پایان حکومت اسلامی، خیزش خوزستان، بحران زندگی در ایران و وظایف ما

تجربه انقلاب بهمن بما آموخت؛ که پیکار برای برچیدن استبداد حقانیت انسانی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و تاریخی دارد، اما باید در هر گامی که بر می داریم، نسبت به پرنسیب های یک جنبش انسانمدارانه، آزادیخواهانه و ایران محورانه کاملن حساس و هوشیار باشیم.
اعتراضات حق زندگی در خوزستان، مسئله ایران و جامعه ایرانی می باشد که شایسته است که نه تنها مورد حمایت آگاهانه و هدفمند قرار گیرد، بلکه به جنبشی سراسری علیه موجودیت حکومت اسلامی ارتقاء یابد.

 

سال 2017 با سیاست ابتذال سیاست آغاز شد و روی دیگر سکه فاشیسم دینی – اسلامی، سکولار-فاشیست ها می باشند که در غرب روی دست های اقشار میانه و پائین فرهنگی و سیاسی اجتماعی بقدرت رسیده ویا برای تسخیر قدرت از طریق صندوق های رای کوشا هستند.

هنگامی هراس از اسلام سیاسی و اسلامگرایان بازار احزاب ارتجاعی – فاشیستی غرب را داغ کرده و بخش هائی از شهروندان اروپا و امریکا به ارتجاعی ترین احزاب سیاسی پناه می برند، در شرق مردمانی که زخم های شان به درازای عمر اسلام و اسلامگرایان است، برای تعیین تکلیف با پدیده جنگ افروزانه، ویرانگرانه و انسان ستیزانه اسلام سیاسی آماده می شوند.

مقاومت 38 ساله جامعه ایرانی در برابر سیاست اسلامیزاسیون روحانیت شیعه، نقاط عطف تاریخی و افتخارآفرینی داشته که در اشکال مختلف نمود یافت. اما چرا پیکار مردم به برچیدن حکومت اسلامی نیانجامید، علل آنرا باید در هراس افکنی حکومت در میان مردم و پاشیدن بذر بی اعتمادی در جامعه ایران دانست.

اکنون دیگر ابزار هراس افکنی کارائی خود را از دست داده است، زیرا پیامد فاجعه حکومت اسلامی، به حق حیات مردم رسیده است و موجودیت استان هائی نظیر خوزستان، بلوچستان و .. زیر سوال رفته است.

اگر در گذشته شهروندان برای حق رای و نفی استبداد بخیابان آمدند، اکنون ریه های پر از خاک، بیماری، فقر، فلاکت، بیداد و مرگ تدریجی، آن بخش هائی از جامعه ایرانی را به جنبش واداشته، که آب از سرش گذشته است!

حکومت اسلامی بدلیل ناتوانی های سیاسی، ایدئولوژیک، تاریخی و سیاست های فاجعه بار، ایران ستیزانه و ویرانگرانه اش به پایان خود رسیده است. ناتوانی حکومت، بر مردمان کشور اشکار گشته و به نظر میرسد مردم دریافته اند که  هنگام  ان فرا رسیده که مستقل از حکومتگران،  وارد میدان شوند و سرنوشت جامعه و میهن شان را تعیین کنند.

رشد چشمگیر اعتراضات گرسنگان، بیکاران و قربانیان تخریب زیست محیط در خوزستان ...، حقیقتن صدای دلخراش کارد اسلامگرایان  می باشد که به استخوان جامعه ایرانی رسیده است.

بحران کنونی، بحران زندگی در ایران است که مهاجرت یکی از دو قشر باشندگان ایران و یا حاکمان را می طلبد، یکی برای کسب قدرت و دیگری برای بازگشت به حجره های دینی خود.

ما در یک جنبش بزرگ استبدادستیزانه شرکت کردیم و در آن جنبش خطر فاشیسم اسلامی را هم فریاد زدیم، اما نه صدای مان آنقادر رسا بود که بگوش جامعه ایرانی برسد و نه بخشی از مردم آمادگی شنیدن سخنان ما را داشتند.

تجربه انقلاب بهمن بما آموخت؛ که پیکار برای برچیدن استبداد حقانیت انسانی، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی و تاریخی دارد، اما باید در هر گامی که بر می داریم، نسبت به پرنسیب های یک جنبش انسانمدارانه، آزادیخواهانه و ایران محورانه کاملن حساس و هوشیار باشیم.
اعتراضات حق زندگی در خوزستان، مسئله ایران و جامعه ایرانی می باشد که شایسته است که نه تنها مورد حمایت آگاهانه و هدفمند قرار گیرد، بلکه به جنبشی سراسری علیه موجودیت حکومت اسلامی ارتقاء یابد.

درس های 38 ساله از انقلاب بهمن و پراتیک فاشیسم اسلامی بما یاد داد که؛ نباید به دنباله روی از جنبش های پوپولیستی، خلق پرستانه و توده وار سقوط کرد. حضور آگاهانه، هدفمند، سازمانیافته و قدرتمند با چراغی در یک دست و شاغولی در دست دیگر، الزامی می باشد. 

ابزار ما (شاغول ما) برای محک زدن یک جنبش سیاسی اجتماعی چیزی نیست جز پرسشگری بیوقفه از خود و مردم ایران که:

1- این حرکت با روند برچیدن حکومت اسلامی خوانائی دارد؟

2-این حرکت معطوف به انتقال قدرت بمردم، آزادی ایران و ایرانیان و خودمدیریتی لائیک دمکراتیک در ایران است؟

3-این حرکت معطوف به تقویت همبستگی باشندگان ایران و حفظ موجودیت میهنمان است؟

ما با چنین پرسش هائی باستقبال جنبش های سیاسی اجتماعی معطوف به برچیدن حکومت اسلامی میرویم و نباید اجازه دهیم که مدافعان حکومت اسلامی در روند ایجاد اراده واحد ملی - لائیک دمکراتیک ایرانیان، تخلل ایجاد کنند. چنین باد! 

امتیازدهی به مقاله: 

منبع: 

ایرانگلوبال

بخش: 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

نظر: 

بعنوان یک کرد می گویم که همه اقوام، ملیت ها یا ملت ها یا خلق ها یا مردمان خوزستان متحد شدند و بر علیه رژیم شعار می دهند. حالا حزب دمکرات کردستان می خواهد این اتحاد را به هم بزند و بگوید که فقط خلق عرب بوده؟ عجب. همه ما از همه خلق ها و ملیت ها به اتحاد بر علیه نظام فاسد احتیاج داریم. این عمل تنگ نظرانه تبعیض آمیز و تفرقه افکنانه حزب دمکرات در راستای منافع رژیم و بر علیه اتحاد و همبستگی همه مردمان ایران است.خیلی متاسف شدم از این کار تفرقه برانگیز حزب دمکرات کردستان ایران.

نظر: 

سلام. امیدوارم حکومت پان فارسیسم جمهوری اسلامی هر چه زودتر به درک واصل شود و ملتهای مختلف ایران به حقوق خود دست یابند.

نظر: 

جناب ، استفاده از اسامی شخصیت های سیاسی ، امنیتی شناخته شده در ایرانگلوبال ممنوع است، قبلا هم اعلام کردیم

نظر: 

دیگر بر کسی پوشیده نمانده که در سایۀ حاکمیتِ رژیم پلید جمهوری اسلامی, موجودیت و حیات تمامی مردم ایران در معرض یک تهدید و انهدام واقعی قرار گرفته است. در سایۀ سیاستهای غارتگرانه و میهن بر بادده حاکمیت سیاه و ننگین این آخوندهای پلید، میهنمان ایران دارد به نابودی کامل نزدیک می شود و ایرانیان به فقر وفلاکت و بدبختی و ذلالت افتاده اند. هموطنان خوزستانی ما نمی توانند نفس بکشند و آب و برق ندارند. کلان شهر تهران با داشتن جمعیتی بالاتر از 14 میلیون نفر علاوه بر آسیبهای ناشی از فقر و اختلاف فاحش طبقاتی، اعتیاد، خودکشی، کارتن خوابی، حاشیه نشینی، و... به‌دلیل عدم رعایت حداقل‌های اصول شهرسازی، نبود و فقدان حداقل‌های ایمنی در ساختمان سازی در بین کشورهای جهان یکی از بدترین و خطرناکترین زیر‌ساخت‌های شهری را به خود اختصاص داده است. نتیجه این‌که حاکمیت ارتجاعی و قرون‌وسطایی جمهوری اسلامی به‌دلیل غارتگری و

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.