توهم به آخوند = تکرار57

و در این بزنگاه سرنوشت ساز فردائی شگفتا که طیفی از چپ مدافع شرکت در انتخابات می باشد. چپی که هنوز توهم به آخوند، دولت دینی و اسف انگیزتر از همه باور به امکان فراروئی مسالمت آمیز از ساختار متمرکز اسلامی به یک نظام مردمی و دمکرات، آنهم با "رأی دادن" دارد.

نظام خودرأی مذهبی در حال کله پا شدن است و باید با همبستگی طبقاتی و یکصدائی اجتماعی به فروریزی آن شتاب داد. زیرا: با بحران های عمیق اجتماعی ـ سیاسی ـ اقتصادی، چشمگیرترشدن جنگ درونی قدرت و ثروت، و بازترشدن شکاف پُرناشدنی سران جناح ها و باندها، گرفتاری در بن بست های دیپلماسی دشمنی افکنانه، سیاست ماجراجویانه جهانی، فرقه گرائی مذهبی ـ منطقه ای، ژرفش ناامیدی توده ای و اوج نارضایتی گسترده کارگری ـ معلمی ـ شهروندی علیه مشروعیت دولت دینی بی سابقه است. و ستیز با بقای بیشتر نظام تکقطبی به مرحله ی حساس خود فراروئیده است. بهمین خاطر دیدیم که خامنه ای ناگزیر شد زنگ خطر خیزش توده ای را همراه با "تهدید" آشکار و توامان برای آماده باش سپاه و بسیج برای سرکوب مخالفان بصدا درآورد. یکبار دیگر علائم جنبش اعتراضی مردم بسان 88 نمودار شده و می تواند کلیت حکومت را به چالش جدی مرگ بکشاند. تحریم و اعتراض به انتصابات چنین ظرفیتی را دارد.

همینک فضای تحریم انتخابات و مقاومت جانانه ی پیشروان کارگران، معلمان، زندانیان سیاسی و حقوق بشری در اعتصاب غذای طولانی هستند، و از سوی دیگر روشن شدن خواست تحریم توده ای علیه تکرار مضحکه ی انتخابات فرمایشی و بی هوده بودن آن، از دید مردم سرخورده برجسته تر شده، و در سراسر کشور موج مخالفت با شرکت در آن بالا گرفته است. و عملا در این مقطع به اصطلاح انتخابات که جز (انتصابات استصوابی منحصرا مطیع و منتخبِ شورای نگهبان) نبوده و نیست؛ ایستادگی رژیم در این فاز ناتوانی و دور و تسلسلی، برابر خواست مردم معترض آسان نیست و جلب آعتماد آنها در رفتن دوباره به پای صندوق های رأی گیری، بیش از هر زمانی سخت تر و شکننده تر شده است. کل طیف های حکومتی این واقعیت را می دانند و با تمام توان و بهمراه ایجاد تشعشع های تبلیغاتی، تنها معطوف به مجاب کردن مردم در رأی دادن به این یا آن می باشد.

و در این بزنگاه سرنوشت ساز فردائی شگفتا که طیفی از چپ مدافع شرکت در انتخابات می باشد. چپی که هنوز توهم به آخوند، دولت دینی و اسف انگیزتر از همه باور به امکان فراروئی مسالمت آمیز از ساختار متمرکز اسلامی به یک نظام مردمی و دمکرات، آنهم با "رأی دادن" دارد. خصوصا با بهانه تنش زدائی و تأکید بر منافع ملی و ترس و گریز از ضرورت خیزش انقلابی، او اصرار در تشویق توده ها به رای دادن به روحانی ِامنیتی، برابر رئیسی ِ"مأمور کشتارهای " 67" می کند. تاکتیک خونبار و بی آبروئی که می تواند در راه تکرار و تدارک فاجعه ی 57 دیگر و خونین تری باشد و تاریخ گذشته مبارزه ی چپ ما را علیه شاه و شیخ به مسخره گیرد.

توهم اینبار به رژیم نه اگر خیانت، لااقل خوشبینی خطرناکی ست که جای تعمق و تاسف بسیار برای ما نیروهای مترقی، دمکرات، سکولار، چپ و کمونیست مستقل و سرنگونیخواه دارد. تعمق زیرا: این چپ ِقتلعام شده و مجرب، نباید دوباره راه همان چپ به اصطلاح بی تجربه، ساده نگر و رفرمیست 57 را برود و فجایع آن دوره را تکرار کند که این "بخش" امروز می خواهدبرود و تاریخ را فراموش کند. خطا و نادانی ایکه در آن دوران، آن چپ دچارشد. زیرا: آنها هویت رژیم آتی و اهداف گرانندگان جنایتکار آنرا آنروزها اصلا نمی شناختند؛ و تنها با آرزوی شکوفائی زندگی توده ای، و گذر از استبداد شاهی ناخواسته بدام خمینی ریاکار افتادند. و اما تأسف! چراکه" تاکتیک آنروزگاری و سازش آن چپ با ارتجاع، بسرعت به خون کشیده و مردود شمرده شد. و فرصت جبران را آن چپ و قربانیان نیافتند.

امروز چطور؟ بازتاب آن سیاست مماشات چپ و همراهی مرگبار با پاسداران حماقت در طول تاریخ گذشته، و هنوز نیز پس چهار دهه همچنان توسط کل اپوزیسیون لیبرال راست، راست ملی، میانه روها و خصوصا همین چپ امروز که تغییر موضع داده، بارهای بار به نقد و نفی و تنبیه کشیده شده، و خصوصا دو جریان چپ مقتدر آنزمان، بخاطر آن همکاری ها از زیر تیغ اینان " متوهم امروز" درنرفته و بارهای بار مورد توهین و تحقیر همین طیف های انشعابی عمدتا " اقلیتی" قرارگرفته و ای بسا بسیاری از آنها، هنوز حزب توده و اکثریت را خائن به انقلاب مردمی 57 دانسته و می دانند. خوب تفاوت موضع امروز این طیف با آن طیف دیروزی در چیست؟ با این تفاوت که تاکتیک پیشین ناشی از بی تجربگی بود؛ و سیاست اتحاد جمهوریخواهان امروز آگاهانه می نماید؟! پس پرسیدنی ست که بخشی از همین چپ مخالف رفرمیسم، دیگر چپ های مستقل و طیف های چپ همگام با اتحاد جمهوریخواهان در این سمتگیری غلط و مهلک امروزی می خواهد بکدام اهدافی مردمی خود دست یازند که قربانیان حزب توده و سازمان اکثریت بدست نیآورده اند؟ از این چند مورد مشابه فرخ نگهدارها بگذریم که جدا استثائی هستند. باقی چپ از گذشته بسیار آموخته؛ زیرا مواضع طیف گسترده ی از سازمان اکثریت و حزب توده شرکت در اتخابات را تحریم کرده است.

 بنا بر این اگر از لعن، اخ و سرزنش های گذشته ی همه ی طیف های متشکل در"اتحاد جمهوریخواهان ایران"علیه حزب توده و اکثریت بگذریم و از دلایل همکاری و همدستی آنها با خمینی دروغگو فاکتور بگیریم و تنها به نتایح تاریخی جبران ناپذیر آن همکاری ها فکر کنیم و فجایع آنرا هم فراموش نکنیم؛ آنگاه خانواده ی چپ بایستی اینک بسیار هوشیارتر و سازش ناپذیرتر از همیشه نماید و از گرایش به چنین پشتیبانی هائی مخاطره آمیزی با هر دلیل و بهانه ای که داشته باشد پرهیزکند. آنهم با رژیمی که دینی ست و دعوی ریاکارانه قوانین آسمانی دارد و لاجرم استعداد اندکی تغییر در آن توسط نه اراده توده ای که توسط خامنه ای هم متصور نیست. خصوصا حکومتی که پس از 38 سال مردم و کشور را بر لبه پرتگاه نابودی، گرسنگی و جنگ ویرانگر مذهبی و تحریم های کمرشکن قرارداده؛ و خود نیز با سیاست ولائی در شکننده ترین مقطع تاریخی خویش است. آیا توهم این چپ به آخوند و ساختار تمامیتگرای مذهبی جدا شگفت انگیز نیست؟

نه دوم خردادی های سال 76 که به جنبش اصلاح‌ طلبی انجامید و سپس سبز خالص پوشید و دشمن رنگینی شد؛ و نه اینان که همینک بر مسند قدرت و خلافت مطلق نشسته‌اند؛ هیچکدام بفکر دغ دغه ها و نگرانی های روزانه  و سالیان سال نان و کارِ کارگران و زحمتکشان را که به فلاکت درآمده اند نداشته و ندارند. بیشترین فشار و سرکوب و ستم بخصوصبر کارگران، جوانان و زنان ناامیدی واردشده است که آنها دیگر به بهبود زندگی در این ساختار باورندارند و از فسادها، چپاول ها، ستم ها، سرخوردگی ها و نابرابری های فراوان حکومت دینی بجان آمده، و نیروی دگرگون سازی و سرنگونی این رژیم بی آبرو هستند و بی گمان در پی فرصتی می باشند تا آنرا به زباله دان تاریخ بسپارند. این چپ بیمار و گمراه بهتر است با این نیروهای فرداساز باور بیاورد و همراه آنها شود و بیاری شان بر رقبای اصول گرا و اصلاحی برتری پیدا کرده و اراده ی طبقاتی را نمایندگی کند و نه یک کاست بی هویت را.

بهنام چنگائی 23 اردیبهشت 1396

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

تصویر کارگر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود. بهنام عزیز، باور کن آرزوی قلبی من این است که فردای بعد از سقوط جمهوری اسلامی، شما و دیگر مبارزان آزادی وطن را که اکنون دور از وطن در غربت زندگی میکنند، در خاک پاک ایران در آغوش کشم. به امید روز بازگشتتان به میهن منتظر میمانیم.
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چپی که مدافع شرکت در نمایش شرم آور انتخابات رژیم می باشد. چپی که هنوز به آخوند توهم دارد و آخوندها را ضدامپریالیست می داند؛ چپ نیست ، بلکه چپول و هالو است.
رای خلق قهرمان ایران، سرنگونی رژیم منفور و کثیف جمهوری اسلامی است. خواست قلبی مردم دستیابی به آزادی و برابری و رفاه همگان است. مردم برای روز شیرین سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی روز شماری میکنند، مردم باید در اعتراضات و اعتصابات و تحرکات سیاسی ، اعتراضی خودشان در این دوره شدت بیشتری ببخشند. باید از این فضا برای عقب راندن رژیم و تحمیل مطالبات و افشای همه جانبه رژیم اسلامی بهره جست. این دوران باید دوران اعتراض مستقیم و رو در رو با رژیم اسلامی باشد. جامعه باید با تشدید و گسترش اعتراضش رای دهد، باید با پاهای خود در اعتراض و مبارزه مستقیم رای دهد.
سوسیالیستها ، کمونیستها ، کارگران و توده های پابرهنه وفقیر در انتصابات آخوندی شرکت نخواهند کرد.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری