در کامنت نوشته شان آوردم. بنابرین عبارت «در پاسخ به فو م. سخن» در تیتر مطلب اضافی است. خواهش می کنم انرا حذف کنید. با احترام

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری