تغییر رژیم از راه چلبی سازی یا راه سوم

در میان درگیری فاشیسم مذهبی حاکم و آمریکا ، راه سوم، جبهه ی خود را پیش رو میگذارد و پیش می برد. هر چند امکان پیروزی هم نداشته باشد. این نیرو به نام « وطن نفتی» در کنار رژیم قرار نمیگیرد و همینطور سلطه آمریکا و دوستانش را بغل نمیکند. میکوشد اقشار اجتماعی جامعه را با راه آزادی راستین آشنا کند. و سلطه ی هر دو طرف درگیر را از سر جامعه کم کند....

با روی کار آمدن ترامپ « سیاست تغییر مسالمت آمیز رژیم ایران» از راه «حمایت از  نیروهای خواهان تغییر در داخل جامعه -که ظاهرا برنامه ی بسیار زیبایی ست- » از سوی برخی از اعضای دولت ترامپ مطرح شده است. 
گر چه روی سیاست ترامپ نمیشود حساب کرد- که هفته  خیال است، و حتی روز خیال- و مدام تغییر موضع میدهد، ولی بهر حال چنین موضعی فعلا وجود دارد.
عربستان و دوستانش و آمریکا میخواهند پای حکومت ایران از منطقه  قطع شود  و اگر شرایط اجازه داد حتی در داخل ایران نیز رژیم را تغییر دهند. و مشکل « رقابت در کسب منافع  و سلطه» خود را با آن حل کنند.
یا با ضعیف کردن و تحت کنترول درآوردن اش به منافع خود برسند.

بر اساس اخبار رسانه ها جبهه ی دولتهای خارجی خواهان تغییر رژیم ایران، مشخصا  رضا پهلوی، مجاهدین خلق، حزب دموکرات کردستان ایران، و گروههایی از ملیت ها را مد نظر قرار داده اند ، و احتمالا به بخشی از به اصطلاح « اصلاح طلبان اسلامی» و  ملی مصدقی ها  نیز فکر میکنند. در واقع دارند پروژه « آلترناتیو سازی داخلی-خارجی» را رقم میزنند. در این برنامه موتور « عربستان-آمریکاست».
و « ابزار، نیروهای ایرانی». میتوان گفت اگر پروژه تحقق یابد ما صاحب یک آلترناتیو « چلبی» مانند خواهیم شد. که البته به راحتی میتوانند توسط تبلیغات این« حضرات چلبی مثال ما را» یک « آلترناتیو به ظاهر خیلی دموکرات» برایمان رنگ کنند. کسی چه میداند، شاید این از سرماهم زیاد است. برای مایی که حدود چهل سال است « بین بد و بدتر» استخاره و اقدام  میکنیم. چه کسی میگوید، رژیم چلبی مانند، بهتر از رژیم کنونی نیست؟
با همان «فرمول چهل ساله »، اگر « شرایط حاضر و آتی مهیا شده» لطف کند جامعه ما به سلامتی، کله معلق وارد رژیم جدید چلبی مانند خواهد شد. اینکه در عمل واقعا از رژیم کنونی بهتر باشد « هیچ معلوم نیست». تجربه  ما نشان داده همیشه « از چاه به چاله» افتاده ایم - یا از مار به اژدها پناه برده ایم. « جامعه ی کلنگی و افکار کلنگی و سازمانهای کلنگی» نتیجه ای بهتر از این نمیتواند به دست دهد. 

اما « چلبی سازی» به این راحتی ها هم نیست. و هیچ  معلوم نیست برنامه  بتواند پیاده شود. چون : 1-دولت ترامپ وقت کمی دارد و احتمالا نخواهد توانست برای بار دوم برگزیده شود. 2- ابزار تغییر - نیزو های داخلی-« ائتلافی» با هم ندارند. قادر نیستند « شورای تغییر» را به وجود آورند و « قدرت» را از حالا بین خود « تقسیم تقریبی» کنند و بعد ها « نمایش» آن را برای جامعه بازی کنند. 3- تحت کنترول در آوردن حکومت  میتواند تشنگی دولتهای مخالف  را سیراب کند. و قید تغییر را بزنند.

آیا سرانجام خواهند توانست کاری از پیش ببرند یا نه؟ معلوم نیست و بستگی به « حوادث غیر مترقبه» ی پیشرو دارد. معلوم نیست «باد و  توفان» از کدامین سو بوزد. ولی چیزی که مشخص است سازمان مجاهدین میخواهد یک تنه و بهر قیمتی که شده ، و از هر راه و ابزاری که ممکن است، بر مسند « قدرت» بنشیند. و این جامعه ی از « ملا» فراری شده را به « پرستش» ملایان ناچار کند. کسانی این را بعید میدانند. هم اینان خروج خمینی را نیز بعید میدانستند. اما « عوام گرایی» معجزه میکند. هیتلر و موسولینی و فرانکو و خمینی را به قدرت رسانده است، که میدانیم. و اخیرا  حضرت« داعش »را. جامعه ی خمینی پرور همیشه آماده است صد بار بدتر از خمینی را قبله ی خود کند. سرنوشت هرجامعه را تاکنون عوام تعیین کرده اند و میکنند. به خصوص آن موقع که ابزار خارجی هم میشوند.

و اما حرکت  نیروهای چپ و دموکرات و رفع تبعیض، از یک سو،  و از سوی دیگر، خود « حرکات اقشار اجتماعی جامعه» چگونه میتوانند باشند؟
رهبری حرکات داخل جامعه طبق سنت دیرین به دست « احزاب سنتی» ، که « عقب مانده و دیکتاتور و ارتجاعی» اند خواهد بود. نمونه ها را در بالا ذکر کردم. یعنی از این زاویه ی عینی و واقعی که نگاه میکنیم سه نیرو - جامعه- دولتهای خارجی مذکور - نیروهای ابزار شده- بدون اینکه « ائتلاف و هماهنگی»  قبلی و مشکل گشا با هم داشته باشند دارند  در جهت « پروژه ی آلترناتیو سازی چلبی مانند» حرکت میکنند. که شاید انتخاب بد از بدتر کنند. ولی هیچکس نمیداند در صورت تحقق پروژه،  واقعا به  « بد » که از بدنر بهتر است گذر خواهیم کرد یا از چاله به چاه تازه ای در خواهیم غلتید. 

وضع نیروهای  به اصطلاح «چپ و دموکرات و رفع تبعیض ملیتها»، نیز خراب است. ملیتچی ها اسیر « آشفتگی و هرج و مرج» خواهند شد - چون «فاقد تئوری و جبهه ی متحد اند»-و برخی از اینان نیز به داخل پروژه خواهند رفت. چه پژوژه تحقق یابد و چه نیابد. اما « چپ و دموکراتها»؛ اینان دو بخش اند، یک بخش « در سخن و تئوری ضد امپریالیست اند ، در مسئله اتنیکی شونیست ، و در  تغییر رژیم، توسط پژوه ی یاد شده، عملا در جبهه ی دفاع از رژیم قرار دارند. همان خط حمایت از روحانیت در برابر آمریکا» ست. کسانی مانند محمد علی عمویی و فریبرز رئیس دانا و دیگران که اخیراً اطلاعیه داده اند: « نامه ی گروهی از فعالان چپ و آزادی خواه ایران در باره ی سیاست های مداخله جویانه آمریکا در ایران »
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=80973
اینان را میتوان خط دوم نامید . اگر موافقان دخالت و تغییر خط اول حساب شوند.

جبهه ی سوم
ولی بخش دیگر که آنها را میتوان خط سوم نامید برای خودشان  پروژه ی دیگری دارند. آنها میکوشند خود و جامعه به تله ی « حکومت و آمریکا» نیافتند.  و در برابر هر دو نیرو جبهه ی سومی را بگشایند. چرا که  
میاندیشند « راه دموکراسی و عدالت اجتماعی و رفع تبعیض و تعیین سرنوشت خلق ها و اتحاد داوطلبانه، از جبهه ی سوم میگذرد. نه به حکومت و نه به آمریکا و دوستانش، تفکر اینهاست.  »  
در میان درگیری فاشیسم مذهبی حاکم و آمریکا و سرمایه جهانی ، راه سوم، جبهه ی خود را پیش رو میگذارد و پیش می برد. هر چند امکان پیروزی هم نداشته باشد. این نیرو به نام « وطن نفتی» در کنار رژیم قرار نمیگیرد و همینطور سلطه آمریکا و دوستانش را بغل نمیکند.  میکوشد اقشار اجتماعی جامعه را با راه آزادی راستین آشنا کند. و سلطه ی هر دو طرف درگیر را از سر جامعه کم کند. در شرایطی که « جامعه و افکار کلنگی» هستند شانس پیروزی چنین جبهه ای بسیار کم است و شاید عملا شکست آن از پیش رقم خورده است. ولی شکست در راه درست، هزار بار بر پیروزی در راه نادرست ارزش دارد. 
بگذار صفوف مرتجعین همدیگر را ببلعند، راه آزادی از جبهه ی سوم میگذرد. جامعه را با راه آزادی واقعی روشنگر باشیم. 

تضاد عمیق  بین جامعه وحکومت دهه هاست که امکان گذار را فراهم نموده است ولی «کمبود عامل ذهنی و خود سازمان یابی» عمر حکومت را طولانی کرده است. نیروهای مخالف حکومت « استعداد ائتلاف و اتحاد» ندارند چون « دیکتاتور اند و ذهنی سنتی دارند و فاقد تجارب تاریخی اتحادها و ائتلافها هستند».  از این رو سرنوشت جامعه اسیر حوادث شده است. که دیگران، و بعلاوه ،  مثل همیشه ، « عوام گرایی و عوام الناس»،  برایش تصمیم میگیرند.
اما راه درست « خود تصمیم گیری آگاهانه و سازمان یافته است». هر چند شکست در انتظار آن باشد.  و راه جبهه ی سوم چنین راه درستی ست. روشن است که راه درست الزاما به معنای امکان  پیروزی آن نیست. باید این شرایط و امکانات را فراهم کرد. به قول دوستی « سیاست تنها علم عمل در ممکنات نیست بل علم عمل در خلق ممکنات نیز هست.» باید تلاش و تجربه کرد. 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این مقاله شباهت به نامه آخر رستم فرخزاد به برادر خود را دارد که شکست ایرانیان را از اعراب مسلمان بی تردید دانسته بود.
ائلیار امید خود را به " اقشار اجتماعی" در این مملکت "کلنگی" میبندد و میخواهد برای آنها کلاس اکابر گذاشته, الفبای دمکراسی یادداده و از آنها مبارز ضد امپریالیست تحویل ناکجا آباد سوسیالیستی خود دهد! طبقه کارگر تا چند سال دیگر با روبوتها جایگزین و محو خواهد شد.
ائلیار در قرن گذشته فکر میکند و نتیجتا راه حلهای پیشنهادی او متعلق به آن زمان است. تاریخ عدالت طلبی برابر طول تاریخ انسان است بنابراین مهم در هر برهه زمانی متد رسیدن به آن است. کوتاه سخن:
- هیچ تغییر سیاسی مهمی بدون دخالت یا موافقت آمریکا بخصوص در مناطق استراتژیک جهان اتفاق نمی افتد. قدرت جهانئ مثل بریتانیا در حال گدایی توافق تجارتی با آمریکاست تا در مذاكرات اقتصادی برگزیت با اروپا دست بالا را بگیرد.
-...


عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پیروز عزیز، در دنیای مدرن امروزی، همه چیز به زیر مجموعه های متنوع تقسیم و تکثیر یافته، در گذشته بخاطر عدم تکامل علم و صنعت، اعداد اعشاری بی مفهوم بودند، اعداد بین صفر و یک، مثلا 0,01 + و یا 0,01 - شناخته شده نبود, در واقع تفکر شمع گونه، یعنی روشن و یا خاموش مفهوم داشت، با شروع مدرنیسم همه پدیده ها طیفهای وسیعی بخود گرفت و مقولاتی مثل موافق و مخالف، جنگ و صلح ، دوستی و دشمنی، انقلاب و ضد انقلاب، تشویق و تنبیه، درجات و طیفهای وسیع و مختلفی پیدا کردند، از جمله مقولاتی بینابینی مثل جنگ سرد، جنگ اقتصادی. جنگ دیجیتالی، و یا در مورد تنبیه، شکنجه سفید، و یا در مورد تشویق، فراهم کردن و در کانال امکان رشد قرار دادن ، و یا انقلابات نارنجی و آبی، بنفش، دگماتیسم های دینی ماوراع الطبیعه گرا و ایدئولوژیستهای آرمانگرا، همه چیز را روشن و یا خاموش می بینند، با ایمان یا کافر و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پس جناب عصلان !مسئله شما پول است آنهم جرینگی، باز الله را شکر که شما و جبهه استقلالیون دیلی نمی باشد در اینصورت امیدی هست چرا که مثل ترکی (مغولی) میگه جانمو بگیر ولی پارامو نگیر!نه این خط حتمأ کاری میکند.بر حسودش لعنت ! بیش باد!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شاید بتوان به کمبودهایی که عنوان شده مورد زیر را هم اضافه کرد.
گروهی از تحلیلگران و تئوریسینهای امروزی بجای ارائه کردن دیدگاهی با توجه به شرایط و بحرانهای موجود ، افکار و اندیشه و بآورهای فسیلی را با همان طرز فکر 40 سال پیش خود برای قبولاندن بفروش میگذارند. انگار زمان و رشد فکری در این افراد ثابت مانده و قابل تغییر نیست.
«کمبود عامل ذهنی و خود سازمان یابی» عمر حکومت را طولانی کرده است. نیروهای مخالف حکومت « استعداد ائتلاف و اتحاد» ندارند چون « دیکتاتور اند و ذهنی سنتی دارند و فاقد تجارب تاریخی اتحادها و ائتلافها هستند». از این رو سرنوشت جامعه اسیر حوادث شده است. که دیگران برایش تصمیم میگیرند.
در ضمن با توجه به پیشینه رضا پهلوی و سازمان مجاهدین نمیتوان تلاش آنها برای رهایی از خلافت آخوندی منتخب روشنفکران دیروز را در راه چلبی سازی از نوع عراق بشمار آورد و حتا مقایسه کرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام - میشودگفت یک تحلیل خوب ومستند ازواقعیت هاوازشکل بندی گروه وتفکرات غالب برذهنشان درنگرش به تعویض قدرت بود.
متاسفانه همانطورکه این تحلیل دربطن خودنشان ازتفرق افکاررانشان میدهد،ازطرفی نیروهای حکومتی وطرفداران آن درجامعه رادرنظرنگرفته
است.شایدبتوان 15 الی 20 درصدطرفداران یاکمتر ازآن را بهیچ گرفته
است.
آمریکا وکشورهای طرفدارمنفعت بروعوامل حاکم وو..بیشتردنبال سودجویی ازاین انرژی چشمشان تنهامنفعت خودرامی بینند وبخاطر
آن هم بیشترباحکومت ایران کنتاکت داشته تاحقوق بشروغیر.
پس این که فکرکنیم به همین راحتی حکومت وطرفدارانش ونفت خواران
کنونی بتوانند به اوپوزاسیون بفرماگویند یک کمی سادگی است .
اگردرشش سال گذشته سوریه راتوجه کنید یک حکومت کاملن فاشیست
وآدمکش توانسته باهمکاری همین حکومت سرپابماند.
چطوربایدباورکرد،که درایران پسرشاه یارجوی به غیبت رفته بتواند به همین راحتی حکومت راکناروخود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فرمودید: بخش دیگر که آنها را میتوان خط سوم نامید برای خودشان پروژه ی دیگری دارند. ولی توضیحی ندادید پرچمداران این خط سوم چه کسانی هستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جوانان آزربايجانجنوبي به سالاري فار س زبانان در ايران پايان خواهند داد زمان سالاري و سروري به سر آمده است گويا هر چيزي زمان مصرفي دارد ديگر ملت دربند ازربايجان حاضر نيستند ماليات چند برابر مركز نشينان ارزش افزوده وعوارض و... بدهند وبا پول همين ملت هزاران تلويزيون و رسانه فارس زبان بر ضد ملت ترك آزربايجان تاسيس نمايند منابع ومعادن ما را غارت نمايند جوانان پاكدل آزربايجان محروم از همه امكانات (فاقد شغل - درآمد - مسكن )لازم است دست در دست هم دهند و با اتحاد بي نظير خود لرزه بر اندام دشمنان و بدخواهان آزربايجان بياندازند و راه رهايي ملت خود را در يك قيام ملي تعيين نمايند و با آگاهي كامل قدم اول واساسي استقلال را بردارند و حريم ترس ورعب و وحشت را در تكاتك شهرهاي آزربايجان بشكنند و نبايد از مرگ تهديد و زندان واعدام ترسيد و همراه وهمدل وهمرنگ با ملت قدم برداشت . اين روز نزديك است و ..

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری