اقلیت‌های قومی ایران: گفت‌وگو یا «قهر»؟

شیرین عبادی و موصوعات «جدایی‌طلب» و «ناسیونالیست تنگ نظر»
شرکت خانم شیرین عبادی در نشستی در سوئیس در باره بررسی حقوق اقوام ایرانی با حضور کردها، عرب‌ها، بلوچ‌ها، ترک‌زبانان و ترکمن‌های ایرانی واکنش‌های منفی گسترده‌ای در میان برخی از روشنفکران و فرهیختگان سیاسی و فرهنگی ایراندوست برانگیخته است. روشنفکران ایرانی، فعالین سیاسی مدافع حقوق اقوام ایرانی را به استناد موضع گیری‌هایشان «جدایی‌طلب» می‌نامند و طرف مقابل نیز منتقدین را «ناسیونالیست تنگ نظر»

 

تشدید شکاف میان احزاب سیاسی مناطق اقلیت‌نشین ایرانی با دیگر بخش‌های اپوزیسیون ایران که پس از ترور زنده‌یاد قاسملو رهبر فرهیخته حزب دمکرات کردستان ایران از سوی جمهوری اسلامی به‌تدریج ژرف‌تر شد، اینک متاسفانه تا حد تحریم یکدیگر و بستن درهای گفت‌وگو پیش رفته است.

قصد این نوشته ارزیابی این پیشداوری‌ها یا انتقاد از روش نادرست و مسلحانه و خشونت‌آمیز روشن‌فکران و سیاسی‌های قوم‌گرا نیست. زیرا بحث در باره درست‌ترین راه حل و راه‌کار واقع‌بینانه‌ای برای تأمین خواست‌های به‌حق اقوام ایرانی دهها سال است که در میان فعالین سیاسی و فرهنگی ایران ادامه دارد. اما شکاف پیش‌گفته با توجه به تنگناهای امروزی ناشی از موقعیت جغرافیای سیاسی کشور و سرکوب شدید اقلیت‌های قومی از سوی حکومت با توجه به اوضاع پرتنش منطقه و خصومت میان دولت جمهوری اسلامی با آمریکا و اسراییل و طمع همسایگان و رشد گرایشات افراطی در میان اقوام ایرانی می‌تواند فاجعه‌آفرین باشد. صاف و ساده همه ایرانیان آزادیخواه صرفنظر از روش و رویکرد سیاسی و تعلق قومی بازنده آنند.

۱ـ تنوع قومی در ایران در نفس خود تهدید نیست. این امر، یک واقعیت عینی «تاریخی جامعه‌شناختی» ایران، از بدو پیدایش آن است. کشور ایران دوهزاروپانصد سال پیش، برپایه‌ی رواداری و احترام به حقوق اقلیت‌های قومی، زبانی و مذهبی اداره می‌شد. استوانه‌های برجای مانده از کورش و نوشته‌های کتیبه‌های بیستون و پاسارگاد به زبان‌های مختلف، حتی روایات کتاب مقدس تورات، بهترین گواه این راه و روش مدبرانه‌ی کشورداری در ایران بوده است. پس چه‌گونه ممکن است در قرن بیست‌و‌یکم، که بشارت‌دهنده‌ی آزادی و حقوق‌بشر در جهان است، نسبت به خواست‌های اقوام ایرانی بی‌اعتنا ماند؟ بدیهی است که تنوع قومی در ایران، همچون واقعیتی عینی در جامعه‌ی کنونی ما، حقوقی را می‌طلبد که مشروع‌اند. پس می‌بایست برای تأمین عدالت و برابرحقوقی شهروندان، به آن‌ها توجه شود و راه حل ارایه گردد. اما یافتن مناسب‌ترین را‌ه‌حلی که بتواند درعین احترام به مظاهر و شاخص‌های هویت قومی - تباری ایرانی‌ها، بهترین شرایط را برای رشد و شکوفایی آن‌ها، به انسانی‌ترین و معقولانه‌ترین وجه، فراهم آورد، نیازمند گفت‌وگو میان همه نحله‌های فکری و قومی ایرانیان است. حالت «قهر» و بستن پنجره گفت‌وگو تنها به تشدید پیشداوری‌ها میان آنها می‌انجامد.

۲ـ ترور زنده‌یاد دکتر عبدالرحمن قاسملو در تابستان سال ۱۹۸۹ که سه سال بعد در پاییز سال ۱۹۹۲ با ترور جانشین او صادق شرفکندی از سوی حکومت جمهوری اسلامی، ضربات هولناکی به حزب دمکرات کردستان ایران وارد کرد، آسیب تاریخی مهلکی به دستاوردهای مهم نیروهای دمکراتیک ایرانی و نزدیکی و اتحاد آنها وارد کرد. دکتر قاسملو از برجسته‌ترین متفکران سیاسی ایران به‌شمار می‌رفت و یک رهبر سیاسی اندیشمند با کلاس جهانی سوسیال دمکراتیک بود. ترور ناجوانمردانه او، آن هم در پشت میز مذاکره با نمایندگان جمهوری اسلامی بسیاری از فعالین کرد و نیز ایرانی را در شوک ژرفی فرو برد و اثرات روانی و سیاسی ژرفی در فعالین جنبش کردستان ایران بر جای گذاشت. او عمیقا به اتحاد همه نیروهای دمکراتیک ایران باور داشت و نیز معتقد بود که نه تنها کردستان بلکه مشکل ایران و نیز اقلیت‌های قومی ایران راه حل نظامی ندارد. او در فکر و عمل به اندیشه «دمکراسی برای ایران و خود مختاری برای کردستان» باورمند بود. این ترورها این ایده درست را در میان کردها و دیگر اقوام ایرانی ترور کرد. به این ترتیب جمهوری اسلامی موفق شد که عصاره فکری بیش از نیم قرن از تجربه سیاسی را در صفوف حزب دمکرات کردستان ایران به شدت تضعیف کند.

این ضربات متاسفانه با پراکندن تردید و شک نیرومند نسبت به سرانجام مبارزه رفرمیستی و مسالمت‌آمیز در صفوف این حزب و سایر گروه‌های سیاسی قومی منجر شد. از سوی دیگر اپوزیسیون دمکرات ایران نیز که موتور محرکه آن چپ‌های دمکرات بودند، به دلیل صرف وقت و انرژی در راه بازسازی فکری و درونی خود، موفق به ادامه و گسترش روابط دیرین خود با حزب دمکرات کردستان ایران نگردید. پس از آن هم ضرب‌و‌شتم و سرکوب هر اقدام و حرکت اعتراضی، که از همان اوایل پیرورزی انقلاب آغاز شده بود، آن‌گونه که بارها در رویدادهای آذربایجان و کردستان و اهواز و غیره شاهد آن بودیم، به تدریج احزاب و گروه‌های سیاسی مدافع حقوق اقوام ایرانی را از نظر روانی به نوعی واکنش متقابل در برابر حکومت و سپس به سمت گرایش‌های جدایی‌طلبی و روش‌های خشونت‌آمیز مبارزه سوق داد.

۳ـ با این وجود اگر از منظری بدون پیشداوری به سخنان و درددل‌های این فعالین سیاسی، منجمله سخنرانی مصطفی هجری، دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران در نشست پارلمان سوییس توجه کنیم، می‌بینیم که عصاره خواست آنها اساسا تجزبه‌طلبی به معنای واقعی کلمه نیست. مهمترین فراز‌های سخنان آقای هجری در این نشست مربوط به «سیاست‌های تبعیض آمیز جمهوری اسلامی و به حاشیه‌ راندن دیگر مذاهب و اقوام»، «ایجاد فضای امنیتی در مناطق آنها؛ اعدام‌ها و زندان طولانی‌مدت فعالین سیاسی و جوانان آنها»، «ممنوعیت تحصیل به‌ زبان مادری»، بی‌توحهی به «فاکتورهای توسعه انسانی در مناطق اقلیت‌های قومی ایران» است.[۱]

به سخن دیگر مهم‌ترین مسأله آقای هجری در این نشست به درستی شناسایی حق اقوام و اقلیت‌های زبانی-فرهنگی غیرفارس‌زبان ایران برای آموزش زبان مادری در کنار زبان فارسی و به‌کارگیری آن در امور محلی و اداری؛ و فراهم‌آوردن شرایط لازم برای رشد و شکوفایی فرهنگ و هنر قومی-محلی و نیز لزوم رفع تبعیض از اقلیت‌ها و توجه اساسی به رشد و شکوفائی اقتصادی و انسانی این مناطق است. این‌ها از اصول پایه‌ای مصوبات سازمان ملل ‌متحد و از مبانی و موازین حقوق‌بشر است. یعنی این خواست‌های بر حق ربطی به حل مناسبات «ملت سلطه‌گر» و «ملت زیرسلطه» ندارد. امری که واقعاً هیچ موضوعیت و سنخیت و ارتباطی با واقعیت مناسبات تاریخی و کهن اقوام ایرانی با هم ندارد.

افزون بر این تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم در مناطق اقلیت‌نشین قومی و دینی، که بارها منجر به اِعمال قهر و خشونت‌ حکومتی شده و ده‌ها کشته و زخمی برجای گذاشته است، به‌حق نگران‌کننده است. البته اگر نیک به‌خواست‌های به‌حق این مردم عمیقا رنج کشیده، نظیر فراگیری زبان مادری و مشارکت در اداره‌ی امور محلی که مبنای دموکراسی است، توجه عاجل شود، اصلا نیازی به دراماتیزه کردن و رشد گرایشات افراطی در میان اقوام ایرانی نیست. این از شگفتی‌های جامعه‌ی سیاسی کشور ماست که دفاع از یک حق انسانی اولیه و تلاش به‌دست‌آوردن‌ آن، پی‌آمد‌ها و واکنش‌های تند بویژه از سوی حکومت و واکنش تلافی‌جویانه تا حد شعارها و روش‌های افراطی در میان فعالین سیاسی قومی ایران به‌دنبال دارد.

مثلاً فراگیری زبان مادری و به‌کارگیری آن در امور روزانه‌ی زندگی، در رأس مطالبات مردم آذربایجان و سایر اقوام و اقلیت‌های زبانی-فرهنگی قرار گرفته است. این خواست، قبل از این که موضوع و مقوله‌ای قومی و در حوزه‌ی مسایل قوم‌شناسی باشد، به‌نحوی که برخی عناصر افراطی قوم‌گرا آن‌را در مقوله‌ی «مسأله‌ی ملی» قرار دهند و اصل «حق ملل در تعیین سرنوشت خویش» را به‌میان ‌کشند، اساساً یک خواست دموکراتیک و در زمره‌ی حقوق بشر‌ است و در منشور جهانی حقوق بشر نیز با همین مضمون وارد شده و روی آن تأکید شده است.

۴ـ ما اگر یک دولت دموکراتیک برآمده از ملت ایران داشتیم که نسبت به پیامد‌ها و اثرات ناشی از این تنوع قومی در ایران توجه لازم را داشت، یافتن راه‌حل‌های دموکراتیک و مسالمت‌آمیز و انسانی کار چندان دشواری نبود. همه‌ی آزادی‌خواهان و پایبندان به حقوق بشر برای دست‌یابی به این خواست‌ها تلاش می‌کنند و از مبارزات به‌حق اقوام ایرانی پشتیبانی می‌کنند.

در آینده نیز همه نیروی دمکرات ایرانی نه تنها اینها را حق طبیعی اقوام ایرانی می‌داند، بلکه هرگز از اسلحه و خشونت تا هنگامی که مداخله خارجی برای تکه تکه کردن ایران در کار نباشد، در رابطه با خواست‌های اقوام ایرانی استفاده نخواهد کرد. ملت ایران دربرگیرنده‌ی اقوام و اقلیت‌های زبانی-فرهنگی متعددی است که مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده و اجزای جدایی‌ناپذیر آنند. ایرانی‌ها هرجای ایران و جهان باشند، از یک «هویت قومی- تباری» برخوردار هستند که ریشه در منشاء تاریخی مردم‌شناختی (اتنولوژیک) آن‌ها دارد. هویت قومی به‌ویژه در زبان یا گویش و فرهنگ آن‌ها به‌طور بارزتری تجلی دارد. از سوی دیگر، اقوام ایرانی از ورای سده‌ها همزیستی و سرنوشت مشترک، با رشته‌های فراوان تاریخی، فرهنگی و عاطفی، به‌هم پیوند خورده‌اند و ملت ایران را به‌وجود آورده‌اند. این پدیده، بیان‌گر «تعلق ملی» آن‌ها به ملت واحد ایران است. به‌عبارت دیگر، ملیت همه‌ی اقوام ایرانی یعنی تعلق‌شان به یک ملت، ایرانی است. از این منظر، «هویت قومی- تباری» و «تعلق ملی»، دو روی یک سکه و مکمل هم‌هستند، نه نافی یکدیگر.[۲]

‌این به‌هم پیوستگی تاریخی آنقدر ژرف و ریشه‌دار است که خواست جدایی از ایران نه تنها مورد پسند اکثریت اقوام ایرانی نیست بلکه طرح و تصمیم به اجرای آن هم تنها در صلاحیت همه ملت ایران است.حتی اگر یک نیروی سیاسی قوم گرا به هر دلیلی خواهان جدایی از ایران است، باز هم راه حل نه در کاربرد اسلحه و خشونت و عملیات ایذایی بلکه راه آن گفت‌وگو و کار سیاسی و فرهنگی است. هنگامی می‌توان چنین خواستی را جدی و واقعی دانست که پس از ارایه یک طرح مستدل و کارشناسانه و با رای قانونی و در خواست اکثریت آحاد آن قوم و با همفکری نخبگان و متفکران قوم مربوطه به پارلمان منتخب ملت ایران، پس از بحث و گفت‌وگوی ملی و کارشناسی در صحن علنی پارلمان کشور، در سه دوره متوالی حایز رای اکثریت نمایندگان منتخب ملت ایران تایید شود.

۵ـ برای غلبه بر پیشداوری‌های و تنگ‌نظری‌هایی که در رابطه میان روشنفکران و آزادیخواهان ایرانی و فعالین سیاسی مدافع حقوق اقوام ایرانی ایجاد شده، پذیرش گفت‌وگو و پذیرش پذیرش طبیعی دو گانگی و چندگانگی طرف‌های این گفت‌وگو یعنی پلورالیسم و همزیستی اهمیت اساسی دارد. گفت‌وگو یعنی تمایل به تکثر و پذیرش دیگری آنچنانکه هست نه آنچنانکه ما می‌خواهیم. تکثرگرائی مایه اصلی دمکراسی و آزادی است. وقتی کسی گفت‌وگو را پذیرفت به موجودیت یک اندیشه سیاسی دیگر اذعان کرده و نیز همزیستی و رقابت سیاسی دمکراتیک با او را دیر یا زود باید بپذیرد. نسخه‌برداری در باره «مساله ملی» ایران از کشورهای دیگر که کوچک‌ترین سنخیتی با ایران ندارند، هیچ مشکلی را حل نمی‌کند. در ایران، مناسبات «ملت سلطه‌گر» که ظاهراً «ملت فارس» است و «ملت‌های زیرسلطه» که از قرار، اقوامِ ساکن ایران هستند، وجود نداشته و ندارد. این به‌معنی انکار تبعیضات موجود و عدم رعایت حقوق اقوام و اقلیت‌های زبانی-فرهنگی نیست. منظور نقد مواضع کسانی است که با طرح این‌گونه تزهای نادرست تخم کین میان «ترک و فارس» کاشته و مسایل بیهوده می‌آفرینند.

۶ـ تعصب‌ورزی و ایمان بدون گفت‌وگوی ملی و بحث کارشناسانه در سیاست خطرناک و فاجعه‌آفرین است. دوری گزیدن از هر گونه «تعصب» در حوزه فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی به این معنا که به جز یک پنجره همه پنجره‌ها را به روی زندگی و جهان و جامعه ببندیم، راهی به ترکستان است که سرانجامی شبیه سوریه و عراق و لیبی برای ایران ندارد. لذا در این گفت‌وگوها باید هم به خواست‌های به‌حق اقوام ایرانی توجه‌کرد و در‌جهت یافتن راه‌حل واقع‌بینانه، صادقانه تلاش ‌کرد و هم به واقعیات تاریخ طولانی ایران و به‌ویژه با حوادثی که در یکی-دو قرن گذشته روی داده است، مکث کرد.

گفت‌وگو نه تنها یک روش سیاسی دمکراتیک و مسالمت‌جویانه بلکه یک رفتار عقلائی و بهترین شیوه اداره اختلافات است. به عبارت دیگر گفت‌وگو میان بازیگران سیاسی خود یک ارزش است. اگر ایده‌ها و افکار سیاسی برای حرکت اجتماعی لازم است، اما بدون بازگذاشتن پنجره‌هائی بر فراز آنها که همان تبادل اندیشه‌های مختلف است راه کشف افق‌های تازه‌تر در عرصه فکر و عمل مسدود می‌شود. بدون این پنجره‌ها تنفس فکری سنگین و غمبار می‌شود. بازگذاشتن پنجره‌های دیالوگ یعنی دست کشیدن از هر حکم و اصلی که از پیش برای هر پرسشی پاسخی حاضر و آماده دارد. جوانه زدن یک جامعه باز و پیشرفته در ایران و بویژه مناطق قومی کشور، بدون گفت‌وگو و تبادل اندیشه میان همه ایرانیان صرفنظر از تعلق دینی، فکری و سیاسی بر اساس رواداری ممکن نیست.

—————————-
[۱] مصطفی هجری، دبیرکل حزب در نشست پارلمان سوییس: تبعیض علیه‌ ملیت‌های تحت ستم به آستانه خطرناکی رسیده است
http://www.kurdistanmedia.com/farsi/idame/28027
[۲] مقاله بابک امیرحسروی در باره درنگ‌هایی در باره اقوام ایرانی و ساختار سیاسی مطلوب
https://www.raheazadi.org/

 

برگرفته از: 
ایران امروز
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بلوچ:
اینجا کسی هست که مثلا بلد باشد که یک کامنت بدون کپی پیست به بلوچی بنویسد
مثلا خود تو بلوچی مثلا؟؟؟؟؟
بنویس ببینم چه اندازه بلدی زبان مادری ات را .
در ضمن دوباره برگشتی سر خانه اول اول نه تورک گرامی من زابلی نیستم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اسامه شما بدون اینکه بدانید که کامنت Anonymous توسط یک فرد غیر اذربایجانی نوشته شده ، به اذربایجانیها تهمت میزنید. چقدر شما نسبت به غیر فارسها (خصوصا ترک ها) کینه ورزی و دشمنی دارید.
از یک فرد "زابلی " بدون هویت که فارس هم نیست و میخواهد هویت پارسی برای خودش دست پا کند بیشتر از این نباید انتظار داشت!؟.
من خیلی متاسفم از جناب کیانوش توکلی که به این شخص ..........ن اکانت مستقیم داده!؟؟؟؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب کهن دیارا,
جناب توکلی خود از از موضوع پوینت ها با خبرند و تا کنون اقدامی نموده اند. اما اشکال تنها پوینت ها نیست. اشکال ایران گلوبال - به نظر من - در آنست که به عده زیادی اجازه داده است که با محدودیت هایی " هرچه میخواهد دل تنگشان بگویند " و کامنت بنویسند. نتیجه این شده است که ایران گلوبال صحنه تخت و تاز افراطیانی گردیده که بجای درک مواضع یکدیگر , روز و شب به هم میتازند و سمج تر میشوند. ایران قرنهاست که سر زمین ملت ها / قوم های مختلف بوده است که در کنارهم و باهم زیسته , در غم و شادی هم شریک بوده و آزادانه بدون هیچ مرز و مانعی باهم مراوده داشته , معامله کرده و ادواج نموده و ترک و فارس و عرب و غیره به تناوب بر آن حکومت کرده اند. قرن ها پیش از آنکه اروپا متحد شود, ایران سرزمین اقوام / ملت های گوناگون بوده است و با روس و عثمانی و اخیرا صدام حسین برای حفظ وطن جنگیده است. ما ,

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب Anonymous
بگذار درباره اذربایجان شما و منابع اش گفتگو کنیم چون غیر اذربایجینک مطلقا به شما ها مربوط نیست که با اویزان شدن به ان خودات را ارضاع کنی :
من تنها منتظر روزی ام که در این کشور بگویند بودجه هر استانی مال خوداش ان وقت حرف های مفتخورهای دهن گشاد شنیدن دارد که یک کمی هم حساب و کتاب یاد بگیرند
اگر همین الان نفت و گاز ایران را از اذربایجان ببرند شما باید بری پهن و هیزم برای سوزاندن جمع کنی چون اذربایجان نفت و گاز نداره
دراذربایجان دریاچه بزرگ اب شور ارومیه خشک شد شد کویر گوبی شماره دو حالا تو اب از کجا میاوری که بری کشاورزی کنی
ای متوهم فردا باید برای گدایی به ایران بیایید چون افغانی ها اجازه کارگری هم به شما نمیدهند چون معادن و چاه نفت و پول نفت و دریای ازاد و گاز و ووووو همه در نقاط غیر اذربایجان است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب محسن کردی اعتقاد دارند " که به لحاظ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، ما فارسها با تشکیل کشور بهمراه سایر اقوام زیان سیاسی و مادی زیادی را متحمل میشویم. ما به اندازه کافی نفت و معادن زیر زمینی و ثروت و نیز نیروی متخصص و کار آمد داریم که بتوانیم پس از این رژیم بسرعت خود را به کشورهای پیشرفته برسانیم".
و در ادامه مینویسند که "برای من بعنوان یک فارس یک خانه و باغچه و زندگی معمولی کفایت میکند که در چارچوب سرزمینهای فارس زبان براحتی فراهم هست چه نیازی دارم که بخواهم غیر فارس زبانان را بر خلاف میل شان با خود در این سفره شریک کنم؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب peeroozدقیقن همین مورد امتیاز دادن ارواح را من به مدیر سایت گوشزد کردم .اینکه نظری بدون برخورد نظر دیگری امتیازش بالا و یا پائین بشود که چیزی را ثابت نمیکند بلکه فقط توهم ایجاد میکند برای کسانی که دراوهام خویش غوطه ورند و لازم است برداشته شده و کامنتهای نظری با یکدیگر را بجایش قرار دهند که واقعی تر است.و گرنه فردی که مهندسی نرم افزار خوانده به راحتی میتواند روی پوئن ها تاثیربگذارد.موفق باشید
زنده باد آزادی جاوید سرزمین ایران

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دو کلمه هم بشنوید از مادر عروس!
نويسنده این مقاله با اینکه وانمود میکند طرفدار گفتگوی " اقوام" است باطن شوینیستی خود را برملا کرده است! از کلمه ترک مثل جن از بسم الله ترسیده و انها را ترک زبان ناميده. اصطلاح " ره به ترکستان" را بکار برده که نشانه گستاخی خود و تحقیر ترکها است. شرط اول گفتگو این است که طرف را به رسمیت شناخته و از موضع برابر شروع کنید. ترکها با فاشیست ها گفتگو نخواهند کرد. بروید کشکتان را بسابید.
تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کسر شان خودم میدانم به بی ادب ها پاسخی بدهم. اما اول پوزش میخوام از عزیزان غیر فارس که میدونم قلبا دل شون با ایران بزرگ هست و تفاوتهای قومی و این قبیل مشکلات رو دلیل تبعیض قومی نمیدانند و عقیده دارند که تبعیض در ایران ارتباطی به زبان ندارد. ناچارم در این مورد پاسخی بدهم به دوستان جدایی طلب که هی میگن حقمونه جدا بشیم. و دیگری که میگفت تابحال دیدی فارس دلش جدایی بخواد. واقعیتش من اگر خواستار تمامیت ارضی ایران هستم بخاطر آن است که میدانم اکثریت ملت ایران دل در ایران رنگارنگ ما دارند. اگرنه به لحاظ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، ما فارسها با تشکیل کشور بهمراه سایر اقوام زیان سیاسی و مادی زیادی را متحمل میشویم. ما به اندازه کافی نفت و معادن زیر زمینی و ثروت و نیز نیروی متخصص و کار آمد داریم که بتوانیم پس از این رژیم بسرعت خود را به کشورهای پیشرفته برسانیم. در دنیای امروز برای پیشرفت نیازی به داشتن

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چناب حیدریان
برای فردای کشوراگر برمبنا حق بشرفکر وتعریف نشود .
ایران گورستانی خواهدبود که یک شوونیست فارسی گلستانش خواند .
بهترین دلیل برای این می توانم بیآرم اینکه توجه کنید به نوشته های استادان دانشگاه ونویسنده گان وهنرمردان فارس تازه اخوندها رو دست امثال کسروی وافشاریزدی زندند طوری که امثال خاتمی درآن جوک ترکیش ویا محقق میرداماد که از روایتی می آورد که زنان روسپی زمان حضرت علی ترک بودند وآیت الله تهرانی درکلاس درس خودمی گویدزبان رسمی جهنم ترکی است که اکنون خودش به جهنم رفته است .
این دو گروه شیخ شاهی ها درعملکرد90سال گذشته خود باعث عقب ماندهگی ایران شدند وتنها اختلاف اینها باهم برسرقدرت است حداقل ملت های غیرفارس بخصوص تورکها این موضوع را به خوبی درک کردند قوم فارس با استفاده از امکانات کشورولشگری مثل آفریکایی جنوبی که اقلیت سفید پوست برمردم صلته تسلت یاد بود وخون مردم را میمکید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب سازاخ,
عبید زاکانی قزوینی نیمه ترک فرمود " مدعی فهم کن پسر جانا ".

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پیروز عزیز، دوست دارم مکنون قلبی شما را متوجه بشوم، ولی امروزه سیاست آنقدر پیچیده شده که توضیحات با نصر و الاخصوص با زبان فارسی مطلقا مقدور نیست. حالا چه رسد بزبان شعر، که در وحله اول باید منظور شعر را موشکافی کنی، بعد ارتباط آنرا با موضوح تشریح کنی، که خارج از ظرقیت زمان در دنیای امروز است، بخاطر اینکه هنر واقعی در دنیای مدرن : انتقال اطلاعات با کیفیت و با کمیت در کوتاهترین زمان ممکن می باشد، با عرض پوزش، تاریخ مصرف شعر در دنیای مدرن بپایان رسیده.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در نواختن تار, نوازنده پس از چند مضراب ضربه ای هم به سیم " واخون " میزند که تعادل و وزن آهنگ برقرار گردد. پوینت های مثبت و منفی بدون کامنت " اشباح " , حکم سیم " واخون " را دارد که اکثرا بی معنی بوده و چیزی به آهنگ نمی افزاید.
کامنت قبلی من ۵ پوینت منفی گرفته است بدون آنکه علت را بگویند.شاید هم بدون درک مطلب به روال عادت چیزی پرت کرده و میگذرند. توضیح آنچه من گفتم این بود که در تمام دوران حکومت " ترک ها " در ایران کسی به زبان خلایق کاری نداشت. حتی زمانی که " ترکان " صفوی اردبیلی, با زور شمشیر مذهب ما را از سنی به شیعه تغییر دادند کاری به زبان نداشتند در حالی که میتوانستند مانند " رضا خان " سعی در در تغییر زبان بنمایند .نه تنها این بلکه در این دوران و پس از آن, ترکان " پارسی گوی " ایران بهترین شاعرانی نظیر صائب و پروین و شهریار و غیره را بوجود آوردند. مولانای " فارس " با عمری زندگی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب حامد : اول اثبات کن صاحب خانه ای بعد ارث بابا بخواه
ما منتظرهستیم شما تورکان سنگ قبر پدرانتان را در اذربایجان نشان ما دهید یا یک نشانه از حضور این تورکان و پدران ازبک در اذربایجان هرچند که ژنتیک مردم اذربایجان عرب را نشان میدهد نه تورک را

http://www.iranglobal.info/node/59400

تمام اثار این اذربایجانتان هم جعلی است کامنت های من در این لینک را بخوان :

http://www.iranglobal.info/node/58326

سنگ قبر اجداد چه کسی در اذربایجان است : در ادامه مطلب

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب به اسامه :
ببینیم و تعریف کنیم که شما چطور با قندیل نشین ها دموکراتانه زندگی خواهی کرد
خود ارضایی ذهنی هم مال کسی است که در تخیلات زندگی میکند نمونه اش پیشنهاد شما

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
" دنیای تب آلوده, کویری ست که در او , هر گام که بیراهه نهی, دام هلاک است ", نادر پور, پیکره ها, دفتر سرمه ی خورشید.

در عرض ۱۴ قرن گذشته " ترک ها " حدود بیش از ۹ قرن به تناوب بر" ایران " حکومت کردند تا آنکه اندکی کمتر از یک قرن پیش, " رضا خان " نیمه ترک, حاکم گردید. " رضا خان " کوشید تا آنچه را آتاتورک در ترکیه انجام داده بود در ایران انجام دهد و بدون درک این مطلب که در ترکیه فقط دو قوم و یا ملت و یا دو " نژاد " ترک و کرد وجود دارد و هنوز هم گرفتار این اشتباه است. ایران تا آنجا که میدانیم همیشه کشور " کثیر المله " بوده و کسی مجبور به فارسی گفتن نبوده است و فارسی زبانی بوده است که این اقوام و یا ملت ها با یکدیگر داوطلبانه رابطه بر قرار میکرده اند. اکنون " دیوانه ای " سنگی در چاه انداخته و امید که این خطا, " گام بیراهه در کویر " نباشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
كاربرد"قوم واقوام"درموردملل ساكن ايران نه تنها اوج عقب ماندگي سياسي فرهنگي است بلكه اگرساده لوحي سياسي وكپيه برداري از "اتنيك"وتعصب كورتماميتخواهي فاشيستي است.مثلا حدود بيش از صدهزار ايراني در كشور سوئد اتنيك ايراني تبارخوانده ميشونداز اين نظر كه ايراني هاي مقيم سوئد فاقد سرزمين تاريخي واجدادي درسوئد هستندآيا تركهها وكردها وعرب ها در ايران فاقدس زمين تاريخي اند?تاريك انديشان فارس تباربعمد از مفهوم ارتجاعي قوم درمورد ملل ايران استفاده ميكنند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای حیدریان در وحله اول بگویند خودشان متعلق به کدام قوم در ایران هستند؟
اقای حیدریان ایا اماری در دست دارید که نشان دهد کی اقلیت است کی اکثریت در ایران ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اسامه شما چه قدر می خواهید عقده خالی کنید. آیا فکر می کنید مثلا مغول بودن، عرب و یا تورک بودن مایه تحقیر هست؟
آیا فکر می کنید در فردای استقلال آزربایجان دعوای کورد و تورک به راه می افتد؟ تورک و کورد به یک اندازه تحت ستم ملی هستند در جهنمی به نام ایران! در فردای استقلال آزربایجان جنوبی شهروندان کورد دارای حق آموزش به زبان کوردی خواهند بود و حتما زبان کوردی دومین زبان رسمی خواهد شد. شما نفرت از ملیت خود (تورک) و کوردها را به همه تعمیم ندهید. تنها کاری که بلد هستید با اسم مستعار در ایران گلوبال خود ارضائی ذهنی می کنید. جدا چقدر بی کار هستید. دلم برایتان می سوزد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب تهران لی و تورک اوغلی سابق:
لطف کن یک چند ملیون از این 35 ملیون عرب زاده مغول زبان نه ببخشید تورک را به استان کوردستان غربی نه ببخشید اذربایجان غربی فرستاده تا با اردنگی بیرون تان نکنند این اکراد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای محسن کردی، ما هرچه تلاش کردیم که با جامعه فارس مبادلات فرهنگی و سیاسی داشته باشیم، ولی متاسفانه ما شاهد آن بودیم که باید بیشتر هزینه کنیم و کمتر از داده هیمان مصتفیض بشویم در هر معامله ائی در همه جای دنیا همه سعی می کنند از معاملات خود سود ببرند ولی ما در مبادلاتمان با جامعه شاهنامه خوان فارس متضر شدیم دیگر کم مانده بچه هایمان با ما فارسی حرف بزنند و بودجه مراکز استهانهایمان مثل تبریز و ارومیه و اردبیل و زنجان و همدان کمتر است از شهرستانها و روستاهای یزد و اصفهان و رفسنجان.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برادر محترم آقای کردی! تاکید بر مبارزه با حکومت اسلامی به جای تاکید بر هویت ملی و حق تعیین سرنوشت (فدرالیزم، استقلال، همین منوا و ...) ملل ساکن در ایران همانند قربانی دادن از جیب ملیت های غیر فارس برای سروری و فرادست بودن هرچه بیشتر فارس هاست. هر ملتی مختار است و باید سرنوشت خود را تعیین کند. آنچه که شماهای سرگردان در بلاد خارج تاکید و ترسیم می کنید بازگشت و رجوع به ناسیونالیزم فارس (با شعار گمراه کننده پان ایرانیزم یا ایران برای همه ایرانیان).
فقر یک مساله جهان شمول هست. همانطور مزدور بودن و در خدمت جمهوری اسلامی بودن و در عین حال (یا در همه حال) ثروتمند بودن هم ک مساله فرا ملی هست. ثروت در ایران به صورت برابر توزیع نشده است. مطمئنا فارس ها به صورت کلی وضعیت معیشتی شان بهتر از سائر ملل ساکن در ایران هست. آیا تا به حال دیدید که یک فارس استقلال طلب و یا به قول شما تجزیه طلب باشد؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
البته بر همگان و بویژه کومونیستهای ایرانی واضع و روشن و مبرهن است که جریان تجزیه طلبی فقط و فقط محصول صادراتی انقلاب بلشویکی شوروی است . این تخم لغ بیش از 100 سا ل است که زبانزد گروهی ر چپی در ایران شده است . نگاهی به نشریات چپی و روزنامه مردم نشان میدهد که چه جریاناتی باد به دگروهی فریب خورده انداخته اند . حزب توده و جریان چپ عامل ترویج تجزیه طلبی و هرج و مرج د رایران ما هستند .توجه کننید ..
(حمله ضد انقلابیون فاشیست « گروه قاسملو» به دفترحزب توده ایران درمهاباد

. . . ما ضمن محکوم کردن این عمل فاشیستی « قاسملو وشرکا» ازهمه مردم کردستان میخواهیم که چهره واقعی این سالوسان را تشخیص داده وقاطعانه به مقابله بااین اوباشان برخیزند

(مردم ، شماره 273 ، پنج شنبه 12 تیر ماه 1359)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام به آقای محسن کردی . برادر هر انسان همان طور که حقوق لازم دارد وظیفه هم لازم دارد ! چرا باید ما این مهم را به رسمیت نشناسیم ؟ آخر چرا انسانها باید خودمختار نباشند و حق انتخاب نداشته باشند ؟ چرا انسانها را گله حساب بکنیم ؟ چرا انسانها را دنبال چوپان یا نمی دانم بدنبال مجتهد بفرستیم ؟ این در مورد ملل نیز صدق می کند . این یک راه حل هست و یک مدل حکومت اختیاری ! شما چه ضدیت با این مدل حکومت داری؟ مگر در خارج نیستی مگر مذیت این سیستم ها را تجربه نمی کنی ؟ چرا این در ایران نباشد ؟ موفق باشید
تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دلیل اصلی بروز شکاف در میان اپوزسیون سیاسی ایران با بخشی از اپوزسیون که مطالبات قومی و ملی مطرح میکنند این است که از نظر ما همین امروز هم روزگار اقوام ایرانی و معیشت شان که مهمترین بحث از نظر ما هست همانگونه میگذرد که برای یک فارس زبان. هرگاه که گروههای سیاسی مطالبات شان را از نگاه قومی مطرح کنند بوی جدایی طلبی و ستیز با هویت فارس از آن بر میخیزد. در حالی که قضیه اصلا این نیست. اینطور نیست که اگر کردها و بلوچها و غیره زبان شان فارسی بود وضع معیشتی و امکانات و امتیازات شان امروز لابد مثل بالای شهری های تهران بود. نگاهی به روستاهای ورامین کنار گوش تهران و شهر ری و شهرهایی مثل کرمان بیاندازید. فقر و نکبت از سر و روی شان میبارد که حسرت زندگی کرد مقیم سنندج را دارند که شاید فارسی را هم خوب بلد نباشد. آنچه که میخواهم بر آن تاکید کنم این است که اینهمه تاکید بر زبان مادری در این برهه ما را از هدف

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
محسن آقا! قوم خودتی! به ملل مکرمه جغرافیای موسوم به جهنم ایران توهین نکن! قوم خطاب کردن 35.000.000 ملت تورک آزربایجان توهین مستقسم به این ملت است. کمی شرم داشته باش! بیشتر مطعاله کن تا سوادت در مورد ملل موجود در ایران بیشتر شود. به حق و حقوق آنان احترام بگذار. در مورد حقوق ملل ایران و حقوق بشر کتابی تهیه کن. آنرا مطالعه بکن! تا در مورد حقوق بشر آگاهی داشته باشی! بحق آقا امام زمان عج الله تعال فرجه و شریف به همت کمونیستهای پانفارس کوروش کبیری و شاهنامه خوانان عصر بوق، کربلا بشوی انشالله. در ضمن دست حضرت آقا احمدی نژاد رئیس جمهور اسبق پر افتخارتان، نایب برحق چاه مبارک جمکران در معیت امداد های غیبی اثنالعشری به همراهت باشد!

تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ما ایرانیان خارج نشین سالهاست در این کشورها زندگی میکنیم و فرزندان مان با زبان بیگانه ای رشد کرده اند. برای فرزندان ما کلاس زبان مادری گذاشته اند. اما انصافا چه تعداد از ما آنقدر که پیگیر شیمی و فیزیک و معدل کل فرزندان مان بودیم به زبان کردی و عربی و فارسی اهمیت داده ایم و چه مقدار فرزندان ما در زبان مادری شان عمیق هستند؟ براحتی میتوان گفت حتا سواد خواندن و نوشتن به زبان مادری شان را هم ندارند. میخواهم بگویم که اگر زبان مادری واقعا در زندگی انسان تعیین کننده بود ما حتما این قضیه را برای فرزندان خودمان پیگیری میکردیم. همین حضراتی که در اینجا برای زبان مادری در ایران یقه درانی میکنند یک نمونه اش هستند که فرزندان شان پشیزی برای زبان مادری شان قائل نیستند. در ایران هم عدم تدریس به زبان مادری کسی را از رسیدن به مقامات بالا و دکتر و مهندس شدن وا نداشته اما تبعیز دینی و مذهبی چرا. نکته دیگر ...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای محسن حیدریان، وقتی ملتها را در حد قوم و قبیله تحقیر می شوند، مابقی افکار و نوشته شما، مثل پرنده بدون بال، مفهوم پرواز را‌ باید فراموش کند.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری