مجاهدین خلق، نوع شیعی داعش

صعود سازمان مجاهدین خلق با سقوط رژیم شاه آغاز شد. قبل از سقوط رژیم شاه، ایراینان مجاهدین را بمثابه امتداد مسلحانه سازمان لیبرال-اسلامی نهضت آزادی میشناختند، سازمانی که رهبران مجاهدین از آن جدا شده بودند. همچنین جنبش دموکراتیک ایران، سازمان مجاهدین، را بمثابه تشکیلاتی بی تجربه در زمینه روشنفکری میشناخت، چرا که این ها مارکسیسم و اسلامگرائی را مخلوط کرده بودند. آنهائی که در درون مجاهدین، صادقانه نظرات خود را مارکسیست-لنینیستی می دیدند، پس از مدتی سازمان مجاهدین را ترک کردند، چرا که ..

بعداالتحریر 24 فوریه 2017- این مقاله 12 سال پیش نوشته شده اما همه مطالب آن همچنان واقعیت سازمان مجاهدین است که  کالتی مشابه داعش اما شیعه مذهب است.

 

-----------------------------------

 

این عباراتی است که در سال 1994 پس از تراژدی مشهد نوشتم: وقتی فامیل یک دوست از سن زیاد فوت میکند، در مراسم ختم شرکت میکنیم، تسلیت میگوئیم، اما به مردمی که عزیزان زائرشان را در تراژدی بمب گذاری در مرقد امام رضا در سال 19944 از دست دادند، چه میتوان گفت؟  یک بار در چنین شرایطی بودم. خواهر دوستم با سه فرزندش در تراژدی مشابهی جان خود را از دست دادند و زبانم از بیان عاجز بود.  نمیدانستم چه بگویم. پس از مدتی اندیشه افکارم چنین بود.

 

بنظرم آنجه آن بی گناهان را کشت طرز فکری است که در میان برخی حامیان همه گروه های مذهبی و سیاسی وجود دارد.  شما میتوانید طرفدار دیکتاتوری ترین و فاشیست ترین گروه ها و دولت ها باشید، و در عین حال چنین طرز فکری را که منظورم است،  نداشته باشید.  برعکس، شما میتوانید پشتیبان دموکراتیک ترین سازمان ها باشید، اما این طرز فکر را داشته باشید. معتقدم، این طرز فکر، قاتل بی گناهان است، و مسول بسیاری از جنایات مشابه در جهان.  این طرز فکر چیست؟

 

این طرز فکر،  اعتقاد به *هدف وسیله را توجیه میکند* است. اجازه دهید مثالی بزنم.  افراد بسیاری را میشناسم که طرفداران محکم جمهوری اسلامی، یا کمونیسم، یا سلطنت، یا مجاهدین، یا لیبرالیسم هستند، اما انسانهای بسیار خوبی بوده اند. آنها استاندارد های شخصی ای داشتند که رعایت میکردند.  اسم آن معیارها را بگذاریم ده فرمان موسی. اسمش را به سادگی بگذاریم خوب بودن.

 

ما همه برای معنی آن احساس داریم، چرا که همگی لحظه هائی را تجربه کرده ایم،  که از ایدئولوژی یا گروهی متنفر بوده ایم، اما در عین حال اذعان کرده ایم شخص معینی در آن جمع،  آدم خوبی است. یکبار یک مسلمان معتقد را به یاد میاورم که لامذهبی را میشناخت، و آن مسلمان،  لامذهب ذکر شده را، به عنوان یک "مسلمان-واقعی-که-به-آنچه-خود-هست-آگاه-نیست،" خطاب میکرد.

 

در مقایسه،بسیاری از طرفدارن همان گروه ها و مکاتیب فکری را دیده ام، که دروغ میگویند، آزار میدهند، صدمه میزنند، و به هر کار دیگری دست میزنند تا به *هدف* خود برسند.  به عبارت دیگر جهت دستیابی به آنچه میخواهند، برایشان اهمیت ندارد که چگونه به آن برسند.  در نتیجه میتوانند دروغ گوئی، کشتن مردم بی گناه، شکنجه دادن، یا هر عمل شنیع دیگری که آنها را گامی دیگر به هدفشان نزدیکتر کند، توجیه کنند. این طرز فکر است که مردم را میکشد، و هر حزب، گروه، کالت و فرقه ای که *هدف وسیله را توجیه میکند* را ترویج می کند، مسول چنین جنایات است.

 

اگر فرد معیار در زندگی داشته باشد، که چنین اعمالی را شخصأ شنیع ببیند، هر چه گروه، ایدئولوژی، مذهب، حزب، یا دولتی آن اعمال را ترویج کند، چنین فردی اینگونه جنایات علیه بشریت را مرتکب نمیشود.  اما بالعکس، فردی که فکر کند هدف وسیله را توجیه میکند، میتواند هر جنایتی را مرتکب شود،  بنام آزادی، صلح، مذهب، عشق، کشور، و میتوان تعداد زیادی از اینچنین اهداف عالیه را، در هر دکان عطاری هر مکتب فکری، به آسانی پیدا کرد.

 

آنهائی را که انسان های خوب نامیده ام، بیشتر موقعی زجر میکشند، که کسی که از نظر فکر سیاسی به آنها نزدیک تر است، از "هدف وسیله را توجیه میکند" پیروی کند، یعنی برای اهداف باصطلاح عالیه مکتب، دست به سانسور، شکنجه، و قتل بزند. آنها که خوب مینامم، گوئی نقطه مرجعی در درون خود دارند، که به آنها اجازه چنین عملکرد هائی را نمیدهد، و آنها در قلب خود احساس درد میکنند، وقتی میبینند هنوز در جهان مردمی هستند، که خود را *انسان* میخوانند، ولی کماکان به *هدف وسیله را توجیه میکند* اعتقاد دارند.

 

***

صعود سازمان مجاهدین خلق با سقوط رژیم شاه آغاز شد. قبل از سقوط رژیم شاه، ایراینان مجاهدین را بمثابه امتداد مسلحانه سازمان لیبرال-اسلامی نهضت آزادی میشناختند، سازمانی که رهبران مجاهدین از آن جدا شده بودند. همچنین جنبش دموکراتیک ایران، سازمان مجاهدین، را بمثابه تشکیلاتی بی تجربه در زمینه روشنفکری میشناخت، چرا که این ها مارکسیسم و اسلامگرائی را مخلوط کرده بودند. آنهائی که در درون مجاهدین، صادقانه نظرات خود را مارکسیست-لنینیستی می دیدند، پس از مدتی سازمان مجاهدین را ترک کردند، چرا که میدیدند یک دروغ را زندگی میکنند.

 

قتل شریف واقفی توسط تقی شهرام، از یکی از فراکسیون های مارکسیست-لنینیست های جدا شده از مجاهدین، کمک کرد تا مجاهدین خود را بعنوان یک قربانی بی گناه توجیه کنند، و برای مدت زیادی، گروه های چپ ایرانی در پشتیبانی از مجاهدین، بمثابه نیرویی دموکراتیک، متفق القول بودند، گرچه همه آنها با یکدیگر در ستیز بودند.

 

تنها انتقال مجاهدین به عراق، باعث شد بسیاری شخصیت ها و گروه های رادیکال، خود را از مجاهدین جدا کنند.  بنابراین آنها هیچگاه موضعی درباره اینکه چه عیبی مجاهدین داشت نگرفتند، و فقط از آن جدا شدند بخاطر آنکه مجاهدین با رژیم صدام حسین همکاری کرد، رژیم جنایتکاری که به ایران تجاوز کرده بود.

 

واقعیت این است که مجاهدین هیچگاه گروهی مارکسیست-اسلامی نبود، آنگونه که مشاوران شاه آن سازمان را میخواندند. در زمان تأسیس مجاهدین، اکثر جنبش های مترقی در دنیا،  از تئوری های مارکسیستی، برای تحلیل مبارزات اجتماعی استفاده میکردند، و استفاده از آن تئوری ها، واقعیت خصلت آن گروه ها را تعیین نمیکرد.

 

حتی سید قطب در مصر، که از نویسندگان برجسته بنیادگرائی اسلامی است،  تئوری های مارکس را در کارهای خود به کار برده است. این موضوع هیچ ارتباطی با ساختار واقعی فکری مجاهدین نداشت. مجاهدین در واقع گروهی کمونیستی در ایران نبود، حتی در ابتدای ایجادش. بسیاری گروه های دیگر نظیر حزب توده، سازمان انقلابی، یا چریکهای فدائی، که در واقع گروه های کمونیستی بودند، با کمونیستهای شوروی، چین، یا کوبا سمت گیری داشتند. اما مجاهدین شبیه هیچکدام از آنها نبود.

 

مجاهدین از آغاز شبیه تشکیلاتی نازی-اسلامی در اپوزیسیون رژیم بود. آنها میخواستند شکوه شیعه گری اسلامی را، با استفاده از آخرین دستاورد های تئوری و جنبش رادیکال احیأ کنند. شکل گیری آنها، بسیار شبیه شکل گیری حزب بعث در سوریه، و حزب نازی در آلمان بود، تاآن که شباهتی به شکل گیری تشکیلاتهای کمونیستی یا اسلامی داشته باشد. 

 

بنیاد گرایان اسلامی راه خود را از مجاهدین جدا کردند. حتی برخی فراکسیون های مجاهدین،  نظیر فراکسیون میثمی، که چندان از بقیه مجاهدین متفاوت نبودند، و در ایدئولوژی خود به احزاب بعث سوریه و عراق شبیه بودند، از مجاهدین جدا شدند، و به بنیادگرائی اسلامی خمینیسم پیوستند. اما این امر، این حقیقت را تغییر نداد، که سنت مجاهدین همیشه اساسأ سنتی نازی-بعثی بوده است، که از سنت بنیادگرای اسلامی جدا است.

 

از یک نظر، مردم ایران شانس آوردند که مجاهدین قادر نشد بقدرت برسد، و به لطف همکاری شان با عراق، مردم  بر مبنای ناسیونالیسم آنان را طرد کردند.  اما از سوی دیگر،  بخاطر ماندن در اپوزیسیون برای مدتی طولانی، بسیاری مردم آنها را بعنوان یک اپوزیسیون دموکراتیک و مدرن تصور میکنند، که آنها *نیستند*.

 

مجاهدین هیچ فرقی با احزاب نازی و بعث ندارند، البته قبل از آنکه آن احزاب بقدرت برسند. به عبارت دیگر تنها فرق آنکه،  آن احزاب در آلمان، سوریه و عراق به قدرت رسیدند، در صورتیکه مجاهدین از بنیادگرایان اسلامی شکست خوردند.

 

تحلیل غلط از مجاهدین علت اصلی آن بوده که جنبش دموکراتیک و مترقی ایران نتوانسته است بطور شایسته با این نیرو برخورد کند.  مجاهدین یک حزب واقعی نازی-بعثی-اسلامی است. این را بعنوان یک توهین نمینویسم.  این ایدئولوژی مجاهدین است، و برای بیش از 30 سال، جنبش مترقی ایران، ارزیابی نادرستی از این تشکیلات داشته است.

 

در مقاله دیگری توضیح داده ام که چرا مجاهدین مانعی در برابر توسعه جنبش دموکراتیک ایران است، و انحلال این سازمان لازمه پایان جمهوری اسلامی است. گرچه بسیاری از آنهائی که به آن  کالت فاشیستی پیوستند، برای مبارزه با جمهوری اسلامی بوده است، اما آنها شستشوی مغزی شده اند، که احساس میکنند ترک مجاهدین بمعنی کمک به جمهوری اسلامی است،  و چنین اقدامی را خیانت به آرمانهای دموکراسی تصور میکنند در صورتیکه بر عکس است.

 

انحلال مجاهدین (سازمان مجاهدین خلق) بهترین راه برای رشد جنبش دموکراتیک و مترقی ایران است. هر سازمان یا شخصیت دموکرات که بخواهد مجاهدین را خشنود کند، تا برای دموکراسی و ترقی ایران متحدی بیابد، سخت در اشتباه است، همانگونه که بنی صدر در اشتباه بود که به مجاهدین امید بسته بود.  خشنود کردن مجاهدین نظیر راضی کردن هیتلر توسط چمبرلین است.  جنبش مترقی ایران بایستی از خواب چند دهه تحلیل ناصحیح از مجاهدین بیدار شود.

 

به اینگونه میشود فهمید که چرا مجاهدین به عراق رفتند. آنها اشتباهأ به آنجا نرفتند. آنها سیستم حزب بعث را مدل خود میشناختند . آنها احساس بدی نداشتند که در عراق بعثی باشند. درست است که احزاب بعث سوریه و عراق تضادهای خود را داشته اند، و تضادهای مشابهی را هم میتوان بین مجاهدین و احزاب بعث عراق یا سوریه یافت، اما اساس برنامه ای آنها یکی است.

 

به یاد آوریم که کشورها و احزاب کمونیست نیز با یکدیگر تضادهای مختلف داشتند، اما اساسأ همه شان در یک راه اشتراک داشتند. چندان اختلافی بین ایدئولوژی های بعثی نیست، و سیستم دولت  ایده ال همه آنها برای سوریه ، عراق، و ایران مشابه است. مجاهدین، ایدئولوژی نازی، با الهام از جنبش های شیعه گذشته، را با خود حمل میکند.

 

نازی ها همچنین الهام شان از جنبش های آزادیبخش گذشته تاریخ آلمان بود. اینگونه میتوان شستشوی مغزی کالت مجاهدین را فهمید، و اینکه چگونه اعضای زن آن "اتفاقأ" دوست دارند به دلخواه "خود" روسری سر کنند. این نتیجه شستشوی مغزی است، که واقعیت برای آنها تغییر کرده، نظیر آنچه  کالت اِستEST و کالت های مشابه به اعضا خود میکنند.  معهذا ما با چیزی نظیر اِست مواجه نیستیم.

 

مجاهدین فقط جمعی افراد ساده لو نظیر  اِست نیستند که به یک ماجراجوئی بی ضرر شخصی مشغولند. این سازمانی مسلحانه از نوع نازی است. تروریسم بخشی از ایدئولوژی آنهاست. مردم ایران شانس آوردند که ما آلترناتیو خمرسرخ کمونیستی را اجتناب کردیم، و همچنین خوش اقبال بودیم که راه بعثی عراق و سوریه را اجتناب کردیم، راهی که مجاهدین برای ایران در نظر داشته و دارد.

 

اگر مجاهدین در 1360 پیروز شده بود، آنها خمر سرخ ایران میشدند. دادن قربانی و فداکاری، راه آنها را درست نمیکند، همانگونه که نازی ها در آلمان، خمر سرخ در کامبوج، قبل از به قدرت رسیدن،  فداکاری های بسیار کرده و قربانیان زیادی دادند.

 

نیروهای مترقی و دموکراتیک ایران بایستی موضع محکمی درباره فاشیسم مجاهدین بگیرند، و خواست انحلال کامل تشکیلات مجاهدین را طرح کنند. این سازمان میتواند حزب بعث بعدی خاورمیانه شود، اگر که بقدرت برسند، و مصالحه برای خشنود سازی مجاهدین نظیر راضی کردن هیتلر از طرف دموکراسی های غربی است، قبل از آنکه نازی ها بقدرت برسند.

 

بایستی از مصالحه برای راضی سازی مجاهدین اجتناب کرد. خشنود سازی آنها به هدف آزادی، دموکراسی، و ترقی در ایران کمکی نخواهد کرد، همانگونه که خشنود سازی هیتلر، غرب را از استالینیسم نجات نداد، و فقط اجازه داد هیتلر،  دموکراسی غرب را نابود کند.  بقدرت رسیدن مجاهدین میتواند دموکراسی و مدرنیسم در ایران را برای 20 سال دیگر به عقب اندازد.

 

اکنون زمان آن رسیده است که از سازمان های بین المللی حقوق بشر و سازمان ملل بخواهیم نقض حقوق بشر توسط مجاهدین را مورد بررسی قرار دهند.  اعضأ سابق مجاهدین و شورای مقاومت موارد بسیاری را در رابطه با نقض حقوق بشر توسط رهبران مجاهدین در عراق گزارش کرده اند. گزارش های متعددی از منابع موثق در باره زندانی کردن و شکنجه اعضأ سابق مجاهدین وجود دارد.

 

سازمان های حقوق بشر میبایست از آمریکا بخواهند به گروه های حقوق بشر اجازه دهد که به این سازمان در عراق دسترسی پیدا کنند، تا موضوعاتی نظیر زندانی شدن و مرگ مخالفین مجاهدین در زندان ابو غریب صدام حسین،  و دیگر زندان ها، که از طرف اعضأ سابق مجاهدین گزارش شده،  مورد تحقیق قرار گیرند.

 

سالهاست هرگاه کسی با سیاست و ایدئولوژی مجاهدین مخالفت کرده است، مجاهدین سعی در بدنام و بی آبرو کردن مخالفین، از طریق اذیت و آزار و فحش دادن،  و نامیدن مخالفین بعنوان مأمور جمهوری اسلامی کرده اند، تا که مخالفین را خفه کنند، یعنی طرز  فکر هدف وسیله را توجیه میکند.  ایرانیان از جایگزین کردن یک رژیم بجای رژیم دیگر، و حفط تجاوز به حقوق بشر،  خسته شده اند.  مجاهدین از بهانه مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی،  برای توجیه عملکرد ضد حقوق بشر در سازمان خود استفاده کرده است.

 

خود شاهد عدم صداقت، تهدید، و هتک حرمت مخالفین،  توسط اعضأ و هواداران مجاهدین بوده ام، و آموزش آنها که مبتنی بر "هدف وسیله را توجیه میکند" بوده و هست، نظیر طرز فکر صاحب مقام های حزب نازی،  که براحتی سوزاندن مردم در کوره های آدم سوزی را، بدون احساس گناه انجام میدادند.

 

مأموران مجاهدین حتی با حیثیت رهبران سابق  شورای مقاومت،  نظیر مهدی خانبابا تهرانی و هدایت الله متین دفتری بازی کرده اند، وقتی آنها را مأمورین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی خواندند، بخاطر آنکه آن شخصیتها با مجاهدین اختلاف سیاسی پیدا کردند و شورای مقاومت را ترک کردند.

 

شخصاً این طرز فکر مجاهدین را در تالارهای بحث اینترنت دیده ام، طرز فکر و عملکردی که از طریق سازمان آنها محکوم نشده، بلکه هدایت هم میشود، و اگر اینان کنترل ایران پس از جمهوری اسلامی را در دست گیرند، ما نمیتوانیم غیر این از آنها انتظار داشته باشیم. ممکن است این ها موضوعات کوچکی بنظر رسد، اما این ها نشان میدهد که این طرز تفکری است که در شستشوی مغزی این کالت ترویج میشود، که نتیجه اش توجیه قتل آنهائی است که سازمان را ترک کنند، بمثابه انتقام قابل قبول.

 

هر ایرانی آزاداندیشی، بایستی آزاد باشد که اندیشه خود را بیان کن، و مردم ایران هواداران این گروه یا هر گروه دیگری *نیستند*، که این گروه ها تصمیم بگیرند که مردم چگونه بایستی بیاندیشند، و آزادی جدا شدن،  یکی از مهمترین حقوق اولیه اعضأ هر سازمان سیاسی و ایدئولوژیک است،  و مردم نبایستی احساس کنند که زندگی خود و خانواده شان، در صورت خروج از سازمان، بخطر میافتد.

 

اعضأ یا هواداران همه گروه ها،  بایستی از آزادی اندیشه و آزادی جدائی از هز سازمانی که به آن می پیوندند برخوردار باشند.  نقض حقوق بشر، از سوی هر گروه سیاسی یا مذهبی، بایستی از طرف سازمان های حقوق بشر بررسی شود، قبل از آنکه این گروه ها به قدرت برسند، یا آنکه نتیجه همه فداکاری های ما میتواند، به دیکتاتوری دیگری در قدرت، در ایران پس از جمهوری اسلامی، ختم شود.

 

نقض های حقوق بشر، مسأله تنها جمهوری اسلامی نبوده است.  نقض حقوق بشر،  دلیلی بود که مردم ایران بر علیه شاه انقلاب کردند، و ما بایستی مطمئن شویم که دوباره به رژیم های دیکتاتوری دیگری،  پس از جمهوری اسلامی نرسیم.

 

اگر هر گروه اپوزیسیون،  اجازه یابد،  آزادی اندیشه و بیان را سرکوب کند، این دور از واقعیت نخواهد بود،  که بگوئیم در رژیم پس از جمهوری اسلامی ما به همان استبداد و نقض حقوق بشر در ایران خواهیم رسید، که برای از بین بردن آن، وقت، انرژی، و فداکاری های بیشمار،  طی همه این سالها کرده ایم.

 

هر گروه سیاسی که اعمال مجاهدین را، بخاطر ملاحظات سیاسی،  مورد اغماض قرار دهد، یا آنکه از دیده بانی حقوق بشر از مجاهدین ممانعت کند، بی توجهی خود را در باره اصول حقوق بشر برای ایران آینده نشان میدهد.

 

در مقاله چه درباره مجاهدین  اشاره شد که کسانی در درون مجاهدین هستند، که به آن تشکیلات برای مبارزه با جنایات جمهوری اسلامی پیوسته اند، و از حقوق بشر آن انسان ها بایستی دفاع شود، و در واقع آنها از نظارت سازمانهای حقوق بشر بر روی سازمان مجاهدین، سود خواهند برد.

 

از سوی مأمورین جمهوری اسلامی، بخاطر طرح نیاز به نظارت حقوق بشر بر روی جمهوری اسلامی، مورد آزار و تهدید قرار گرفتم، و از طرف مأمورین مجاهدین،  نیز بخاطر طرح نیاز به نظارت حقوق بشر بر مجاهدین مورد آزار و تهدید قرار گرفتم. اهمیتی به این تهدید ها نمیدهم.

 

حقوق بشر و آزادی اندیشه و بیان،  آنقدر برای مردم ایران مهم هستند، که حتی اگر اینان بتوانندمرا ساکت کنند، بسیاری دیگران خواهند بود که درخواست برای بررسی نقض حقوق بشر توسط مجاهدین،  بوسیله سازمان های بین المللی حقوق بشر را پیگیری خواهند کرد.

 

آنچه جمهوری اسلامی و مجاهدین بایستی بدانند این است که آن زمان ها گذشته است وقتیکه ایرانیان، بخاطر برشمردن تعداد شهدای جریانی سیاسی، حاضر بودند ساکت شده،  و از حقوق بشر و آزادی بیانشان صرف نظر کنند.  جمهوری اسلامی باندازه کافی برای توجیه نقض حقوق بشر در دو دهه گذشته،  از خون شهدا استفاده کرده است.

 

شهدا اثبات بهتری هستند،  که ما به آزادی بیان و حقوق بشر احتیاج داریم، و نه آنکه یک استبداد را با استبداد دیگری تعویض کنیم، و دوباره در پایان، برای حقوق بشر خود،  مجبور به مبارزه شویم،  و باز هم بیشتر شهید بدهیم. هدف ما دادن شهید بیشتر نیست. هدف ما بدست آوردن حقوق بشر در ایران است.

 

***

 

حقوق بشر اصل است، بدون اما و ولی. هر دولت یا سازمانی در ایران آینده، بایستی از اصول حقوق بشر تبعیت کند، و هیچکسی نبایستی این موضوعات را بخاطر اتحاد های سیاسی، بزیر فرش بزند.

 

ما نیاز نداریم در پی آزادی ایران،  آنچه که برخی از گروه های کرد در سال 1359، در زمان به قدرت رسیدن در کردستان انجام دادند را تکرار کنیم، وقتیکه حقوق بشر و آزادی بیان را سرکوب کردند، و مردم را در دادگاه های باصطلاح مردمی، با هیح وکیل مدافع وبدون روش شایسته قضائی، به قتل رساندند، و  استفاده از فریادهای "اعدامش کنید" توده های تهییج شده را،  عدالت خواندند.

 

آنها هر کسی را که بر ضد چنین عملکرد ها حرف میزد،  مورد حمله قرار میدادند، و مخالفین را تهدید میکردند و جاش میخواندند (بمعنی مأمور رژیم) و کارآگاهان خود را میفرستادند تا ببینند آنهائی که با این روشها مخالفند چه میگویند.  در واقع بجای آنکه اصول حقوق بشر را برافرازند،  همه این نقض های حقوق بشر را،  به بهانه الزامات لحظه ای، بر زمین میافکندند، آنگونه که لنین کشتار  مخفیانه خانواده تزار روسیه را،  توجیه کرد.

 

ما نبایستی چنین عملکردهائی را در میان نیروهای دموکراتیک ایران تحمل کنیم. شهدا و مبارزه با رژیم گذشته، هیچ حقی به کسی نمیدهد که حقوق بشر و آزادی بیان مردم را سرکوب کند. وگرنه اگر این گروه ها به قدرت برسند، ما دوباره به دیکتاتوری خواهیم رسید، البته با سازمان دیگری در قدرت.

 

استفاده از شهدا برای توجیه محدود کردن حقوق بشر، با اما و ولی، غلط است، و جمهوری اسلامی باندازه کافی، برای دو دهه،  از اشک ریزی برای قربانیان جنایات گذشته، برای ارتکاب جنایات جدید و نقض حقوق بشر استفاده کرده است.

 

** *

 

خودسوزی  اعضای چندی از کالت مجاهدین در فرانسه، بیشتر و بیشتر دامنه جنایات رهبری مجاهدین را نشان داد، که اعضأ خود را به این شکل وحشتناک فدا کردند، تا به رهبران خود کمک کنند، وقتی که هیچ خطری در فرانسه، حتی برای  رهبران آنها وجود نذاشت، هنگامیکه از سوی دادگاه کشوری دموکراتیک نظیر  فرانسه احضار شده بودند، و رهبران مجاهدین، مدتی طولانی صبر کردند، تا که به اعضأ خود بگویند که خودسوزی نکنند.

 

این درست است که بسیاری از مردم که به این کالت پیوستند، بخاطر عشق شان به صدام حسین نبوده، صدامی که با وی سازمان مجاهدین سالها همکاری کرد.  در واقع، آنها بخاطر مبارزه با جمهوری اسلامی به مجاهدین پیوستند، رژیمی که سالهاست مردم ایران را سرکوب کرده است.

 

بنابراین با آندسته  از تحلیل گران، که خواهان حمایت از اعضأ مجاهدین در برابر حملات جمهوری اسلامی هستند، موافقم. اعضأ این کالت نبایستی بخاطر اهداف صادقانه خود مجازات شوند، اهدافی که امیال به حق همه ایرانیان در مخالفت با جمهوری اسلامی است، و آنها بایستی توسط ارتش آمریکا در عراق،  در برابر حملات جمهوری اسلامی حمایت شوند.

 

حمایت کردن با دادن اسلحه متفاوت است، بویژه وقتی که رهبری و ساختار مجاهدین عوض نشده است. در واقع تمام اسناد همکاری های مجاهدین و صدام طی این سال ها،  بایستی توسط آمریکا منتشر شود، و بویژه اسناد مجاهدین در استفاده از زندان های صدام،  برای شکنجه و قتل مخالفین بایستی در معرض عموم قرار گیرد.

 

و رهبری مجاهدین بایستی در دادگاه های جنایات علیه بشریت، برای قساوتی که نسبت به اعضأ سابق مخالف سازمان انجام داده اند، محاکمه شوند.

 

اعضأ مجاهدین سابق که در مصاحبه ها صحبت کرده اند معتبر هستند، و اظهارات آنها درباره رهبری مجاهدین بایستی بررسی شود، در یک دادگاه جنایات حقوق بشر، و آنهائی که در رهبری مجاهدین مسول این قساوت ها بوده اند بایستی به دادگاه عدالت پاسخگو باشند.

 

اعضأ سابق مجاهدین بایستی در تیم های حقوق بشر،  که به بازدید کمپ های مجاهدین میروند، شرکت داده شوند، و دولت جدید عراق بایستی به سازمان های حقوق بشر اجازه دهد که کمپ های مجاهدین را در عراق بازدید کنند، تا که سازمان های حقوق بشر بتوانند به اتهامات علیه مجاهدین، در ارتباط با نقض حقوق بشر،  رسیدگی کنند.

 

تا وقتیکه افرادی از رهبری مجاهدین، که در این جنایات علیه حقوق بشر شرکت داشته اند، در رهبری آن سازمان باشند، اشتباه است که هر سازمان یا دولتی با مجاهدین همکاری کند، بدون آنکه مسائل حقوق بشر را بطور جدی در نظر گیرد.

 

اجازه دهید تکرار کنم که کسانی در درون مجاهدین هستند، که نه بخاطر خدمت به صدام، بلکه برای مبارزه با جمهوری اسلامی به آن پیوستند، و حقوق بشر آنها بایستی که مورد پشتیبانی قرار گیرد.  در واقع آنها ذینفع واقعی نظارت سازمان های حقوق بشر از مجاهدین خواهند بود.

 

و مطمئن هستم اصلاح طلبانی در درون مجاهدین هستند، حتی در سطح رهبری آن، که خواهان پایان دادن به عملکرد های ضد حقوق بشر بوده و با حملات مجاهدین به اپوزیسیون دموکرات مخالفند، و به آن افراد نیز بایستی از طرف سازمان های حقوق بشر یاری شود.

 

خلاصه آنکه همکاری با مجاهدین بایستی بر مبنای شرایط حقوق بشر باشد و آنهائی که در درون مجاهدین مسول نقض حقوق بشر مخالفین و آزار اپوزیسیون ایران بوده اند، بایستی در دادگاه های علنی جنایات علیه بشریت  محاکمه شوند.

 

بالاخره آنکه این اشتباه است که اعضأ یا رهبران مجاهدین به جمهوری اسلامی تحویل داده شوند. جمهوری اسلامی دلیل اصلی همه این فجایع است. اگر مجاهدین در ایران آزاد بود،  تا افکار خود را ترویج کنند، شک دارم که حتی آنها میتوانستند 500 نفر را بسیج کنند، و دهها سال قبل، از بین رفته بودند.

 

دلیل آنکه  کسانی به مجاهدین پیوستند بخاطر قول این کالت برای جایگزینی جمهوری اسلامی است،  و حمهوری اسلامی با کشتن مخالفین و اپوزیسیون، آخرین نهادی است که حق دارد، به قضاوت اعضأ و رهبران مجاهدین بنشیند.

 

رهبران مجاهدین بایستی در دادگاه های جنایات علیه بشریت محاکمه شوند، و معاوضه آنها با جمهوری اسلامی از آنها شهید خواهد ساخت، و این کالت فاشیستی ادامه خواهد یافت، گر چه در خفا و نه در پیش رو.   بهترین راه مقابله با مجاهدین،  طرح نقض حقوق بشر توسط آن تشکیلات، در دادگاهی منصف و علنی است، دادگاهی نظیر دادگاه نورنبرگ.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com 
http://www.ghandchi.com

31 مرداد 1383

August 21, 2004

 

بعدالتحریر-نظر آقای محمد حسین سبحانی از اعضأ سابق سازمان مجاهدین در این باره

http://news.gooya.com/politics/archives/015064.php

 

مقالات دیگر درباره مجاهدین

http://www.ghandchi.com/index-Page14.html

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com 

 
 

امتیازدهی به مقاله: 

بخش: 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

نظر: 

سازمان مجاهدین خلق را از عراق اخراچ کردند واسه اینکه عراقی ها فهمیدن این سازمان مجاهد خلق واسه رژیم ایران کار می کنه . همه شون رو ریختن بیرون از عراق . الان هم تو یک کشور اروپایی با دبختی زندگی می کنن همه شونم مریض حال هستن . نتیجه خیانت به مردم همین میشه دیگه از اینجا رونده از اونجا رونده شدن 35 سال بچه های مردم رو فریب دادن بردن عراق پیرشون کردن .

نظر: 

خبر مهم و جدید این خبر که احمد منتظری فرزند آیت الله منتظری امروز بخشیده شد . احمد منتظری خطرناک ترین اخبار کشتار دهه 60 را بر ضد جمهوری اسلامی منتشر کرده بود . در حالیکه طبق قانون و مجازات در جمهوری اسلامی به خاطر این افشا گری هایش باید 50 بار حکم اعدام می گرفت . اما یکهویی از اتهامات تبرئه و ازاد می شود ؟ قسم حضرت عباس و دم خروس مجاهدین خلق کاملا پیدا می شود که ارتباط تنگاتنگشان با جمهوری اسلامی برملا می شود . چطور نرگس محمدی و دیگر زندانیان سیاسی که ارتباطی با مجاهدین خلق ندارند و کارسیاسی و جنگ مسلحانه نکرده اند به 20 سال زندان محکوم می شوند ؟ اما احمد منتطری ازاد می شود ؟ افشاگری های احمد منتظری با نوار صوتی ایت الله منتظری ایا برای مظلوم نشان دان چهره مجاهدین خلق نیست ؟ این سیاست جمهوری اسلامی کاملا مشخص هست که در مواقع ضروری با این ترفندهای سیاسی اش

نظر: 

وقتیکه هیچ اندرز و نصیحت و هشداری و یا تدبیر دلسوزانه ای کار گر نیست تنها یک را ه وجود دارد خیال خود را از شر شیطان راحت کنیم و ...خبر زیر خود گویاست . نقل قول ..

نظر: 

دوستان و رفقا با سلام.
یقیناً مقایسه داعش و فرقه رجوی غلطه!

اما رذل به نقل از دهخدا، عمید، معین، ... صفت است ونه لیچار (رذل = سفله، فرومایه، پست، حقیر دنی، دون، رذیل، لئیم، ناکس، ...).

حالا شما بگین کسی که پس از تجربه شهرام، مرکزیت دمکراتیک رو تعطیل می کنه! همچون خمینی، ولی فقیه میشه! واسه ردگم کردن، بهمراه اون کالای جنسی فیل انقلاب ایدئولوژیک هوا می کنه! مطالعه وتفکر رو ممنوع و همه اعضا رو عنصر اجرایی می کنه! با کلک، افرادی مثل ما رو گوشت دم توپ واسه بقدرت رسیدن میکنه! وارد زندگی زناشویی شده، فرزند رو از خونواده جدا و عشق و رفاقت رو ممنوع میکنه! تقریباً همه رو جیره خوار رژیم میخونه! واسه بقدرت رسیدن ماتحت صدام ونتانیابو و جانیترین امپریالیستها رو می لیسه! همش به دنبال جنگ امپریالیستیه! یه سازمان رو تبدیل به فرقه میکنه! و ... رو بجز رجوی رذل با چه صفت دیگه ای میشه نامید؟

نظر: 

خب کیانوش توکلی هم یک سازمان سیاسی به نام سازمان کیانوش توکلی خلق قهرمان ایران راه بی اندازد. . کیانوش رهبر باشد .... هم رئیس جمهور و اعضای محترم ایران گلوبال هم روی هم دیگه چند صد نفر می شوند این سازمان کیانوش خلق قهرمان ایران را می چرخانند . کلی هم پولدار می شوید فورا میلیونر می شوید . کافی است شعار سرنگون باد جمهوری اسلامی و مرگ بر شیخ و شاه بگوئید .

نظر: 

اقای موحدی پیشنهاد من به شما این است که اجازه بدهید خود سازمان مجاهدین از خود و از اقای رجوی دفاع کند .سازمان دارای وکلای مجرب است که دست مزدهای چند هزار دلار ی دارند و خود را مانند شما در این تارنما خسته نمیکنند . مسئولیت گناه و یا خدمت سازمان را بر خود هموار نکننید واگر روزی روزگاری رویدادی مانند دوران خمینی روی دهد شما را کسی پیدا نخواهد کرد تا از شما بپرسد چه شد ان حرفها و سینه چاک کردنها ؟ و شما هیچ گونه مسئولیتی را به گردن نخواهید گرفت .
روزگار سازمان رجوی مانند ان قمار بازی است که به عشق برد اولین بار قمار میکند وپس از باخت اول برای انتقام قمار میکند و نه برای برد . قمار قمار است و برنده ای ندارد .روزگار خوش باد .

نظر: 

دوستان و رفقا با سلام.
یقیناً مقایسه داعش و فرقه رجوی غلطه!

اما رذل به نقل از دهخدا، عمید، معین، ... صفت است ونه لیچار (رذل = سفله، فرومایه، پست، حقیر دنی، دون، رذیل، لئیم، ناکس، ...).

حالا شما بگین کسی که پس از تجربه شهرام، مرکزیت دمکراتیک رو تعطیل می کنه! همچون خمینی، ولی فقیه میشه! واسه ردگم کردن، بهمراه اون کالای جنسی فیل انقلاب ایدئولوژیک هوا می کنه! مطالعه وتفکر رو ممنوع و همه اعضا رو عنصر اجرایی می کنه! با کلک افرادی مثل ما رو تبدیل به گوشت دم توپ واسه بقدرت رسیدن میکنه! وارد زندگی زناشویی شده، فرزند رو از خونواده جدا و عشق و رفاقت رو ممنوع میکنه! تقریباً همه رو جیره خوار رژیم میخونه! واسه بقدرت رسیدن ماتحت صدام ونتانیابو و جانیترین امپریالیستها رو می لیسه! همش به دنبال جنگ امپریالیستیه! یه سازمان رو تبدیل به فرقه میکنه! و ... رو بجز رجوی رذل با چه صفت دیگه ای میشه نامید؟

نظر: 

ممنون ازاينكه حقوقتانرا جهت تبليغ وتمجيدا فرقه منفوررجوي معين كرديد البته قابل پيش بيني بود كه مفت ومجاني بيست وچهارساعت نميشه راجع بيك جريان ضد ملي وارتجاعي وبدترازآخوندها تبليغ كرددوبازهم ممنون كه حقوقتانرا از رهبر هميشه درحجله بهمه نشان داديد

نظر: 

آيا ازدواج ايدئولوژيك مسعودرجوي درواقع گرفتن زن همكار وهمسازماني راشما قبول داريد?شما ميتوانيد يك نمونه از آخوندهاي تجاوزگر وقاتل خلقهاي ايران پيدا كنيد كه چشم به زن همديگر داشته باشند؟پس آيا رجوي ... ورهبر هميشه در.. از آخوند هاي تبهكاروقاتل بدترنيست?اينكه امروزه سازمان پرافتخار مجاهدين سابق كه دردوران رژيم سابق دوش بدوش سايررزمندگان افتخارات بزرگي ازجمله درزير شكنجه بيادگارگذاشتند,موردتنفربحق مليتهاي مختلف است مسئوليتش با ..سياسي شخص مسعودرجوي است كه علاوه برربودن زن همسازمانيش ،باصدام هم پياله شد وبخائن ملي مزدور آمريكا بدل شد وسازماني كه بوسيله بزرگاني چون محمد حنيف نژاد وسعيد محسن وبديعزادگان بنياگذاري شده بود بيك فرقه خائن ملي مورد تنفربحق بدل كرد

نظر: 

آقای توکلی عزیز!
همین پایین را نگاه کنید و ببینید که این آقای بهمن شما با چه خیال راحتی به دیگران تهمت می زند. یک کاربر با امضای ((رفیق سائل)) عادت بسیار بدی دارد به این که حتما در مورد مسعود رجوی بنویسد ((رجوی رذل)). این که رجوی رذل است یا رذل نیست مشکل من نیست. کاش مسعود رجوی فقط ((رذل)) بود و ضررش به جامعه به اندازه یکی از این همه اراذل جامعه بود ولی این همه کار های کثیف را نمی کرد و این همه ستم های مهیب در حق افراد سازمان خود روا نمی داشت.
این اصلا مشکل من نیست. مشکل من این است که این آقای بهمن هوادار مجاهدین، یا آن طور که بعضی دوستان نوشته اند ((هوادار بریده مجاهدین)) که بیست و چهار ساعته در این جا ولوست و به همه می پرد و شدیدا مورد حمایت و پوشش شخص شما آقای توکلی عزیز قرار

نظر: 

آن افراد فرومایه و بی شرمی که وقیحانه به رهبری عقیدتی مجاهدین، لقب "رذل" را نسبت می دهند و با کمال بی شرمی و پستی می گویند : "فرقه رجوی رذل!" بدون هیچ شک و تردیدی از مزدوران پلید و کثیف ارتش سایبری رژیم سفاک و غارتگر جمهوری اسلامی هستند . این مزدوران رذل و کثیف بابت خوش خدمتی خود در بارگاه نظام ولائی پاداش و مواجب پنهان و عیان دریافت میکنند. برای همایش هایشان از الف بسم الله! تا ی یزد سازماندهی و تدارک دیده میشود. زیارت های مجانی! خرج راه و اطراق و... را امدادهای غیبی!! میپردازند. همچنین برای دم تکانی های خود برای خامنه ای جلاد و کامنت گذاشتن در سایت های اپوزیسیون، ساعتی هفت هزار تومان دریافت میکنند.

نظر: 

داعش اونطور که از اخبار و شواهد بر میاد یه گروه مرتجع تروریستیه با ظاهر و باطن مشخص و تقریباً یکسان!

اما اونهائیکه با فرقه رجوی باشرف کار کرده باشن بخوبی میدونن واسه فرقه رجوی هدف وسیله رو توجیه می کنه و همه افراد سازمان وسایلی هستند که بالقوه رجوی رذل تاریخ سراومد مصرف اونها رو تعیین می کنه! دیگه اینکه این فرقه ظاهر و باطن متفاوتی داره یعنی که در عرصه عمومی حرفی میزده و مثلاً عضو جذب می کنه اما وقتی فرد رو پشت حصارهای آهنین "هزار اشرف" کشوند و در خلوت تشکیلات آن کار دیگر میکند! از تفتیش عقاید، جاسوسی، طلاق اجباری، بی اطلاعی اعضا، در "مهمونخونه قرنطینه کردن واسه سوختن اطلاعات؟!"، تفتیش تختخواب و رویای افراد بگیر و برو، ...! همونطور که می بینین اینها علایم وجودی یه فرقه ست فرقه رجوی رذل!

مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری،
بر و بچه های آلبانی و هزار اشرف یادتون نره!

رفیق سائل.

نظر: 

ای آدم دوباره شروع کرده از نام من « یوسف آذربایجان » استفاده میکند این آدم این کامنت را گذاشته که متعلق بمن نیست « مجاهدین خلق همان جمهوری اسلامی با نقابی دیگر است! این بهمن موحدی هم دروغ میگوید. مگر میشود کسی هم طرفدار مجاهدین باشد که سازمانی با مرام مذهبی است و هم مارکسیست باشد که ضد مذهب است؟! » و یا کامنت دیگری نوشته که عبارت است « آقای کیانوش توکلی، چرا کامنتهای من سانسور میشود؟! »

نظر: 

آقا یا خانم yyy یک سوال از شما دارم آیا تا بحال به مغولستان تشریف فرما شده ای و یا با یک مغولی چند کلمه حرف زده ای ؟ که این همه صفات بد را در رابطه با یک ملت بکار میبری آن ملتی که نه من تورک زبانش را میفهمم و نه تو فارس زبان .تنها چیزی که میدانیم از کتابهای تاریخ آستان شاه و شیخ است که مغول ها به این منطقه حمله کرده اند و تاج و تخت شاه را گرفته اند و هر آنکه مقاومت کرده زدند و کشتند .عین جمله جنابعالی « دست از چاپلوسی و هندوانه گذاشتن و فریب و نیرنک و خدعه مغولی بردار » و لی ما تورکها به آدم ترس و دو رو را میگویم مثل فارس ترسوست و مثل فارس دو رو و نیرنگ باز .چون ما از نزدیک با فرهنگ و برخورد چابلوس فارس ها آشنا هستیم .

نظر: 

به تنها کسی که اتهام نمی زند این آقای "موحدی"، همان خواجه حافظ شیرازی است.

نظر: 

من به چه کسی اتهام زدم که یکخورده آروم تر باشم؟! و یا به چه کسی توهین کردم و فحش دادم؟!
مشخص است که این سه تا XXX یک سلطنت طلب دو آتشه و یک جان نثار رضا پهلوی است که اینچنین کامنتهای مشمئز کننده می نویسد.
سلطنت طلبها و پادشاهی خواهان پهلوی چی ، به دلیل ماهیت منفعت طلبانه، اپورتونیستی و ضد آزادی ، خودشان را به رژیم جمهوری اسلامی نزدیکتر می دانند تا مجاهدین. سلطنت طلبها که ازامکانات رسانه ای بالایی نیز برخودارند چه داوطلبانه و چه با مزد و مواجب رسانه هایشان را با کمترین نرخ در خدمت رژیم قرار می دهند و همراه با مزدوران رژیم به مجاهدین و مارکسیستها حمله می کنند.

نظر: 

بهxxx پان ترک
دست از چاپلوسی و هندوانه گذاشتن و فریب و نیرنک و خدعه مغولی بردار ! بجای سپاس و تحمل ایرانیان فارسی زبان در این سایت ایرانی فارسی زبان از سردبیر میخواهی که میزبان را سانسور و شما تجزیه طلبان را محبوب کند. شما اتراک چقدر پر رو و طلبکار و زیاده خواه و ناشکر هستید ! آدم چاپلوس نیازی ندارد وارد مبارزه و نقد سیاسی گردد .

نظر: 

آقای کیانوش توکلی!
باور کنید من خواستار بستن دهان هیچ کس نیستم، اما آزادی تنها به فحش دادن به این و آن خلاصه نمی شود. آقای سام قندچی همانند یک ایرانی حق دارد از "قلعۀ الموت" رجوی انتقاد کند. انتقاد ایشان به سازمان "قلعۀ الموتی" رجوی و دارودسته اش، نباید محملی شود که بهمن موحدی و یا امثالهم به همۀ ایرانیان بتازند. همین آقای بهمن موحدی در یادداشتی با بدترین واژه های رجوی مانند شما آقای توکلی را نواخت. اما شما چون انسان فروتنی هستید، همچنان به او اجازه می دهید در ایرانگلوبال یکه تازی و ترک تازی کند و این در حالی است که در هیچ یک از سایت های فرقۀ "قلعۀ الموت" حتی یک واژه بر علیه سرکردۀ آن رجوی و همسرش نمی توان نوشت. سنگ صبوری شدید آقای کیانوش توکلی. اما همانگونه که نوشتید:"بهمن جان! یکخورده آروم تر...لطفا اتهام نزنید.!" زنده باد آزادی در همۀ زمینه ها و برای همه. زنده باد ایرانگلوبال!

نظر: 

جناب سه تا XXX یکطرف «دعوا» مجاهدین را داعش و سازمان "قلعۀ الموت"می نامد و طرف دیگر ان را سازمانی ناجی خلق و دمکرات می نامند. حالا انتظاری دارید که دهان بهمن موحدی را ببندیم که اختلافات به خوشی و خوبی حل و فصل شود!؟ بهمن جان یکخورده آروم تر.... لطفا اتهام نزنید.

نظر: 

آقای توکلی! آیا شما به بهمن موحدی بدهکاری دارید که ایشان برای طلب خودش به همه فحش می دهد و همین که پای سازمان "قلعۀ الموت"(مجاهدین) به میان می آید از آنها دفاع می کند؟ این آقای مجاهد-توده ی-پیکاری -مصدقی-منصورحکمتی-پان ایرانیست-جبهه ملی که مثلا موحدی نام دارد، می تواند به هر نامی و به هر شکلی که هست در ایرانگلوبال کامنت بگذارد، اما چون اکانت ایرانگوبال دارد، به هر حال مورد تایید ایرانگلوبال است.

نظر: 

آقای توکلی. تا کی باید کامنت های مشمئز کنندۀ بهمن موحدی که اکانت ایراگلوبال را دارد، تحمل کرد؟
موحدی راه می رود یکی را خائن، دیگری را جاسوس؛ سومی را پان ترک، چهارمی را پان کورد می شمارد.
بهمن موحدی که پیدا نیست چه پیوندی با ایرانگلوبال دارد، مرگ همه را می خواهد جز رجوی جانش!
کامنت های بهمن موحدی بر ضد همۀ ایرانیان است. هر آنکس که حتی انتقادی به باند رجوی کند، موحدی به او یورش می برد. آقای توکلی شما خوشتان می آید که موحدی به همه حمله می کند و تا پای رجوی و دارو دسته اش پیش می آید دفاع!
تکلیف بهمن موحدی را باید روشن کرد! بهمن موحدی در نهایت یک مامور رجوی و یا مامور رژیم اسلامی است. چون بسیار نفاق افکن است.

نظر: 

بنظر من اگر امروز انتخاب بین رجوی و دیگر نیرو ها باشد بدون شک رجوی بازنده است .شما خواننده گرامی با هر ایمان و عقیده و مرام سیاسی ایا حاظر هستید به رجوی و سازمان او رای مثبت بدهید و او رئیس کشور ایران شود ؟ هر چند او به ازادی انتخابات باور ندارد و تا کنون این سازمان یک 1 گنگره برگذار نکرده است .پرسش از من پاسخ از شما .
رجوی یا توده ای ؟ .رجوی یا فدائی ؟ .رجوی یا ملی گرا؟ .رجوی یا ازادی؟ رجوی یا شاهزاد پهلوی ؟ .رجوی یا نهضت ازادی ؟ .رجوی یا کرد؟ . رجوی یا تجزیه طلب ؟ رجوی یا اخوند مرتجع ضد فرهنگ و تمدن ؟ رجوی یا احمدی نژاد ؟ رجوی یا باز هم اخوند خمینی .راستی چه کسی به رجوی رای میدهد ؟ اگر کسی رای نمیدهد یک راه برای رجوی وجود دارد ان هم خشونت و کشتار بی دریغ و همکاری با غرب و عربستان و اسرائیل و شیخ های خلیج پارس .

نظر: 

از کامنت ها می توان فهمید سازمان مجاهدین خلق تا چه حد مورد تنفر مردم داخل ایران و خارج از ایران هستند . عملکرد تروریستی مجاهدین خلق قبل از انقلاب و بعد از انقلاب که ترورهای امریکایی ها و ایرانی ها و کرد ها را انجام دادند و همکاری تمام قد از خمینی دجال باعث شد مردم ایران از این سازمان تروریستی بیزار شوند .

نظر: 

آقای توکلی این چندمین بار است که این تهدیدها را می کنید و این وعده ها را می دهید؟
هر دفعه این تهدیدها را می کنید و بعد کامنتهایی را که درست شامل همان تهدیدها می شوند منتشر می کنید و بعد دوباره تهدید!!!
آیا بهتر نیست که برای خدشه دار نشدن وجهه خودتان هم که شده یا یک بار تصمیم بگیرید و اجرا کنید و یا اینکه سکوت کنید و به انتشار کامنت های آنجنانی ادامه بدهید تا ما هم خیالمان راحت شود که ایرانگلوبال اصلاح ناپذیر است.

نظر: 

یکی از حربه های کثیف و موذیانۀ مزدوران ارتش سایبری رژیم جمهوری اسلامی، این است که با نقاب و ماسک پادشاهی خواهی و رضاپهلوی خواهی و یا گاهی با نقاب و ماسک پان ترکیستی و پان ایرانیستی به سایت های اپوزیسیون می آیند و کامنت می نویسند و اول خود را به عنوان مخالف رژیم و سلطنت طلب و یا پان ترک و یا پان ایرانیست معرفی می کنند و بعد به نیروهای اصیل و برانداز ( مجاهدین و مارکسیستها) توهین می کنند و علیه این نیروهای صادق و فداکار و جان برکف لجن پراکنی می کنند. حربۀ موذیانه و کثیف دیگر مزدوران سایبری رژیم که ما در این سایت شاهد آن هستیم این است که با نام کاربران کامنت نویس سایت های اپوزیسیون کامنت می نویسند که هدف آنها از این کار دو بهم زنی و ایجاد اختلاف و از همه مهمتر منحرف کردن اذهان خوانندگان و منحرف کردن بحث های مبارزین است. رژیم مزدوران سایبری خود را به دو دسته تقسیم کرده است :

نظر: 

ترک اردغانی ضد ایرانی و ضد فارس ،نظامیان سابق و ساوامی های رژیم شاهنشاهی ، از درک اهمیت نجات زحمتکشان و مبارزه طبقاتی ناتوان است چون خودش وابسته به طبقه استثمارگر و ارتجاعی است .
برای مجاهد و فدایی و توده ای و کمونیست و چپ و سوسیالیست و دمکرات، مبارزه انقلابی و پیروزی بر اهریمن اسلام داعشی و سرمایه داری مهم است و نه مسائل خصوصی افراد مانند مستراح و رختخواب و خیال درونی و جهنم و نجس و حلال.

نظر: 

به یوسف آذربایجان قلابی
آری میشود؛ رفیق شهید شکرالله پاکنژاد، مارکسیست بسیار معتقدی بود و در عین حال حامی و طرفدار دو آتشه و جدی و پروپاقرص مجاهدین بود و به مسعود رجوی ارادت زیادی داشت. ویا در حال حاضر رفیق مهدی سامع و سازمان چریکهای فدائی خلق ایران ، متحد و پشتیبان مجاهدین هستند .
در ضمن آقای کامی و منصور حکمت و کارل مارکس و قوچعلی و ریز بین و Anonymous و ایرانی و تورک سرافراز و بهمن موحدی قلابی ، علی قلابی ، تورک اوغلی قلابی، و نسیم قلابی و دنیز ایشچی قلابی و جدیداً یوسف آذربایجان قلابی،
کامنت نوشتن با اسامی دیگران کار زشتی است، اینرا یاد بگیر.

نظر: 

مجاهدین خلق همان جمهوری اسلامی با نقابی دیگر است! این بهمن موحدی هم دروغ میگوید. مگر میشود کسی هم طرفدار مجاهدین باشد که سازمانی با مرام مذهبی است و هم مارکسیست باشد که ضد مذهب است؟!

نظر: 

چه کامنت هایی منتشر نخواهد شد:
1_کسانی که با نام مستعار ویا واقعی علیه اشخاص حقیقی و حقوقی به ویژه نویسندگان سایت توهین و یا اتهامات نا روا می زنند. بعبارت دیگر بدون مدرک ، سند ویا دلیل اتهاماتی را به اشخاص وارد می کنند
2_ کسانی که با نام شخصیت های مشهور سیاسی مانند ، کارل مارکس ، پرویز ثابتی ، منصور حکمت، مسعود رجوی و.... کامنت می گذارند

نظر: 

جناب علی گرامی/ کامنت شما به این دلیل نقطه چین شد که از کسی نام بردید . «نقطه چین» کردن وظیفه ما نیست ولی بخاطر اینکه کامنت تان منتشر شود ،این زحمت را به خود دادیم . حال اگر فکر می کنید ؛ دیگران مثلا بهمن موحدی هم از دیگران نام می برد و به انان اتهام می زند را نشان بدهید حتما برخورد خواهد شد . ما مجبوریم جلوی هر کسی که محیط بجث را منحرف می کند ، بگیریم . گرایشات سیاسی در این عدم انتشار ها جای نخواهد داشت.

نظر: 


تا مرد سخن نگفته باشد عیب وهنرش نهفته باشد.
این سخن زیبا به نویسنده مقاله فوق و همه اضداد بی مقدار مجاهدین صدق و فدا اشاره دارد.
قابل توجه است ملت ایران دوست و دشمن خودشان را خوب تشخیص میدهند.
اگر کمی دقت کنید اتفاقا دشمن غدار یعنی حکومت و همه دم و دمبالچه هایش هم خوب می فهمند که قدرت مجاهدین خلق ایران یعنی چی، به همین دلیل وارد میدان میشوند و دهان دریدگی میکنند.
همه ما میدانیم رژیم به اندازه کافی رسانه و لابی، سایت و رادیو و تلویزیون دارد از همه مهم تر پول دارد، پس از این بابت مشکلی ندارد.
تاسف اینجاست که رسانه هایی که مدعی بودن در جبهه خلق را هستند چرا به مزدوران بی مقدار رژیم اجازه میدهند تا در زمین مبارزان بازی کنند و مانند ویروس وانگل بدن مبارزان را الوده کنند! بهمین دلیل جای بسی تاسف دارد.
مرزبندی در نفی کامل رژیم و همه مزدوران بی مقدارش است.

نظر: 

تا مرد سخن نگفته باشد عیب وهنرش نهفته باشد.
این سخن زیبا به نویسنده مقاله فوق و همه اضداد بی مقدار مجاهدین صدق و فدا اشاره دارد.
قابل توجه است ملت ایران دوست و دشمن خودشان خوب تشخیص میدهند، اگر کمی دقت کنید اتفاقا دشمن غدار یعنی حکومت و همه دم و دمبالچه هایش هم خوب می فهمند که قدرت مجاهدین خلق ایران یعنی چی، به همین دلیل وارد میدان میشوند و دهان دریدگی میکنند.
همه ما میدانیم رژیم به اندازه کافی رسانه و لابی سایت و رادیو و تلویزیون دارد از همه مهم تر پول دارد، پس از این بابت مشکلی ندارد.
تاسف اینجاست که رسانه هایی که مدعی بوددر جبهه خلق را دارند چرا به مزدوران بی مقدار رژیم اجازه میدهند تا در زمین مبارزان بازی کنند و مانند ویروس وانگل بدن مبارزان را الوده کنند! بهمین دلیل جای بسی تاسف دارد.
مرزبندی در نفی کامل رژیم و همه مزدوران بی مقدارش است.

نظر: 

مارکسیت ها که به علوم اجتماعی علمی مسلح وآگاه هستند ،
اشاره میکنند که ریشه تئوری و عمل سازمان مجاهدین در جامعه ایران وجود دارد و از هزارسال پیش تا هزار سال آینده ، اینها در هر جنبش ایرانی شرکت خواهند داشت و از بین رفتنی نیستند ؛ مخصوصا تجزیه طلبان آذری را اینها در آینده نابود خواهند نمود.
مجاهدین خودرا از سلاله میرزا کوچک و ستارخان و مزدک و با بک و حلاج و گلسرخی و حنیف و نسیمی شاعر و موسی خیابانی و اشرف دانسته و میدانند.
همانطور که روشنفکران انقلابی فارس ایرانی و پرولتاریای ایرانی در هر مبارزه سیاسی در صف اول بوده و خواهند بود، مجاهدین به عنوان رادیکال ترین و اصیل ترین نیروی مردمی و ایرانی در آینده دمار از شاه و شیخ و تجزیه طلب مغول تبار ترک خواهد درآورد.
حتی اگر سازمان مجاهدین امروزی؛ مانند سال 54 منحل گردد ، در داخل ایران فوری هسته های مقاومت مجاهد در صف اول مبارزات مردمی ظاهر

نظر: 

اقایان و خانومها. این اقایی که در این سایت اسم خودش را ....... گذاشته است و هر روز 50 تا حداقل کامنت می گذارد نه از مجاهدین خلق است و نه از سازمانهای سوسالیستی و کومونیستی است. گرایش ایشان تقریبا به جبهه ملی است
و چرا وانمود می کند که چب است یا مجاهد ؟ بنظر خودش این سازمانها را برای حفظ تمامیت ارضی ایران و سرکوب ملتهای غیر فارس تشویق می کند. برای ایشان هر کس و یا هر سازمانی سیاسی و غیر ساسی که از تمامیت ارضی ایران دفاع کند ایشان متعلق به ان سازمان است. یک احساس ناسیونالیستی افراطی و شوونیستی فارس در ایشان ریشه دوانده است. و بنده اصلا حوصله خواندن کامنتهای ایشان را ندارم. یعنی فقط تلف کردن است.
مسئول کامنتهای محترم چندین کامنت بنده را منتشر نکرده ای. اگر به این کار ادامه دهی با اقای کیانوش توکلی تماس خواهم گرفت. متشکر

نظر: 

در حال حاضر سازمان مجاهدین خلق در نزد مردم ایران محبوبیت زیادی دارد و تنها آلترناتیو قدرتمند و دمکراتیک می باشد و به احتمال بسیار زیاد پس از سرنگونی رژیم سفاک و غارتگر جمهوری اسلامی ، قدرت را بدست می گیرد.
محبوبیت سازمان مجاهدین خلق در نزد مردم ایران به دوران مبارزه قهرمانانه آنها ( درکنار و همراه با مارکسیستهای قهرمان) با رژیم شاه خائن و انقلاب بزرگی که علیه آن انجام دادند بر می گردد. بعد از انقلاب نیز این محبوبیت افزایش یافت و در سخنرانی های مسعود رجوی رهبر سازمان،-که پس از متلاشی شدن رژیم شاه از زندان آزاد شد- بیش از 300 هزار نفر از مردم ایران شرکت می کردند. این استقبال مردمی از مجاهدین پیام خطرناکی برای خمینی خون آشام داشت. از آن زمان رژیم از مجاهدین وحشت کرد و هنگامی که از تسلیم شدن سازمان ناامید شد برای از بین بردن آن به شیوه های مختلفی متوسل گردید و با بسیج نیروهای خود حملات

نظر: 

رژیم سفاک و غارتگر جمهوری اسلامی، نوع شیعی داعش می باشد. نه سازمان میهن پرست و سکولار و انقلابی مجاهدین خلق ایران. رژیم داعش شیعۀ جمهوری اسلامی ، نام ایران و ایرانی را لجن مال کردند وکشورمان را به ورطه نابودی کشاندند. رژیم داعش شیعۀ جمهوری اسلامی، 38 سال پیش در ایران تشکیل شد. و اکنون داعش سنی، از آخوندهای حاکم بر ایران الگوبرداری و تقلید می کند. رژیم جمهوری اسلامی ، پدرخواندۀ داعش است و باید به آخوندهای حاکم بر ایران گفت : "ابوداعش".
محرک محوری پیدایش داعش و القاعده ، اسلام سیاسی، رادیکالیسم اسلامی و ناپایداری منطقه با استقرار رژیم پان اسلامیست و فرقه گرای شیعۀ جمهوری اسلامی در ایران شکل گرفت. پیش از قدرت گرفتن خمینی خون آشام، خاورمیانه، منطقه ای با ثبات و پایدار بود. مسالۀ رویارویی شیعه و سنی وجود نداشت. رژیم جمهوری اسلامی، همواره به دنبال تحمیل سلطۀ بنیادگرایی شیعه خود در

نظر: 

من در ایران زندگی میکنم و در بین مردم هستم. هیچ کس به اندازه ی مجاهدین خلق در ایران منفور نیست. مجاهدین خلق همان روی دیگر سکه ی جمهوری اسلامی است.

نظر: 

حامد گرامی / لنیک مقاله من در باره مجاهدین خلق در بخش ویژه «به ما گفته شد:«نمازنخوانید وروسری ها را بردارید» قرار دارد. نام شما از وایبرم نا گهان حذف شد.

نظر: 

دوست بسيارناعزيز،شمادراين چندماه در اين سايت بجز پخش نظرات .... وپان ايرانيستي وچند شعار حزب الهي زنده باد ومرده باد!!!يعني پراكنده گوئي و......ر چيزي ننشتيد وباين خاطر هم درگرفتن نمره منفي كماكان دراول صف هستيدوبدترازهمه شما ازگروه .... عياش معروف كه بخانم دوست همسازماني هم تجاوز كرد وتحت نام ازدواج ايدئولوژيك افراد ساده لوحي مثل شما رافريب دادولي خوشبختانه افرادزيادي چون يغمائي وشاهسوندي وسبحاني و....كه خود ازكادرهاي سطح بالاي سازمان پرافتخارمجاهدين خلق حيف وسعيد محسن وبديعزادگان بودنداين جنايتكاركثيف بنام رجوي وفرقه ي .... را افشا كرده وميكنند

نظر: 

هاهان حالا متوجه شدم من خیال کردم اقای توکلی 3 تا از کامنتهای من را منتشر نکرده اند. پس نگو یک قهرمان کورشی دیگر وارد میدان شده :)

نظر: 

بهمن موحدی گرامی مسول کامنت ، خانم ماندگار می باشد،ولی در برخی مواقع واقعا مشکل است که تفاوت توهین و نقد سیاسی را از هم تشخیص داد. عده ای طرفدار مسعود رجوی هستند و تعداد دیگری مخالف جدی رهبر مجاهدین...

نظر: 

کسانی که قصاص قبل از جنایت می کنند، وپیشگویی می کنند که اگر سازمان مجاهدین خلق ایران بعد از انقلاب 57 به قدرت می رسیدند مانند ملا ها جنایت می کردند، و یا اینکه مجاهدین، از رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی بدتر هستند، هیچ بویی از اخلاق وانصاف نبرده اند و سطح ودرک وآگاهی نازل خود را نشان می دهند، اتهامات این افراد پایۀ علمی ندارد و از روی باد هوا است.
هسته اصلی تبلیغات بر علیه سازمان مجاهدین خلق ایران ، مربوط به رژیم اسلامی ودستگاه اطلاعاتی وامنیتی آن است، تا از یک طرف مردم به فکر تغییر وضعیت نیافتند واز سوی دیگرهمه را شریک جرم جنایات خود کنند. دشمنان وغرض ورزان به مجاهدین هیچ دلیل منطقی وپشتوانه علمی و حقوقی برای ثابت کردن اتهامات خود به مجاهدین ندارند وفقط از سر حسادت وکینه ودشمنی است که اتهامات مضحک به مجاهدین وارد می کنند.

نظر: 

قابل توجه آقای کیانوش توکلی گرامی :
«"فرقه فاشيستي رجوي صدمرتبه ازجانيان حاكم جمهوري اسلامي وحشي تروحيوان ترند"»
آقای توکلی عزیز، این بخشی از کامنت چندش آور یک فرد هتاک و بی ادب بود که در همین صفحه و در ذیل این مقاله درج گردید. متاسفانه در بخش کامنتها ، ما شاهد اعمال استانداردهای دوگانه هستیم. شوربختانه در این تارنما ، تجزیه طلبان و پانترکها و سلطنت طلبان پهلوی چی، هر توهینی که دوست داشته باشند به مخالفین خود می کنند و خود را شامل حال مقررات جدیدی که شما وضع کرده اید نمی دانند. متاسفانه در این سایت راحت می شود به کمونیستها و مجاهدین و مدافعین تمامیت ارضی ایران، توهین کرد! به طور مثال اگر اینجانب یک انتقاد تندی به تجزیه طلبان و پانترکها و سلطنت طلبان پهلوی چی بکنم، شما کامنت من را حذف می کنید. آقای توکلی! فردی به نام رفیق سائل به رهبر عقیدتی مجاهدین آقای مسعودرجوی، توهین های زننده می کند

نظر: 

اگر شیعه داعشی باشد ، آنها آخوند هستند که جنایت هایشان علیه بشریت پیش از داعش سنی شروع شد.
به گفته اصلاحگراین امروزی ، یکبار حدود 20 کرد و چپ گرای دستگیر شده در کردستان را برای محاکمه به رشت فرستادند و چون نگهبان کافی نداشتند ، حزب الله داعشی شیعه ، این 20 نفر را داخل جعبه و تابوت چوبی میخکوب شده ، به رشت منتقل کرد و در رشت متوجه شدند که همه آنها خفه و زنده بگور شده اند .
حالا سام قنچی بجای افشای جنایتهای آخوندی ، بیاد مجاهدین افتاده که هزارادن تن از آنان بدون محاکمه ،بعد از دستگیری خیابانی، در تهران اعدام شدند .

نظر: 

بمب گذاری حرم امام رضا در مشهد در خرداد 1373، به اقرار نهاد هایی از رژیم جمهوری اسلامی، از جمله سازمان قضایی نیروهای مسلح، و نیز به اظهار شماری از پژوهشگرانی که خود زمانی از همکاران اطلاعاتی ـ امنیتی رژیم بوده اند، از جمله اکبر گنجی، مهدی خزعلی و عمادالدین باقی، کار مأموران وزارت اطلاعات رژیم بود. سناریوی انداختن این جنایت به گردن مخالفان رژیم سال هاست لو رفته است و امروز تردیدی در نادرستی این سناریو وجود ندارد. سخنان مهدی خزعلی در این باره: https://www.youtube.com/watch?v=1N5VEjdJW-0

نظر: 

جناب توكلي عزيز ، حتمأ همين جور است كه مي فرماييد ،قندچي از شما تقاضاي درج اين مقاله ١٢ سال پيش ايشان در ايران گلوبال كرده است ، و اتفاقأ كار بسيار خوبي كرديد ، كه درخواستش را پذيرفتيد ، چه كسي بهتر از خود قندچي بايد ثابت ميكرد ،در چه راهي قدم گذاشته و مي گذارد ، دروغي به اين وأضحي كه الان عالم و آدم ، نقش سعيد امامي و دستگاه اطلاعاتي رژيم در آن آگاه هستند ،تنها به روز كردن افرادي است كه ماهيتإ نقش كارچاق كن دروغ هاي رژيم را با توجه به همه واقعيات ،تكرار ميكنند ،

نظر: 

هيچ كربه اي محض رضاي خدا موش نمي گيرد ،
مثل أقاي قند جي ،
١٢ سال پيش متوجه نشدي كه رژيم خودش حرم امام رضا را منفجر كرد تا به اسم ،مجاهدين بزند ، حالا كه بعد از ١٢ سال از مقاله ات خوشت اومده باز هم متوجه نشدي ! حالا كه همه عالم و أدم مي دونند كه دست رژيم در كشتار امام رضا رو شده ، در قتل كشيشهاي مسيحي رو شده ، قندچي جان يكم خودتون رو به روز كنيد ، منظورم از نظر فكري نيست ، كه تعطيليت، منظورم از نظر خبري است ، ،
نه آقاي توكلي سهوأ اشتباه كرد ، در مورد سازمان مجاهدين رجوي ،نوشتن،،
ونه شما سهوأ اين مقاله ١٢ سال پيش رو اون هم با اين عنوان آخوند پسند ( مجاهدين خلق شيعي داعشي ) سهوأ باز پخش كرديد، حتما ،حكمتي توي اين همزماني اشتباه عمدي هست !شايد هنوز از اين اشتباهات عمدي در كار يا در راه باشد ،هيج موردي هم ندارد ، اگر نظر من و رو بخواهيد ، ميگم باز هم از اين اشتباهات عمدي بكنيد ،

نظر: 

آقای موحدی عزیز، شما که دیگر مجاهد نیستید، ولی چرا اینقدر عصبانی شده اید و تعصب بخرج می دهید، و پشت سر هم کامنت های تکراری می فرستید؟

نظر: 

آقای موحدی عزیز، شما که دیگر مجاهد نیستید، ولی چرا اینقدر عصبانی شده، پشت سر هم کامنت های تکراری می فرستید؟

نظر: 

مقاله بارها چیزی را تکرار یکند بی آنکه استدالالی بدنبال داشته باشد. بیشتر ابراز نظر شخصی و اعلام حکم است. مقاله بسیار طولانی و بسیار خسته کننده است. این نوشته را میشد در یک یا دو پارگراف نوشت.
اما در مورد مجاهدین، بلی درست است مجاهدین جریان فاشیست اسلامی است و اسلام سیاسی را نمایندگی میکند. آنها فرقی با داعش و طالبان و جهوری اسلامی ایران ندارند و نداشتند. خوشبختانه تحولات منطقه ای و جهانی باعث شد که مردم ماهیت فاشیستی احزاب اسلامی را خوب بشناسند. اکنون در ایران احزاب اسلامی زمینه رشد خود را از دست دادند. مجاهد هرکز به وضعیت سابق خود نخواهد رسید و به محفل مذهبی تبدیل خواهد شد.

نظر: 

اهداف سام قندچی از این وارونه نویسی ها و آدرس غلط دادنها کاملاً مشخص است و معلوم است که او به کجا وصل است و مقررات ایران گلوبال اجازه نمی دهد که ماهیت این فرد و وابستگی اش را افشاء کنم.
سام قندچی ادعا می کند که مجاهدین در حرم امام هشتم شیعیان در مشهد بمب گذاری کرده اند!!! عجب!!!
روز دوشنبه 30خرداد 1373 در روز عاشورا، رژیم پلید جمهوری اسلامی در یک اقدام وحشیانه و بی‌نظیر، دست به انفجار مرقد و ضریح امام هشتم شیعیان در مشهد زد و بلافاصله _با دستپاچگی و ناشی‌گری_ شبکه تبلیغاتی‌اش را به راه انداخت تا این اقدام را به مجاهدین نسبت دهد. در این سناریوی از پیش طراحی شده که دم خروس آن از اولین اطلاعیه رژیم چند دقیقه بعد از انفجار بیرون زد، در کمال ناشی‌گری _حتی صبر نکردند چند ساعت بگذرد تا مثلاً مراحل تنظیم متن اطلاعیه و تحقیق طی شود_ گفتند: مجاهدین این اقدام را به‌مناسبت روز 30خرداد و در

نظر: 

اهداف سام قندچی از این وارونه نویسی ها و آدرس غلط دادنها کاملاً مشخص است و معلوم است که او به کجا وصل است و مقررات ایران گلوبال اجازه نمی دهد که ماهیت این فرد و وابستگی اش را افشاء کنم.
سام قندچی ادعا می کند که مجاهدین در حرم امام هشتم شیعیان در مشهد بمب گذاری کرده اند!!! عجب!!!
روز دوشنبه 30خرداد 1373 در روز عاشورا، رژیم پلید جمهوری اسلامی در یک اقدام وحشیانه و بی‌نظیر، دست به انفجار مرقد و ضریح امام هشتم شیعیان در مشهد زد و بلافاصله _با دستپاچگی و ناشی‌گری_ شبکه تبلیغاتی‌اش را به راه انداخت تا این اقدام را به مجاهدین نسبت دهد. در این سناریوی از پیش طراحی شده که دم خروس آن از اولین اطلاعیه رژیم چند دقیقه بعد از انفجار بیرون زد، در کمال ناشی‌گری _حتی صبر نکردند چند ساعت بگذرد تا مثلاً مراحل تنظیم متن اطلاعیه و تحقیق طی شود_ گفتند: مجاهدین این اقدام را به‌مناسبت روز 30خرداد و در

نظر: 

اهداف سام قندچی از این وارونه نویسی ها و آدرس غلط دادنها کاملاً مشخص است و معلوم است که او به کجا وصل است و مقررات ایران گلوبال اجازه نمی دهد که ماهیت این فرد و وابستگی اش را افشاء کنم.
سام قندچی ادعا می کند که مجاهدین در حرم امام هشتم شیعیان در مشهد بمب گذاری کرده اند!!! عجب!!!
روز دوشنبه 30خرداد 1373 در روز عاشورا، رژیم پلید جمهوری اسلامی در یک اقدام وحشیانه و بی‌نظیر، دست به انفجار مرقد و ضریح امام هشتم شیعیان در مشهد زد و بلافاصله _با دستپاچگی و ناشی‌گری_ شبکه تبلیغاتی‌اش را به راه انداخت تا این اقدام را به مجاهدین نسبت دهد. در این سناریوی از پیش طراحی شده که دم خروس آن از اولین اطلاعیه رژیم چند دقیقه بعد از انفجار بیرون زد، در کمال ناشی‌گری _حتی صبر نکردند چند ساعت بگذرد تا مثلاً مراحل تنظیم متن اطلاعیه و تحقیق طی شود_ گفتند: مجاهدین این اقدام را به‌مناسبت روز 30خرداد و در

نظر: 

انچه اقای سام قندچی نوشته اند در حقیقت اژیری است که برای رهائی انسان ایرانی از شر ارتجاع خونین اسلام و تشیع انقلابی به صدا دراورده است. از ایشان باید تشکر کرد. ایجاد جبهه ای مشترک از همه نیروها در برابر اسلام گرایان در قدرت و تبعید یک وظیفه انسانی است . هیچ سازمانی به تنهائی توان مقاومت در برابر خشونت و بربریت بی همتای سازمان رجوی را نخواهد داشت . جنایتکاری مانند خمینی در حقیقت در مقایسه با رجوی یک کودک خردسال بنظر میرسد.هشدار اقای قندچی را باید بسیار جدی گرفت و مردم ایران را در برابر این هیولای ادم خوار تنها نگذاریم .
رجوی استالین اهل تشیع است و ورود او به ایران و گرفتن قدرت سیاسی مرگ ازادی است . همکاری همه نیروها تضمین کننده ازادی در ایران است ..

نظر: 

انچه اقای سام قندچی نوشته اند در حقیقت اژیری است که برای رهائی انسان ایرانی از شر ارتجاع خونین اسلام و تشیع انقلابی به صدا دراورده است. از ایشان باید تشکر کرد. ایجاد جبهه ای مشترک از همه نیروها در برابر اسلام گرایان در قدرت و تبعید یک وظیفه انسانی است . هیچ سازمانی به تنهائی توان مقاومت در برابر خشونت و بربریت بی همتای سازمان رجوی را نخواهد داشت . جنایتکاری مانند خمینی در حقیقت در مقایسه با رجوی یک کودک خردسال بنظر میرسد.هشدار اقای قندچی را باید بسیار جدی گرفت و مردم ایران را در برابر این هیولای ادم خوار تنها نگذاریم .
رجوی استالین اهل تشیع است و ورود او به ایران و گرفتن قدرت سیاسی مرگ ازادی است . همکاری همه نیروها تضمین کننده ازادی در ایران است ..

نظر: 

آقای بهمن موحدی چقدر تشابهی بین این مقاله آقای قندچی و نوشته تو « کامنت » تو در رابطه با نفع قتل عام مردم بیچاره خوجالی توسط ارامنه هست فکر میکنم تو باید با خواندن این مقاله فکر میکنم جواب خود را در رابطه با انکار حقایق گرفتی .

نظر: 

جمله و نقل قول " هدف وسیله را توجیه میکند " از ماکیاولی است و نه از مارکس.
ماکیاولی در زمان خود مخالف تجزیه ایتالیا بود و از این شعار استفاده میکرد . شعار دیگر او " حق با کسی است که قدرت و زور دارد و دشمنش را وادار به اطاعت کند " میباشد .
روشنفکران لابی غرب و امریکا، بدلیل مواضع ضد کمونیستی ، جعلیات آخوندی و فاشیسم شاهنشاهی را نا آگاهانه یا عمدا تکرار میکنند چون بیسواد بوده و از نظر طبقاتی وابسته به بورژوازی و فنودالیسم ایرانی هستند.

نظر: 

افشاي جنايتهاي فرقه فاشيستي رجوي ضرورت دوران معاصرجهت رسيدن بيك وحدت حداقل درميان نيروهاي مبارزاپوزيسيون ميباشد.خواندن نوشته محمد حسين سبحاني كه لينكش درزيرمقاله داده شده است رابدوستان پيشنهاد ميكنم كه نشان ميدهد فرقه فاشيستي رجوي صدمرتبه ازجانيان حاكم جمهوري اسلامي وحشي تروحيوان ترند

نظر: 

من صد در صد با متن مقاله موافق هستم و باور دارم که اگر رجوی بمب اتمی میداشت و یا اسرائیل و یا غر ب در اختیار او قرار دهند او به ساده گی تهران را برای رسیدن به قدرت با بمب اتمی نابود خواهد کرد . نا گفته نماند که او همانند خمینی دستور شرعی دارد و عامل مستقیم محمد پسر عبدالله یهودی تبار مسلمان است . این اسلام است که که نابود میکند و قربانی میطلبد. رجوی و خمینی و مدعیان اسلام سیاسی بدتر از خود ضحاک و در حقیقت اینها قران به گوش میباشند .نگاهی به سایت مجاهدین و افتابکاران ووو نشان میدهد که رجوی و سازمانش بمثابه سگ زنجیری امپریالیسم جهانی به سرگرده گی امپریالیسم امریکا و دولت عربستان و اسرائیل هستند . سازمان مجاهدین هر گز یک سازمان ملی و میهن پرست ایرانی نیست و نخواهد شد . همه اعضا ان برای اسلام گشته شدند و نه برای ایران.

نظر: 

نه اقاي سام قندچي
شما يا بى اطلاع هستيد و يا غرض ورزى مى كنيد و اگاهانه خاك بر چشم مردم و اب به اسياب رژيم قرون وسطايى حاكم بر كشورمان ميريزيد.
تقي شهرام يك فراكسيون نبود و قتل مجيد شريف واقفي هم مظلوم نمايي نيست بلكه حقيقتي تلخ است و بايستى محكوم شود تا تكرار نشود. حتى نظر اضداد شناخته شده مجاهدين هم مانند اقاى سعيد شاهسوندي با كشف شما همسويى ندارد.
شما همچنين مى نويسيد
"خود شاهد عدم صداقت، تهدید، و هتک حرمت مخالفین، توسط اعضأ و هواداران مجاهدین بوده ام، و آموزش آنها که مبتنی بر "هدف وسیله را توجیه میکند" بوده و هست، نظیر طرز فکر صاحب مقام های حزب نازی، که براحتی سوزاندن مردم در کوره های آدم سوزی را، بدون احساس گناه انجام میدادند."
صغرى و كبرى شما هر دو ناصحيح هستند.
در كدام اموزش سازمان مجاهدين خلق ايران امده است كه هدف وسيله را توجيه ميكند. اين در واقع شما هستيد


نظر: 

برای این سایت جای تاسف است که کسی نوشته چند سال پیش خودرا دوباره اینجا تبلیغ و یه روز کند. اینکار توهین به کاربران نیز است. من فقط 3 جمله از این نوشته را توانستم مرور کنم . بارها سنی های خراسان و بلوچ اعلان کرده اند که برای اعتراض به شیعیان و خراب کردن مساجدشان، اینکار رادر مرقد رضا انجام دادند. حالا چون سام قتدچی چون فقط شنونده تبلیغات شاه و شیخ بوده و هست ، این اتهام را به مجاهدین میزند.

نظر: 

سازمان مجاهدین خلق برای مردم ایران یک سازمان تروریستی صد برابر بدتر از داعش هست و مورد تنفر مردم ایران هستند . هیچ ایرانی از این سازمان داعشی تروریستی حمایت نمی کنه . شما هم اقای ساه قندچی این سازمان مجاهدین خلق را جدی نگیرید . معلوم هست که این سازمان مجاهدین خلق با هزینه جمهوری اسلامی اربابش تغذیه می شود ..

نظر: 

نمونه ای از افاضات سام قندچی : «"مردم ایران شانس آوردند که ما آلترناتیو خمرسرخ کمونیستی را اجتناب کردیم.....اگر مجاهدین در 1360 پیروز شده بود، آنها خمر سرخ ایران میشدند. دادن قربانی و فداکاری، راه آنها را درست نمیکند، همانگونه که نازی ها در آلمان، خمر سرخ در کامبوج، قبل از به قدرت رسیدن، فداکاری های بسیار کرده و قربانیان زیادی دادند"»
کسانی که می گویند اگر ساز مان مجاهدین خلق ایران به قدرت می رسید ، خمر سرخ ایران می شدند و پول پوتیسم را اجراء می کردند معلوم است هیچ درکی از مبارزه سیاسی ندارند، می توان به یک نیروی سیاسی هر انتقادی داشت همانطور که به سازمان مجاهدین خلق هم به درستی انتقادهایی وارد است اما همینطوری که نمی شود اتهام زد این اتهامات پایه علمی ندارد وسطح ودرک وآگاهی نازل خود اتهام زننده را نشان می دهد.

نظر: 

واقعا تعجب است.!
شما از کجا میدانید که مجاهدین بین مردم معولی بمب گذاشتند ؟
شما که به اعتراف خودتان غالب عمرتان را در ایالات نامتحد کذرانده اید چه شناختی از جامعه ایران و سازمانهای مبارز آن دارید؟
شما که تمام عمرتان ضد جریانات انقلابی و چپ و ترقی خواه ، بوده اید خود دچار مغزشویی بلندگوهای سلطنتی زمان جنگ سرد و آخوندهای ارتجاعی و رسانه های امریکایی محل زندگی تان نبوده اید ؟
خصوصیت غالب شما ملی گرایان دروغبن و لیبررالهای مدافع سرمایه داری ، ایجاد اغتشاش فکری در جنبش و آدرس غلط دان و روشنفکربازیهای کذایی لابی غرب بوده و هست . به این دلیل مردم حاضر شدند دنبال آخوند بروند و نه دنیال شما ها لیبرالهای مدافع سرمایه و غرب گرایی و ضد چپ و ضد سازمانهای انقلابی جان برکف.

نظر: 

سام قندچی باید این نکته را خوب بداند که ماموران امنیتی و اطلاعاتی رژیم جنایتکار و غارتگر جمهوری اسلامی هم اینک با سوت و کف و خشنودی ازاینگونه نوشته هایش استقبال می کنند.
در واقع انسان از این همه تبلیغات منفی و لجن پراکنی علیه سازمان مجاهدین خلق ایران حیرت زده می شود و انگشت به دهان می ماند. از سایت‌های رنگارنگ رسمی وزارت بدنام اطلاعات تا سایت‌های ظاهراً غیررسمی در رنگ‌های مختلف از چپ بگیر تا راست و میانه که چراگاه مقاله نویسهای وزارتی درپوشش اپوزیسیون هستند و حتی رسانه های فارسی زبان متعلق به کشورهای غربی که ظاهراً" باید بی طرف باشند و در کل مجاهدین و شورای ملی مقاومت را تحریم خبری کرده اند و زمانی هم که اخبار مربوط به آنها را پوشش می دهند بیشتربه جوسازی منفی تبلیغاتی شبیه است تا خبر رسانی و دهها مقاله نویس مجهول و معلوم از عضو سابق مجاهدین و شورا بگیر تا شاعربریده و تواب اپوزیسیون نما

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.