فاشیسم پانترکیسم یا دمکراسی؟ (برخورد به دیدگاه شریفه جعفری)

در آسیب شناسی جنبش ملی - دمکراتیک آذربایجان
زنان رزمنده و آزادیخواه آذربایجان باید آگاه باشند که جنبش ناسیونالیستی - پانترکیستی در آذربایجان نه تنها ضد دمکراتیک و فاشیستی است بلکه کاملا جنبشی مرد سالار است. بی دلیل نیست که زنان آذربایجان در حوزه هیچ جنبشی فعال نیستند.
ناسیونالیسم و پانترکیسم به مبارزه زنان کارگر، به مبارزه فمنیستی و جنبش مستقل زنان اهمیتی نمی دهد و بر ضد حقوق کارگری و جنسی زنان است. پانترکیسم و ناسیونالیسم افراطی فقط زنان را بعنوان سیاهی لشکر و پشت جبهه جنبش مردسالارانه ملی میخواهد نه کمتر نه بیشتر

آسیب شناسی هر چیزی مثبت است اما با روش درست و غلمی نه به شیوه دلبخواهی و تعصبی.
من چنین متوجه شدم که خانم شریفه جعفری ( آسیب شناسی حرکت ملی آذربایجان - از شریفه جعفری) به تنهایی دست به آسیب شناسی جنبش ملی آذربایجان نمی زنند و با تیمی کار میکنند. من برایشان آرزوی موفقیت میکنم اما با توجه به شناختم از طرز فکر خانم شریفه جعفری فکر نمی کنم دستاورد زیادی داشته باشند.
امروزه جنبش ملی آذربایجان به افت، بحران و ضعف دچار شده است و گرایشات فکری متفاوت بهت زده به دنبال یافتن علل و آسیب شناسی افتادند.
خانم شریفه تنها اشاره به چند نمود مثلا کسب نام و افتخار توسط تعدادی، شخصیت شکنی، عدم پرورش کادر، دلسرد کردن جوانان، ایجاد بی اعتمادی، قدرت طلبی، سازماندهی نکردن بودجه ملی و غیره کردند. ولی نگفتند علت چیست. اکنون همه متوجه این اشکالات شدند و چیز تازه ای نیستند. در آسیب شناسی یافتن علل معلولها مهم است
آسیب شناسی تنها بیان علایم، و نمودها و معلولها نیست. خانم شریفه علت این علایم را در جنبش ملی و دمکراتیک در چه می بینند؟؟

تا آنجا که من یادم می آید سالها پیش دو نفر(آ. ائلیار و اسماعیل) قبلا به آسیب شناسی چنبش ملی - دمکراتیک آذربایجان از موضع چپ پرداختند ولی از جانب راست افراطی مهر و انک مانقورد خوردند. آیا خانم شریفه چیزی از این نقدهای آسیب شناسانه دستگیرش شده است؟
من هم علت نمودها و مثالهای اندک، محدود و سطحی را که خانم شریفه اشاره نمودند را در ایدئولوژی غالب و قدرتمند در جنبش ملی می دانم. برای درک مسئله مثال بزنم: اگر زنان حجاب دارند و اگر زنان سنگسار می شوند علت و ریشه آن حاکمیت ایدئولوژی اسلامی است. 
به نظر من هم ریشه تمامی بدبختیهای جنبش ملی آذربایجان ایدئولوژی تورکیسم، ناسیونالیسم افراطی، بوزقوردیسم و پانترکیسم است. من مطمئن نیستم ولی احتمال زیاد میدهم که خانم شریفه نقدی به این ایدئولوژی ندارند. اگر خانم شریفه و دیگر فعالان دلسوز جنبش ملی و دمکراتیک نتوانند پانترکیسم را نقد کنند و نتوانند از حیطه تفکرات ضیاءگوک آلپ، ائلچی بئی ، محمد امین رسول زاده، آلپ‌ ارسلان تورکش، آتا تورک خلاصی یابند هرگز نخواهند توانست کوچکترین مشکلی را حل کنند و جنبش ملی را نجات دهند. 
ایدنولوژی ناسیونالیسم افراطی - بوزقوردیسم - پانترکیسم که ایدئولوژی اکثریت گروههای و تشکلهای آذربایجانی است، بزرگترین ضربات نابود کننده را به جنبش آذربایجان وارد آورده است و جنبش را به نابودی کامل میبرد. 
**

دوستان مجبور هستم به این واقعیت اقرار کنم که اکثر فعالین سیاسی، روشنفکران و به اصطلاح رهبران آذربایجان بسیار کم سواد و غیر سیاسی هستند. برای من مهم نیست افراد منفعل و یرادعا و یا متعصب چه به من می گویند. بی سوادان سیاسی به عقل خود و علوم سیاسی مراجعه نمی کنند. آنها همچون مریدان شیعه دنبال این و آن هستند. این جماعت نه از سوسیالیسم چیزی میدانند و نه از پانترکیسم یا ناسیونالیسم افراطی چیزی میدانند. این افراد بی سواد سیاسی و غیر سیاسی اما بسیار بسیار پرادعا دو جمله در مورد سوسیالیسم و پانترکیسم میدانند:
1 - سوسیالیسم همان است که در روسیه بود و شکست خورد 
2 - پانترکیسم، تورانیسم یعنی اتحاد کشورهای تورک

این درک و شناخت غلط و نادرست از پانترکیسم و سوسیالیسم، درد بزرگی برای بخش بزرگی از فعالین سیاسی آذربایجان است. آنها به عقل خود و دانش سیاسی مراجعه نمی کنند و
شیعه وار مرید و دنباله رو مرجعیت سیاسیمانند ائلچی بئی و رسول زاده و رهبران پانترکیست تورکیه و حزب فاشیست و نژادپرست (م ه پ) می افتند بی آنکه کوچکترین اطلاعاتی از آنها و یا شکستهای سیاسی، اید ئولوژیک تشکیلاتی و دولتی در طول تاریخ پانترکیسم داشته باشند. این دوستان دقت نمی کنند که در جنگ جهانی اول نه تنها پانترکیسم شکست خورد بلکه باعث شکست امپراطوری عثمانی شد. پانترکیسم بعدا در آسیای میانه و آذربایجان شمالی شکست خورد و ائلچی بئی مفتضحانه کنار اندخته شد و هم اکنون شکست پانترکیسم را در سیاستهای م ه پ و اردوغان در ترکیه شاهد هستیم و ترکیه را به نابودی می برند.

دوستمان [...] از آ. ائلیار سوال میکنند : "من از شما سوال میکنم کدام تشکیلات و سازمان آذربایجانی است که از جریان پان تورک حمایت و یا خود را وابسته به این جریان بداند‌ لازم به تذکر است که اصطلاح پان تورک یعنی اتحاد تورکهای جهان مثلا ازبکستان ترکمنستان آذربایجان و تورکیه و الاآخر"
ائلیار میتواند جواب به این سوال بدهد ولی من هم نظر خود را میگویم:
به نظر من همه تشکلات موجود در آذربایجان به جز "فدرال دمکراتهای آذربایجان" پانترکیست هستند که افراطی ترین آنها "حزب استقلال آذربایجان جنوبی" برهبری صالح ایلدریم است. هر کس و یا هر جریانی غیر متشکل مانند طرفداران تیم تراختور که علامت و اشاره بوزقورد را با دست نشان میدهند پانترکیست هستند. هر کس که بوزقورد و گرگ خاکستری است و زوزه میکند پانترکیست و تورانچی است. هر کس که ائلیچی بئی، محمدامین رسول زاده، آتا تورک، ضیا و تورکش باغچلی و اردوغان را پیامبر و رهبر خود بداند پانترکیست است و بخواهد یا نخواهد در تقابل با جنبش ملی - دمکراتیک آذربایجان قرار دارد. 

این جماعت و محافل که در بوزقورد گرفتن با انگشتان مهارت کافی دارند سخنان رهبران پانترکیست را تکرار میکنند و سوسیالیسم و حتی سوسیال دمکراسی نوع اروپایی شکست خورده و بی افق معرفی میکنند. 
دوستمان[ دوست دیگر...] باید بداند آنچه که در روسیه و اروپای شرقی و چین و ویتنام و کوبا شکست خورد کاپیتالیسم دولتی بود نه سوسیالیسم. سوسیالیسم تاکنون در هیچ کشوری پیاده نشده است. سوسیالیسم آرمانی ست آزادیخوانه و برابری طلبانه. تا زمانیکه کارگر و زحمتکش هست، تا زمانیکه ظلم و استثمار هست این آرمان هم زنده خواهد ماند و دیر یا زود به واقعیت خواهد پیوست. سوسیالیستها نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان اولین کسانی بودند که سرمایه داری دولتی( سوسیالیسم روسی و چینی) را نقد کرده اند. در ایران دهها حزب چپ بجز حزب توده و فدائیان اکثریت همگی اتحاد شوروی را سوسیال امپریالیست معرفی میکردند. دوست عزیز شما خیلی دیر رسیدید.

اگر میخواهید جنبش ملی دمکراتیک آذربایجان قدرتمند شود و مورد حمایت کارگران، زحمتکشان، زنان و جوانان و همه انسانهای تحت ستم مورد حمایت قرار بگیرد باید از اندیشه های ضد اذربایجانی ، ضد انسانی ، ضد دمکراتیک، نژادپرستانه و فاشیستی پانترکیسم برحذر باشیم. باید اندیشه های آزادیخواهانه، برابری طلبانه و دمکراتیک را جایگزین اندیشه های فاشیستی پانترکیسم کنیم که خواهان برقراری حاکمیت اسلام در جهان توسط "نژاد برتر تورک" است. 
پانترکیسم بمعنای اتحاد دمکراتیک و داوطلبانه کشورهای تورک نیست. بلکه پانترکیسم و تورانیسم ایجاد جامعه اسلامی در سراسر جهان توسط "نژاد برتر" تورکها و برهبری ترکیه است. 
اندیشه فاشیستی پانترکیسم باید در آذربایجان افشا شود و اندیشه های مدرن، انسانی ، دمکراتیک و برابری طلبانه در تمامی زمینه ها جایگزین شود و با این اندیشه ها مردم و جامعه آذربایجان سازماندهی شوند. بدون این اقدام جدی کار و تلاشهای انسانهای دلسوز بجایی نخواهد رسید و آذربایجان همیشه در اسارت، اشغال و بربریت بسر خواهد برد. 
**

با توجه به شناختی که از افکار خانم شریفه دارم و در کامنتهای قبلی اشاره کرده بودم خانم شریفه نمی توانند آسیب شناسی درستی از جنبش ملی - دمکراتیک آذربایجان ارائه بدهند. چون ایشان متوجه مشکل اصلی نشدند.، مشکل و دردی که خودشان به آن دچار هستند و نمی خواهند علاج شوند. 
آنچه که بیش از هر چیزی جنبش ملی آذربایجان را به وضعیت اسفناک فعلی رسانده افکار و ایدئولوژی فاشیستی و ضد دمکراتیک، ناسیونالیسم و پانترکیسم است که 20 -25 سال است بر چنبش ملی تحمیل شده است. 
خانم شریفه مدافع جنبش ضد دمکراتیک پانترکیستی هستند و در کامنتی نوشتند که : " با توجه به هویتم یک آذربایجانی هستم و امروز در دفاع از حقوق ترکها در ایران فعالیت دارم البته در حد توان و بیشتر بواسطه قلم ، و محمد امین رسولزاده و آتاتورک را می ستایم زیرا آنها بزرگترین رهبران انسانهای آزادی خواه و اسطوره های تاریخ هستند."
مشکل همین است. ایشان بانیان و عاملان بحران و ضعف جنبش ملی و دمکراتیک را می ستایند و آنها را "رهبران انسانهای آزادیخواه و اسطوره تاریخ " می نامند.

من از خانم شریفه تشکر میکنم که موضوع و کلمه " آسیب شناسی جنبش ملی" را مطرح کردند. فقط همین قدر. چون ایشان توان آسیب شناسی را در این عرصه ندارند. 
یک توصیه دوستانه هم به خانم شریفه دارم. ایشان و دیگر زنان رزمنده و آزادیخواه آذربایجان باید بدانند و آگاه باشند که جنبش ناسیونالیستی - پانترکیستی در آذربایجان نه تنها ضد دمکراتیک و فاشیستی است بلکه کاملا جنبشی مرد سالار است. بی دلیل نیست که زنان آذربایجان در حوزه هیچ جنبشی فعال نیستند. 
ناسیونالیسم و پانترکیسم به مبارزه زنان کارگر، به مبارزه فمنیستی و جنبش مستقل زنان اهمیتی نمی دهد و بر ضد حقوق کارگری و جنسی زنان است. پانترکیسم و ناسیونالیسم افراطی فقط زنان را بعنوان سیاهی لشکر و پشت جبهه جنبش مردسالارانه ملی میخواهد نه کمتر نه بیشتر.

ای کاش خانم شریفه در جنبش فمنیستی و جنبش مستقل زنان آذربایجان هم فعالیت و تلاش میکردند. پانترکیستها چنین وانمود میکنند که تنها یک جنبش در آذربایجان هست و آن تنها جنبش ملی است. آنها جنبشهای دمکراتیک زنان، جنبشهای دمکراتیک اجتماعی و طبقاتی را برسمیت نمی شناسند. آنها جنبشهای دیگر را مانع وحدت جنبش ناسیونالیستی و مردسالارانه ملی و مانع پیشروی جنبش ملی میدانند و در بهترین حالت آغاز این مبارزات را به آینده دور واگذار میکنند.
ضعف و نابودی افکار فاشیستی و ضد دمکراتیک پانترکیسم نه تنها جنبش ملی را از ضعف و نابودی نجات میدهد بلکه باعث تقویت و قدرتمندی جنبش ملی - دمکراتیک آذربایجان، رشد جنبش زنان و باعث رشد جنبش کارگری و دیگر جنبشهای دمکراتیک در آذربایجان هم میشود. باید بدانید که هیچ جنبشی به رهبری فاشیستها، افکار فاشیستی و نژادپرستانه به پیروزی نرسیده و نخواهد رسید. انتخاب با شماست، فاشیسم پانترکیسم یا دمکراسی؟

منبع: 

کامنتهای ایران گلوبال

بخش: 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

نظر: 

تهرانلی گرامی،
شما مرا « ترسو»، « چاپلوس» ، « کازنده ی بذر نفاق و نفرت بین آذربایجانی ها»، « شرین کار به پان فارس»، « تهدید با محضر مردم آذربایجان»، « به دروغ دم از دموکراسی زننده»، و اینکه « جرئت نکردم کامنت های شما رامقاله کنم»، « افکارم پان ایرانتستی ست» وغیره ، نامیده اید.

- آیا « غیر از این بد و بیراه ها و توهین و تهدید ، باز چیزی داری که بیان کنی؟ یا فقط همین هاست؟
اگر باز هم در « انبان معرفت چیزی دارید بفرمایید. دوست دارم با این دانش شما بیشر آشنا شوم.

- قبلا اعلام کرده ام من مقالات خودم را منشر میکنم-امکان انتشار نوشته ی دیگران را ندارم. ولی شما آگاه به این موضوع باز
درخواست مطرح میکنید. این یعنی زورگویی و عدم توجه به منطق.

- « افکار پان ایرانیستی» ذکرکردی نمونه نشان ندادی. سخن بدون نمونه ، فاقد منطق است.

نظر: 

جوان 15-16 ساله ای بودم که در انتشارات پدرم در تبریز کتاب اشعار شاعر ارجمند مرحوم عباس بارز را (ائل دایاغینا سلام) چاپ کردیم. ماموران ساواک به مغازه و انبار ما ریخته کتابها را مصادره کرده و با خود بردند. پدرم به ساواک اظهار شده و در آنجا بعد از فحش و ناسزا چند سیلی محکمی نیز از بازجو میخورد. بازجو پدرم را پانترکیست مینامد. پدرم معنای پان ترکیست را نمیفهمد. از بازجو معنای پان ترکیست را سئوال میکند. بازجو در جواب سئوال پدرم میگوید " هرکس که کتابی ، شعری و یا مقاله ای بزبان ترکی بنویسد و یا چاپ کند پان ترکیست است". از این واقعه در حدود 55 سال گذشته است و ما هنوزدر گیر تئوریهای جاهلان فرهنگ ستیز هستیم.

نظر: 

ائلیارافندی! مسئول کامنتها! شما اینقدر آدم ترسوئی هستی که حتا حرئت نکردی، کامنتهای فرستاده شده مرا بعنوان مطلب جداگانه بصورت یکجا با تیتر نامبرده در صحفه ایران گلوبال نشر دهی. و آنرا بصورت منقطع در بین کامنتها گم وگور کردی! این است نمود شخصیت شما! شمائی که به دروغ دم از دمکراسی میزنی! آیا فکر میکنی در پشت پرده هر چه که دلت خواست قادری اعمال، و خوانندگان را خل حساب کنی. در ضمن تمام افکار پان ایرانیستی، فارس پرستی چاپلوسانه ات در حافظه اینترنت باقی است. اقدامات ضد آزربایجانی شما برای مردم آزربایجان مثل روز روشن است. فعلا با کاشتن بذر نفاق و نفرت علیه مردم آرزبایجان بوسیله لومپنهای چب نما، برای شونیسم و پانفارسیم شیرین کاری میکنی. فکر میکنی فردا به دوشت درجه خواهند زد. فکر میکنی فردا میتوانی از زیر نوشته های چاپلوسانه ات در بروی. در محضر مردم آزربایجان پاسخ گوی آنها تنها خودت خواهی بود.

نظر: 

ادامه,
این همه مقالات و کامنت های ریز و درشت در باره ریشه زبان ترکی و زبان فارسی و یا نژاد ترکی و فارسی و آذربایجانی و غیره به چه درد زندگی روزمره ما میخورد ؟ آیا ایران گلوبال مرکز علمی عالی و اختصاصی فرهنگ شناسی ترک و فارس است ؟ در آمریکایی که من در آن زندگی میکنم در ۲۰۰ -۱۰۰ سال گذشته چنان ملیت ها در هم آمیخته اند که کسی از کسی نمی پرسد پدر جدت و مادر جدت کی بود. ما در ایران قرنهاست که این را پشت سر گذارده ایم و میشود به جرات گفت که حتی یهودی های ایران نمیتوانند ادعای نژاد " پاک " بنمایند. آیا باز مانند ۴۰ سال پیش بقول همولایتی های من " خوشی زیر دلمان زده "؟ یا آلت دست شده ایم ؟

نظر: 

ادامه,
من نمیدانم این چگونه حق آزادی عقیده و بیان است که ایران گلوبال این همه به آن افتخار میکند؟ این همه بد و بیراه و اتهامات زشت و دروغ و تهمت گاه نا سزا مانند که فارسها و ترکهای افراطی نثار یکدیگر کرده اند آزادی بیان است ؟ یا آلت دست دشمن شدن؟ آیا اگر قلم را بدست دشمن بدهیم میتواند از این بدتر کند؟ گمان ندارم. افراطی ها در اینجا چون مطرب قره مست به سیم آخر زده اند و دست اندر کاران خیال میکنند " نوبرش را آورده اند "!!

نظر: 

جناب lachin,
اگر دایره دید را وسیع کرده و با ذره بین ضعیف دنیا را زیر میکروسکوپ قرار دهیم چیزهایی میبینیم که دید نزدیک نمی بیند. سربلندم من, دو چشم من بلند - بینش عالی امان است از گزند , مولانا.
اگر " آقای پوتین « سرهنگ پلیس مخفی شوروی »" بود آقای بوش پدر هم رییس پلیس مخفی اف.بی. ای. امریکا بود. آن ننگ است و این افتخار ؟
انقلاب مشروطیت ایران بین سالهای ۱۹۱۱ - ۱۹۰۵ میلادی رخ داد و هنوز نه اتاتورکی ( ۱۹۳۸ - ۱۸۸۱ ) فعال بود, نه رضا شاهی ( ۱۹۴۴ - ۱۸۷۸ ) و نه هیتلری ( ۱۸۸۹ - ۱۹۴۵ ). در حقیقت رفرم های آتاتورک بین سالهای ۱۹۲۴ - ۱۹۲۱ یعنی ده سال بعد از انقلاب مشروطیت اتفاق افتاد. این سه مرد, آتش نژاد پرستی را شعله ور ساختند که ما امروز در آن میسوزیم. در حقیقت اول بنا نبود بسوزند عاشقان - آتش بجان شمع فتد کین بنا نهاد.ما قرنها مردمی بودیم که با هم دوست و رفیق بوده و عاشقانی بودیم که باهم

نظر: 

عللی است که پانفارسها در ایران قد علم کرده زندگی را بر ملل غیر فارس جهنم کرده اند. درست بعد از قدرت گیری پانفارسیسم در جهنم ایران، و سرکوب دولت ملی مردمی آزربایجان که به رهبری زنده یاد" پیشه وری" بنیان گذاری شده بود، بعد از قتل عامهای سال 1325 بدست رژیم منفور شاه، و بعد از سقوط دولت ملی آذربایجان، حقوق ملی مدنی، زبانی فرهنگی و حق تعیین سرنوشت مردم آزربایجان بدست رژیم پانفارس شیخ و شاه لگدمال میشود. بعد از آن تاریخ حرکت ملی آذربایجان استقلال خود را از دست داد و جبهه سوسیال شونیسم فارس سایه شوم خود را به بهانه تمامیت ارضی بر بر گستره ایران مستولی کرد. خیلی از فعالین حرکت ملی به جوخه های اعدام سپرده شدند، در قیام "بیست و یک خرداد" دهه هشتاد، رژیم و مزدورانش، مردم آزربایجان را در خیابانهای تبریز، اردبیل ، اورمو سولدوز به گلوله بستند، با کشتار مردم سیل خون راه

نظر: 

است. لازم به ذکر است که نه تنها مدرک پایان دبیرستان(دیپلم دبیرستان)، بلکه حتا مدارک دانشگاهی، دانشگاههای ایران در اروپا به رسمیت شناخته نمیشود. با توجه به موارد مزبود، امروزه تنها توانایی خواندن و نوشتن مثل زمانهای قدیم، سواد و یا بهتر بگوئیم؛ سواد علمی و سیاسی تلقی نمیشود. حتا داشتن مدارک و مدارج دانشگاهی مانند لیسانس و دکترای دانشگاههای ایران نیزدر مجامع مدرن اروپائی بعنوان باسواد و یا سواد سیاسی محسوب نمیشود. مخصوصا که چنین افرادی ناسیونال شونیسم روس، ایده های استبداد استالینیسم را با خود یدک بکشند. لازم به یاد آوریست که مردم ایران، مخصوصا جامعه فارس که درمناطق کویری قرار دارد، و از شهر نشینی و فرهنگ پویا وعلم و صنعت، و تمدن امروز در قیاس با کشورهای خارجی عقب مانده است، جامعه فارس نه تنها در تمامی بخشهای علوم و تکنولژی و صنعت عقب افتاده است، بلکه در زمینه علوم سیاسی هم بسیار کم

نظر: 

مدیر محترم سایت ایرانگلوبال با سلام مستدعیست در صورت ممکن این مطلب را همراه دو کامنت دیگر بعنوان پاسخ در خصوص مقاله آقای eza تحت نام "فاشیسم پانترکیسم یا دمکراسی" یکجا بعنوان مطلب جداگانه، درسایت پوشش دهید. با تشکر قبلی از زحماتتان.
فاشیسم پانفارسیم یا دمکراسی؟!
تعدادی از دوستان پانفارس در مورد انتقادهای فعالان حرکت ملی از این مسئله ناراحت هستند که چرا ما آنها را راسیست، کم سواد و حتا بی سواد سیاسی می نامیم. بعضی از آنان با بیسواد نامیدن فعالین حرکت ملی آزربایجان، میخواهند شکستها وعقده های حقارت خویش را بدین بهانه خالی کنند. این عناصر با چسباندن خود به ناسیونال سوسیالیسم روسی، و تبلیغ و ترویج شونیسم روسی با خواندن چند مقاله بزبان فارسی ادعای سواد سوسیالیسی میکنند. در صورتیکه ناسیونال شونیسم روس اصلا رابطه ای با مکتب فلسفه علمی مارکسیسم ندارد. و چیز من در آوردی است. مارکس قبل از

نظر: 

کالبد شکافی یک ذهن کلی گو. همه دوچرخه ها و وساعط نقلیه بد هستند. همه پان ترکها و ایرانیان بیسواد هستند. در دو مورد بالا ؛ دوچرخه و پان ترک متمایز از کل اورده شده , ذهن کلی گو فاقد توانایی حامل اندیشه است.

نظر: 

آقا و یا خانم eza ..موقعی ما می توانیم جریانی را در ایران ( پان ترکیسم) نام ببریم که دولت در دست ( ترک ها ) باشد. تا زمانی دولت و ساختار بنیادی دولت در دست « فارس » ها هست فقط جریان ( پان فارسیسم ) در حال رشد است. پان ترکیسم می تواند در کشورهای باشد که دولت مرکزی در دست ترک ها باشد.مثل ترکیه, آزربایجان و... خواستار حقوق اولیّه بشری در ایران بوسیله بیش از 35 میلیون ترک آزربایجانی یک حرکت « هویّت طلبی و انسانی » است. گذاشتن اسم پان ترکیسم به هویت طلب های ترک های آزربایجان همان مشکل ( کم سواد و یا بی سوادی سیاسی ) که شما اشاره کردید را می رساند. ولی چرا ما ایرانیان و یا کلآ ملل شرق از بی سوادی سیاسی رنج میبرند علت های بنیادی دارد. میدانید که انسان در (( آزادی و فضای باز سیاسی )) رشد و تکامل پیدا میکند. تعداد نشریات سالانه انگلستان 60 میلیونی از تعداد نشریات سالانه 57 کشور اسلامی با بیش از

نظر: 

تعدادی از دوستان پانترکیست از این مسئله ناراحت هستند که چرا من آنها را کم سواد و بی سواد سیاسی نامیدم. آنها با طعنه مرا "باسواد" شمردند و به نقد و ضدیت با سوسیالیسم روسی، بلشویسم و لنینیسم پرداختند بی آنکه من لنینیست باشم.
این دوستان حاضر نیستند انتقاد بپذبرند و دوست ندارند کسی اشکال فکری و سیاسی آنها را گوشزد کند. من از بی سوادی سیاسی صحبت کردم نه از سواد و دانش غیر سیاسی.
ابتدا در رابطه با انواع سواد و بعدا به بیسوادی سیاسی اشاره کنم تا شاید موثر افتد.
انواع سواد از قبیل فرهنگی، اجتماعی، بین المللی، تکنولوژی و سیاسی همچنین سواد ارتباطی، سواد مالی، سواد عاطفی، سواد رسانه، سواد آموزش و پرورش و سواد کامپیوتری و غیره وجود دارند و مخصوصا کسانی با سواد شمرده میشوند که تحصیلات دانشگاهی با استاندارهای بین المللی، تسلط کامل به زبان انگلیسی و آشنایی کافی با کامپیوتر داشته باشد. شما

نظر: 

اسامه عزیز ، نوشته علمی اسماعیل هادی در مورد حرف " ر " و نقل قول شما از ایشان : "هیچ کلمهٔ ترکی (اصیل) با حرف “ر” شروع نمی‌شود. " است . ظاهرا جنابعالی " شروع " کلمه را متوجه نشده اید ، و فکر کرده اید در هر کلمه ترکی و در هر قسمت کلمه حرف " ر" باشد ترکی نیست! نه خیر عزیزم . کلماتی که با حرف " ر " شروع می شوند ترکی نیستند ، نه کلماتی که حرف " دارند " ! مثلا " رحمان " ، رحیم " ، راضییه ، رضا و.... اگر کفته شما درست باشد یعنی هر کلمه ای که حرف " ر" داشته باشد ترکی نباشد ، در این صورت باید اصلا زبان ترکی وجود نداشته باشد ، به خاطر اینکه اکثر افعال ترکی دارای حرف " ر " هستند : " گلیرم " ، گئدیرم ، دئییرم ، آچیرام ، دوشونورم ، چالیرام و .....

نظر: 

دوستان ... همانطور که اطلاع دارید دانشمندی که چندی پیش تحقیقاتشان را در باره جشن گرفتن تورکان از مجسمه « آلت تناسلی ) مثل ژاپنی ها در این سایت کامنت میگذاشتند , تحقیقات بعدیشان را در باره ژنتیک ادامه دادند و ثابت کردند که ترک ها از نظر ژنتیکی دقیقآ عرب تشریف دارند. بعد از زیست شناسی و علم وراثت تحقیقات ایشان بعد از گذشتن از ( سوراخ-سنبه و باجا و ماجا ها) رسید به زبان ترکی که باز هم ایشان ثابت کردند که زبان ترکی ( لهجه ای از زبان مغول ) است. بعد باز هم بعد از تخقیقات زیاد و خسته ناپذیر ایشان ثابت کردند که در زبان ترکی حرف ( خ ) وجود ندارد. این تحقیقات حاصل پشتکاری های ایشان که شب و روز مشغول بودند به نتیجه رسید. شب زنده داریها ادامه داشت که ایشان بار هم به یک اکتشاف بزرگ دست یافتند به این مضمون که حرف «ر» در

نظر: 

جناب اسامه سندی که داری نشان می دهد پاسارگاد آرمگاه کوروش است و 7 آبان روز تولد کوروش است کو به چه علت منشور دروغین حقوق بشر به زبان عیلامی است و به زبان هخامنشی نیست. این نوشته مردوخ کاهن بابلی است نه کوروش. چرا دروغ گفتید هم تو دروغ گو هستی وهم نویسندگان فارس آریایی نسب هیچ دلیل و مدرک ندارید دروغ گویان. در ضمن ترک ها بلوچ ها کرد ها و غیره ایرانی هستند بغیر از شما فارس های آریایی نسب که مهاجر به ایران هستند و مسایل ایران هم مربوط به شما نیست برید تاریخ پسر عمو هایتان افغانی ها و تاجیک ها را بررسی کنید و بنویسید برای خودتان در ایران تاریخ سازی نه کنید

نظر: 

EZA عزیز، بیش از 99.9999999999 در صد از ملت ترک آزربایجان توسط حاکمیت فارس سالار بزبان مادری خود بیسواد نگهداشته شده اند و مطرح کردن پانترکیزم در جامعه ایران مثل رعد و برق در هوای کاملا صاف و غیر ابری غیر منطقی و نا انصافانه به نظر می رسد،

نظر: 

جناب لاچین
شما که که مانند پان فارسیسم آنقدر (( گیج و سر در گم )) نیستید درباره زبان به اصطلاح تورکی یک سوال ما را پاسخ میدهید؟
در کتاب ترکی هنر است، اسماعیل هادی، انتشارات احرار، تبریز، ۱۳۷۴ نوشته :

هیچ کلمهٔ ترکی (اصیل) با حرف “ر” شروع نمی‌شود. گویا در قدیم واج “ر” در زبان تورک ها وجود نداشته چنانکه برای سهولت تلفظ کلماتی (غیر ترکی) که با این حرف آغاز می‌شود، معمولاً به اول آنها حرف “الف” می‌افایند د؛ به عنوان مثال در نواحی مختلف ترک‌نشین ایران، رضا به صورت ایرضا، روس به صورت اروس و رشته به صورت اریشته ادا می‌شود. بر این اساس احتمالاً کلمهٔ ترکی اروج به معنی روزه، در اصل شکل تغییر یافتهٔ کلمهٔ فارسی روزه است. در قدیم کلمهٔ روز در زبان فارسی به صورت روج هم بیان می‌شده است؛
خب حالا که در زبا تورکی "ر" وجود ندارد خود این واژه تورک که در ساختار اش "ر" دارد متعلق به کدام زبان است

نظر: 

آقا و یا خانم Anonymous... خوشبختانه جاده ای که از برکت رژیم آپارتاید و استعمارگر داخلی جمهوری جهل و جهالت و آریا پرستان رنگارنگ مرا در این جاده یک طرفه قرار داده است و به « نا کجا آباد پان فارسیسم » ختم می شود من نه تنها هزاران بار , بلکه ده ها هزار بار ( خارج ) شده ام.. و محکم هم از فرمان گرفته ام . در ضمن یاد آوری بکنم از تصادف من زیاد نگران نباشید به آن جهت که که بیمه ماشین من , یک خلق بیش از 35 میلیونی ترک آزربایجانی است. این بیمه با این (( مزایا)) مرا از گزند هر نوع تصادفات , زیر پوشش قرار داده است. I have a full comperhensive Insurance. بهترین ها را برایتان آرزومندم...

نظر: 

دلبستگی به میهن مشترک ایران ، جنبۀ غالب بین اکثریت بزرگ ایرانیان واز جمله آذربایجانیان است ، ستار خان و خیابانی و صمد بهرنگی و غلامحسین ساعدی و بهروز دهقانی همه میهن پرست ایرانی بودند «البته نه پان ایرانیست»
قطعاً هموطنان شریف آذربایجانی ما با توجه به عشق و علاقۀ خود به ایران علاقمند به زندگی در چارچوب میهن مشترک ایران می باشند و از جدایی طلبان و پان بوزقوردها متنفر هستند.

نظر: 

به جناب آ.ائلیار, آیا نوکری به پان فارسیزم و پان ایرانیزم بهتر است و یا یا نوکری به ملت آزاد ومستقل تورک خویش؟ آیا متوجه هستید که به فاشیزم و راسیزم فارس خدمت میکنید؟ اگر واقعا آزاده مرد هستید , چرا از تشکیلات سرتاسری که در آن ذوب شده اید دست بر نمیدارید ودر یک تشکیلات آذربایجانی عضو نمیشوید؟

نظر: 

دوستان،بعد از شکست تئوری پانا ماریف"بر گشت نا پذیری سوسیالیسم" وبعد از شکست تئوری راه رشد غیر سرمایه داری"اولیانافسکی" که آدمخوارانی مثل بشار اسد،صدام حسین،قذافی وامام خمینی غیره را به جهانیان به ارث گذاشتند وبعد از شکست فضاهت بار اوردوگاه سوسیالیسم، با سوادانی مثل آقای "عزا" به منصه ضهور رسیده اند که سوسیالیسم واقعا موجود مرحوم را سوسیالیم دولتی معرفی میکنند.این آقایان دراین بحران وتشتط فکری که به سر میبرند،هیچ گونه راهکاری را برای برون رفت از این وضعیت در پیش ندارند.این دوستان از آنجایکه مثل اورتودوکس های مذهبی نمی توتنند از گذشته رویائی خود تصفیه حساب بکنند مانند شیعه ها وقتی که مجتهدشان بمیرد وجای گزینی برای تقلید از مجتهد دیگر جایگزینی نمیابند در حالت باقی میمانند{اصطلاحی در فقه شیعه} از این روست که این دوستان در حالت بحران فکری پا پیچ فعالان ملی ومدنی آذربایجان شده اند.این دوست

نظر: 

آسیب شناسی
---
آسیب شناسی نوشته:
مقاله « ایده لوژی ترکیسم و پانترکیسم و بورقوردیسم» را وجه غالب در تلاش آذربایجانی ها مطرح کرده است.
و به نظر نویسنده ی مقاله این « ایده لوژی آفت تلاشهاست». و آلتر ناتیو « دموکراتیسم» را پیشنهاد کرده است.

جواب طرف مقابل چیست؟
-آیا ایده لوژی ترکیسم را قبول دارید ؟ چرا؟ آفت تلاشهاست؟ چرا؟
- آیا آلتر ناتیو « دموکراتیسم» را قبول دارید یا نه ؟ چرا؟

لطف کنید، بحث اصولی ادامه داده شود که نظرات را بدانیم.
- نظر شخصی را شخصی قید کنیم
- نظر گروهی را گروهی
----
صد سال هم از « بهم پریدنها» نتیجه ی مفید حاصل نمیشود.
- پیشنهاد دیگر چه دارید؟
- دوستان جناح راست در برنامه های جمعی خود چه « ایده لوژی» را قبول دارند؟
- ایده لوژی ترکچولوق، آذربایجان چیلیق چه مشخصاتی دارد؟ نظر جمعی، نظر شخصی. نظر اندیشمندان تاریخی و کنونی(اگر وجود دارند و آشنایی دارید)

نظر: 

آقای EZA ای کاش بجای این همه استفاده از اصطلاح پان تورکیزیم و فاشیست و فمنیست و کارگر یک سطر پیشنهاد و راه چاره نشان میدادی چون با گفتن حلوا حلوا دهن کسی شیرین نمی شود و ما این همه تشکیلات طرفدار باصطلاح طبقه کارگر ایرانی و فمنیستهای ایرانی را جلو چشممان داریم که الان اشل ترقی خواهی شان حاتمی و روحانی است و از مردم میخواهند که به روحانی رای بدهند .جنابعالی هنوز نفهمیده ای که فرق یک جنبش ملی با یک تشکیلات و سازمان منسجم و دارای مرامنامه و نظامنامه چیست و با یک مقایسه و درک نادرست بدون تحلیل همه چیز پاکت کرده ای و با یک کلمه پان تورک « که در آذربایجان جنوبی واقعیت ندارد » و با یک افتضاح فکری و استفاده از اصطلاح فاشیست « که ای کاش یک سطر در این مورد مینوشتی تا ما متهمین به بی سوادی میفهمیدیم که درک تو از فاشیست چیست » . رفته ای بالای منبر قضاوت و امر به نهی از منکر میکنی . یک سوال از تو و

نظر: 

آقای eza شما کلمه پانترک را مثل آدامس میجوی، ادای عقل کل در میآری. با لحن رئیس مآبانه کلی گوئی میکنی، با نفرت توصیف ناپذیری رهبران حرکت ملی آزربایجان را مثل پانفارسها، پان ارمنی ها، پان کردها، پان ایرانیستهای آریامهری، و مخصوصا مثل دیکتاتورهای رژیم منفور اسلامی تهران، جنبش رهائی بخش مردم آزربایجان را پان تورک خطاب کرده، بر روی آنان خیز بر میداری، با انگ زدن به رهبران حرکت ملی، با کینه توصیف ناپذیری آنان را محکوم میکنی، زیرا آنها از حقوق پایمال شده ملی مدنی، زبانی فرهنگی، حق تعیین سرنوشت و آزادیهای سیاسی خود حرف میزنند، خواستار احقاق تساوی حقوق هستند، آیا جنابعالی تابحال از خود پرسیده ای یک فارس، کرد، ارمنی و امثالهم..، به بهانه پانفارس، به بهانه پان ارمنی، به بهانه پان کرد، به ملت خود چنین انگهای ناشایست زند؟، مردم و رهبران خود را چنین زیر ضرب ببرد؟ کسی مدعی



نظر: 

جناب Lachin پنداری شما هم سر در گم شدید. چون موضوع بحث نوشته چیز دیگری است و شما از آلما ، آلچا و اریک صحبت میکنید.
پرت شدید از موضوع.- فرمان را محکم بگیر و از خط خارج نشو.
اگر شما رانندگی کنید حتما تا حال هزار بار از مسیر خارج شدید و تصادفات زیادی داشتید.

نظر: 

به ائلیار
شما ناسیونالیستهای کوتولۀ قومیتگرا و ولایت گرا، شما هتاکان به ایران زمین ، شما تجزیه طلبان و دشمنان ایران، باید بدانید که آرزوی نابودی و تجزیۀ این خاک را به گور خواهید برد، همانطور که اربابان امپریالیست و صهیونیست تان این آرزو را به گور می برند.
بوی عفونت اندیشه های قوم گرایانه و طایفه پرستانۀ شما، شامه ملت ایران را آزار میدهد . پس از سرنگونی رژیم ضدملی و پان اسلامیست جمهوری اسلامی، با شماها کار خواهیم داشت .

نظر: 

دوستان عزيز ازربايجان حق خود را مي خواهد با هر مارك و توهيني نمي توانيد جلو حق خواهي ملت شريف ازربايجان را بگيريد حقوق اوليه( زبان فرهنگ موسيقي سرزمين تاريخي خود) و نهايتا استقلال.
تمامي فعالين ملي ازربايجان هوشيار هستند چه مرد چه زن همگي دست به دست هم داده اند و براي احقاق حقوق از دست رفته خودو رهايي از استعمار حكومت مركزي ايران لذا هيچ قدرتي توان مقابله با ملتي كه سيل اسا دشمنان خود را محو خواهد نمود را ندارند

نظر: 

دوستان... بارها اشاره شده است که پان فارسیسم آنقدر (( گیج و سر در گم )) است که نه تنها عقل و منطق را از دست داده بلکه قدرت تفکر کردن را هم از دست داده است . کاربر (( منم بابک خرمدین از آذربایجان )) بار ها نوشته اند و هنوز هم مینویسند که « :زبان ترکی زبان کارگری است همانند زبان اسپا نیا نی در آمریکا یا ترکی در آلمان»..جمله غیر منطقی ایشان درست مثل تجربه شخصی من در رابطه یک سفر کوتاه مدت چند هفته پیش به ( دبی ) بود . طبق منطق بی منطقی ایشان پس میشود ادعا کرد که (( زبان انگلیسی , زبان کارگری )) است بدان جهت که تمام کارگران هندی, بنگلادشی, پاکستانی ... همه در دبی انگلیسی صحبت میکنند. و یا بهتر ازاین ... طبق منطق ایشان ( زبان فارسی یک زبان کارگری ) است بدان جهت که کارگر های افغانی در ایران با زبان فارسی صخبت میکنند....دوستان دیروز 6 ماه می در تائتر ORPHEUM شهر لوس آنجلس , برنامه ای از

نظر: 

پیرامون اسپام نویسی ها:
----------------------
-اینکه ایران به 7 کشور تجزیه شود یا نشود به تصمیم این 7 ملت بستکی دارد.
- تصمیم « راسیست های فرهنگی» ایرانیست، مورد توجه قرار نمیگیرد.
- 7 ملت همه ی حقوق شان تمام و کمال در ایران حاصل نشود، رضایت کامل نداشته باشند،
در شرایط مناسب ممکن است ایران را به 8 و 9 کشور و حتی بیشر هم تکه تکه کنند.
به طوری که تکه ی « راسیست های فرهنگی » ایرانیست، اندازه ی گوش شان باشد.
- میخواهند درسی به راسیستهای فرهنگی و نژادی ایرانیست بدهند که تا هزار سال دیگر هم فراموششان نشود.

نظر: 

ادامه
پوزش میخواهم که درد های « ما آذربایجانیها» شده قصه اصلی کرم. و لاجرم توضیحات ما.
« آتش کرم، توستی کرم، یان کرم!»

«ضد ترک بودن- ضد ترکیسم بودن»:
ضد ترک یعنی ضد یک انسان بودن، ضد فرهنگ آن انسان بودن.
یعنی « دشمن فرد و فرهنگ اش بودن» . که کاری ضد انسانی و جرم است.
اما ضد ترکیسم بودن یعنی رد ترکیسم کردن. یعنی قبول نکردن «یک ایده لوژی ». هر کس حق دارد چیزی را قبول یا رد کند.
قبول یا رد کردن مثلا فلسفه ترکیسم ، ربطی به قبول کردن یک فرد به عنوان انسان ندارد.
فلانی ترکیست است. ترکیسم را به عنوان عقیده رد میکنم اما خود فلانی را به عنوان شخص و انسان قبول دارم.
پس ترک بودن چیز دیگری ست. و ترکیست بودن هم چیز دیگر.
ترکیست کسی ست که به مکتب «ترکیسم، پانترکیسم، بوزقوردیسم و تورانیسم» اعتقاد دارد.

نظر: 

« ترک» و « ترکیست»:
مسئله مهم دیگر توجه به مفهوم ترک و ترکیست است.
رحیم رییس نیا نوشته ای دارد تحت عنوان « ترک و ترکها» . میتوان از اینجا دانلود کرد:

http://ketabnak.com/book/24670/%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D9%87%D8%A7

پژوهش ایشان هم نشان میدهد که « نام ترک» مفهوم « فرهنگی و زبانی» دارد ربطی به نژاد ندارد.
نظر میدهند ترک احتمالا از مصدر törəmək ( زاده شدن ، به وجود آمدن) آمده است. یا از مصدرهایی نزدیک به آن. و حتی از مصدرهای دیگر .
در هر حال معنی نژادی ندارد. نام زبان و نام طایفه بوده است.

نظر: 

سرتاپای پان بوزقوردها و تجزیه طلبان آذربایجانی با حاکمیت رژیم ضدملی و ضدانسانی جمهوری اسلامی گره خورده است.
پان ترکیسم و تجزیه طلبی آذربایجانی، چماقی هستند در دست آخوندهای حاکم برای سرکوب ایران دوستی.
رژیم جمهوری اسلامی از یک سری قوم پرست و جدایی طلب فاشیست به صورت کنترل شده استفاده میکند و اصلاً هم بدش نمی آید که پان بوزقوردها (البته به صورت کنترل شده) وجود داشته باشند. چرا؟چون که هزینه براندازی را بالا ببرند و به خلق ایران سیگنال بدهد: اگر ما نباشیم پان ترک ها و پان عربها و پان کردها و جانوران دیگر ایرانتان را تکه پاره میکنند، پس بگذارید ما باشیم!

نظر: 

در این نوشته کلاً به «مشکل ایده لوژی »، که مشکل اساسی ست پرداخته شده است.

قبلا گفته ام لازم است آلترناتیو آن روشن شود، که نویسنده « دموکراسی» یا به قول من « دموکراتیسم» را اشاره کرده است.

بله هر کس میتواند طبق پژوهش هایی که در مورد انتخاب تئوری آلترناتیو ، میکند، نه تنها به تئوری دموکراتیسم ، بل به تئوریهای
دیگری هم برسد مانند « سوسیال -دموکراتیسم» یا « سو سیالیسم دموکراتیک» ، و غیره.
مهم پایه تئوری ست که بر اساس « دموکراتیسم » و « ارزشهای اخلاق انسانی» و « تبعیض زدا و عدالت اجتماعی خواه» و دارای این قبیل ارزشهای انسانی باشد. تئوری هایی که پایه های « دموکراتیک- و انسانی» دارند راحت تر میتوانند متحد شوند.
درجهان میشود از آن دفاع کرد.
با تئوریهای کاملا متضاد ائتلاف و جبهه ممکن نیست.
راست و چپ ضرورت دارد به هم نزدیک شوند. و این هم با « نقد تئوریهای متقابل» ممکن است.

نظر: 

منم بابک خرمدین از آذربایجان :زبان ترکی زبان کارگری است همانند زبان اسپا نیا نی در آمریکا یا ترکی در آلمان متاسفانه با پین بودن سطح سواد و آگاهی در میان کارگران فریب دادن آنها بسیار ساده است از آ ن بد تر همین قشر کارگر در چنگال اسلام امپریالستی ناخواسته اسیر است با یک نگاه به قانون کار ایران و مفا د آن حکایت از بی پناهی این قشر زحمت کش دارد. روشنفکر های اجاره ای جنگ طلب ترک هم که از راه دور خط میگیرند بله آ نهایی که خمینی گجستک را در ماه رویت میکنند و نهار وشام را در نزد شیوخ نجد و شام "عربستان سعودی"میل میفرمایند در صدد فریب وعوام هستند . اما خوشبختانه آذر بایجانی فریب مجمع الجزایر ترک بی نام و نشان بی هویت مهاجم به ایران سرزمین را نمی خورند حال چه مذکر باشد چه مو ئنث. پاینده و جاوید باش ایران ما در ایران

نظر: 

کمونیستها و کارگران ایرانی میهن دارند و میهن دوست می باشند و هرگز خواهان تجزیه و تکه پاره شدن ایران نیستند.
وطن یا میهن یعنی یک محیط سیاسی،فرهنگی و اجتماعی معین که نیرومند ترین عامل در مبارزه طبقاتی کارگران است و کارگران نمی توانند نسبت به آن و سرنوشتش بی تفاوت باشند .کسی که عشق به میهنش دارد، نه عشق به گاو صندوق پول و غارت ثروت میهن و خیانت به منافع زحمتکشان، میهن دوست است. چنین میهن دوستی انترناسیونالیست نیز می باشدکسی که وطن خود را دوست ندارد نمی تواند وطن کارگران دیگر کشورها را دوست داشته باشد و در نتیجه نمی تواند انترناسیونالیست باشد. مزدوران چپ نمایی که زیر عنوان "حق تعیین سرنوشت " خواهان تجزیه و تکه ، تکه ایران می باشند، اپورتونیستهایی بیش نیستند که نقشه های امپریالیسم و صهیونیسم را برای تجزیۀ خاورمیانه تبلیغ می کنند و پیش می برند . این مزدوران چپ نما نمی خواهند سر دربدن میهن

نظر: 

ما یک ملتیم و یک خلقیم و آرمانمان سرنگونی رژیم ضد بشری و فاشیستی جمهوری اسلامی است. در ایران ملت های دروغین ترک و بلوچ و عرب و... وجود ندارد. ما یک ملت هستیم به نام ملت ایران.
شرم آور ترین مطالب علیه تاریخ و فرهنگ و تمدن ایرانیان به طور همزمان از سوی رژیم ضد انسانی و ضد ایرانی جمهوری اسلامی از یکسو و منفورترین گروه بیگانه گرای تاریخ ایران یعنی فاشیستهای پان ترک و تجزیه طلبان آذربایجانی از سویی دیگر انتشار می یابد. افسار این پانترکها (موسوم به حرکت ملی آذربایجان جنوبی) در دست وزارت اطلاعات بدنام آخوندی و اطلاعات سپاه پاسداران ضد خلقی است و همچنین به پابوسی اردوغان فاشیست اسلامگرا و الهام علی اف فاسد نیز می روند. به هیج وجه نباید در مقابل فاشیستهای پان ترک و تجزیه طلبان آذربایجانی و دیگر تجزیه طلبها کوتاه آمد. اینها جوری وانمود می کنند که حقوقشان از دست رفته، اما این را نمی گویند که در

نظر: 

Eza يولداش
تشكر از كامنت هاي شما كه از يك مقاله هم تاثير كذارتر و فرموله تر بودند، فكر ميكنم شما خلاصه وإر مشكلات را نشان داده و راه حلها را مشخص كرديد ، در واقع شما الترناتيوي تازه به جنبش ملي در آذربايجان آرائه داديد، بر أساس اين تفكر احزاب زيادى جه ناسيوناليست، جه سوسياليست ، جه سوسيال دمكرات و جه كاركري و جه احزاب زنان بر محور اذربايجانيكري و بر محور دمكراسي إيجاد شوند، خوشم امد جون شما جسورانه يك تفكر و يا ايدولوزي را كه صد سال در تركيه و دولت حاكم نقش داشته را به جالش كشيديد، نه تنها قسمت اول كامنت ها برايم جالب بود بلكه قسمت اخر نوشته در رابطه با مرد سالار بودن جريان راست، مرد سالار بودن جنبش ناسيوناليستي و ضد زن بودن بانتركيسم خيلي برايم خيلي تازكي داشت،

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.